نخستین 200 خط.
با افتخار Opus Sub تيم ترجمه تقديم ميکند
تمام شخصيتها، سازمانها و اتفاقات) (اين سريال ساختگي هستند
...آنچه گذشت
حقيقتُ دربارهي همهي کسايي که ...به ناحق کشته شدن
بر ملا ميکنم
...گاهي وقتا حقيقت
فقط باعث رنج و عذاب بيشتر ميشه
مثل بيمه ميمونه
بايد مثل تصادف به نظر بياد
هر طوري شده
خيانت؟ اين تجارته
ولي الان که با هر دوتون سر ميز ...يه رستوران نشستم
ياد قديما افتادم
هوايه بود؟
همونجايي رو ميگم که باباتون زد .سرهنگ دوم چا رو کشت. هوايه
استوار چوي پيلسو چرا بايد آدم ميکشت
...تا وقتي من دهنمُ باز نکنم
اتفاق اون روز براي هميشه مخفي باقي ميمونه
وکيل چوي دوهيون داره تو پروندهي سرهنگ دوم چا سرک ميکشه
دلتون ميخواد بلايي سر پسرتون بياد؟
چو کيونگسون ديشب مُرده
...واقعاً فکر ميکني بتوني
حقيقتي رو که دنبالشي پيدا کني؟
نه، مطمئني ميتوني اون عوضيا رو محکوم کني؟
...تهديد کردنش
مثل تف سر بالا بود
خيلي عجيبه که همچين عوضيهايي هم به خانواده اهميت ميدن
...وکالت
چو کيتاکُ قبول کردم
بذارين اين کارُ بکنم
...آخرين جراحياي که انجام دادم
ده سال پيش بود
...قلب يه مريض مرگ مغزي اهدا شد
...و کسي که اون قلبُ گرفت
يه زندگي تازه پيدا کرد
...اون مريض مرگ مغزي
پسرم بود
...اون قلب
چي ميگه؟
...قلب پسرم
...ميگه ميتونه از قاتل خودش
دفاع کنه؟
پس يه نفر تو خونهي هوانگ کيوشيک بوده
يه مرد سي و خردهاي ساله
و تو يه چشم به هم زدن غيبش زده
آره
...هيونگنيم، نکنه هوانگ کيوشيکُ
نه، از اون خبرا نبود
...اگه کتکش زده بود جرات نميکرد
صاف صاف تو چشماي يه پليس نگاه کنه
راست ميگين
هي، چيزي پيدا کردي؟ - بله -
حتماً از پلهها فرار کرده
آخه تو دوربين امنيتي آسانسور هيچي نبود
...دوربين امنيتي ورودي فيلمشُ گرفته ولي
يعني الان بايد خدا رو شکر کنيم که همينم گيرمون اومده؟
يا بود و نبودش يکيه؟
...کيفيت از اين مزخرفتر پيدا نميشد
بايد هر طور شده بگيريمش
،خبر بعد آيا پروندهي قتل اونسو گو را به ياد داريد؟
.و يا به عبارت بهتر پروندهي دادرسي مجدد
وکيل چوي دوهيون که با استفاده از قانون ...دادرسي مجدد متهم اين پرونده را تبرئه کرده بود
اين بار از مظنون ديگري در همين پرونده ...دفاع خواهد کرد که اين موضوع
باعث تحريک افکار عمومي شده است
فعلاً تا تموم شدن محاکمه مخفي شو
اطاعت
...و اگه بري و اينجا بموني
هر وقت نقشهاي داشتم خبرت ميکنم
...چه بلايي قراره سرم بيـ
مگه نگفتم هر وقت نقشهاي داشتم خبرت ميکنم؟
بله، تو راهيم
زخم چاقوي شکمم هنوز خوب نشده
...سنگدلي نيست که
دارين به اين زودي منتقلم ميکنين؟
داريم ميبريمت همون زندوني که کار ميکردي
اونجا راحتتر نيستي؟
يه جوري ميگين انگار دارين در حقم لطف ميکنين
راستي هوانگ کيوشيکُ گرفتين؟
بيزحمت بگيرينش و جلوم به زانو درش بيارين
...هر چي هيچي نميگم - !اومد -
واقعيت داره؟ - !بهمون بگين -
چند کلمه صحبت کنيد - لطفاً نظرتونُ بگين -
چيه؟ چه خبر شده؟
چون ميدونستي من ميام اين قيافه رو به خودت گرفتي؟
تو رو خدا قيافه ـشُ ببين
مگه نگفتم وکالتشُ قبول نکن، ها؟
گفتم اين با پروندهي هان جونگگو فرق داره
منم بهتون گفتم که
تا خودم کاري نکنم برام هيچ معنياي نداره
پس حالا که تصميمتُ گرفتي اين چه قيافهايه؟
...به خانم جين هم گفتم که
وکالت چو کيتاکُ قبول کردم
حتماً خيلي بيشتر از من به هم ريخت
وکالت هيچکسم نه، وکالت قاتل پسرش
چه خبر از هوانگ کيوشيک؟
هنوز هيچي
...حتي اگه محاکمه هم برگزار بشه
اگه نتونيم هوانگ کيوشيکُ پيدا کنيم سخت ميشه ثابت کرد قتل طبق دستور بوده
...تو خونهي هوانگ کيوشيک
آقاي هوانگ کيوشيک نيستن؟
اينجا همچين کسي نداريم
يکي بود که خيلي مشکوک ميزد
مشکوک ميزد؟
نميدونم کيه
شايد اونم دنبال هوانگ کيوشيک بود
،اگه اونم دنبال هوانگ کيوشيک بوده باشه
...يعني براي رئيس او يا
کس ديگه کار ميکرده؟
مطمئن نيستم. بايد از اين به بعد بفهميم
ميخواي بريم يه چيزي بخوريم؟
نه، خوبم
چه براي دفاع از چو کيتاک ...چه هر کار ديگهاي
بايد بتوني سر پا وايسي
...تصميممُ
درک ميکنيد؟
،محاکمه با تو تحقيقات هم با من
...هر کس به سهم خودش بايد يه کاري کنه
دست کسي که پشت اين قضاياست رو بشه
...هو جهمَن، مظنون پروندهي قتل کيم سونهي
که جنازهاش در محل تخريب ...در اونسو گو پيدا شد
امروز به زندان منتقل شد
هو جهمَن هنگام دستگيري به ضرب چاقو زخمي شده بود
...وي پس از يک هفته مراقبتهاي پزشکي
امروز به زندان منتقل شد
بله، فرمانده
امري داشتين؟
بله، زنگ زدم ببينم حالتون خوبه
چو کيتاکُ گرفتيم ولي هنوز چيزي از حقيقت دستگيرمون نشده
وکيل چوي ميخواد از طريق چو کيتاک حقيقتُ بر ملا کنه
چون مجرم واقعي اونه
ميدونم
...ولي - بله، منم عصبانيام -
...شمام
حتماً باورتون نميشه
بذارين يه چيزي خدمتتون عرض کنم
...راهي که وکيل چوي داره ميره
...با راهي که دادستان نو سونهو داشت ميرفت
فرقي نداره
اون کيه؟ - انگار تازه وارده -
چيه؟ نگاه ميکني؟ !بنداز پايين چشماتُ بينم
هي، اين از نگهبانهاي زندون نيست؟
همونه؟ - آره، فکر کنم -
هي، خودشه - آره، راست ميگي -
...همين که پروندهي قتل کيم سونهي
...بيفته دست دادستاني
با يه حبس ابد مختومه ـش ميکنن
...هر چه سريعتر بهش رسيدگي کن
...و ترتيبي بده که همين ماه
راي اعلام شه
تا جايي که بتونم سعيمُ ميکنم
.تا جايي که بتوني فايده نداره کاري که گفتمُ بکن
و يه چيز ديگه
...به دادستان مسئول بگو
فقط تمرکز کنه رو اثبات اينکه اون بدون دستور گرفتن از جايي کيم سونهي رو کشته
بگو نبايد از موضوع منحرف بشه
به پروندهي ديگهاي مربوطه؟
...مگه نميدوني
که متهم اين پرونده با پروندهي نو سونهو ارتباط داره؟
کودن
...اگه اون مردک
...اعترافي دربارهي پروندهي نو سونهو بکنه
پاي ما هم گيره
پس به دادستان مسئول بسپر که حواسشُ حسابي جمع کنه
...چيه؟ فکر ميکني پاي تو
تو پروندهي نو سونهو گير نيست؟
پروندهي قتل محل تخريب در اونسو گو
کي فکرشُ ميکرد آخر اون پرونده به اينجا بکشه؟
دادستان لي هيونجون هستم از دفتر ناحيهي شمالي
...اولش همه با اين زل زدنها شروع ميکنن
ولي بعد که موقع محاکمه ـشون ميشه ،به دست و پامون ميافتن
پس زياد زور نزن
وقت نداريم بهتره سريع پيش بريم
آقاي هو جهمَن
چرا کيم سونهي رو کشتي؟
نه
من حالا حالاها وقت دارم، جناب دادستان
زياد تند نريد
بذارين وکيلم برسه
...مردک بيسر و پا
واقعاً نميخواي دوباره روش فکر کني؟
پست منشي رئيس جمهور تو امور حقوقيه، ميفهمي؟
اگه قبول کني ميتوني ...بدون اينکه کسي بفهمه
هر کاري ميخواي بکني
به يه همچين جايگاهي ميرسي
من علاقهاي به اينجور کارا ندارم
و... اين چيزي نيست که بشه به همين راحتي ازش گذشت
خودتونم خوب ميدونيد
مدرک چي؟
مدرک داري؟
تقريباً هر چي که لازمه رو دارم
تموم که شد يه گزارش راجع بهش مينويسم
تو داري با بد کسايي درميافتي
فقط سر خودتُ به باد ميدي و !هيچ اتفاقي هم نميافته
هيونگ، موفقيتي که هميشه ...ازش حرف ميزدين
اين بود؟
سونهو - براي آخرين بار ميگم -
...دست از هم پيالگي
!با اون آدما برداريد
دلم نميخواد با دست خودم اسمتونُ تو اون گزارش بيارم
...سونهو، من نگران تو ام که دارم همچين
No comments yet. Be the first to leave one.