نخستین 200 خط.
.اشتباه داری میخونی مامان .تُن صداتم پایین نیار
.خوب بخون - .خیلی هم خوب میخونم -
.هی، بزودی خونه جدیدمون رو میبینیم
چی؟ کجاست؟ کجاست؟ کدوم یکیه؟
.اونجاست - .چی؟ به این زودی رسیدیم؟ ماشالا به سرعت عمل -
.اریکا، خونهمون اونه
.چی؟ اونه؟ این که عالیه
.مراقب باش - کجا بزارمش؟ -
.همینجا خوبه
.ببخشید
.خوبه
.آره، اینو بذارید اونجا .مراقب باشید
.نگاه، هالترهات .بین اریکا چقدر کارش خوبه
.این هالترها خیلی سنگینن .ولی من یه پا رستمم
.تو رو خدا مواظب باشید .این میز خیلی گرونیه
.عالیه، ایول. من خیلی خوشحالم .اینجا حرف نداره
.نه، بذارش اینجا
.بفرمایید
با اینکه خونه خیلی بزرگی نیست ولی قشنگه، مگه نه؟
.بالاخره تونستیم
شوهرم؟ - چیه؟ -
.لطفا برقو خاموش کن و چشماتو ببند
تا وقتی هم که بهت نگفتم .بازشون نکن
چرا آخه؟ .سوال نباشه. فقط انجامش بده -
.باشه
.هنوز باز نکنیا
.یه کم دیگه وایسا
.هنوز نه
.خب: برقا روشن، چشما باز
.از آقامون بخاطر این خونه قشنگ سپاسگذاریم
،متاسفانه بچههات بهت کادویی نددن
.ولی میتونی الان که با همسرت تنهایی، یه فیضی ازش ببری
.اینم کادوی همسرت
.هدیهتو قبول کن .الان بچهها تو اتاقاشونن
.دوم نوامبر مبارک باد
.امروز بالاخره اسباب کشی کردیم به خونهی جدیدمون
.کازوکونی کوبایاشی، حالا واسه خودش صاحبخونه شده
.این رویا به واقعیت پیوسته
خوشبختی خانواده .همیشه بزرگترین آرزوی من بوده
این روز و این شادی رو .تا آخر عمرم یادم میمونه
.تمام خونوادم الان خوشحال به نظر میان
تا الان، بضاعت مالی برای خریدن خونه واسه خونوادم نداشتم
.واسه همین احساس بدبخت بودن میکردم
همهی اعضای خونوادم به خاطر محله قبلیمون .یه بیماری گرفتن
،این بزرگترین ناراحتی منه
که زنم، ماساکی، و دخترم اریکا .از این بیماری عذاب میکشیدن
دیروز از اون منطقهای که واسه انسان .مناسب نیست، خارج شدیم
واسه همینه که فکر میکنم .این بیماری، بزودی میره پی کارش
.دور و برمون الان خیلی قشنگتر از قبله
.حالا همه چی به این بستگی داره که من قدرت کافی داشته باشم
.همه چی به قدرت من بستگی داره
.من دیگه برم
.برو به سلامت. خداحافظ
.خداحافظ - .وایسا منم بیام بابا -
.بدو برو
.اریکا کوچولو رو هم با خودت ببر .وگرنه مدرسهش دیر میشه
.بپر بالا
.سفت بگیر، راه میفتیم - .باشه -
خوب، چطور بود؟ - چی؟ -
دیشب تو خونهی جدیدمون، خوب خوابیدی؟
.آره، مثل خرس خوابیدم .اریکا کوچولو خیلی دوست داره، بابا
.پس خوب خوابیدی. خدا رو شکر
.آخه هر چی نباشه، الان واسه خودت اتاق دار شدی
فقط دیگه بهتره این بچگونه حرف زدنتو .بذاری کنار
.ممکنه از نظر یه غریبه، اصلا بامزه نباشه
.نخیر، درست نیست .مردم خیلی هم دوست دارن
:همه بهم میگن .خیلی ناز حرف میزنم
ناز؟
.اِی آدم از همه جا بی خبر، دارن دستت میندازن
.فقط یکم بیشتر شبیه خانما حرف بزن
.اریکا شبیه خانما حرف میزنه دیگه
.بچههای من
چتون شده؟ .انگار خیلی حالتون خوب نیست
آهان. هنوز بخاطر اسباب کشی .خستهاید
الان بهتون آب تازه میدم تا .سرحال بیاید
.تو هم بیا ورزش کن
.حالا بریم سراغ یه ورزش دیگه
آقا جون مگه دیوونه شدی؟
چیکار میکنی؟ فازت چیه؟
.بیا کمکم کن - .باشه -
.خجالت نکش
.اینومارو، هی، بیا اینجا
.از امروز صدات میکنم اینومارو کوبایاشی
پسر، داری چیکار میکنی؟
.برو گمشو
.اذیتش نکن
.وگرنه نفرینت میکنه
.این فقط یه سگ ترسیدهست .سرنوشت ما رو پیش هم آورده
.واسه همین روش اسم گذاشتم .میخوام بزرگش کنم
بزرگش کنی؟
یعنی میخوای بهش غذا بدی و باهاش بری پیاده روی؟
.آره. همین کارها رو میکنم
.که اینطور
.ببین اگه دوست نداری، من اصلا مجبورت نمیکنم بری دانشگاه
.تو میتونی برای خودت سگ فروشی باز کنی
.یا مسئول باغ وحش بشی .یا بری به یه سفر سیاحتی
.کلا هر کاری که خوشحالت میکنه
حالا مگه قرار بود به زور برم دانشگاه؟
.من هر کاری بخوام میکنم این حرفا چیه میزنی؟
.باشه پس
موریانهها رو بکشید .وگرنه خونه خرابتون میکنن
.یه موریانه این دیگه از کجا اومده؟
.آره. باید تار و مارشون کرد
.بابا، اریکا داره خفه میشه
.همینجوری که نمیزدمش
مگه نگفتی فقط یه موریانه بوده؟
فکر نمیکنی دیگه شورشو درآوردی؟
.فکر کنم دیگه بسه
حالا واقعا موریانه بود؟
.کم کم دارن به زندگی جدیدشون عادت میکنن
.امیدوارم امیدشون هم هی بیشتر بشه
.ولی بازم نباید فکر کنیم سختیا تموم شدن
.آره. قربون این بچه بشم
خیلی کارش خوبه، مگه نه بابابزرگ؟
.سائکو راست میگه .آوازت عالیه
از امروز به بعد .میخوام مدیر برنامهت شم
خداییش؟ جون من؟ - .آره -
ایول. قبل از اولین اجرام .مدیر برنامه دار شدم، آخ جون
ولی اریکا هنوز مطمئن نیست که
خواننده بشه یا یه بازیگر؟
تو کدوماشو دوست داری؟
.هر دوتاشون خوبن .اریکا در آینده یه سوپراستار میشه
.بابا، نباید از این حرفا بزنی
.میدونم دارم چی میگم
،بابا بزرگ عمدا سوار قطار سریع السیر شد
.تا زود بیاد اینجا
.وگرنه هنوزم از صد تا جوون سرحالتره، مگه نه
.نه. اول باید سرپرست خونواده بخوره
بابا بزرگ برامون از دیارش .قلیه ماهی آورده
خیلی دلت هوس این عذا رو کرده بود، مگه نه؟
.کازوکونی. بالاخره تونستی - چی؟ -
.دارم راجب این خونه حرف میزنم
.حالا دیگه دنیا به کامت میشه
.مزد زحماتتو خیلی خوب گرفتی
.فقط اینجا یکم نقلیه .ولی مشکلی نیست
.اصل اینه که خونه دار شدی .آفرین
واقعا همه جای خونه رو نگاه کردی؟
.آره. همه سولاخ و سنبههاشو نگاه کردم
.همه جاشو دیدم
.حتی داخل کاسه توالت رو هم نگاه کردم
.مبارک باشه
.ماساکی هنوز نیومده ولی مهم نیست، نه؟
.بدون اون میخوریم
.بابا بزرگ
.خوشمزه به نظر میاد
.سائکو، اینقدر به خودت زحمت نده
.زحمتی نیست
.آخ جون سوشی. خیلی دوست دارم
بابابزرگ؟ - چیه؟ -
اریکا، تکاماکیهاشو میده به تو .در عوض تو میگوهاتو بده بهش
.آهان، میگو - .آره -
من زنجبیلهامو میدم به تو .تو هم ماهی تنت رو بده من
.نه، قبول نیست
اگه اینجوریه، اریکا بهت تربچه میده .تو هم تخم مرغ پختههاتو بده بهش
.باشه، بیا
.حالم به هم خورد
.بالاخره اومدی
.بیا بخور وگرنه همهـش غارت میشه
.این ماساکیه
.باریکلا. چقدر بزرگ شدی
پیاده رویت خیلی طولانی شد خیلی دور رفته بودی؟
.بخوریم دیگه
قدم زدن تو خیابون و همزمان موسیقی گوش دادن .کار خطرناکیه
.بیا
.این که موسیقی نیست .آموزش زبان انگلیسیه
حتی موقع قدم زدن هم به فکر آموزشی؟
.بابا ماشالا بهت
ماساکی، میدونی چیه؟ .تو از اونایی که زگهواره تا گور، دانش میجوین
،شاید اینی که این میگه باشی، ولی
باید خیلی چیزا رو جبران کنی، مگه نه؟
چرا اینو میگی؟
.آخه برادر قبلا گفته دانشگاه برو نیست
.ببند دهنتو
.ولی هنوز کلی وقت داری که نظرتو عوض کنی
حالا دوست داری یه زمانی کدوم دانشگاه بری؟
.فقط دوست دارم به دانشگاه توکیو برم
.آفرین، به این میگن یه هدف عالی
.یه مرد واقعی همیشه چنین هدفایی داره
تو چهره و روحیهتو .از بابات به ارث بردی
اونم قدیما شبیه تو بود
.ولی هوشت رو از من به ارث بردی
ناسلامتی تو هم خون منی ،منم وقتی همسنت بودم
،خیلی باهوش بودم درست نمیگم؟
.امروز چه روز قشنگی بود
.خیلی وقت بود که یه همچین گپ لذت بخشی نداشتم
ماساکی و اریکا .هر دوتاشون ماشالا خیلی بزرگ شدن
.خیلی هردوتاشون رو دوست دارم
تا جایی که میدونم .برادرم هم، بچههاش همسن و سال مال منن
.اونجا احساس راحتی نداشتم
تو خونهی برادرم مشکلی پیش اومده بوده؟
چی؟ یعنی بابا رو از خونهت انداختی بیرون؟
.ولی این کارت اصلا خوب نبود برادر
دیگه نمیتونستی تحملش کنی؟
.ولی یادت نره که اون خیلی واسه ما خون و دل خورده
.بزنید به هدف
.بجنب، بزن - .زود باش، معطل نکن -
.به خودت استرس نده
.میخوام خیلی شیک بزنی به هدف
چرا موس موس میکنی؟
.نحوه وایستادنت خیلی خوبه - .قطعا ضربه عالی میشه -
No comments yet. Be the first to leave one.