نخستین 200 خط.
::::::::: تیـــم ترجـــمه آیــــرِن تقدیـــــم میــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آیــــ(عشق مال احمقاست)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
همه اسم ها، شخصیت ها، شغل ها،اتفاق ها) (موقعیت ها و رویدادها، ساختگی هستند
یوروم
بیدار شو و غذا بخور
دخترم، پاشو غذا بخور
مامان خورشت رب لوبیای خوشمزهای درست کرده
زود باش
باشه، بابا
ممنون برای غذا
خورشت رب لوبیا رو امتحان کن
نمیدونم ادویههاش به اندازه است یا نه
حس میکنم یکم شوره
!خوشمزه است، مامان
بخور - واقعا؟ -
تخم بلدرچینهای توی سس سویا رو امتحان کن
عزیزم، چرا سیر ترشیهایی که یوروممون دوست داره رو نمیاری؟
!خدای من، خیلی فراموش کارم
!نه نه مامان، اشکال نداره
همینم کلی غذاست. فقط هرچی اینجاست میخورم
فقط باید از یخچال بیارم بیرون
نه نه، کافیه
بعدا شب میخورمش
ولی از لحاظ بدنی واقعا حالت خوبه؟
گفتم که خوبم
بیمارستان گفت میتونم مرخص بشم چون مشکلی نیست
!تو از ارتفاع بلندی افتادی
چطور میتونی کاملا خوب باشی؟
حتی اگه از بیرون خوب به نظر برسی
بدنت حتما شوک نسبتا بزرگی رو تجربه کرده
عزیزم، چرا نذاریم اول غذاش رو بخوره؟
من خوبم
...خدایا
خیلی خوبه
مامان
مامان - بله -
...اینکه با بابا به شهر خودتون برگشتین و اینجا زندگی میکنین رو
دوست داری؟ - آره، دوستش دارم -
چیش رو دوست داری؟
راحته
من سالهای مدرسهام رو اینجا گذروندم
دوستهایی که خیلی وقته باهاشون دوستم اینجان
و نزدیک قبر مامان بزرگ و بابا بزرگه
به پدرت قول دادم
که وقتی از دانشگاه فارغ التحصیل شدی و کار پیدا کردی
بازنشسته میشیم و به شهر خودمون برمیگردیم و اونجا زندگی میکنیم
ما خوشحالیم
داریم خوب زندگی میکنیم
نگران ما نباش
ببخشید، مامان
برای چی؟
به خاطر اتفاقی که برام افتاد واقعا ترسیدی، نه؟
من ۳۷ سالمه
و با این حال، حس میکنم فقط دارم شما دوتا رو نگران میکنم
...دوستات
دارن از زندگی عادیشون لذت میبرن
دختر و پسراشون رو میفرستن خونه بخت
و پز نوه هاشون رو میدن
...ولی من
حس میکنم دختری هستم
که فقط به تو و بابا آسیب میزنه
برای همین متاسفم
یوروم
بله؟
نمیتونی یه مدت از کارت مرخصی بگیری؟
...چون خیلی بهت افتخار میکنم
...چون دخترم خیلی خاصه
برای من، تو عالی هستی
به حرف بقیه اهمیت نمیدم
...ازدواجت در نهایت اونجوری شد
من و بابات باهاش مشکلی نداریم
ولی وقتی دیدم توی محل فیلمبرداری یه حادثه برات رخ داد
باعث شد خیلی نگران بشم
و برام سخته
میخوام با محل کارت صحبت کنی
و فعلا از کارت مرخصی بگیری
باشه، بهش فکر میکنم، مامان
گریه نکن
باشه؟
!عزیزم! یوروم
وقت قهوه است
اوکی؟ - اوکی -
من یه باریستای خوبم
!آقای گو
بابا، برامون قهوه درست کردی؟ - آره -
خب. به سلامتی
چطوره؟ خوبه، نه؟
آره - ممنون -
::::::::: آیــــ(عشق مال احمقاست)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آیــــ(قسمت آخر: بی پایان)ــــرِن :::::::: :::::: @AirenTeam :::::::
بله
عه، دکتر پارک
چی باعث شده بدون زنگ زدن بیای؟
پروفسور - بله؟ -
من به بخش جراحی اعصاب برمیگردم
کارت خوب بود
تصمیم درست رو گرفتی
جه هون
...ممنون که
خودت رو جمع و جور کردی
...پروفسور
ممنون که چندین بار
من رو
نگه داشتین
بیا داخل
بله، تهیه کننده گو
چی باعث شده بیای اینجا؟
آقای کارگردان
میخوام
استعفا بدم
پسش بگیر
-آقای کارگردان - مطمئنم دربارهاش خیلی فکر کردی -
و زمان سختی رو داری
ولی بیشتر بهش فکر کن
...من
نمیتونم انجامش بدم
دیگه نمیتونم وانمود کنم
که خوبم
یوروم، میتونی هروقت که میخوای برای همیشه از این صنعت بری
بهت وقت میدم
پس یکم بیشتر بهش فکر کن، خب؟
...دستم رو بگیر و
...پات رو بیار بالا. حالا بیا پایین. آروم
بذارینش وسط
مهمونهایی که آماده هستن، بیاین داخل
سلام - سلام، خیلی وقته ندیدمتون -
از دیدنتون خوشحالم
جای من کجاست؟
اینجاست
عه، اینجاست
توی این مدت حالت خوب بوده؟ - آره -
سلام - سلام -
...همه چیزهایی که امروز اینجان
خیلی خوشگلن
امروز خیلی خوشگل شدی
!سلام
سلام
داداش جانگ
سلام
سلام
حالت خوبه؟
صندلیها رو مرتب توی اتاق جلسه بذارین، باشه؟
گلها رو خوب بذارین
همه چیز چک شده و واضحه، درسته؟
اتاق رو خوب تزئین کنین
تهیه کننده گو
سویون
اومدی
فکر نمیکردم دعوت بشم
فقط اگه خودت مشکلی نداشته باشی، باید با ما باشی
ممنون
برای روز انتخابهای نهایی، توی زیرنویس نوشتیم
به دلایل شخصی نتونستی بیای
باشه
لطفا برو داخل
همه منتظرن
!تهیه کننده گو یوروم
بله؟
به خاطر اون روز متاسفم
...به خاطر من
...من میخواستم
ازتون عذرخواهی کنم، خانم تهیه کننده
دلیلی که با وجود خجالت کشیدن اومدم اینجا
این بود که ازتون عذرخواهی کنم، خانم تهیه کننده
سویون
منم متاسفم
به عنوان عضوی از تیم تهیه، صادقانه عذر میخوام
باید توی محل فیلمبرداری مراقبت میبودم
واقعا متاسفم
بیا باید زودتر بری داخل
پس ما میریم طبقه پایین که برای فیلم برداری آماده بشیم
همه شرکت کننده ها جمع شدن؟
نه هنوز
ما بهشون وقت برای ملاقات دادیم. منظورت چیه که هنوز نه؟
پارک جه هون و هان جی یون تو راهن،
و کیم جون هو گفت که بخاطر ترافیک یکم دیر میرسه
و آن سو یون هم که اینجاست
حداقل ترکیبی از مردم رو داریم
حتی اگه نمیدونیم چه اتفاقی قراره بیوفته
تو مشکلی نداری؟
درباره چی؟- کیم جون هو-
مشکلی نداری رو در رو ببینیش؟
چرا باید مشکلی داشته باشم؟
...تو واقعا
از نظر روحی قوی ای
اقرار میکنم
اگه اون عوضی بخواد مسخره بازی دراره میکشمش
تو هم باید این تظاهر به خوب و مهربون بودنت رو تموم کنی
و ذهنیتت رو عوض کنی
"اینجوری باش "اگه خراب کنی، کشتمت
تو واقعا قابل احترامی
آدمایی مثل تو باید تهیه کننده بشن نه؟
این زمینه
برای اینکه تو ذهن آدم جایگاه درستی پیدا کنه زیادی خشنه
بازم خداروشکر که حداقل الان فهمیدی
حالا بذار جوابت رو بشنوم
چرا با من انقد بدرفتار بودی؟
...تو
خیلی رو مخی چون همه چی داری
چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.