نخستین 200 خط.
سم" هنوز با پدرت بیرونه؟"
.الان تقریبا شیش ساعت شده
.شاید باز اونو برده فروشگاه
آخه برای آدمی توی این سن سه ساعت طول می کشه
تا جای پارک پیدا کنه .و سه ساعت هم تا از پارک بیرون بیاد
البته، فکر کنم رفتن به لانگ بیچ
.تا کشتی های باری رو ببینن
اوه، خب، پس حتما منتظرن .تا میزان آدرنالینشون بیاد پایین
پدرت تمام وقت "سم" رو .به خودش اختصاص داده
.این برای "سم" عادلانه نیست .اون مثل من نیست
من که خوب بهونه میارم .هم دارم خسته میشم
مگه یه زن سفید پوست چند تا جشن تکلیف می تونه بره؟
فکر می کردم شما دوست داریم با پدرم وقت بگذرونید؟
نه، ما این کار رو می کنیم چون .زنش اونو بیرون انداخته و تنهاست
.ولی ما خیلی تحمل نداریم
یعنی، تو باید یه کاری .در موردش بکنی
من چی کار باید بکنم؟
.من با اون بزرگ شدم .من کارم رو انجام دادم
.خب، "سم" 15 سالشه
اون باید الان بره تو اتاقش ،و از ما متنفر باشه
و به آهنگ های گروه موسیقی .نیو فالک های ریشو گوش بده
چی به سر موسیقی ."متال اومده، "چارلی
.چه روزی بود امروز
.هی، شما برگشتین
کشتی ها رو دیدید؟ - .آره دیدیم -
قبرستون سربازان جنگی .رو هم دیدیم
یه بروشور عالی هم در مورد .بزرگترین پرچم کالیفرنیا خوندیم
بهترین بخشش کجا بود، "سم"؟
.باید بگم قبرستون بود
نه، بهترین بخشش این بود .که امشب هم میریم بیرون
من "سم" رو می برم به یه رستوران ایتالیایی کوچیک
که پیش خدمت هاش آهنگ های .بابی درین رو می خونن
."تو هم میای، "جن
.امشب؟ اوه، نمی تونم
.کلاس آنلاین بانجو دارم
.یه وقت هایی باید برامون بزنی
باشه، من میرم خونه .یه چرتی بزنم
.و بعد ساعت 6.30 میام دنبالت
.آماده باشی ها
.خداحافظ، عزیزم
.اوه
سم"، می دونی که مجبور نیستی" .امشب با پدربزرگ بیرون بری
.یا اصلا هیچ وقت
ولی اون پدربزرگمه و معلوم نیست چقدر دیگه زنده می مونه؟
می دونم. این ندونستن .داره منو می کشه
.خب، هنوز چند دقیقه وقت داریم کسی چیزی می خواد بگه؟
،خب، اگه بخوام کاملا صادق باشم
یه کم به خاطر زیاد ماریجوانا .کشیدنم نگرانم
نولان"، اگه من بخوام" ،کاملا صادق باشم
ده دقیقه پیش هم .دقیقا همین رو گفتی
کس دیگه ای حرف داره؟
خب، یه اسکلی بود که توی دبیرستان منو شکنجه می داد
و بر اساس برنامه کاری من
.قراره در مورد مد بهش مشاوره بدم
.شاید اون فرد نباشه
شاید یه آدم غیر اسکل .دیگه با همون اسم باشه
اون یهودی مکزیکیه و ."اسمش هست، "گونزالو روزنبلت
داشتی می گفتی؟
اگه پنج دقیقه بهم وقت بدی بهت یاد می دم
چجوری تاندول آشیلش رو
.با یه کارت اعتباری و خودکار قطع کنی
اد"، من همین الان به" .خاطر مشکلات کاری اینجام
.اگه اون بیاد، من کنترلم رو از دست میدم
،و اگه این باز اتفاق بیوفته .من بیکار میشم
."الکی داری بزرگش می کنی، "پاتریک
تو حتما برای این یارو .هیچ ارزشی نداشتی
شرط می بندم اون حتی .تو رو از دبیرستان یادش نمیاد
شرط می بندم هیچکس .تو رو از دبیرستان یادش نمیاد
."متشکرم، "لیسی
حالا می تونی برگردی روی .درخت کریسمس هرزگیت
...فکر کنم منظور "لیسی" اینه که
.نه، اینو نمیشه نجات داد
لیسی"، تو الان واسه" خودت یه کار
.به عنوان رفیق عصبانیت "پاتریک" گرفتی
می خوام وقتی که این یارو .میاد پیش اون باشی
حقوقش چقدره؟ - .حقوقی در کار نیست -
تو اونجایی تا از .پاتریک" حمایت کنی"
اوه، اون حقوقش چقدره؟
،ببین چی میگم ،اگه از یه کفش خوشت اومد
.می تونی برداری - .پایه ام -
پاتریک"، نباید این" .کار رو بکنی
.بیخیال، معلومه شوخی کردم
.دیدمش
اد"، قرار بود یه" سرگرمی واسه خودت پیدا کنی
.تا یه کم خوشی به زندگیت بیاره چیزی پیدا کردی؟
خب، من دنبال یه گروه کر می گشتم
،مثل گروهی که تو تگزاس داشتم .ولی زنم اجازه نمیده
تو آواز می خونی؟
.مثل یه فرشته لعنتی
.منم آواز میخونم
.البته نه با صدا، مشخصا
اد"، چه اهنگ هایی میخونی؟"
،خب، گره کر محلی بودیم .ترانه های محلی هم می خوندیم
،می دونی، چیزایی مثل "مزرعه قدیمی پنبه کنار خونه"
"و "لبخند بزرگ قدیمی براق
اد"، این ترانه ها خیلی" .توهین آمیز و نژادپرستانه هستن
.اوه، نه. ترانه های اصل آمریکاست
.اوه
اد"، اگه تو اینقدر از گروه کر" ،خوشت میاد
چرا زنت مجبورت کرد بیخیالش شی؟
.اون گفت که همه وقت منو می گیره
واقعا؟ همه وقتت رو؟
اون می گفت که دیگه .به زور منو می بینه
۰ حتی آخر هفته ها؟ .مخصوصا آخر هفته ها -
.این عالیه
اشکال نداره. من الان .یه سرگرمی دیگه پیدا کردم
من کشتی کوچک توی .بطری درست می کنم
کشتی برده ها توی بطری؟
.نه
.اوه
بیخیال شو، "چارلی". من مردی نیستم .که اهل گروه کر باشم
اینا همه مردهایی هم سن .تو هستن، پدر
همشون بازنشته شدن و .آدمهای باحالی هستن
آخه کی اسم گروهش رو می گذاره هیپی های مصنوعی"؟"
.نه
در ضمن، این بیشتر زمانی که .من معمولا با "سم" هستم رو ازم می گیره
اینم دلیلیه برای .پیوستن به گروه کر
"باید مثل یه جوجه "سم .رو به بیرون لونه هل داد
.می دونم که این ساده نیست
اون خیلی مشتاق گردش تو .کارخونه بلغور جو بود
.دو تن دارچین در روز
.خب، خب ."مارتین" و "چارلی گودسن"
هیچوقت یادم نمیمونه کدومتون .پسره کدومتون پدر
.برت"، تو قضاوت کن"
فکر می کنی آدمای توی گروه موسیقی ضایع هستن؟
.البته که نه
چارلی"، هر زنی می دونی که" ،هر مردی بتونه توی موسیقی بترکونه
توی تخت هم می ترکونه یا توی ماشین
(: .یا توی ایستگاه سیار هلال احمر
بزار یه بار دیگه اون ."آگهی رو ببینم، "چارلی
.تو عاشقش میشی، پدر
و چطور شد که کارت به هلال احمر رسید؟
خب، سه تا قرص انداختم بالا توی مراسم آتش بازی توی بیکرزفیلد
و تا همین امروز نتونستم که .بفهمم اصلا چی شد
مطمئنی که اونها رفتن؟
نمی خوام مزاحم تمرین .گروه کر پدرت بشم
می دونم. اگه اونها لباست .رو ببینن، می میرن
البته، اگه قرصاشون هم یادشون .بره بخورن، می میرن
پس چرا اونها تو .خونه پدرت تمرین نکردن
آپارتمان اون کوچیکه، پس بهشون ...گفتم اگه خونه رو کثیف نکنن
اوه، خب، من امید داشتم بتونیم .خونه رو یه کم کثیف تر کنیم
.اوه، خدای من - .فاز رو گرفتی -
.تازه این یه دستمه
.نه، "چارلی"، ببین
.من می کشتمش
.شاید همین الان هم مرده باشه
.اوه، خوبه. من می کشتمش
ترجـــمـــه از ..: De PALMA احـســـان :.. ..: جويباری Juybari :..
،می خوام آب جوش بریزم روش .ولی مبلم حیف میشه
.اوه، بزار بخوابه .ببین تو چه آرامشیه
واسه همین این .خیلی حال میده
!پدررررر - !اوه -
.اوه
.اوه، هی، بچه ها
چه خبر ها؟
اینجا چه اتفاقی افتاده؟
فکر کنم تمرین گروه کر یه کمی .از کنترل مون خارج شد
یه کم؟ مگه چقدر مشروب خوردین؟
.نمی دونم .البته خیلی هم لازم نیست
.اونها همه قرص مصرف می کنن
.اوه، انگار خانوم هم آوردین اینجا
.اوه، آره. اون ماله "سل" هست .مرد بیچاره باد فتق داره
می دونی، فکر می کردم توی این سن .مسئولیت پذیر هستی
.آه، فقط می خواستم با بچه ها باشم
.متاسفم .دیگه اتفاق نمیافته
.البته که اتفاق نمیافته
چون دیگه دوستات حق ندارن .بیان اینجا
اینجا ماریجوانا کشیدین؟
.واسه "مورتون" بود. چشمش آب مروارید داره
.آها
پس "سل" چی؟
.اون بیماری اضطراب داره
تو چی؟
،من تصمیم گرفتم اضطراب داشته باشم .ولی بیخیال شدم
.ممنون
."من نگران پدرم هستم، "جن
فکر کنم که گیر دوستان .ناخلف افتاده
.بیخیالش شو
.می دونی، که دیگه مزاحم "سم" نمیشه
.دوست پیدا کرده
و می دونی که چقدر .سر سخته
،اگه بهش سخت گیری کنی .داد و بیداد راه میندازه
.آره، درست میگی .شاید بیخود نگرانم
ولی من میخوام از اون پسرهای باحال باشم
که پدرم رو درک می کنم، می دونی؟
الو؟
چی؟
.چارلی"، بابات اینجاست" .باید بیای جمش کنی
اون و بقیه پیر پاتالای گروه کر
.با خوندنشون دارن مشتریهام رو می پرونن
انگار اونها دوست دارن .با زن های پا پرانتزی شنا کنن
آهنگ ملوان دریا؟ مگه مست هستن؟
شاید یه کم زیادی .بهشون مشروب داده شده
.خب، چون تو بهشون زیاد مشروب دادی
نگران نباش، کلید ماشین پدرت رو گرفتم
و گذاشتم جایی که بقیه .کلیدها رو می گذارم
.توی سوتینم
.باشه، الان میام
.خب، عجله کن، شب شلوغیه
،هر بار یه کم توی بار راه میرم .صدای یه گله گوزن میدم
No comments yet. Be the first to leave one.