نخستین 200 خط.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
:::::::: آيـــ(جان بها)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
این چی بود؟
!اینو بزار پایین
اوه متصدی عزیز، خوبی؟
آره
خدایا ممنونم، تو آسیبی ندیدی
اوه، مرسی- باید الان چیکار کنم؟-
چی؟
در مورد حراج کلیه
من مزایده رو بردم
باید چیکارکنم؟ کجا برم؟
خب؟
ببخشید؟
شرایطو نمیبینی؟
این 132.25میلیون بود؟
ده چیپه 10 میلیون وون یازده، دوازده، سیزده
و این یک میلیون وون
سه، 132.25 میلیون
من باید50هزار وون برگردونم، میشه نقدی بدم؟
ببخشید؟
برو اونور ببینم- چی؟-
!وای لطفا برو اونور لعنتی تو چرا اینجایی؟
نمیتونی ببینی؟
...خب من چجوری باید- !برو اونور-
اگه تو بری اونور، من خودم حلش میکنم
آروم باش لعنتی- مدیر کواک مدیر کواک-
!مدیر کواک
نمیتونی چیزی ببینی؟ خوبی؟
مدیر کواک نیست
کی هستی؟
جو یونگم
چرا تو داری جواب میدی؟
دکترا، مشتریا، نمیتونی ببینی که همشون رفتن؟
هی، نمیشنوی؟
پس، اونی که من خریدم چی؟
باید چیکار کنم خب؟- هی هی-
به پلیس زنگ بزن
!بی خاصیت به پلیس زنگ بزن
!به پلیس زنگ بزن- !به پلیس زنگ بزن-
چرا جواب نمیدی؟- به پلیس زنگ بزن-
چرا تو داری جواب میدی؟
هی بیسیم بده مدیر کواک
رئیس
الان مسئول این اتفاقات، مدیر کواکه؟
!تو مسئولشی
مردم دارن سعی میکنن برن بیرون یه دقیقه صبر کنید
لعنت بهش، فقط بخاطر اون، واقعا
حرف نزن برو بیسیم رو بهش بده
عوضی اون چاقوت رو بیار پایین- حرکت نکن
من مسئولش نیستم
چی؟ مسئول چی نیستی؟
رئیس
تنهایید؟
بیا دنبالم
!ولم کن، احمق
اوه، واقعا؟ صبر کن- دهنتو سرویس میکنم،-
دنبالم بیا مُردنی- بیارش اینجا، بیا-
!تو روحش
این چیه؟
هی، دوباره بگو
آره درسته، تو فقط زندشو دیدی
رئیس شما تنهایین؟
اگه تنهایین، میخوام بیام اونجا
کدوم قبرستون میخوای بیای؟
باید چیکار کنم؟ چیو چی کار کنی؟
اول اونارو توی اتاق انتظار جمع کن- هی-
بیسیم رو بده به مدیر کواک
اون مرده
من
لعنتی، خیلی آزاردهندست
بیسیم کدوم گوریه؟
!گوه توی این زندگی
اوپا
لعنت بهش، زنده ای که
باشه، سریع برو اتاق انتظار، بیا بریم
من ازت مراقبت میکنم
من باید برم پیش رئیس- میخوای چیکار کنی؟-
برای چی؟
تو این شرایط هرکی بمیره، عجیب نیست
چی داری میگی؟
خل شدی؟
اوپا، می خوای به رئیس خیانت کنی؟
آدما دارن میمیرن
داریم سقوط میکنیم، نمیبینی؟
خب؟
میدونم که پول داری
اوپا باید رئیس بشی- لعنت بهت-
دست از نابود کردن همه چیز بردار و بیا یکم درمورد بیزنس حرف بزنیم
بیا بریم بیرون
نقشت چیه؟
من با این نقشه بهت کمک میکنم
اینجوری همه پولا رو میگیری
...انقدر مشتاقی به پول برسی که
زده به سرت، نه؟
حرومزاده
جو یونگ بیا اینجا
بیا اینجا
اوه فاک
اون حرومزاده
تا حالا بهش فکر کردی؟
زندگیمون سگیه، نه؟
وقتی رئیس توی مشکل گیر کرده بهش از پشت خنجر میزنی، نه؟
حس نمیکنی زیاده رویه؟
به اون پول نیاز داری؟
اوکی
خب، فاک بهش، من مهم نیستم بیا بریم اینکارو باهم انجام بدیم
نمیخوای؟
بیا بریم تمومش کنیم
بیا حرف بزنیم
بیا
فکر میکنم داری نقشه میکشی که با یه تیر دو نشون بزنی
وای ببخشید، باید چیکار کنم؟
...راستش من
واقعا رئیس رو دوست دارم
ها؟
لعنت بهت
تو منو نمیشناسی بی مصرف
هی
تو کی هستی؟
چرا اینجایی؟
باید بکشمش؟
بالا چه خبره؟ منفجر شد؟
پس بابامون چی؟- باید اینو بکشیم-
هی
تو چرا اینجایی؟
ها؟
ها؟
زلزله بود
اون بالا زلزله اومد
نمیدونید؟
منفجر نشد؟- وای خدای من، لعنت بهش-
خب
لعنت بهت حرومزاده
تو نمیتونی زنده بمونی
ها؟
قبلش نمیتونستی نفس بکشی
پس چرا هنوز زنده ای؟
تو نباید زنده باشی
ما باید خونت رو تخلیه کنیم و استخونات رو بشکنیم
...اگه هنوز زنده ای- حرومزاده چرا حرف نمیزنی؟-
بابا کنترل از راه دور رو فعال کرده، نه؟
این زنیکه جواب نمیده
راستی، دیگه کی کار اشتباهی کرده؟
باید بندازمت تو دستگاه، اگه حرکت کنی دستگاه خراب میشه
پس باید دست و پات رو در بیارم
ولی اگه تو زنده باشی، نمیتونم دست و پات رو در بیارم
آخرین بار مست بودم دست و پاش رو درنیاوردم
مشکلی نبود اگه بخوام استخوناش رو بشکنم، من بیخیال همه چیز شدم چون همه چیز سخت بود
!هی، لعنتی
مگه نگفتم دیگه اون کارو نکن؟- !بخاطر آقای مین حقم بود-
حتما حق با توعه، چرا باید حق با من باشه؟
گفتم که به هیچ کسی حرفی نزن، نگفتم؟
!بهت گفتم که تبر رو برندار
بهت نگفتم؟
بهت گفتم که تبر رو برندار گفتم یا نه؟
گفتی- !آفرین،گفتم-
!داره منفجر میشه- گفتم بهت که تبرو برندار-
!هر چی بیشتر بزنی بیشتر احتمال انفجارش بیشتره احمق
این حرومزاده نادون
این لعنتی انگار داشت میترکید
...تبر رو برندار، درسته که من
،لعنت بهت حرومزاده
!هی
نمیتونی بری بیرون
فقط بابا میتونه بره و بیاد
اگه بری، بابا منو سرزنش میکنه
من باید الان برم
کلید کجاست؟
کلید کجاست؟ اینجا نیست
،اگه من الان بیرون نرم
بابات میمیره
ما باید باهم بریم بیرون
چرا بابا میمیره؟
!بابا رئیسه
هی سوک الان
،مدیر
نه اون میخواد پدرت رو بکشه
!هوی زنیکه، دروغ نگو
هی سوک با بابا درست برخورد میکنه
بابا داییش میشه و کسیه که اون رو دعوت کرده
دروغ نیست
حقیقت داره
هی دروغ نگو
اگه بابا بمیره، ما هممون مرده محسوب میشیم
دروغ نگو
دروغ نیست
واقعا میگم
دارم سعی میکنم که پدرتو نجات بدم هی سوک گفته که امروز قصد داره از شر پدرت خلاص بشه
هی سوک میخواد بابامو بکشه؟ این دیگه چه کوفتیه؟
چی؟ چی؟ تو چرا اینجایی؟
بریم
اگه به اینکارت ادامه بدی، همه چیز نابود میشه، همه چیز نابود میشه
خوب نشد؟
هی- بله-
بیا اینجا و ببین- ها؟-
،اه فاک
گفتم این کار رو نکن
اگه گند بزنی، بابا میمیره
اوه فاک
No comments yet. Be the first to leave one.