ã‹ã—ã¾ã— ~ガール・ミーツ・ガール~
نخستین 163 خط.
انجمن دنیای انیمه با افتخار تقدیم میکند
: کاشیماشی ~ملاقات دختر با دختر~
: کاشیماشی ~ملاقات دختر با دختر~
. خب اینم از این
هازومو ، همه چی مرتبه ؟
. آره ، ممنون
... فقط کود دهی مونده
ها ؟
توت فرنگی ؟
. آره ، اون اولین برداشتمونه
. خیلی هم کوچیکه
. خیلی قشنگه
میخوای امتحانش کنی ؟
میتونم ؟
. البته
! یکم ترشه ، ولی خوشمزست
واقعا ؟
. بیا
. امتحانش کن
. باشه
! ترشه
مثلث دخترانه
! اون دروغ نمیگفت
... من ، نامیکو تسوکی من 35 سالمه و ... هیچ دوست پسری نداشتم
! ولی الان بالاخره فرصتشو دارم
! نه
! من یه معلمم
! اجازه ندارم توی محل کارم بهش فکر کنم
! اما هیچکس نمیتونه عشقو از من جدا کنه
! اون منو در آغوش خودش میگیره
... توجه کنید ! میخوام بهتون معرفیش کنم
! اون یه معلم کارآموزه
خودمو معرفی میکنم ! من هیتوشی سورا هستم
. من یه معلم کارآموز هستم
. من معلم زیست شناسی هستم . خوشبختم
. این آقا خوشتیپه از فامیلای هازوموست
باهاش با احترام رفتار کنید
فامیل ؟
. آره
! صبر کن
اینجا یکار میکنی ؟ برای چی اومدی ؟
. وقتی بین زمینیها باشی مطالعه دربارشون ساده تره
... آه
! خواهر برادر
! چان پو
نگران نباش . کسی اونو نمیبینه
. مثل قبل عادی باش
. پس خیالت راحت باشه
... گفتنس آسونه
. بیا دیگه
من واقعا دلم میخواد تو . توی گروهمون باشی میای دیگه ؟
... آم ... نه
. برو دیگه یاسونا ، درخواستشو رد نکن
. آه
... میدونی چیه
گوش میدی چی میگم ؟
. ببخشید ، ولی من هنوز خیلی خوب نیستم
! هازومو
... یاسونا
میای بریم کتابخانه ؟
. باشه
! یاسونا
. صدات میزنه
! بریم
... چرا اینجوری کرد
من کار اشتباهی کردم ؟
. نه ... کاری نکردی
... فقط
فقط چی ؟
. به تازگی یکم اخلاقش عوض شده
. باشگاه خیلی شلوغه
. همیشه همینجوره
یعنی تمرین لغو میشه ؟
! البته که نه ! ما همینجا تمرین میکنیم
! باید 10 دورز در راهروها بدویم
!چی ؟
! حرف نباشه ! برید
... باشه
داری میری خونه ؟
. آره
. منتظر هازومو هستم ، تا باهم برگردیم
که اینطور . فقط یکم نگرانت بودم
. ممنون که نگرانمی
... مشکلی نیست
. باشه
. فعلا
. راستی
هوم ؟
. هازومو این مدت واقعا خوشحاله
دوباره باهاش دوست شدی ؟
. آره
، وقتی اینو بهم گفت . از خوشحالی برق میزدم
واقعا ؟
... اذیتش نکن
... من میدونم چه اتفاقی بین شما افتاده
چی ؟
. منظورم حرفای اخیرتونه
... چیز زیادی نمیدونم
، اون بهم گفت که میخواد دوباره دوستم باشه ... و من خیلی خوشحال شدم
. براتون خوشحالم
! خیلی خب بریم
توماری ؟
! تا بعد . برو و بیشتر از این منتظرش نزار
... باشه
! تو باشگاه موفق باشی
. مرسی
کجا بریم ؟
... نمیدونم ، هرجا تو بگو
! توماری
. بچه ها منتظرن
. باشه
! خیلی خب ! بریم
! واو
! عاشقشم
. خیلی دوسش دارم
، تو عاشق گیاهانی . پس این لباس با این طرح خیلی برات مناسبه
! آره ، مرسی
دیروز از توماری پرسیدم که توهم میای خرید . اونم گفت نه تو برو بخر
. و من حتی نمیدونستم این لباس ها کجا فروخته میشن
میخوای امتحانش کنی ؟
! آره
. فقط ... نمیدونم اندازت بشه یا نه
! عالیه ! کاملا اندازته و خیلی بهت میاد
واقعا ؟
. آره
خب ؟
... الان یکم سرده
. ببخشید که مجبور شدی باهام بیای
. مشکلی نیست
. من خیلی دوست دارم به فروشگاه برم
، خودم هم بعضی وقت ها بعد از مدرسه . قبل از اینکه برم خونه یه سری به اونجا میزنم
. اوناهم مثل ما لباس هاشون شبیه همه
به نظرت اونا زن و شوهرن ؟
. آره
و ما ؟ ماهم مثل یه زوجیم ؟
چی ؟
... ببخشید ... منظوری نداشتم
! اوه خدا
. نباید اینجوری صدام بزنی
. ولی گاهی اوقات بدت نمیاد
ناتسوکو ؟
میشناسیش ؟
میخوای بریم کارائوکه ؟
... آم ... خب نمیدونم
. من تا حالا نرفتم
13...
14...
15...
16... 17...
18...
. ایول
... هیچوقت فکر نمیکردم اینجا انقدر دنج باشه
. آره
. یه بار دوستام اومدم اینجا
چطور بود ؟
توماری و ایوکی . سریع میکروفون رو گرفتن
! آره
... توماری آهنگ های راک خوند اونم با صدای خیلی بلند
ایوکی هم همه جور آهنگی خوند . من و آستا نتونستیم بخونیم
. چه وحشتناک
. پس یه جورایی این اولین بارم حساب میشه
از اینجا باید آهنگ انتخاب کنیم ؟
. آره
No comments yet. Be the first to leave one.