WIND BREAKER

WIND BREAKER

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 2

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Wind Breaker - 23
ناشر Laleh_espi
https://animesubtitle.ir/

برچسب‌ها

hdtv
تاریخ انتشار: 2025-06-06
تعداد دانلود: 48
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 176 خط.

خیابان کی سی

غیر ممکنه

اصلاً امکان نداره

هیچکس نمی تونه بخاطر چیز مبهمی مثل عشق قویتر بشه

! من واقعاً شیزوکا رو دوست دارم

اون یه کمی عجول ، دست و پا چلفتی و یه کمی خجالتیه ، اما همیشه با همه مهربونه

و مهمتر از همه اینکه ، حتی وقتی اوضاع خوب پیش نمیره یا اوقات سختی داره

به عشقش وفادار می مونه

وقتی اونو می بینم ، باعث میشه فکر کنم منم باید بیشتر تلاش بکنم

عشق یه نفر همه ی اطرافیانش رو قویتر میکنه

! تو داری سعی میکنی عشق شیزوکا رو ازش بگیری

اون یعنی ، داری سعی میکنی اونو از من بگیری

! ور ور ور ، خفه شو دیگه

... از دست دادن چیزی که دوست داری

... در مقایسه با اون درد

این یه ذره هم درد نداره

! سوزوری-سان

حالت خوبه ؟

نگران نباشید ، عقب وایسید

اینجا چه خبره ؟

وقتی بقیه ی دوستانشون شکست خوردند اصلاً براشون مهم نبود

اما با اون یه جور دیگه رفتار می کنند

ای بابا

واقعاً خیلی وراجی

... اما

حرفهات خیلی سطحیه

درست مثل مزخرفاتی که توی یه بازی می شنوی

ممنون

به هر حال ، وقتی یه کلوچه رو بین شش تا بچه تقسیم میکنی ، هر کدوم فقط یه تیکه ی کوچیک گیرشون میاد

امیدوارم تعدادمون از این بیشتر نشه

اگه بیشتر بشیم اشکالی نداره

اگه بیشتر بشیم فقط باید بیشتر تقسیمش کنیم

تنها غذاهای درست و حسابی ای که گیرمون میومد نهارهای مدرسه بود

آخرین باری که شکمم پر شده کی بوده ؟

همه ی بچه های این شهر همینطوری اند

به حال خودشون بذاریشون سر یه کلوچه دعواشون میشه

نمی تونستم دیدن اون وضعیت رو تحمل کنم

توی اون وضعیت ، ترجیح میدم همه خوشحال باشن اما گرسنه

چون به لطف این بچه ها ، احساس تنهایی نمیکنم

حالا که به گذشته نگاه میکنم می فهمم که چیزی بجز جهالت نبوده

اما یه تصور مبهمی داشتم که یه روزی دنیای من شاد و روشن میشه

درست مثل دنیایی که روی پوستر یه بازی کشیده شده

هرچند ، واقعیت فقط بدتر شد

تعداد دستهایی که کلوچه می خواستند همینطور بیشتر می شدند

و اندازه ی هر سهم همینطور کوچیکتر میشد

و یه روز ، نور رو دیدم

هیچکس توی این شهر اونقدر در ناز و نعمت نبود که یه نفر دیگه رو نجات بده

حتی اگه صبر می کردم ، دنیای روشنی مثل دنیای روشن توی بازیها هیچوقت نمی رسید

و تاسف خوردن برای اون سختی شکمم رو سیر نمیکنه

می خوام که این واقعیت لعنتی رو عوض کنم

یه گروه تشکیل میدی ؟

درسته ، اگه هیچ کاری نکنیم ، همه مثل سگهای توی خیابون می میریم

... اونو میگی ، اما

حتی اگه دور هم جمع بشیم هم هیچی نداریم

یه چیزی هست ، تعداد

از اون به عنوان یه نقطه ی قوتمون برای گرفتن یه سری کار استفاده می کنیم

و مهم نیست چه اتفاقی بیوفته ، پاداشها بین همه ی اعضای گروه تقسیم میشه

اون تنها قانون ما میشه

اونطوری ، حتی اگه یه نفر شکست بخوره ، اگه یه نفر دیگه بتونه موفق بشه ، همه موفق میشیم

همه قراره به عنوان یک واحد کار کنیم

لطفاً به من اعتماد کنید

و از اون موقع ، از تعدادمون به عنوان نقطه ی قوتی برای انجام هر کاری استفاده کردیم

اگه خبر دعوای گروهها به گوشمون برسه

به هر دو طرف دعوا نزدیک میشیم و جنگ مزایده بوجود میاریم

اگه از ما خواسته شده بود که یه نفر رو پیدا کنیم

افراد رو جوری مستقر می کردیم که بتونیم منطقه رو کامل جستجو کنیم

همینطور که به این کار ادامه می دادیم ، کارهای بیشتری بدست آوردیم و درگیریهای داخلی کاهش پیدا کرد

باید همینطوری باشه ، این انتخاب درستی بود

تا وقتی همه سیر باشند اشکالی نداره و همه می تونند با هم کنار بیان

باید همینطوری باشه

حتی اگه از یه نفر دیگه بگیریم ، این تنها راهیه که می تونیم به جلو پیش بریم

در واقعیت ، نمی تونی مثل توی بازیها از جادو استفاده بکنی

! و معجزه اتفاق نمیوفته

به درد از دست دادن چیزی اشاره کردی

اون حرفها برای اونهاییه که از اول چیزی رو داشتند

من از اولش هم هیچوقت هیچ چیزی نداشتم

... پس

تو فقط به شیزوکا حسودیت میشه

... مهم نیست چی بگی

اونهایی که چیزهایی که مردم دوست دارند رو مسخره می کنند ، معمولاً از خودشون راضی نیستند

اون چیزی بجز حرفهای تو خالی نیست

تو خالی ، ها ؟

پس ، چرا بنظر میاد اینقدر درد داری ؟

فکر کنم کاملاً اشتباه درکت کردم

تو هم دردهای خودت رو به دوش میکشی

دلم می خواد فرصت بیشتر شناختنت رو بدست بیارم

بیشتر در مورد خودت بهم بگو

! مسخره کردن منو تموم کن

هیچوقت سوزوری-سان رو اونقدر ناامید ندیده بودم

... یه جورایی ، حس میکنم که انگار حس و حال

... آره

یه دعوا یه گفتگوست ، ساکورا-کون

فکر کنم اون یارو هم می تونه انجامش بده

اون مزخرفات در مورد به دوش کشیدن درد دیگه چی بود ؟

! یه جوری نگو که انگار درک میکنی

آدمهایی که چیزی دارند هیچوقت اونهایی ! که هیچی ندارند رو درک نمی کنند

ما درک نمی کنیم ؟

چطور می تونیم ؟

تو هم هیچی در مورد من نمی دونی ، درسته ؟

شرایط ما متفاوته و جور متفاوتی فکر می کنیم

به هر حال امکان نداره یه نفر همه چیز رو در مورد یه نفر دیگه بدونه

اما اینو درک میکنم که اوضاع سختی داشتی

اون ربطی به جنسیت یا اینکه چی متولد شدی نداره

این موضوع هیچ ربطی به اینکه چیزی داری یا نه نداره

وقتی اوضاع سخته ، همیشه اونی که بیشتر از همه توی دنیا بهش سخت میگذره خودتی

با اینحال ، نمی تونم اجازه بدم عشق یه نفر دیگه بطور غیرمنطقی ازش گرفته بشه

برای همین باید شکستت بدم

... سـ سوزوری-سا

! عقب وایسید

نمی تونم ببازم

اگه ببازم ، به وضعیت اون موقعها برمی گردیم

ما تا اینجا پیش اومدیم ، اما همه اش بی فایده میشه

... چرا

نمی تونم حرکت کنم

ببخشید

چی گفتی ؟

الان می تونم کاری که دوست دارم رو انجام بدم ، اما در گذشته اینطور نبود

منم درست مثل تو بودم ، خیلی درد داشتم

... اما

آدمهایی بودند که منو نجات دادند

به لطف اون آدمها اونی هستم که الان هستم

خوب که چی ؟ باید بگم خوش بحالت یا همچین چیزی ؟

دلیل اینکه چرا هیچوقت چیزی که واقعاً دوست داشتی رو نداشتی نمی دونم

اما می تونم تشخیص بدم که درد داری درست مثل گذشته ی من

برای همون می خوام کمکت کنم

مهم نیست چه کاری باشه ، کاری هست که بتونم برای کمک به تو انجام بدم ؟

سوباکی-چان

ای بابا ، اخلاق سوباکی همینه

... ها ؟ چی

... درد نداشتن هیچی

اگه اونو برعکسش بکنی ، یعنی یه چیزی می خواهی ، درسته ؟

شاید چیزی بوده که دوستش داشتی یا کاری که دلت می خواسته انجامش بدی ؟

اما اگه کاری هست که بتونم برای کمک انجام بدم ، پس انجامش میدم

بیا کاری که می خواهی انجام بدی رو با همدیگه انجامش بدیم

چند دفعه باید بهت بگم ؟

! همه ی اون مزخرفات ساده لوحانه است

حتی اگه منو نجات بدی ، چه بلایی سر همه ی اونها میاد ؟

هیچکس به آدمهایی مثل ما هیچ کار آبرومندی پیشنهاد نمیکنه

چطوری یکی که هر روز برای سیر کردن شکمش تقلا میکنه هر کاری که دلش می خواد انجام بده رو انجام بده ؟

... اوه

اونو گفتی یادم افتاد ، فکر کنم مدیرمون گفت نیروی کار بیشتری لازم داره

رامن فروشی ای که اونجاست هم بنظر میاد نیرو کم دارند

یه فروشگاه توی خیابان دوم هست که به زودی باز میشه اما هنوز به اندازه ی کافی پرسنل ندارند

شنیدم چند نفری گفتند که چند وقتی هست که می خوان کارشون رو توسعه بدن

چـ چی ؟

اشتباه برداشت نکن

اینطوری نیست که شما رو ببخشیم

نمی دونم که می تونم هیچوقت در آینده ببخشمتون یا نه

اما یه کمی موقعیت شما رو درک میکنم

زمانهایی بوده که وقتی راهم رو گم کردم یکی کمکم کرده

درست مثل کاری که سوباکی الان داره برای تو میکنه

کانجی

ببخشید و ممنون

... شنیدی کانجی چی گفت ، منم هر کاری میکنم ، پس لطفاً

بی خیال چیزی که دوست داری نشو

دیگه تمومه ، کارم تمومه

چه غول آخر وحشتناکی

خیابان کی سی

گفت تمومه ؟

... اون یعنی

سوزوری-سان باخت ؟

ممنون

سوباکی-چان ، کان-چان

سوو-سان

چیکار باید بکنم که به اندازه ی اونها مسئولیت به دوش بکشم ؟

جزئیات مربوط به کانجی-سان رو نمی دونم

اما مطمئنم هردوشون کلی سختی رو پشت سر گذاشتن

برای همونه که اونقدر بزرگ ، مجلل و قوی اند

... صبر کن ، اگه یهویی حرکت بکنی

سوزوری هستم

سوزوری شوهه و شما ؟

ناکامورا کانجی هستم

سوباکینو تاسوکو هستم

که اینطور

ناکامورا ، سوباکینو

یه دقیقه به من وقت بدید

More Farsi Persian subtitles for WIND BREAKER

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left