نخستین 200 خط.
کمپين انتخاباتي کوان مانسو
!ساکنين شهر سونگجين، گوش بديد
!به کانديداي شماره يک، کوان مانسو راي نديد
!اون يه آدم دوروئه، بين آدمها تبعيض قائل ميشه
!مراقب اون انفجار باشيد
به من نگاه کنيد، به من نگاه کنيد
!به من نگاه کنيد
خيلي داره بهش خوش ميگذره
موافق نيستي؟
...منم با تو
خوش بگذرونم؟
اين کار رو بکنم؟
...مردي حدوداً بيست ساله، برهنه در مقابل تالار شهر سونگجين
جايي که کمپين انتخاباتي در حال برگزاري بود ظاهر شد و هياهوي بزرگي به پا کرد
اما مشخص شد اين مرد جوان
پسر دوم نماينده کوان مانسوئه
از اين رو، اين حادثه به احتمال زياد ضربه سنگيني
بر انتخابات عمومي که در هفته آتي برگزار ميشود وارد ميکند
"آقاي کوان، پسر نماينده کوان"
چون دردسر درست ميکنم من رو زنداني کرد
!اون مرتکب آزار و تخطي از حقوق انساني پسرش شده
!کوان مانسو بايد از نامزدی استعفا بده
!استعفا بده! استعفا بده - بعد از حادثه اخير -
بسیاري از مردم، از جمله گروههاي مدني از وی خواستند
از نامزدی کناره گیری کند - اون مرد بايد استعفا بده -
...يکپارچگي کانون خانواده ضروريه - ميخوايد در مورد خانم کو چيکار کنيد؟ -
...چطور همچين پدر بيرحمي - اون باعث اين اتفاق شده -
میتونه از خانوادههای مردم مراقبت کنه - نميدونم، چيکار کنيم؟ -
و برای کشور کار کنه؟
بايد از کانديداتوريش کنارهگيري کنه
فصل چهارم بچه زامبي
!به من نگاه کنيد
يکي ميکروفون رو ازش بگيره - کانديداي شماره يک -
"سه ساعت قبل"
زود باشيد - خداي من -
ببينينش - خداي من -
چيکار کنيم؟
کجا میري؟ گفتي ميخواي خوش بگذروني
کِی گفتم؟
نکنه جنونِ دروغگویی داری؟
...اون حرفي که زدم
داشتم با خودم حرف ميزدم
به خاطر انجام کار درست تحسينم کن
دقيقاً چيکار کردي؟ - اونو دزديدم -
تو هم جلوش رو نگرفتي، گذاشتي هرکاري ميخواد بکنه
يعني من کار درست رو کردم
اشتباه ميکنم؟
پس چرا جلوش رو نگرفتي؟
وقتي اين قدر خوب ميخونه و ميرقصه
چطور ميتونم جلوش رو بگيرم؟
!هي
شماها کي هستيد؟ از بيمارستانيد؟
نه، من نويسندهام و اينم ضامنمه
اگه به خاطر اتفاق امروز بلايي ...سر نماينده کوان بياد
خب؟
بهتره خودتون رو براي هرچيزي آماده کنيد
وای خدا، واقعاً؟ خيلي ترسناکيا
خيلي ترسيدم، چيکار کنم؟ - ...توي -
مراقب رفتارت باش
شما دو نفر پاتون رو از گليمتون درازتر کرديد
آماده باشيد
چرا اون احمق همهش بهمون ميگه آماده باشيم؟
گانگته، گيدو ميخواد باهات حرف بزنه
ميبينم که سخت کار ميکني
همين جا صبر کن، هيچ جا نریا
بريم
در هر حال ممنونم که برخلاف برنامه شلوغتون بهمون کمک کرديد
گانگته
امروز همه آرزوهام به حقيقت تبديل شد
امروز بهترين روز عمرم بود
پس واسه اينکه من رو آورد اينجا از دستش عصباني نشو
باشه؟
مامان، حالش خوب ميشه - خداي بزرگ -
مامان - حالش خوب ميشه -
ببخشيد، اما بايد يکي از اعضاي خانواده باهامون بياد بيمارستان
ديوونه شدي؟
چرا بايد راه بيافتيم بيايم يه بيمارستان رواني؟
شماها با پدرتون بريد، بعداً ميام پيشتون
مامان
!مامان
گيدو
...مامان، الان خيلي بهترم
خوشحالي که کل خانوادهمون رو تحقير کردي؟
راضي شدي که پدرت که اون همه سال ازش متنفر بودی رو
بیآبرو کردی؟
...مامان، من فقط
چرا احمق به دنيا اومدي
و باعث شدي اونطوري باهات رفتار شه؟
هميشه اينطوري بازي درمياري
که قلبم رو به درد بياري؟
چرا نميتوني ساکت بموني؟
چرا بايد همه چيز رو به هم ميزدي
و همچين غوغايي به پا ميکردي، احمق؟
چرا؟
دست مامانم هم سنگینهها
هيچوقت بهم اهميت نميداد
چون سرش گرم مراقبت از بقيه خواهر و برادرهام بود
اما حالا که ازش سيلي خوردم يه چيزي رو فهميدم
گانگته
مامانم ازم متنفر نيست
خيليم دوستم داره
از کجا ميدوني؟
وقتي کسي باشي که کتک ميخوره اون وقت ميفهمي
به دلايلي، وقتي کسي با محبت ميزنتت ...به طرز عجيبي
باعثِ ناراحتيت نميشه
گانگته
چرا اون کار رو کردي؟ چرا اول برادرت رو فرستادي خونه؟
!بايد همه روز رو پيشش ميموندي
وقتي داشت کتک ميخورد تو داشتي چه غلطي ميکردي؟
گذاشتم بري کلاس هنرهاي رزمي که بتوني مراقب برادرت باشي
چطور تونستي بذاري با اين قيافه بياد خونه؟
ها؟
واي، عجب بارون شدیدی گرفت
سرما ميخوري، حالت خوبه؟
ميدوني، عزيزم
من مثلِ تو زود نميميرم
کلی عمر ميکنم
بزرگ شدن و مُردن سانگته رو ميبينم
و بعد فرداش ميميرم
مامان؟
خداي من، بيدار شدي؟
گانگته - هوم؟
تا روزي که بميري بايد پيش برادرت بموني
من بزرگش ميکنم
تو مراقبش باش و نذار آسیبی ببینه
باشه؟
براي همين
تو رو به دنيا آوردم
"بيمارستان رواني اوکي"
ما هم بايد بريم
جوري
ما هم بايد بريم - میریم خوش گذرونی؟ -
ميريم بيمارستان
تند نِمیریها
جوري، تو بدونِ من برو
من با اون ميام
چرا؟
...فقط
فکر ميکنم نبايد تنهايي رانندگي کنه
اگه سوار ماشينم نمیشدی
میدزدیدمت
آدم دزدی سرگرمیته؟
ميدونم وقتي داشت خوش ميگذروند تو بهش حسوديت شد
"ميخوام همه چيز رو ول کنم و درست مثل اون خوش بگذرونم"
ميتونستم از نگاهِت اين رو بخونم
هر وقت آماده بودي بگو
ميدزدمت و ميذارم بهت خوش بگذره
یه جوری که هیچوقت یادت نره
فراموشش کن
باشه هروقت به نظر اومد میخواي فرار کني
منم باهات فرار ميکنم
منتظر اون لحظهم
لعنتي
از گلهايي که گلبرگهاشون يکي يکي ميفته متنفرم
از ماگنوليا خوشم مياد
کل گل، بدون ترديد يهو خشک ميشه
از اينشون خوشم مياد
واقعا روش خاصي براي مقايسه چيزها داري
مقایسه خیلی قشنگی بود نه؟
درسته، ماگنوليا واسه تو گل خوبي به نظر مياد
گل مورد علاقه تو چيه؟
من از گلها خوشم نمياد
از بهار خوشم نمياد
چرا؟
چون وقتيه که بايد دوباره برم
هوم؟
آقاي لي
بله، چطور پيش رفت؟
حکم ممنوعیت نشر بچه زامبی
تاييد شد
اوه که اينطور
باشه، فکر ميکنم بايد همه چيز رو برگردونيم، درسته؟
بله
خنده داره؟
الان چطوری خندهت میاد؟
شرکت داره ورشکست میشه و تو میخندی؟
پس گريه کنم؟
نه
فقط برو
نامه استعفات رو بنويس و برو
من
بالاخره کفش قرمزم رو پيدا کردم
اطلاعاتِ مون گانگته
آقاي لي، قهوه ميل داريد؟
کجا ميريد؟
ميرم سفر کاري
به سلامت
عاليه
تو ميخواستي غذا بخوري و اين چيزيه که واسم ميخري؟
من عجله دارم الانه که شيفتم شروع بشه
کوفته برنجي ميخواي؟ - نميخوام -
الو؟
يه لحظه
تو بخور
لعنتي، کيمچي هم نخريده
آب از دستش نمیچکه
واسم مهم نيست که فقيره، اما از آدمهاي خسيس متنفرم
چي شده؟
همه چيز مرتبه؟
چي؟
No comments yet. Be the first to leave one.