نخستین 200 خط.
آتيش، زمين لرزه، سيل
گولشون رو خوردي، مگه نه؟
اين سوال نيست
ازت نپرسيدم. فقط دارم محض اطلاعت ميگم
با نگاه اول به يه آدمي مثل تو، همه چيز دستگيرم ميشه
تو يه خريداري
حالا من از کجا ميدونم؟
چون من يک دلالم
ميتونم هرچيزي رو بفروشم
از هرکي ميخواي بپرس
به جز بيمه
تحملشو ندارم
،سوءاستفاده از آدماي ضعيف
که انقدر از آينده ميترسن
که وظيفهي محافظت از
خانوادهاشون رو ميسپارن به يه تيکه کاغذ
به حرفاي يه شرکت بيمه دل خوش ميکنن
چجور آدمي اينکارو ميکنه؟
زن و بچهش رو ميندازه تو دست يه مشت غريبه
آدمايي که اصلا نميشناسشون
...بعدش يه روز
مرد خانواده ميره
خانوادش تنها ميمونه
و گرگ، دم در پيداش ميشه
،و خب
اين رو که نميشه بيمه کرد
داگلاس، چي شده؟
قوي باش
فکر ميکنم که برات يه روزنهي اميد پيدا کردم
حدس ميزنم اين همسرت باشه
ماريا
ماريا هنوزم همينطوريه؟
چي؟
بدنش، داگلاس. اندامش
آيا خانم داگ در حال حاضر
مثل اين عکسش هست؟
آره
بفرما. من که ميگم شانس آوردي
!صددرصد
...با يه همچين بدني
ميتونه هزينهي مردي که قراره
بهش کمک کنه رو خيلي راحت بده
خيلي خب، باز کن
نميدونم چه بلايي سرش اومده
...چي
راه بيوفت - چکار ميکني؟ -
!نگهبان
دروازهها رو باز کنين
...خب
تو ديگه کي هستي؟
Drama آرين , Sorrow مترجمين : سميرا
يه چيزي بگين، فاشيستهاي کثافت
رفتار خصمانهت رو کنار بذار و به خونهت برگرد
!بگين کجا بردينش عوضيا
.بيا اينجا ببينم بزدل خودم رفتار خصمانه رو نشونت ميدم
آروم بگير
از چي ميترسين؟ ميدونين که براي محافظت از ما نيومدن اينجا
.ديدين چکار کردن کي ميخواين جلوشون وايستين؟
ها؟ وقتي که بيان سراغ شما؟
وقتي بيان سراغ خانوادتون؟
چرا قايم شدين؟
من مامانمو ميخوام
برو کنار، سرجوخه - ميخواي چکار بکني آقا؟ -
خودت چي فکر ميکني؟ دوست دخترت رم کرده
داره بقيه رو تحريک ميکنه
ستوان دستور داد که دختره رو ساکت کنم
سه ثانيه وقت داري که دستت رو
،از روي شونهم برداري وگرنه همينجا ميکارمت
.گور باباي مويرز مجبور نيستي اينکارو بکني
...سه - ببين، اينجا کلي آدم هست -
... دو ... - اينا هموطن خودمونن -
... دو ... - اون فقط مادرشو ميخواد -
نگاهش کن، گروهبان
فکر ميکني خودم دارم حال ميکنم؟
که اينطوري ميخوام برم دهنشو ببندم؟
من خودمم خانواده دارم
ميدونم
بذار خودم ترتيبشو بدم
اينکارو نکني با خودم طرفي
هرجور خودت صلاح ميدوني
منو نگاه کن
بذار ببرمت خونه، باشه؟
من نميتونم برگردم اون تو
.مشکلي پيش نمياد پاشو بريم خونه
من رو ميرسوني؟ - من ديگه اينکارو نميکنم -
گروهبان، به سربازت اهميت وظيفهش رو متذکر شو وگرنه خودم اينکارو ميکنم
.بله قربان سرجوخه، ايست
!گفتم ايست
بايد برم
بايد با مويرز صحبت کنم
...اگه بتونيم
خوابيدي؟
خب برنامه چيه؟
داشتيم راجع بهش صحبت ميکرديم
من توي تصميم گيري نقشي ندارم؟
فکر ميکنم بهتره يکي هم بايد منافع مامان رو مدنظر قرار بده
ما منافع همه رو مدنظر داريم - واقعا؟ -
.ميدونيم که ناراحتي، کريس همه ناراحتيم
مديسون، بي زحمت وقتي دارم با پدرم راجع به
امور خانوادگي صحبت ميکنم، دخالت نکن
ولم کن بابا. ولم کن
،شرط ميبندم اگه اون رو به جاي مامان ميبردن با چنگ و دندون ميرفتي دنبالش
مشکلت چيه؟
کريس، منو نگاه کن
مامان سوار ماشين شد
ببين، ما نميدونيم چه اتفاقي افتاد - اونا به زور نبردنش -
.کسي مجبورش نکرد خودش سوار شد
چون ميخواد به بقيه کمک کنه
ميدونه که يه عده مثل نيک و گريزلدا بهش نياز دارن
مادرت همچين آدميه
اگه بميره چي؟ - کريس -
به اين چيزا فکر نکن
ازت ميخوام که قوي باشي، باشه؟
من نميتونم تنهايي از پسش بر بيام
باشه؟
پسر خوب
برو و معذرت خواهي کن
از اون؟ - آره -
شوخيت گرفته؟ - زياده روي کردي -
برو پيش خانوادت، بابا
شرمنده
منظوري نداشت
،وقتي کريس برگرده بهش بگو که رفتم دنبال مامانش
و نيک
آره
خوبه. زود ياد ميگيري
خوابيدي؟ - يه مقدار -
اميدوارم لذت برده باشي
،با هاجز که اينجاست در کل سه تا پرستار دارم
،با هفت تا شروع کردم
،ولي فرماندههاي دانا
دو تا از بهترين پرستارام رو توي ...تخليهي اول فرستادن بيرون
اون دو نفر ديگه کجان؟
اين پاش رو دوباره پانسمان کن
ميخوام بگم که وقت خوبي اومدي اينجا
کسي ازت انتظار نداره که معجزه بکني
بايد با پسرم صحبت کنم وگرنه نگران ميشه
باشه. ببينم چکار ميشه کرد
...و زني که باهاش اومدم اينجا
گريزلدا سالازار
.داره استراحت ميکنه مجبور شدن پاش رو قطع کنن
ميخوام ببينمش
زياد انگليسي بلد نيست
نميخوام بترسه
درسته، ما نميخوايم هيچکسي بترسه
نيک چطوره؟ حالش خوبه؟
.حالش خوبه بايد به کارمون برسيم، لايزا
آليشا؟
آليشا، اينجايي؟
يالا
لعنتي
صبرکن، صبرکن، صبرکن
اين جا چه خبره؟ چکار ميکنين؟
چاقو داره - وايستا، وايستا -
جوابم رو بده. اين چه کاريه؟ - وايستا -
ما اينطوري اونا رو برميگردونيم خونه
بخور
تو نگران خانوادتي و منم درک ميکنم
ولي نيازي به اين کارا نيست
.مشکلي براشون پيش نمياد معاينه ميشن و مورد معلاجه قرار ميگيرن
فقط همين
برميگردن پيش خودتون
کي؟
.نميدونم به زودي
رفتار ما هم درست نبود
رفتارتون؟
شما نصف شب اومدين توي خونهي من
پسر من و زن اين آقا رو به زور بردين
کار من نبود - درسته -
اون تقصيري نداره
ميدونيم که تقصير تو نبوده
اونا الان کجان؟
...ببين
.من ميتونم کمک کنم خودم ميخوام کمک کنم
پس جواب سوال رو بده
اي کاش ميتونستم
اون نميدونه
...اينطوري نميشه - يه نفر بايد يه کاري بکنه -
.درسته. تراويس رفت باهاشون صحبت کنه ستوان رو ميشناسه
نقشهتون همينه؟ برگردين پيش اونا
و محترمانه ازشون خواهش کنين؟
نه، ما يه نقشه داريم
شما يه سرباز امريکايي
رو توي زيرزمين به صندلي بستين
آره. حالا ميتونيم معاوضه بکنيم
...معاوضه؟ انتظار دارين که - صبر ميکنيم -
به محض اينکه فهميدن گم شده، باهاش تماس ميگيريم
بهشون ميگيم کجا برن
بهشون ميگيم براي معاوضه کجا بيان
و وقتي که بخوان دنبالش بگردن؟
...منم از اين شرايط خوشم نمياد ولي
حق با پدرمه
فقط همينطوري ميشه باهاشون حرف زد
ممنون
اين ايدهي تو بود؟
بله - مسخرهست -
اونا معاوضه نميکنن
ميدونم
ولي اون سرباز اطلاعات داره
ميدونه زنم کجاست
No comments yet. Be the first to leave one.