نخستین 200 خط.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید: DigiMoviez@
«خاندان اژدها»
«فصل یکم، قسمت دهم» «ملکه مشکی»
پس اینجایی.
«مار دریا» قراره بمیره، مگه نه؟
- لوک... - من نمیتونم لرد جزر و مد باشم.
پدربزرگ بزرگترین دریانورد تاریخ بود.
من قبل از این که کشتی از بندرگاه حرکت کنه،
دریازده میشم.
همهچی رو خراب میکنم.
نمیخوام دریفتمارک به من برسه.
بهتر بود به سر ویموند میرسید.
آدم که سرنوشتش رو انتخاب نمیکنه لوک. سرنوشت آدم رو انتخاب میکنه.
پدربزرگ که تصمیم ولیعهد شدن یا نشدنت رو به خودت سپرده بود.
خودت بهمون گفته بودی.
خب، میخوای بدونی حقیقت از چه قرار بود؟
وحشت کرده بودم.
اون موقع چهارده ساله بودم.
همسن خودت بودم.
آمادگیش رو نداشتم...
که ملکه هفت قلمرو باشم.
ولی وظیفهام از این قرار بود.
من هم به مرور زمان متوجه شدم...
باید واسه ارثم تلاش کنم.
من عین تو نیستم.
- از چه نظر نیستی پسر عزیزم؟ - من اینقدر...
بینقص نیستم.
من اصلا بینقص نیستم.
پدرم مراقبم بود...
و کمکم کرد واسه اجرای وظایفم آماده بشم.
مادر تو هم همین کار رو در حقت میکنه.
صبحتون به خیر شاهدخت.
صبح به خیر سر لورنت.
شاهدخت رینیس همین الان با اژدها سر رسیدن.
خواستن سریعا با خودتون و شاهزاده دیمون دیدار کنن.
مترجم: «کیارش نعمت گرگانی و iredprincess» در تلگرام: realKiarashNg@
شاهدخت رینیس تارگرین.
ممنون سر لورنت.
سلام شاهدخت رینیس،
امیدی هست که از بهبود لرد کورلیس خبر آورده باشین؟
ویسریس از دنیا رفته.
من هم در غمتون شریکم شاهدخت.
پسرعموی من، پدر شما...
قلب رؤوفی داشت.
اتفاقات دیگهای هم رخ داده.
اگان در مقام جانشینش تاجگذاری کرده.
براش تاجگذاری گرفتن؟
ویسریس چطور مرد؟
متوجه نشدم.
- چند وقت پیش از دنیا رفته؟ - احتمالا دیروز یا پریروز.
تا ملکه داشت آمادهسازیهای...
لازمه رو انجام میداد، من رو تو اتاقم حبس کرده بودن.
ویسریس رو کشتهان.
الیسنت ازتون خواست با اگان بیعت کنین.
همینطوره.
- من قبول نکردم. - با این حال، هنوز زندهاین.
روحانی اعظم تاج اگان رو تو سرای اژدهایان بر سرش گذاشت.
خودم قبل از فرارم با میلیس، شاهد مراسمشون بودم.
در ملأ عام براش تاجگذاری گرفتن.
اینطوری از نظر مردم پادشاه بر حقشون میشه.
اون ملکه جنده برادرم رو به قتل رسوند و تاج و تختش رو قاپید.
شما هم میتونستین همهشون رو به خاطر کارشون بسوزونین.
مسلما به احتمال زیاد به خاطر این خیانت جنگی رخ میده.
هوم.
اما وظیفه شروع اون جنگ رو دوش من نیست.
صرفا از روی وفاداری به شوهرم و خاندانم...
با عجله اومدم بهتون هشدار بدم.
حزب سبز دارن میان سراغت رینیرا.
سراغ بچههات هم میان.
بهتره همین الان از دراگناستون بری.
بچهام داره به دنیا میاد.
هنوز کلی به پایان دوره بارداریشون مونده.
نباید الان زایمان کنن.
ولی خیر سرم دارم میکنم.
آروم باشین شاهدخت. بفرمایین.
قبلا پنج بار همین روند رو تکرار کردیم.
روحیهتون رو نبازین که ششمین بار هم عین قبلیها پیش بره.
ولم کنین، ولم کنین، ولم کنین، ولم کنین!
آخ، آخ، آخ.
میخوام سراسر نواحی جزیره گشت مستقر کنیم...
و اگه کشتی کوچکی به خشکی نشست، رؤیتش کنن.
اگه حزب سبز الان حمله کنه، مخفیانه حمله میکنه،
مستقیما حمله نمیکنه.
تعداد افرادمون واسه احاطه کردن جزیره کافی نیست،
ولی میتونیم قویتر از خودشون جلوه کنیم.
اژدهابانان رو اعزام کنین. مبارزان ماهری هستن.
- اصلا وقت تلف نکنین. - رو چشمم جناب شاهزاده.
- این دیگه چه کاری بود؟ - ببخشید.
شاید بهتر باشه کمتر...
بهشون سخت بگیرین که بتونن...
آموزههاتون رو یاد بگیرن جناب شاهزاده.
مادر گرامیتون گفته باید ببیندتون!
با جفتتون کار داره.
مادر؟
پشمهام.
شاهدخت.
پدربزرگتون، پادشاه ویسریس، از دنیا رفته.
ویسریس؟
حزب سبز ولیعهدی من رو رد کرده...
و تخت آهنین رو تصاحب کردن.
اگان رو شاه کردن.
- میخوایم چیکار کنیم؟ - فعلا کاری نمیکنیم.
- خب، دیمون کجاست؟ - چه بدونم.
دیوانه شده.
رفته نقشه جنگش رو بریزه.
- دیمون رو به من بسپارین. - جیس.
جاسریس.
ادعای سلطنت من هرچقدر هم معتبر باشه، تو الان ولیعهدم هستی.
تا من دستور ندادم، هیچ کاری نمیکنین.
امروز صبح غرابی از راه رسیده بود.
تب «مار دریا» بهبود یافته...
و ایونفال رو ترک کرده.
- مقصدش کجاست؟ - مقصدش مشخص نیست جناب شاهزاده.
به نزدیکترین متحدینمون غراب میفرستیم:
لرد دارکلین، لرد ماسی...
- و لرد بار امون. - دیمون!
میخواین با حکیم صحبت کنین جناب شاهزاده؟
خودم شخصا با اژدها میرم ریورلند...
تا از حمایت لرد تالی اطمینان حاصل کنم.
اصلا چنین کاری نمیکنین.
مادرم حکم کرده تا در بستر زایمانه، هیچ کاری نکنیم.
چه خوب که تشریف آوردین شاهزاده جوان.
باید با ورماکس گشت هوایی بدین.
مگه نشنیدین چی گفتم؟
غرابها رو بفرستین لرد بارتیموس.
رو چشمم.
سر استفون رو احضار کنین.
اعضای گارد سلطنتیمون باید بیان رو کوه اژدها.
باهام بیا. معنای راستین وفاداری رو نشونت میدم.
شما در مقام شوالیههای گارد سلطنتی سوگند خورده بودین.
کل شنل سفید پوشان سوگند خوردن جناب شاهزاده.
سوگند خوردین به کی خدمت کنین؟
من اول در حضور پادشاه جاهاریس سوگند خورده بودم جناب پادشاه.
بعدش هم وقتی اعلیحضرت،
پادشاه ویسریس، جانشینشون شدن، در حضور ایشون سوگند خوردم.
سلسله راستین حکومت براتون قابل احترامه؟
- بله. - بله جناب شاهزاده.
به خاطر دارین...
پادشاه ویسریس پیش از مرگش، اعلام کرده بود چه کسی ولیعهدشه؟
شاهدخت رینیرا ولیعدشونه.
هوم.
بابت خدمات درازمدتتون به دربار سپاسگزارم.
واسه همین بهتون حق انتخاب میدم.
از نو سوگند بخورین که رینیرا ملکهتونه...
و شاهزاده جاسریس ولیعهد تخت آهنینه.
وگرنه...
اگه حامی اون غاصب هستین، همین الان بگین...
که سریع و باشرف بمیرین.
ولی اگه بخواین خیانت کنین،
اگه الان بیعت کنین و بعدا تغییر جناح بدین،
مطمئن باشین قبل از مرگتون...
فریاد سر میدین.
شاهدخت، بذارین کمکتون کنیم.
نه.
- برین بیرون! - شاهدخت، خواهش میکنیم.
- برین بیرون. - نباید تنهایی زایمان کنین شاهدخت.
بذارین کمکتون کنیم.
نمیخوام اذیتتون کنم برادران.
سوگند میخورم با تمام قوا...
از ملکه محافظت کرده...
و در راه ایشون خون بدم.
همسری اختیار نکرده،
زمینی تصاحب نکرده...
و بچهدار نمیشم.
رازدار ایشون میمونم،
از فرمانشون پیروی کرده،
همرکاب ایشون گشته و از نام و شرفشون دفاع میکنم.
درود بر شما ملکه.
ملکه رینیرا تارگرین، اولین ملکه با این نام،
ملکه آندالها، روینارها و نخستین انسانها،
حکمران هفت قلمرو و محافظ سرزمین.
علیاحضرت.
بفرمایین شراب ملکه.
ممنون رینا.
بیا.
- شرایطمون از چه قراره؟ - سی شوالیه،
صد کماندار و سیصد نیروی مسلح داریم.
دفاع از دراگناستون نسبتا راحته،
ولی اگه بخوایم با ارتشمون...
جایی رو فتح کنیم، خیلی چیزها کم داریم.
به افراد وفادارم از نگهبانان شهر خبر دادیم.
عدهایشون ازم حمایت میکنن،
ولی نمیدونم چند نفر بشن.
خاندانهای کلتیگار، استانتون، ماسی،
دارکلین و بار امون از همین الان اعلام بیعت کردن.
مادر گرامی من از خاندان آرین بود.
سرزمین ویل به خویشاوندان خودش پشت نمیکنه.
ریورران همیشه از دوستان صمیمی...
پدرتون بوده علیاحضرت.
بنده با رضایت شاهزاده دیمون،
واسه لرد گروور غراب فرستادم.
لرد گروور بیثباته و راحت ترغیب میشه.
باید قانعش کنیم شرایط بر وقف مرادمونه...
و اگه کار به جنگ بکشه، ازش حمایت میکنیم.
خودم شخصا قانعش میکنم.
No comments yet. Be the first to leave one.