نخستین 200 خط.
به سفارش امير حسين James
آماده ايم
باشه ، بيايين شروع ميکنيم
بهت التماس مي کنم
قلبت رو آروم کن
... برده ي همچين احساسات تيره بختي
نباش
کي تو رو توي اين شرايط گذاشته ؟
... کسي جز من
اين کار را نکرده است
.... " من ، "اومکاوا
من کسي هستم که به جاي همه بايد سرزنش بشوم
بايد پشيمان باشم ؟
يا بايد تأسف بخورم ؟
نميدانم
قلبم رو ببين
که با اندوهي گيرا تعظيم کرده
اون با اشکهايي دلتنگي گريه کرد
به روي تکه هاي از طلا
سکه ها به زودي همچون گلهاي زيبا
و برگ درشت خواهند شد
پوشيده ازشبنم
در ميان اشکهايش استحمام ميکند
سکه ها بسيار درخشان برق مي زنند
شرافت ، افتخار و شانس
فقط دانه هاي سريع ماسه ها هستن
رد پايشان رو غبار مي گيرد
در راه " ياماتو " پخش مي شوند
که تا ابد در سفر باشند
اونا گداهاي افسار آويز هستن
! گداهاي افسار آويز
! سلام - ! سلام -
" بگو ببينم ، " ساواکو عروس " ماتسوماتو " نيستش ؟
ديگه نه
وقتي که دعوت نامش به دستم رسيد فکر کردم که بالاخره ازدواج کردن
اما در اشتباه بودم
اون با دختر رئيس شرکتمون ازدواج ميکنه
! داري شوخي ميکني
مثل اينکه خانوادشون ، ازش خوششون اومده
خب ، پس اون پسر سيندرلايي هستش
! حالا ديگه فراتر از ماست
اما چطوري با " ساواکو " کنار مياد ؟
لابد به آرومي از هم جدا شدن
! هيچ وقت فکرش رو هم نمي کردم که " ماتسوماتو " همچين فردي باشه
هيچ مردي همچين فرصتي رو از دست نميده
احتمالاً اين يه موفقيت ميان بره
در عرض دو سال جلوش تعظيم هم مي کنيم
! اين درخواست رئيسه
من قبلاً نامزد شدم
فراموشش کن ،هنوز که باهاش ازدواج نکردي
به زندگيت فکر کن
حق با پدرته اون ادم سخت کوشيه
اما بدون ديپلم ، به موفقيت بزرگي دست پيدا نکرده
فکر کردي براي چي تو رو به دانشگاه فرستاده ؟
با دقت فکر کن اين درمورد زندگيته
اين از اون شانس هاست که يه بار در کل زندگيت نصيبت ميشه
نزار که از دستت بره
نمي تونم ترکش کنم
من ميرم و ازش معذرت خواهي ميکنم
بهش التماس ميکنيم هر کاري لازمه به خاطرش انجام ميديم
چيه ؟
تبريک ميگم
! خيلي خوشحالم
ببخشيد آقا
يه نفر براي ديدنتون به اينجا اومده دوست دوشيزه " ساواکو " هستن
! هي
چه خبر شده ؟
يکي از دوستان قديميم ايجاست
فراموش کرده بودم که دعوتش کنم
پس موفقيت رو انتخاب کردي ؟
ساواکو " خودکشي رو انتخاب کرد "
مرده ؟
نه ، زنده مونده اما حافظش رو از دست داده
حتي من رو هم نميشناسه
درست عين مرده هاست
اون کجاست ؟
بيمارستان
کدوم يکي ؟
تو رو هم نميشناسه
ساواکو " خودکشي رو انتخاب کرد "
تو رو هم نميشناسه
خوشمزست
يه کمي بيشتر بخور
چه اتفاقي براش افتاد ؟
شنيدم که يهويي غيبش زد
و ازدواجشون چي شد ؟
به نظر ميرسه که کنسل شده باشه
باشه ! ما آشغالا رو برميداريم
بعدش ميزاريمشون اينجا
هنوز يه کمي اون طرف هست
اوناهاش
... چطوري تونستي
مراسم ازدواج خودت رو ترک کني ؟ ...
چه فکري پيش خودت کردي ؟
عروس توي گريه هاش غرق شده بود
و رئيس هم عصباني بود
ميتوني کمي بهم پول قرض بدي ؟
... حالا ، ميخواي
هر مقداري که الان داري
ميخواي چي کار کني ؟
اگه خيلي زود معذرت خواهي نکني نابود ميشي
واقعاً ممنونم رفيق
خيلي زود تماس ميگيرم
! " هي ! " ماتسوماتو
... قربان
... به نظر ميرسه که دوست دخترتون
همينطوري سر خود از اتاق بيرون نرو
ميفتي توي دردسر
همه چيز رو رو براه ميکنم
متأسفم
اونو بده به من
متأسفم
... اما " ساواکو " ، اون
ميدونم
به نظر ميرسه که اصلاً حالش خوب نيست حقيقت داره ؟
اونجايي ؟
الو ؟
ماتسوماتو " ؟ "
! هي ، تو اهل اين طرفا هستي ؟
کجا زندگي ميکني ؟
ببخشيد ، مشکلي هست ؟
شما ميشناسينش ؟- بله -
پس بايد پول اونا رو پرداخت کنين
اونا رو بده به من
ميخواي امتحانشون کني ؟
مشکلي نيست ، بازشون کن
... نشونت بدم بزار
اينطوري
... بزار نشونت بدم بايد توش فوت کني
اينطوري
هوا سرده ، بيا داخل
سرما مي خوري
! مراقب باشين احمقها ديوونه شدين مگه ؟
يکي ديگه برات مي خرم
منو ببخش
تموم شد
همه چيز بار زده شد
خوبه ، ممنون
به خاطر همه چيز ممنون
پس ديگه ميريم
انتخاب خودش بود
... رئيس
محافظ جديدتون
من " ايکيوچي " هستم
در خدمت شما هستم
حال مادرت خوبه ؟
خوبه
ممنون
به مادرت سلام بده
اون ، پسر برادر " ياکوزا * " م هستش
اونا چشونه ؟ ! خيلي عجيبن
ببخشيد قربان
خب ، اصليتت کجاييه ؟
" هيروشيما " ، خاندان " تاکيگاوا "
اوه ، پس اينطور
چند وقته که باهاموني ؟
دو سال
واقعاً ؟
براي چي يه گنگستر شدي ؟
وقتي که بچه بودم هميشه دعوا مي کردم
يه دردسر ساز واقعي بودم - ! احمق -
دعوا کردن برات چه نتيجه اي داشته ؟
! بهتره که مغزت رو به کار بندازي
بله قربان
... قديما
درسته که چيزايي که ميخواستيم رو با زور بدست مياورديم
بعد از اينکه کشتيش ، ازمون دور بمون
حتي ما " برادرا " هم ، بعضي وقتا مجبوريم که همديگه رو بکشيم
بفرمايين
! برادر
من رو هم ميکشي ؟
متأسفم
انجامش بده
حيف شد واقعاً به هم نزديک بوديم
دکتر اينجاست
نميتونم بگم بهترم يا بدتر
! اون شارلاتان عوضي
اون هيچ وقت رک و راست حرفش رو نميزنه
... اما فکر کنم که
وقت زيادي ديگه برام نمونده باشه
مجردي ؟ - بله -
هيچ زني در کار نيست ؟
ترکش کردم
براي چي ؟
زن ميتونه مثل يه بار روي دوشت باشه توي کارات دخالت مي کنه
تو از اون دسته از آدمايي هستي که قديمي فکر ميکنن
واقعاً ؟
منم قبلنا مثل تو فکر ميکردم
منم - ! غافلگيرم کردي -
برات ناهار آوردم
! عاليه
قول ميدي که همش رو بخوري ؟
بفرما - ممنون -
خيلي خوب به نظر مياد - حتماً -
خوبه ؟
به سفارش امير حسين James
خوشمرست - ! خوشحالم -
2012 / 05 / 24
ميرم بيرون
من رو به " سائيتاما " ببر
No comments yet. Be the first to leave one.