نخستین 200 خط.
این زیرنویس به هیچ سایت یا کانال خاصی تعلق نداره مترجم: mary_fall
..داستان تا اینجا
،در واترلو جنگ رو پیروز شدن اما جورج از دست رفت
،بازمانده ها با بچه های جدید اومدن خونه
یا مقصدهای جدید
این هنگ دستور داره به هند بره
و امیلیا پیشنهادی داشت که باید رد میکرد
شوهرم رو از دست دادم پسرم رو از دست نمیدم
ماتیلدا انتقامش رو از آن سوی قبر گرفت
100پوند. پریدی توی یه راه اشتباه، بکی، دخترم
..بی شک، بکی بهترین نقشه ـش تا بحال به ذهنش خطور کرد
این اتاق بازیمون میشه
اینجا، با همه رقیبا همه بازیها رو بازی میکنی
با هدف قرار دادن مستقیم برای بزرگترین جایزش
امشب، بکی روی اینکه چطور یه سال با هیچ زندگی خوبی داشته باشه، کار میکنه
!آسونه
!این بازار پوچیه
دنیایی که هرکس دنبال چیزیه که ارزشِ داشتن نداره
..خانوم
کراولی
خانوم الیزابت کراولی
،خانوم..بتسی کراولی
سابقا..هودوکس
فکرهای بالاتر از موقعیت اجتماعیت، خانوم؟
ببخشید، آقا
کجا داری میری؟ !برگرد اینجا
!از دست من فرار نکن چی کار داری میکنی؟
!از دست من فرار نمیکنی
!من سالم و قوی ام
!خب،بیا اینجا و بهم نشون بده پس
..همین کارو میکنم
!اوه
سر پیت؟
!سر پیت
اینو درخواست نمیکردم، خانوم کراولی، اما !شهریه های مدرسه دیر شده
!بچه ها چه سرگرمی گرونی ان
باید کلنل شیطون رو برات دعوا کنم
چرا این بچه طبقه پایینه؟
بابا به من نیاز داره
..هیچوقت پسرم رو ندید
و حالا پدر مرده
سر پیت فوت کرد
رفیق قدیمی عزیز
دیگه عمرشو کرده بود، عشقم
صورت حساب شیر و کره شون تنهایی 200پونده
چطور میتونم الان به خاطر پول اذیتش کنم؟
وقتی این خونه عزاداره؟
شوهر، به خاطر یه لبخند خوشگل، ما رو نابود میکنی
،لرد استین عزیزم
جرات ندارم امیدوار باشم که بیشتر از یه نصف پنی گیرمون بیاد
همه اموال سر پیت به پسر بزرگتر میرسه، بدیهیه
،هرچند اون یه مال دوست چندشه
،و کودنترین کسیه که تا حالا دیدی
گرچه فکر کنم کودنی تو این خانواده ارثیه
!اوه، بکی
شوهرم به روش خودش یه مرد باهوشه، میدونم
یه کودن که به اندازی کافی باهوشه که جایزه ای مثه تو رو برنده بشه، خانوم عزیز
طفلک بی تقصیر
به خاطر منه که بدون یه پنی از ارث محروم شد
،دیگه برای چی باید اینجا مینشستیم
لباسهای عزاداریمون رو از پرده های قدیمی میدوختیم؟
نمیدونم رودی کوچولوی عزیزم یه کم هوای تازه میخواد؟
فکر کنم کاملا امنه، اینطور نیست، قربان؟
کاملا
بیا، رودی
وقتی پسره بره مدرسه، باید از شر خدمتکار قدیمی خلاص بشی
سگ گله وفادار من از شهرتم محافظت میکنه
دور کردن همه همه مهاجمها؟
حتی دوست اعلیحضرت؟
شاید نه کاملا همه
اوه
چقدر راضیت میکنن؟
به اندازه کافی- به اندازه کافی که برای پادشاه بندازی؟-
!خیلی ناگهانیه
خانوم کراولی، مال منی؟
اینو به عنوان بله درنظر میگیرم
..لرد استین
،خواهش میکنم منو ببخشید
نمیتونم از خانوم بریگز خلاص شم
چون شوهر بی خاصیت من بهش پول بدهکاره
چی؟
چطور؟
،با ارثیه 1,200پوندی از عمه ـش اومد پیش ما
و عرض یه ماه، رادون از اون موجود بیچاره و ساده دل گرفتش
حالا این بدذات رفته و خرجش کرده
،چه میمون کوچولوی باهوشیه
..که از یه جیب الماس درمیاره
و از اون یکی اسکناس
الان با اون تنهاست
برام مهم نیست از کجا بدست میاره
تا وقتی که حقوقهای ما رو باهاش میده
.. انسان که از زن زاییده میشود، عمرش کوتاه"
و سراسر زحمت است
همچون گُل میشکفد و بزودی پژمرده میشود
و مانند سایهای زودگذر و ناپایدار است
زیرا ما چیزی به این جهان نیاوردهایم
و نمیتوانیم از این جهان چیزی ببریم
خداوند داد و خداوند گرفت
"نام خداوند متبارک باد
خوش اومدین. خوش اومدین
خوش اومدین
مهمانهای عزیز، به خونه ما خوش اومدین
،خانوم کراولی عزیز
اجدادمون نمیتونستن چشم انتظار خانوم خانه بزرگوارتری از تو باشن
خوش اومدین. ممنون که اومدین
بدتر از اون اینه که پیرمرد اجازه داده
خدمتکارا از این قتل قسر در برن
استانداردها مجاز به لغزش شدن- !داغون-
!به این حسابها نگاه کن
کل املاک نزدیک گوشمون پخش و پلاست
!دزدها، همشون
اوضاع رو جالبتر میکنی، خانوم کراولی
اوه، روزهای بی شیله پیله عزیز قبل از اینکه این همه چیز رو به ارث ببرم
اصلا هیچ نظری نداشتم که ثروتمند شدن چقدر هزینه داره
باید سوراخهای بید بعضیاشون رو ببرم
فقط 100پوند گیرم اومد
و صحبت از اینکه اون چقدر فقیره
اصلا هیچ نظری نداشتم که
ثروتمند شدن چقدر هزینه داره
قبلنا توی هیدن برادرم رو گوشمالی میدادم
با اینکه از من بزرگتر بود
گوشمالی جانانه ندادیش
احمقانه بود که امیدوار باشیم برادرت سخاوتمند باشه
کوئینز کراولی مال تو میشد، نه مارتا
اگه با پدرم ازدواج میکردی
اوه، عزیز، غیرممکنه
نترس، شوهر
میتونم یه سال با هیچ به خوبی زندگی کنم
میبینی حالا که اونا مسئولن چقدر ما رو دوست دارن
حالا اونا فکر میکنن ما جایگاهمون رو میشناسیم
جایگاه تو همیشه جایگاه بعدیه
،خیلی خوبه داشتی توجه میکردی
میخوای نقشه رو بدونی؟
..لرد استین
،اوه، اون قیافه رو نگیر رادون، خواهش میکنم
پادشاه جدید تازگی اون رو به عنوان رئیس انبار باروت منصوب کرده
این یعنی دوستمون یکی از مهمترین لردهای این زمینه
این یعنی اون مورد توجه اعلیحضرته
بهش فکر کن
به فرصتهای هر دومون فکر کن
زیادی بلند پرواز نکن، بکی
بقیه مون رو پشت سر جا میذاری
،این روزا تقاضایی واسشون نیست آبرنگ
،میدونم من یه نقاش درجه یک نیستم ..اما شاید
الان همه نیمرخ سیاه نما میخوان
صحیح
اون شالی که گذاشتی
یه هدیه بود
خیلیه، خانوم نِیتن
اعلیحضرت به خاطر علاقش به پرها مشهوره
..پس من
نمیتونم اعتراضی کنم
!چارلز، منتظرم بمون، صبر کن! وایسا
،خانوم نِیتن !برای الماسهام جا باز کن
!اعلیحضرت
صبح بخیر
داشتی خرید میکردی؟
برای جورجی
کتاب و اینا
یه سوهاضمه مختصر داره
چی؟
اکسیر دفی؟
که به خوابش کمک کنه
تو خوردیش، همینطور جوز، هیچ ضرری برات نداشت
این سمه
!سم
پس این زبونیه که با مادر خودت صحبت میکنی؟
همیشه دارین جر و بحث میکنین
خب، امشب شام خبری نیست
!چون منو از موهام میکِشن میبرن دادگاه اولد بیلی
!جورجی
!یا مادرت منو به عنوان یه قاتل میبره جایگاه متهم
..من بدبختی زیاد کشیدم
..متاسفم، مامان
،تو زندگیم خوار و پست شدم ،خدمتکارام رفتن
،همه جا پیاده میرم زندگیم تو خرابه هاست
،اما حداقل هیچوقت یه قاتل نبودم
پس ممنون بابت این خبر- !لطفا نذار جر و بحث کنیم-
!من اونی نیستم که جر و بحث میکنه
!مادر، بس کن
پدر روحانی بینی برای چای تشریف آوردن
!آخ خدا
آقای بینی.. اومدن که درباره تحصیل جورج حرف بزنن
اون خیلی کوچیکه
اوه، فقط مدرسه کوچیک ما تو اقامتگاه کشیش
شاید جورج از محفل نجیب زاده های جوان دیگه بهره مند بشه
میخوام توی خونه آموزشش بدم
!کتاب خریدم
کتاب خریدی!؟
..لاتین، ریاضی اعتراف میکنم خودمم یه مبتدی ام
،آقای بینی ..شاید مایل باشین
اوه، از قبل زغال سنگ کافی دارم، بیشتر از کافی، ممنون، آقا
زغال سنگ؟
نه، اون روزا گذشت الان تو کار شرابم
!اوه- ..مادیرای مرغوب، شراب سال-
از مشروبات الکلی قوی پرهیز میکنم چون معتقدم پروردگار اینطور میپسنده
نه، نه، بیا ..من مطمئنم پروردگار مهربون موافقت میکنه
،اون بچه رو لوس میکنی باید زانو بزنی
و به درگاه خدا دعا کنی که اون قلب گناهکار و ناسپاست رو تطهیر کنه
تو و برادر خودخواهت هر دو
No comments yet. Be the first to leave one.