نخستین 200 خط.
زیر میزت چی ؟
.گشتم، اونجا هم نبود
دستشویی چی ؟ - .اونجام نبود -
شاید وسط مبل هایِ تویِ اتاق استراحته ؟
دقیقاً از کِی فهمیدی که گم شده ؟
...خب، راستشو بخواین
.چند هفته ای هست، هاردِ آقایِ کاپوتو رو گم کردم
!! آلیشا - ...قبل از اینکه بترسی -
.باید بگم تویِ همین ساختمونه
.مطمئنم ...من داشتم ساندویچ چاپ میکردم
.بعدش وسط دوتا جعبه جوهر گیر کرد
.واسه همین، درآوردمش
.ما اجازه نداریم از دوتا جعبه جوهر استفاده کنیم
وایسا ببینم، پس تو پرینتر رو خراب کردی آلیشا ؟
! برام مهم نیست
...اگه تا بیست دقیقه دیگه پیدا نشه
...خودت باید بری داخل پوستش و
...اونقدر نقشِ آقایِ کاپوتو رو بازی کنی
! تا زنش بمیره
! رفتم - .نورا -
...ببینم، تو ویدیویِ مارو
درباره جلوگیری از رابطه فرشته و آپلود ندیدی ؟
.چدا، دیدمش
درکش کردی کامل ؟ - .بله -
...پس میشه توضیح بدی، چرا تویِ بغل ایشون
تا ساعتِ 6 صبح خواب بودی ؟
من دیروقت اومدم سر کار .میخواستم عقب افتادگی هارو جبران کنم
.بعد خواب موندم
.قول میدم دیگه تکرار نشه
.باشه، قبوله ...چون اگه اتفاق بیفته
...امتیازت رو میرسونم به
الآن امتیاز چندی ؟ - - 5.8
! امتیازت رو میکشونم به 4.8
! نه
.5.8 که نداریم. تو الآن 4.8 هستی
.میکشونمت به 3.8 ! به همین سادگی
...و تو، باتیا
نمیدونم تویِ شیشه هایِ مشکی زیر میزت ...چی هست
.ولی اینجا جایِ کاره
! قرار نیست بویِ گند بده
ترجمه شده توسط کوروش عوض پور .:: KouRosh ::.
.هوم
یادم نمیاد تویِ خاطراتت دیده باشم .شطرنج بازی کرده باشی
ولی باهوش که هستم ؟
...من واسه
.خواب موندن دیشبم، تویِ دردسر افتادم
.وای پسر .چه وضعی
.تقصیر منه
.نه، باحال بود .چیزی نیست
.خودم از پس خودم بر میام
.از اینجا متنفرم .همیشه تحت نظریم
...نه، مشکل این بود که
.من رویِ میزم خوابم برده بود
،و مردم وقتی اومدن سر کار .منو دیدن
.عه
.خب، دفعه بعدی میخوای زنگ ساعت بذار
.جالبه
.یه ساعت زنگ دار تویِ اتاقت هست
شاید بهتر باشه دفعه بعدی .دعوتت کنم اتاقم
.شاید
...اگه بخوایم دوباره همون کارو تکرار کنیم
.باید به اینگرید بگم
.این یکی حقشه
.بعدشم .یهو دیدی زد پاکم کرد کلاً
.آره
.اسم من اِمی هست
.سلام اِمی
...همسر من سه ساله که مرده
.یعنی سه ساله آپلود شده
.میتونم فوقش یه ماه بهش فکر نکنم
اون هیچوقت نه پیام میده .نه ایمیل
.شاید تقصیر تنظیماتته
...یه قرارداد حریم خصوصی هست
.که واسه دریافت پیام، باید تاییدش کنی
.وای لعنتی
.ببخشید
.آپدیت خودکار رو هم فعال کن
! خب، بیاین با شما شروع کنیم
.حتماً .اسم من اینگرید هست
.سلام اینگرید
.سلام
یه چیزی هست که چند وقته .رویِ دوشم سنگینی میکنه
.من همکارِ دوست پسر مرده ـَم رو بوس کردم
.ببخشید
.دوست پسر آپلود شده ـَم
.ممنون که باهامون درمیون گذاشتی اینگرید
.ما همه ـَمون این چیزا رو گذروندیم
میخوای بری دنبالِ اون پسره ؟
.نه
.اصلاً ازش خوشمم نمیاد
.فقط همینطوری یهویی شد
.اون دوستِ نزدیکش بود ...یه شب هم اومد
...دنبالِ هاردِ نیتن
.بعدش من و نیتن همون شب دعوا کرده بودیم
و تا به خودم اومدم .با همدیگه تویِ تخت بودیم
مگه نگفتی یه بوس بود ؟
.حالا یه دستی هم به سر و روش کشیدم
راحت شدی ؟
! خدایا، تصمیمتو بگیر دیگه
.واای
.امروز از بی ادبی تویِ لیکویو خبری نباشه
واقعاً ؟
! این که عالیه ...اینطوری بابات
.آره، امروز داره میاد دیدنی
...میخوای بیای سلام کنی
و اطراف رو نشونش بدی ؟
...آره، خب میدونی ...من خیلی
.سر باباها خوش شانس نیستم
...من مامولاً همیشه تویِ ماشین میموندم
.و نمیرفتم پیش خانواده طرف
.قرار نیست که قضاوتت کنه
.فقط میخواد بیاد اینجارو ببینه
شاید تو بتونی کمک کنی .اینجارو قبول کنه
.باش
.راستی، یه چیز دیگه - جان ؟ -
! کیش و مات
وایسا ببینم، چیشد ؟ - ! فعلاً -
تاحالا یه بازی هم نباختی، نه ؟
! من گفتم تاحالا یه بازی هم نکردم
! منو احمق جلوه دادی
فکر کردی از عمده ؟
.راستش، داشتم به غیرفعال کردن نیتن فکر میکردم
.نه واسه همیشه آآآ .مثلاً شیش روز در هفته
...یا
.میتونم کلاً باهاش ازدواج کنم
.سخته
.آره، دوران سختیه
بعدی چی؟ جِن ؟
...عه، نه، ببخشید
من یه لیست از مزیت ها و ضرر هایِ .خاموش کردن نیتن نوشتم
.نترس جِن، زود تمومش میکنم
.باش
...مزیت هاش
،همکار شرکت سرمایه گذاری کورن ...جاش پیتزر
.دیشب در ایگلوود کشته شده
کاپیتالیستِ بزرگ و نه نفر دیگر ...ظاهرا
...توسطِ یک آپلود تقلبی
سر خود را سوزانده اند و هزار دلار
.دریافت کرده اند
...یادم رفت که بگم این تصاویر
.ممکن است برایِ همه مناسب نباشد
تو جاش پیتزر نمیشناسی ؟
.نچ
وایسا ببینم، این طراح ...این لباسا نیست
که خیلی تنگ و چرمی هستن ؟
...خدایا
...نه، یکی از خاطراتِ آسیب دیده ـَت
.درباره این بود که بیاند رو به اون، تویِ دفترش بفروشی
...من هفته قبل باهاش حرف زدم
.و دیروز دیدیم مرده
.وای پسر
به نظرت این دوتا به هم مربوط ـَن ؟
.آره
...من میخواستم یکم سرک بکشم
.ببینم کسی رفته تویِ ذهنت یا نه
راستی تو که مشکلی نداری ؟
واسه اینکه ببینم کی منو کشته ؟
.نه، دیگه فراموشش کردم
وایسا ببینم، چی ؟
.معلومه بابا، خوب کاری میکنی
...اگه قراره کارآگاه بازی در بیاری
.پاشو بیا کمک من آقایِ کاپوتو رو پیدا کنیم
...هیس - ...فقط -
.مواظب خودت باش
! وای خدایا
پیداش کری ؟ - .نه -
تو خوبی ؟ - .آره، بابام اومده تویِ مغازه -
راحته ؟
.آره، اصلاً همین الآن عاشقش شدم
چی... چیکار میکنی ؟
خودم میذارم .مرسی
.دیر نمیکنم لاری
.به نظر نگران میای .بیا بشین
بابا ؟
هنوز نرسیدی ؟
! منم، نانی
نانی ؟ - .خفه شو -
! بابا
دیگه آدامس نعنایی نمیخواین ؟
! گفتم نه، آدامس مسخره
! بیا اینو بجو
! وای خدایا
.آدامس، آدامس
! وای، بدتر شد - ! آدامس، آدامس -
...مزیت هاش
...اگه نیتن رو خاموش کنم
...میتونم ببینم بقیه بیست سالگی
.و سی سالگیم چطوری میتونه باشه
.خب
...بدیش هم اینه که اون، دوستا و خانواده ـَش
.که بدون اون پیر میشن رو نمیبینه
...مزیت
اگه دوستاش کمتر بشن .واسه من بیشتر وقت داره
...خب ضررش
...اینه که صمیمیتت با مردی که دوست داری
.خیلی کمتر میشه
یه مزیت دیگه هم اینه که تهویه هوام خراب شده ...و نمیتونم همزمان هم
اینو درست کنم ...هم چیزایی که نیتن میخواد رو بهش بدم
.بدونِ اینکه از بابام پول بگیرم
.رویِ عشق که نمیشه قیمت گذاشت
No comments yet. Be the first to leave one.