نخستین 200 خط.
قسمت هفدهـــم امپراطورِ طلا
چندين سالـــه که ما با هم سرِ . يه ميزِ ناهارخوري غذا مي خوريم
سئو يون و تـــو دارين با هم تويِ . غذاخوردن هاتون تفاهم پيدا مي کنين
سئو يون هميشه فقط به غذاهاش ناخونک مي زد
و هيچ وقتـــم به غذاهايِ شور مثلِ . غذاهايِ دريايي و جلبکِ دريايي دست نمي زد
اما يه روز، همهِ ترشيِ خرچنگ . رو تنهايي تموم کــــرد
قبلاً اصلاً سبزيجات دوست ... نداشت، اما اخيراً
من واقعاً يه مردِ پر مشغله ام پس . لطفاً بياين حرفايِ بيموردُ بس کنيم
، با اين حال که چنين مردِ پر مشغله اي هستي چطوري تونستي تمومِ اين سالها تحمل کني ؟
در عرضِ سه سالِ گذشته، وقتي که مين جائه برايِ سفرِ کاري خارج از کشور بود
مي خواستي يه جلسهِ اضطراري برايِ سهامدارها . تشکيل بدي، اما من بودم که جلوشُ گرفتم
.... و سالِ گذشته - . برايِ چايي ممنونم -
. منم سرم شلوغـــــِه
دو سالِ ديگه، من يه پيرزنـــِه . هفتاد ساله مي شم
، همونطوري که دارم به پايانِ زندگي ام نزديک ميشم . قلبم هم داره تندتر مي زنه و عجله داره
ببينم ... به اين فکر کردي که دستايِ سئو يون رو رها کني ؟
، بعد از اينکه من و مين جائه رو بيرون کني . نقشه داري که سرِ صندليِ رياست با سئو يون مبارزه کني
ده سال طول مي کشه يا بيست سال ؟
برايِ رئيس چويي مين جائه رسيدگي و . بررسي کردنِ بحرانِ کارتهايِ اعتباري سخته
وقتي که چندين سالِ پيش کي او اس دي اي کيو . هم سقوط کــــرد ، گفتي که
گفتي که براي مين جائه سخته . که اين مشکلُ حل کنه
. من مين جائه رو دستِ کم گرفتم
. و خيلي تو رو دستِ بالا گرفتم
. مالکِ گروه عوض ميشه
. من خودرو سازي و صنايع شيمي رو بهت ميدم
چطوري مي تونم به يه آدم اعتماد کنم ؟
. بايد به مدارکي که دارم اعتماد کنم
... ببينم، تائه جو
فکر کنم چندين ماه فقط تا پايانِ محدوديتِ . اون اسناد باقي مونده، درسته
بايد دنبالِ يه خريدارِ خوب بگردم قبل . از اينکه مهلتشون به اتمام برسه
. تائه جو، اين آخريــــن شانسه
مين جائه و من داريم حقِ راي مون . رو برايِ تاسيس با هم يکي مي کنيم
. دقيقاً مثلِ تو و سئو يـــــون
سئو يون و من دو طرفِ ترازو هستيم
و مين جائه هم تقريباً در حالِ . نشستن بر رويِ صندليِ رياستـــِه
، قبل از اينکه مين جائه خودش از مقامش کناره گيري کنه چطوري مي شه اگه من يا سئو يون اون صندلي رو خالي کنيم؟
اون ترازو حتي بعد از ... گذشتِ ده سال هم تکون نخورده
چقدرِ ديگه مي تونه همينطوري بمونه ؟
. مي خوام اون تـــرازو رو رها کنم
ميزت رو عوض کن ... منظورتون همينـــِه ؟
قصد دارم سهمي که مالِ خودم هست . رو به مدير کانگ هو يئون بفروشـــَم
بعدش، حقِ رايي که من و مين جائه . داريم از دسترس خارج ميشه
مي خوام با تو يه حقِ رايِ . مشترک رو رويِ اون سهام امضاء کنم
... اگه فقط بتوني سئو يون رو بندازي بيرون
من و تو تنها کسايي هستيم که دو . طرفِ ترازو وايستاديـــــم
... اول سئو يون و مين جائه رو حذف کن
. بعدش هم با يه پيرزنهِ 70 ساله مبارزه کن اينطوري بيشـتر به نفعت نيست ؟
خانم هان جانگ هي ، شما هرگز . چيزي رو که به نفعِ من باشه، بهم پيشنهاد نميدين
. کلماتِ بزرگتر از خودت رو ناديده نگيــــر
چطوري مي دونستم ؟
که برايِ مدتِ 27 سال بايد . کنار چويي دونگ سونگ زندگي کنم
اينا غذاهايِ خشک شدهِ دريايي هستن . که از يه شهرِ ساحلي اومــــده
. تميز شدن و آمادهِ ســـرو هستن
. اينا رو ببر پيش ِ مـــادرت . بهش بگو که بهش سلام رسوندم
يه دکترِ جديدِ قلب و عروق به بخشِ . پزشکيِ گروهِ سونگ جين اومده
. از هفتهِ آينده اون ازتون مراقبت ميکنه . باهاش در موردِ شما حرف زدم
. ازت خيلي خيلي ممنونــــَم
، ميــــوهِ آخرِ فصله . به همين خاطر نمي دونم مزه اش خوبه يا نه
. خواهش مي کنم يکم ازش بخـــور
. مامانم داره از عروسش پذيرايي مي کنـــِه
از اونجايي که فقط يک بار و اونم ... تويِ روزِ يادبودِ پدر مياين
اگه تويِ خيابون ببينمت . اصلاً نمي تونم بشناسمت
روزِ 12 آپريل روزِ تولدمــــِه، نيازي . نيست بياي. فقط کادويِ تولدمو برام بفرست
... روزِ 24 ژوئن هم روزِ تولدِ مامانـــِه
، روزِ شکر گذاري و تحويلِ سالِ نو . نيازي نيست بياي و تويِ پختنِ غذا بهمون کمک کني
... اما مطمئن شو که ميـــــاي
مي توني برآورد کنــــي ؟
. تقريباً سي سالت شدي، اما هنوزم جوون به نظر ميرسي
رنگهـــاي پايه يا رنگهاي پاستيلي . رنگ و وارنگ خيلي بهش ميــــاد
بعدش مثلــــِه خانمها مي شــــِه ؟
، بايد مدلــــه دخترونه لباس بپوشه . و دامنِ کوتاه تنش کنــــِه
. بعدش اينطوري قيافش زنونه تر ميشه
ازم خواست که تويِ مد و لباس . بهت کمک کنم
، بهم گفت که به بيشتر از 20 تا قرار رفتي . اما هيچ کدومشون ازت نخواستن واسهِ دفعهِ دوم بري
وقتي که لباس رويِ يه مانکن تويِ . فروشگاهِ لباس باشه، پس لباسِ زنونه اس
، اما وقتي که تنِ هي جوئــــِه چرا تبديل به يه چيزِ ديگه ميشـــِه ؟
! تائه جــــــو
... روزِ يادبودِ پدر امسال آگوستــــِه - . دوازدهم -
چقدر ساده تر ميشد اگه ما طبقِ برنامه هايِ معمولمون پيش ميرفتيم ؟
تو و من روزِ ياد بودِ پدر هامون ... نقشِ عروس و داماد رو بازي ميکنيم
. من اون قولُ نگه داشتم
. من ... به ميزِ ناهارخوري تون حسودي ام ميشه
يه ميز با کلي خنده و ... گروهِ سونگ جين
. تو نمي توني هر دوش رو داشته باشي
. يه دفعه دوستي رو ملاقات کردم
داشت لاف مي زد که يه آپارتمانِ . سي و دو پيونگــي تويِ گانگنام خريده
، وقتي که ازش پرسيدم که کدوم طبقه اش . يه هويي ساکت شـــــد
. به خاطرِ اينکه آپارتمانِ طبقهِ اول رو خريده بود
فردي که طبقهِ اول زندگي ميکنه
به کسي که طبقهِ بالاتر زندگي مي کنه و برايِ . رسيدن به خونه اش سوارِ آسانسور ميشه، حسودي ميکنه
و همـــون آدم به يه آدمِ ديگه اي که تويِ . مجتمعِ مسکونيِ لوکسِ کناريشون زندگي ميکنه، حسودي ميکنه
و باز همشون به کسايي که تويِ . پنت هوس زندگي ميکنن، حسودي ميکنن
و کسي که تويِ خونه اي زندگي ميکنه ... که از دو تا پنت هوس تشکيل شـــــده
و مديرِ اجرايي رو داره که روزيِ ده . بار جلوش وايستاده و گزارشات رو ميده
يعني تو، داري به ميزِ ناهارخوريِ خانوادهِ من حسودي مي کنــــي ؟
اينا همش به اين خاطره که تويِ تعطيلات با همه چيز خودت رو وفق ميدي
اما آيا مي توني همهِ زندگي ات يه همچين جايي زندگي کني؟
. بايد به ميدونِ جنگ برگــــردي
سختــــه که مين جائه جلويِ . بحرانِ کارتهايِ اعتباري رو بگيره
. بيا همينطوري سخت تر و سخترش کنيم
... اگه مين جائه دوباره بتونه اين بحران رو رد کنه
. بعدش ما ها لحظاتِ سختي رو سپري ميکنيم
. اينم مي تونه اتفاق بيوفتـــــه
. دقيقاً شبيه اييم
نشستِ همسرانِ فدراسيونِ صنعتِ . کــــره روزِ جمعهِ همين هفته اس
اونــــا کيمچي درست ميکنن . و برايِ پيرهايي که تنها زندگي ميکنن، ميفرستن
منم برايِ اولين بار تويِ کلِ زندگي ام دستکشِ . آشپزخانه رو به دستم ميکنم، ممنونم ازت اينا همش به خاطرِ توئه
من شرابِ چاتوئو لاتور . و سوپِ پياز مي خورم
خواهش مي کنم شرابِ . چاتوئو ليونانت برامون بيارين
برايِ غذا، سوپِ کلمِ بروکلي . و برايِ غذايِ اصلي، استيکِ فلفل
هميشه وقتي داشتم به سفرهايِ تجاري . و کاري ميرفتم تويِ راه فرودگاه، بهم زنگ ميزدي
. اما اين يــــه بار خيلي جلو رفتي
. بايد زودتـــر بهم مي گفتي
نمي دونستم که امروز آخرينِ روز از ازدواجِ . نه سالم با توئه، به همين خاطر رفتن به سالنِ مــــو
... موهامو درست کردم . از اونجا که بعد از چند وقت ميخواستيم با هم شام بخوريم
. به جلسهِ همسرانِ فدراسيونِ صنعتِ کره نرو
بيا کاغذهايِ طلاق و زودتر امضاء . کنيم و قبل از جمعه بحثِ نفقه رو هم مشخص کنيم
من با پدرم در موردِ موضوعِ پايتخت . گروهِ سونگ جين حرف ميزنم. بهت کمک ميکنه
چندين سال از زماني که پدرت از سمتِ . رئيسِ بانک بازنشسته شده مي گذره
.و رئيسِ جديدِ بانک هم ارتباطاتِ متفاوتي داره
. يو جين، نگرانِ گروهِ سونگ جين نباش
. خودم بهش رسيدگي مي کنم
. بعدِ از 9 سال، اين اولين باره که خنده اتُ مي بينم
... هميشه دلم مي خواست لبخندتو ببينم
. اگه ميدونستم، زودتر ازت جدا ميشدم
. افسوس مي خـــــورم
اگه درمان موفقيت آميز بود ... و اگه ما بچه دار ميشديم
. هرگز اين روز نمي اومــــــد
... يو جيــــــن
. من يه بچه دارم
مي تونيم ... جي يونگ رو پسرِ خودمون بکنيم؟
... يــــــون
... اگه تو باهاش بازي کنيم و منم خوب بزرگش کنم
يونگ جائه هم تويِ بهش . به آرامش مي رســــِه
. بچه اي که از يونگ جائه مونــــده
بچه اي که من و يون مي خواستيم . با هم بزرگش کنيم ... جي يونگ
. خانواده ام فکر مي کنم اون يه باره
. اما من مي خوام اونُ به خانواده ام بيارم . حالا ديگـــه مدرسه متوسطه درس مي خونه
. بــــزار ازت يه سئوال بپرسم
... تويِ اين نه سال ... روزايي که با من سپري کردي
تحمل کـــردي ؟
. يو جين... تو يه آدمِ خيلي خوبي
... اما اون نه سالي که من با تو سپري کردم
. برايِ من، سالهايي پر از شرمساري بود
. ازت خوشم مي اومد چون هيچ وقت دروغ نميگفتي
. اما اين بــــار، يکم گيج و شوکه شدم
. اميدوار بودم که بهم دروغ بگــــي
دفعه بعد، وقتي خواستي به کسي چنين حرفايي . بزني ، حداقل بعد از شام بهش بگـــــو
. فکر نکنم بتونم چيزي بخـــــورم
. واقعاً متاسفــــَم
. دفعهِ بعد ازم عذرخواهي کن
. برات فرصت ايجاد مي کنم
. چويي مين جائه هستم
مين جائه، خدماتِ پيشرفتهِ نقديِ . کارتهايِ اعتباري سونگ جين، متوقف شده
. الان همه جا هرج و مرجـــــِه
. تويِ اخبار امروز عصر سرخطِ خبرهاس بايد چيکـــــار کنيم ؟
سرخطِ خبرهايِ فردا مشکلِ کارتهايِ . اعتباريِ سونگ جين رو حل ميکنه
. موقعيت الان اصلاً خوب نيست
... الان کجايي ؟ بيا همديگــــرو ببينيم -
. دارم الان غذا مي خــــورم
. بعداً بهت زنگ ميــــزنم
خدمات رساني به کارتهايِ نقديِ سونگ جين از امشب متوقف شده است
و به همين خاطر هم مشتري ها . ناراحت هستن و لحظه هايِ سختي رو تجربه ميکنن
حسابهايِ بانکي کارتهايِ سونگ جين برايِ خدماتِ کارتهايِ نقدي در 13 بانک متوقف شده
اما عنوان شده که به زودي از . طرفِ گروه حمايتهايي صورت مي گيره
مين جائه با وثيقه گذاشتنِ فولادِ . سونگ جين يه وامِ ضروري گرفته
و سرويسِ خدماتِ نقدي از امروز . صبح کارش خودش رو دوباره شروع ميکنه
چه فايده اي داره ؟ بعد از اينکه از تپه مي ري بالا . بعدش رو به روت يه کوهِ بزرگ هست
. ماهِ بعـــد مشکلِ اصلي شروع ميشه
مشتري ها قبض هايِ کارتهايِ اعتباري . رو با کارتهايِ اعتباري شون پرداخت ميکنن
و رئيس چويي مين جائه از کارتهايِ نقدي سونگ جين
داره از پولِ قرضيِ گروهايِ . وابستهِ شرکت استفاده مي کنــــِه
ايون جونگ ... پولِ نقدي که برايِ ساختنِ يه فروشگاهِ جديد در چونگجو پس انداز کرده بودي
بزار من يه ماهي نگهش دارم و برايِ . کارتهايِ نقدي سونگ جين خرجش کنم
چيکار ميشه کرد ؟ ديروز باهاشون . اوراقِ قرضه خريداري کردم
. بايد يه روز جلوتــــر بم مي گفتي
اگه کارتهايِ اعتباري سقوط کنن . گروه هم تقريباً باهاش سقوط مي کنه
. مطمئنم که گروه خودش به اين قضيه رسيدگي ميکنه
بيش از حد کارت رو گسترش دادي تا بتوني . سه ساله 10 ميليون عضو رو جذب کني
. خيلي از اونـــا سالِ اولي هاي کالج بودن
اينکــــه بخواي ده ميليون ون رو به ... دانش آموزاي کالج بدونِ هيچ درآمدي بدي
. مثلِ کاري اه که متقلبها انجام ميدن و وام ميدن
اين چيزي نيست که يه يه . شرکتِ بزرگ بايد انجامش بده
' اينُ برايِ کسي که بيشتر دوسش . دارين خرج کنين، کارتِ نقدي سونگ جين '
اين شعارِ اين محصولِ تجاري نبوده ؟
. اونـــا دارن مهمترين چيزاشون رو از دست ميدن . اونم فقط به خاطرِ کارتِ نقـــدي سونگ جين
! سئو يـــــون
بابا همه تلاشش رو کرد که جلوت رو . بگيره و نزاره انقدر کسب و کارِ کارتهايِ اعتباري رو گسترش بدي
پدر، براي کارتهايِ اعتباري و تجارتِ کارتهايِ .. اعتباري بايد سفره اي رو پهن کني و بعدش سود
... مهم نيست که چقدر از اين تجارت سود کسب کنيم
. من هيچ وقت با پول بازي نمي کنــــَم
اين مين جائه بود که تو رو تشويق کرد اين تجارت . رو با کارتهايِ اعتباري راه بندازي و بعدش گسترشش بدي
. ون جائه، آتيشي که روشن کردي رو خاموش کن
دونگ هي، من همهِ سهمِ کارتهايِ . اعتباري رو ديروز فروختم
ببينم اينکه مخالفِ قانون نيست ؟
. من فقط سهمِ خودم رو فروختــــَم
. بررسي مي کنم
سونگ جائه، بيا امروز بريم . سرِ مــــزارِ پدرت
، هفتهِ گذشته تولدش بود ... اما من تنها رفتم
سئو يون، جلسهِ استراتژي ساعتِ سه هست ، درسته ؟
No comments yet. Be the first to leave one.