抱きしめたい -真実の物語-
نخستین 200 خط.
تيم ترجمهي Opus-Sub تقديم ميکند
".اين فيلم بر اساس يک داستان واقعي است"
بيست و پنج ژانويه 2014
!خطا
!خطا! خطا !پرتاب آزاد
آي، آي... آي
!ناگومي
چيکار ميکني؟ - ...معذرت ميخوام -
.لطفاً مراقبش باشيد .اگه بازم اين کارُ بکنه، ممکنه بازي رو ببازيم
.بهش گفتم نکنه ولي باز کرد
.پسر توئه ديگه چيکارش ميشه کرد
خودتم هيچوقت .به حرف کسي گوش نميدادي
اگه بازم شيطوني کني !به مامانت که تو بهشته ميگم
!ببخشيد
فهميدي؟
!چه سر و صدايي
!واي... ناگومي - !پسر گلم هم اومد -
.بياين نوشيدني بخوريم، عمو
.تا همين الانش هم کلي نوشيدني خوردين
.آبجو مثل آب خالي ميمونه
مگه نه، ناگومي؟
...به من چه اصلاً !ناگو چان، بيا اينجا
!بچه رو کجا ميبري
!ماسامي، هي !چرا برديش؟
.نگاه کن، بچه رو برداشت برد
ناگومي
ناگومي
نوشيدني ميخوري؟ - آره -
.راستش من قبلاً از تسوکاسا خوشم ميومد
.ميدونستم
توشيو تو هم همينطور، مگه نه؟
.نه... تسوکاسا واقعاً آدم قوياي بود
.هميشه منُ سرزنش ميکرد
...اگه تسوکاسا زنده بود
.اين بار ديگه بهش نميباختم
.غير ممکنه
.شايد... اين بار حتماً شکستش ميدادم
.باشه، بيا بخوريم
.باشه، ممنون
.ناگومي، نه .اون پيشکش براي مادرته
.بدش من
چرا مامان مُرد؟
قبلاً زياد درباره ـش صحبت کرديم، مگه نه؟
نميشه دوباره برگرده؟
.اين اتفاق ممکن نيست
ناگومي
،اگه ميخواي بيشتر راجع به مامانت بدوني .بيا يه نگاهي به اين بنداز
.اينُ بخون
اين چيه؟
قبلاً هم برات خوندمش، يادت مياد؟
همم
ميخواي دوباره بخونمش؟
آره
خيلي خب
پس تا آخرش خوب گوش کن، باشه؟
".دوم اکتبر، يه روز آفتابي. تمرين بوچيا"
"...اون توشيو"
اگه شور و شوق بازي کردن نداره" ".بهتره بذارتش کنار
ده فوريه 2008
.ميرم لباس عوض کنم
!لازم نيست لباس عوض کنيد
.ديگه فايدهاي نداره
.من اول رزرو کردم
.ما اول از اينجا استفاده ميکنيم
.نميشه. ما هم اينترنتي رزرو کرديم
ما به چند نفر زنگ زديم بيان و قبلاً راجع بهش حرف زديم
.و قانوناً اينجا رو رزرو کرديم
مگه نه، توشيو؟
!بله
نظر تو چيه؟
.اولويت با اوناست
.خيلي خب، بدينش به اونا
منظورت چيه؟
اشتباه از ما نبوده و نيست ...ولي شما با لحني حرف ميزنيد که
.برام غير قابل قبوله
ها؟
.همچين منظوري نداشتم .اگه ناراحتتون کردم معذرت ميخوام
وايسا ببينم! به نظرت ما مزاحميم و ميخواي زودتر از اينجا بزني بيرون، درسته؟
اگه اينطور باشه، بايد چيکار کنم؟
خب حالا ميتونيم بريم؟
ميگم... چطوره زمينُ به دو قسمت تقسيم کنيم؟
.هر چند ممکنه از هميشه کوچيکتر بشه
.تمرکز کن، توشيو
.بايد درست پرتاب کني
مثل موقع تمرين پرتش نکن. يه جوري بندازش .انگار تو مسابقهي واقعي هستي
.قلق بردن اينه
کسي مياد دنبالتون؟
.پاهام هنوز سر جاشونن
.منظورم اين نبود پرسيدم با چي ميرين خونه؟
.اول بايد برم خريد .معمولاً تاکسي ميگيرم ميرم خونه
اوه! ميخواين من برسونمتون؟
ميخواين منُ عصباني کنين؟
.نه، لازم نيست کرايه بدين .ساعت کاري امروزم ديگه تموم شده
ببخشيد
سفيده رو بکشيد - اين يکي رو؟ -
خيلي خب
.ميخوام بلندتون کنم
.آماده، رفتيم
.ميخوام بذارمتون تو ماشين - باشه -
ببخشيد
ما قبلاً همديگه رو جايي ديديم؟
نه، چطور؟
.آخه شما خيلي با من مهربونين
.آها، که اينطور
.درُ ميبندم - همم -
ميتونين تاش کنين؟
.بله، سعيمُ ميکنم
خونه ـتون کجاست؟
.به سمت کيتامي
کيتامي؟ به سمت شهر نيست؟
مگه بهتون نگفتم بايد يه چيزي بخرم؟
.شال گردنتون خيلي بهتون مياد
.شال گردن ارزونيه
.که اينطور
...اما
ممنون
.خواهش ميکنم
ميشه موقع رانندگي به جلو نگاه کنيد؟
.دلم نميخواد دوباره تصادف کنم
بله
.فراموش کردم
چي؟
.فراموش کردم چي ميخواستم بخرم
ها؟
بفرماييد - ممنون -
پس يادتون رفته يادداشت بذارين که يادتون بمونه چي لازم دارين؟
.خب... آره
.هر از گاهي مثل امروز حافظه ـم پاک ميشه
تازگي داره بهتر ميشه .ولي بازم گاهي پيش مياد
.ولي مهم نيست
که اينطور؟ - همم -
.بهبه، خوشمزه است
مگه نه؟ به نظر شمام خوشمزه است، نه؟
...واقعاً خوشمزه است. چطور بگم شيرينيش خيلي ملايمه؟
.آره. خيلي ملايمه
.ولي آفرين به شما .خوب ميتونيد به خاطر بياريد و بگيد
...ها؟ نه جدي ميگين؟
.اما اين واقعاً خوشمزه است
.پس از اين فروشگاهها هم پيدا ميشه
.انگار خونه ـتون نزديک خونهي منه
کجاست؟
.کوچهي بغل بانک .همونجا که يه سوپر مارکت کوچيک داره
.خونه ـم تو ساختمون پشت اون مغازه است
همون ساختموني که بغل مغازه است؟
.بله، از جلو طبقهي دومه
...اوم، کليد
.بذاريدش اونجا
باشه، اينا رو چي؟
.هي، بفرماييد اول يه چايي بخوريد
...ها؟ ولي
.زود باشيد! هوا سرده
.پس با اجازه
بفرماييد
چشم
ميشه کمکم کنيد بخاري رو روشن کنم؟
حتماً
روشن شد؟ - .بله، روشنه -
.بدينش به من
.خيلي ممنون
داغه، نه؟ - بله -
.انگار تنها زندگي ميکنيد
يکي هست که تو کارهاي خونه کمکم ميکنه
.ولي الان رفته خونه
...اما
اگه اينطوري باشه .خودم از پسش برميام
واقعاً؟
هي، اسم اون بازياي که ميکردين بوچياست، درسته؟
.اگه بخواين ميتونم ببرمتون تو تختخواب
.خوبه .خداحافظ
چرا هيچوقت متوجه مهربونيهام نميشه؟
چي؟
باز جواب رد گرفتي؟
.تو فکرم برم تو هاوايي راننده تاکسي بشم
چي؟ واقعاً؟
.هوکايدو خيلي سرده .اينجا قلب زنها هم سرده
.تو يه جاي گرم شايد قلب اونا هم گرم بشه
با گوش کردن به اين .ميتوني انگليسي ياد بگيري
How are you doing?
چي؟
.ظاهراً به دردي نميخوره
شايد به دايره لغات کمکي نکنه .ولي مسلماً ميشه باهاش زن پيدا کرد
.در واقع من به کلمات نياز ندارم
.ارتباط از طريق احساس برقرار ميشه
.اين سيدي دوازده تا مجموعه داره
!اينُ به 2000 ين ميدمش به تو
چي؟
هي، اگه بره بيرون ديگه رفته، باشه؟
.حالا نوبت شماست
کدوم يکي؟ کدوم يکي؟ - .قرمزه، قرمزه -
درسته؟ - نزديک آبيه، نه؟ -
.منم ميخوام بازي کنم - .منم ميخوام بازي کنم -
صبر کنيد. نوبت کيه؟
کيه؟ کي؟
!کورومي چان
.انگار آبيه نزديکتره
چطور بود؟ خوب بود؟ - .آره، خوب بود -
کاري داشتي صدام کن، باشه؟
باشه - خيلي خب -
...تسوکاسا
چرا داوطلب شدي؟
No comments yet. Be the first to leave one.