نخستین 200 خط.
زود باش. بشین.
سیارهمون به نقطهی عطف رسیده.
دارین چیکار میکنین؟
اقتصاد بهتر، اکولوژی بهتر میخواد.
- دست نزن! - خفه شو.
- ما با تروریستها مذاکره نمیکنیم. - همه وحشت کردن.
این یه پیامه برای سرانِ فور ویستز.
میدونیم که دارین دروغ میگین.
چون نمیتونیم بهتون اعتماد کنیم، ما الان تصمیم میگیریم.
ما منتظر نمیمونیم دنیا عوض بشه.
کسایی که اینطوری فکر میکنن، هیچ درکی از واقعیت ندارن.
ما خودِ تغییر هستیم.
۲۳ ماه قبل
دیر کردیم.
ما اینجا میشینیم. ببخشید.
خانمها و آقایان، به افتخار رئیس اگروبیوتک دست بزنین.
عصر به خیر خانمها و آقایان.
ممنون که اومدین به مراسم اهدای دیپلم اگروبیوتک.
افتخار دارم که مجری مراسم باشم.
به اولین دریافتکنندهی دیپلم و شاگرد اول خوشآمد بگین: ماتیاس بواسل.
روز به خیر خانمها و آقایان.
هر نسلی حس میکنه باید دنیا رو عوض کنه.
نسل من میدونه که این اتفاق نمیافته. ولی شاید وظیفهی بزرگتری داشته باشه.
وظیفهش اینه که جلوی نابودی دنیا رو بگیره. این حرفها مال من نیست.
کامو این رو در سال ۱۹۵۷ گفت. ولی هیچوقت به این اندازه بهروز نبوده.
چون نابود کردن دنیا دقیقا همون چیزیه که -
- من هر روز به مدت پنج سال تو این مدرسه یاد گرفتم.
معلمهای فوقالعادهمون، به جز چند استثنا ...
... فقط یه چیز بهمون یاد دادن:
اینکه سربازهای خوبی بشیم تو سیستمی که زمین رو هر روز بیشتر استثمار میکنه -
بدون فکر کردن به عواقبش.
- چی میگه؟ - چیزی نیست. گوش بده.
این کار رو از روی اعتقاد کردن یا برای منافع شخصی؟
فکر کنم لیست شرکا نشون میده چه کسی از این جنایت سود میبره.
چیزی که مهمه دوستا، این نیست که اونا چه فکری برای ما دارن.
ما هستیم که انتخاب میکنیم.
برای همین من امشب تصمیم گرفتم که دیگه همدست نباشم.
- چیکار میکنه؟ - چشمات رو نبند.
خیلی ممنون.
ببخشید. بیاین.
عالیه. ممنون آقای بواسل، بابت این سخنرانی غیرمنتظره.
حالا اگر لطف کنین، ادامهی اهدای دیپلم رو ...
عصر به خیر.
این کار رو کردی؟ تو دیوونهای.
- مامان و بابا کجان؟ - بابا عصبانی شد. رفتن.
- بهشون زنگ میزنم. - بهتره دو سه سال صبر کنی.
- این چیه؟ - هومبل داره نگات میکنه.
- فکر کنم میخواد باهات حرف بزنه. - تشنمه. یه لیوان آب میاری؟
- الان؟ نه، میخوام باهاش آشنا شم. - باشه باشه ...
- نه. - آره.
- کارت رو بگیر. - تو خیلی زیادهروی میکنی.
- ازت متنفرم. - میدونم.
- آقای بواسل؟ - استاد؟
باید گفت شما حس دراماتیک و شجاعت دارین.
ممنون. من فقط به نصیحت شما عمل کردم.
حالا که این کار رو کردین، بذارین یه نصیحت آخر بهتون بکنم.
همین الان از کامو نقل قول کردین.
حالا من میخوام از انسانشناس آمریکایی مارگارت مید نقل قول کنم.
اون یه بار گفت: "هیچوقت شک نکن -
- که یه گروه کوچیک از آدمهای آگاه و متعهد -
میتونن دنیا رو عوض کنن."
همیشه به همین شکل اتفاق افتاده.
- یادم میمونه. - حالا قصد دارین چیکار کنین؟
فونیکس
همهمون میدونیم هیچچیز باارزشتر از طبیعت نیست.
حالا که با تغییرات اقلیمی روبهروییم، باید زیبایی طبیعت حفظ بشه.
اینجا در یخچال بوسون، اولین پروژهی برندهی جایزه از لیبل B.E.E. -
به زودی شکل میگیره: پروژهی آیس بک.
آیس بک توسط مهندسین ما ساخته شده و از تکنولوژی پیشرفته استفاده میکنه -
- برای جمعآوری CO2 از جو و تبدیل اون به یخ خشک.
یخ خشک بعدا به داخل سطح یخچال تزریق میشه -
- تا اون رو تقویت کنه و بقاش رو تضمین کنه -
حتی اگه دما سه درجه بالا بره.
ما با هم برای محافظت از سیاره برای نسلهای آینده میایستیم.
کات!
دارم از گرما میمیرم. باید کولر رو زیاد میکردین.
- ببخشید. - موبایلم کجاست؟
شاید داخل باشه.
- خونهست، نه؟ - آره، خوشحالم. عالیه.
این رو بگیر. عینکم؟ خیلی ممنون.
- هانس، فوقالعاده بود. - هیجانانگیزه.
- آره. امیدوارم زود ببینمت. - دست خودته.
رشتهکوه آراویس فرانسه ساعت ۹:۵۴
بزرگترین رویداد محیط زیستی سال فردا اتفاق میافته.
آنسی با افتخار میزبان فروم B.E.E. هست. نه، ژولی؟
آره، ولی برگزارکنندههاش چهار شرکت بزرگ اروپا هستن -
که بزرگترین تولیدکنندههای CO2 هم هستن.
هانس فرانکنهایمر، مدیرعامل ساکسکم در آلمان -
- کاساندرا سانچز، چهرهی اصلی فست فشن اسپانیا -
- ویلیام بارکر از بزرگترین بانک بریتانیا و آموری دو مونشانن.
رئیس ددال اینداستریز، قهرمان اروپا در هیدروکربن و بزرگراه.
فروم B.E.E. جنجال به پا کرده.
سازمانهای محیط زیستی از مردم خواستن علیه اون تظاهرات کنن -
بهش میگن یه گرینواشینگ عظیم.
ساعت آینده دربارهی پروژهی بسیار جنجالی آیس بک بحث میکنیم.
انقلاب یا ترفند انحرافی؟
ژنو سوئیس ساعت ۱۰:۰۳
ممنون.
ممنون.
سلام، سونی. سرت شلوغه؟
بارسلونا اسپانیا ساعت ۱۰:۰۷
تو احمقی.
روز به خیر، آقا.
میخوای یکم با سویتی حرف بزنی؟ پس بعدا میبینمت.
باشه، عزیزم. من فردا میام خونه.
- لطفا، باشه؟ - باشه.
خوش بگذرون و لذت ببر.
- میبینمت، بابا. - باشه.
باشه، باشه ...
سویتی ...
- هی، سونی. - هی، جیمز.
- سلام. خوبی؟ - آره.
سونی، برادرت ... باهات نیاوردیش؟
نه، هواپیمای بابا رو برداشت تا یه مسابقهی مسخرهی فوتبال رو ببینه.
باشه.
میتونیم بریم الان؟
- ساندرو سانچز؟ - آره. سلام.
سلنا کامینا.
همدیگه رو میشناسیم؟ یه جورایی آشنا میزنی.
فکر نکنم. اگه میشناختم یادم میموند.
- گوش میدم. - تو بااستعدادی.
آره، میدونم.
مربی میخواد باهات آشنا بشه.
بارسلونا ...
فرانکفورت آلمان ساعت ۱۰:۲۸
- پرنسس هنوز خوابه؟ - واقعا باید لباس بپوشم؟
- باید به قطار برسیم. - نمیدونی چی رو از دست میدی.
لباس بپوش. وقت زیادی نداریم.
میدونم.
لینه، چیکار میکنی؟
- پرستار بچم هنوز اینجاست. - میدونم.
یه هدیه برات دارم.
بشین. بیا بشین.
نمیخوای دیر کنی، نه؟
- بعد دو ماه میخوایم نامزد کنیم؟ - فقط یه هدیهی کوچیکه.
چشمات رو ببند ... چشمات رو ببند.
نگاه کن.
بازش کن.
- خوشت نیومد؟ - چرا.
- واقعا قشنگه. - ولی ...؟
- حتما خیلی گرون بوده. - به ما چه؟
حالا نوبت توئه. هنوز نمیخوای بگی چی کار میخوایم بکنیم؟
اون وقت که دیگه سورپرایز نیست.
چیکار میکنی؟
چیکار میکنی؟
- تو دیوونهای. - یک، دو، سه ...
ببخشید.
لینه!
- همونجا بمون! - نینا!
- لعنتی! - نینا، بیا. نینا!
برو کنار!
ببخشید.
گم شو!
لعنتی!
- لینه! - دارم میام.
- ای بابا، آخر شدیم. - میخوام یه راز بهت بگم.
یه میانبر بلدم.
- واقعا؟ - آره.
تو که میخوای اول بشی، نه؟
- آره. - خب خوبه. پس بریم.
باشه. باشه.
باشه. پس شروع میکنیم.
- داریم اشتباه میریم. - مطمئنی؟ بذار ببینم؟
این مسیر اشتباهه، لعنتی. داری چیکار میکنی؟
- مسابقاتت تموم شد. - چی؟ گوشیم رو بده.
سه میلیون ولت. خیلی درد داره.
چه خبره؟
حالا باید این رو بخوری.
بخور.
بخور.
بیشتر. بیشتر ...
نیرو باید با تظاهرکنندهها از سراسر کشور برخورد کنه.
اونها علیه آیس بک اعتراض میکنن، که فروم B.E.E. پشتشه.
چند صد نفر با پلاکارد دارن میرن سمت پله دو لاک -
- جایی که سران چهار شرکت بزرگ چندملیتی جمع میشن ...
گند و کثافت!
آره، لوران. میدونم.
چرا؟ بقیه هنوز نیومدن؟ باشه.
نه، نه. دارم میام. تو ماشینم.
چی؟ آره، آره.
باید قطع کنم. باشه.
- اینجا خوبه؟ - آره. ممنون، لودو. فردا میبینمت.
- سلام. - سلام.
- سلام عزیزم. - دیر کردی.
پسرمون خونه نخوابیده. نمیدونم کجاست.
و تو نمیخوای یه معلول رو تنها بذاری؟
بئا، گفتم که به پرستار بچه احتیاج ندارم.
این کار رو خودمم میتونم بکنم.
خرید کردم. تو یخچال غذا هست. اگه چیزی شد زنگ بزن.
- شاید خودشه. - ممنون.
نه. اگه دیدیش، بهش بگو میخوام باهاش حرف بزنم.
خودت میتونی این کار رو بکنی. تو مادرشی.
حالا دشمن میاد.
صبر کن. چیزی نمیشنوم. نه، سعودیها امشب میرسن.
من تمام تلاشم رو میکنم. بعدش التماسمون میکنن که سرمایهگذاری کنیم.
ای رهبران باید تسلیم بشین. جوونا دیگه خسته شدن!
خیلی مطمئن نیستم، چون قضیهی فروم B.E.E. نگرانشون کرده.
ببین، فرانک. تو زیادی محتاطی.
اونا احمق نیستن. زود میفهمن که این ابتکار میتونه آبروشون رو نجات بده.
به من اعتماد کن، تا دو روز دیگه به عنوان قهرمان ازمون تجلیل میشه. من رسیدم.
No comments yet. Be the first to leave one.