The Portrait

The Portrait (肖像)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Portrait 2023 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264
ناشر FeryHunter

برچسب‌ها

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
webrip
x264
720p
720
BRip
TS
YTS
تاریخ انتشار: 2023-12-23
تعداد دانلود: 47
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

اوه, خیلی قشنگه

حق با تو بود, عزیزم

اینجا رو یادته؟

ها؟ یادته؟

سلام

آقای بروکس

فقط بروکس صدام کن

از اشنایی با شما خوشحالم من سوفیا هستم

از اشنایی با شما خوشحالم

من کیف های شما رو میارم

این اطراف رو نشونت میدم

خدمتکار استعفا داده از این بابت متاسفم

خواهر من میتونه کمک کنه

اون...اون آشپز خوبی نیست

اما تو تمیزی حرف اول رو میزنه

ما مشکلی نداریم, ممنونم

باشه, خیله خب, آه هرچی خودتون میخواین

این تویی, مگه نه؟ و مادربزرگت

هنوزم میفروشی؟

این تو وصیت نامه هستش

تا زمانی که بهتر بشی, درسته؟

مشکلی برات پیش نمیاد؟ فقط تو و اون؟

بله

اوه، همه جور چيزاي عجيب و غريب رو اينجا ميبيني.

هنوزم با هم میخوابین؟

کیف ها تو همون اتاق باشه؟

- بله - باشه

هی, ام

تماسهام رو جواب نمیدادی

میدونستم اینو میگی

اونا گفتن میتونی بری؟

دکترها ميتونن برن به جهنم

اونا حالش رو روبراه نگه داشتن

یک سال گذشته

اونا ازش ناامید شدن

اون فقط یه خاطره بیشتر لازم نداره کی اینو گفته؟

یه خاطره واسه شروع کار کافیه

اگه داری از طرف من میگی تو دردسر میوفتی

خب, استاد تویی

ام, این الکس هستش

اون ترجیح میده بمیره تا اینطوری زندگی کنه

خودت اینو میدونی

خب, فردا میریم یه قدمی میزنیم

ببینیم چیزی یادت میاد یا نه

هنوز میتونی صدام رو بشنوی, مگه نه؟ میدونم که میتونی

تو حالت خوب میشه الکس ما تلاشمون رو میکنیم

آره

بیا عزیزم

عزیزم؟

چیزی نیست

چیزی نیست عزیزم منم

خوب بخوابی

طعم لذت خریدنی نیست

تماس رو گرفتی؟

اره جواب دادم

و؟

خدای من, الکس خواهش میکنم, میشه؟

خیله خب, اونا اومدن اونا اومدن

اونم کل مسیر رو ما موفق شدیم

خبع میخوای بیای با ما جشن بگیری؟

خدایا, آره

خیلی دوستت دارم عزیزم

دوستت دارم

امروز یه روز خوب برای آزمایشگاه ما هستش یه روز عالی

من می خواهم از همسر فوق العاده ام تشکر ویژه ای داشته باشم،

یک دانشمند نمونه

خیلی بهت افتخار میکنم

زنگ بزن بگو مریضی

- نمیتونم, خودت میدونی نمیتونم - من دارم درس میدم

تو روز کاری خودتو به موندن کنار من ترجیح میدی؟

این انتخاب نیست شغل منه

مهم نیست

چون من روی جلد مجله"تکست اینوست" نیستم؟

ولی نیستی, مگه نه؟

الان داری کیری بازی در میاری

ناموساً

نکن

عزيزم، تو الان رفتي دستشويي؟

الکس؟

سوفیا, نئشه ایی؟

کالوین دوباس1937

یعنی چی؟

یکم, شاید

یکم؟

منظورم اینه که یکم شباهت هست, آره

داری منو مسخره میکنی؟

خودشه

خیله خب, صبر کن

بزار عینکم رو بزارم

نه نه نه چیزی نیست

باور کن, این الکسه

به امضاء زیرش نگاه کن

من نمیتونم بخونمش, عزیزم

چی نوشته؟

1937.

سالیه که این نقاشی کشیده شده؟ آره

و اون پشت نوشته ""پرتره خوده کالوین دوباس".

چیزی که داریم میبینیم یه کار خانوادگیه, درسته؟

نه

من دارم الکس رو میبینم

- ...تو گفتی که - میدونم

...نمیتونه همچین چیزی باشه, اما

هست

داری منو اوسگل میکنی؟ الکس دوباس؟

ها؟

خیلی خنده داره

من دیشب یه چیز عجیبی

اون بالا تو اتاق زیر شیروونی پیدا کردم

یه نقاشیه

...و انگار یجورایی

اوه

اوه واقعا متاسفم

او خوبی؟

بفرما

مثل اولش شد

اینم از این

اون پسر خوشتیپه کیه, ها؟

مثل اینه که داری به آینه نگاه میکنی, نه؟

هووم؟

خیله خب

بیا بریم یه خاطره پیدا کنیم

بفرما

هی بروکس؟ بروکس؟

کلید خونه دست کیه؟

فقط خودم دارم

دیشب اونجا بودی؟

نه

چطور؟

نگرانش نباش

بیا ببینیم میتونیم پسر عموهات جکی و دیلن رو پیدا کنیم یا نه

اینجا رو ببین عزیزم

خیله خب

من پیداشون میکنم

یالا, الکس

خدایا

خودت میدونی دارم سعی میکنم کمکت کنم

به همین دلیله که اینجاییم.

بیا کالوین , دوقولوی همزادت رو پیدا کنیم

رسیدیم

آوریل 1936، نقاشی کالوین در ویلا.

...این

خدایا

اوه خدای من

میتونم کمکت کنم؟

این اولین روز توی پرینستون بود

موندم که داره به چی فکر میکنه

- اون تویی؟ - آره, خودمم

خانوادته؟

من مارگو هستم

عموزاده ی مگز

اوه

تو سوفیا هستی؟

اره, خودمم

-خوشحالم میبینمت,سوفیا -منم همینطور مگز

متاسفم که نتونستم توی ازدواجتون شرکت کنم

اوه

عیبی نداره

فقط من و اون بودیم

این چیزی بود که اون میخواست

خب, خانواده های ما اینجورین

حالت چطوره, الکس؟

درباره اون حادثه شنیدم

خيلي بد بود.

میدونی ما هم این مشکل برامون پیش اومده

نمیتونستیم درمورد چیزی به توافق برسیم

اما نگران نباش

تو برمیگردی

این چیزیه که در مورد خانواده ما وجود داره

ما همیشه برمیگردیم

حتی وقتی اونها از ما انتظارش رو ندارن

لباس فرم

ببخشید؟

لباس فرم

میدونی پدر پدربزرگم دوباس

با کلی رویا اومد اینجا

لباسهای زیبا برای بانوان زیبا پوش

اما اون خانوما روی اونو قبول نداشتن

توی سال 1914 اون کف انبارش میخوابید

و درون یه قوطی غذا میخورد

و بعدش, جنگ اتفاق افتاد

لباس فرم, پول و "ویلا دِلوس دِسِوِنِس".

وای

اینو نمیدونستم

میدونی, با یه بدن عالی اینشکلی

تو میتونستی مدل اون بشی

جدی میگم

تو زن زیبایی هستی

تو میدونستی ما اینجایین

ما همه میدونستیم

مادربزرگم از من بدش میومد اما اون بهم اجازه داد اون بالا زندگي کنم

فکر میکردی من کی هستم؟

وقتي اولين بار اومدم اينجا تو ترسیده بودی

سورپرایز شده بودی

فکر کردي من يکي ديگه ام؟

نه

اون چی گرفت؟

منظورت چیه؟

اون یه کیف داره

اون یه چیزی گرفته

اون اینکارو کرد؟

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left