نخستین 200 خط.
"تقديم به تمام پارسي زبانان جهان"
زيرنويس از "امير طهماسبي" و "حسين غريبي"
تعداد آدمهاي زنده الان بيشتر از تمام آدمهايي است که در طول تاريخ مردهاند
اما تعداد مردهها در حال افزايشه
يه زماني،ديگه هيچ جايي براي دفن مردهها باقي نميمونه
پس چطوره براي مردهها هم آسمانخراشهايي زير زمين درست کنن؟
ميتونه زير آسمان خراشهاي روي زمين باشه که زندهها در اون هستن
ميشه آدمها رو 100 طبقه زير زمين دفن کرد
و يه دنياي کامل مردگان ميتونه زير دنياي زندگان باشه
...عيسي مسيح (ع) همگي ما را حفظ کند
کسي نميدونه که چيزي توي اون تابوت نيست؟
بايد يه کفشي،چيزي،توي تابوت ميذاشتيم
مثل يه تشييع جنازه ساختگيه
براي يه ماهي قرمز يا همچين چيزي
"اين همون چيزيه که هست،"اسکار
منطقي نيست
چي ميشه اگه يه آسانسور به سمت پايين باشه که با اون به ملاقات اقوامت که مُردن بري
درست مثل وقتي که از روي پل به ملاقات دوستانت در "بروکلين" ميري
يا قايقي که با اون به جزيره "استيتن" ميري
پدرم يه بار گفت که نيويورک،منطقه ششمي هم داشته
درست کنار منهتن
...اما ديگه نميشه به اونجا رفت
چون اونجا رو آب برده و کسي نميدونه اون کجاست
بسيار خب،فکر ميکني خيلي زرنگي؟
بيا منطقه ششم رو پيدا کنيم
باشه
و؟چي؟
چي چي؟
چي رو بايد پيدا کنم؟
چه سرنخهايي دارم؟
...ممم
اون شونههاش رو انداخت بالا انگار که اصلا نميفهمه که من چي دارم ميگم
خيلي خوشم ميومد
اين بازي مورد علاقه من و پدرم بود
بهش ميگفتيم "سفر اکتشافي"
من چيزي مربوط به هر دهه قرن بيستم پيدا کردم
!ترکوندي
!ترکونده
جستجو براي يافتن منطقه ششم بهترين سفر اکتشافي من بود
...خب،حشره شناس،دوستدار فرانسه
باستان شناس آماتور و مشاور رايانه آماتور
چرا همه چيزش "آماتور" داره؟
اين يه جور تعريفه
صلح طلب آماتور
صلح طلب - مخترع آماتور -
مخترع. اينم از اين
بسيار خب. آماده شد
پدرم اين سفر رو ترتيب داده بود تا من با مردم صحبت کنم
کاري که ميدونست برام سخته
چي ميخواي؟
نظرت چيه؟
ممکنه به درد بخوره
حتي نميتوني بهم بگي که دارم درست پيش ميرم؟
اما اگه بهم نگي چطور ممکنه کارم درست باشه؟
... ميشه اينطور بهش نگاه کرد
چطور ممکنه اشتباه کني؟
ممم؟
بفرما. خيلي ممنون
جستجوي بيوقفه
پارک مرکزي نيويورک"،الان جايي نيست" که قبلا بوده
پدرم ميگفت که پارک در مرکز منطقه ششم بوده
قلابهاي خيلي بزرگي رو توي زمين فرو کردن
بعدش تمام مردم نيويورک،پارک رو کشيدن
مثل يه فرشي که روي زمين بکشن،و اونو از منطقه 6 به وسط منهتن آوردن
من يه چيزي پيدا کردم !تمام
کدوم منطقه،اسکار؟ !تمام
منطقه ئي 3 تمام
پدرم ميگفت فقط بخاطر سرنخهايي که ... در پارک مرکزي است
که ميتونيم بگيم منطقه ششمي وجود داشته
از کجا اومده؟
اون مال پدرم بوده مادربزرگم وقتي بچه بودم،اينو بهم داد
خيلي ازش استفاده نکردم
اين چيه؟
فيلم قديمي مادربزرگ
سالهاست اينو نديدم
ميدوني پدرت چه شکلي بود؟
نه اصلا
...چيزي که ميدونم اينه که
اون اهل "درسن" بود که شهري در آلمانه
...اونجا اوضاعش بد ميشه
و بعد به اين نتيجه ميرسه که آمادگي تشکيل خانواده رو نداره
همين؟- همين -
هميشه دلت ميخواست يه جواهرفروش باشي؟
بيشتر دوست داشتم يه دانشمند بشم
هيچوقت نميشه فهميد
چرا؟
چون من يه جواهر فروشم
زمين توت فرنگي
(قلعه "بلودر" ( =کلاه فرنگي
دنبال چي ميگردي؟
وقتي که فهميد،بهش ميگم بهت بگه
...ميخوام بفرستمش به تمام پارکهاي شهر
تا مجبور بشه با هر کسي که ميبينه،حرف بزنه
اين بزرگترين سفر اکتشافي اون ميشه
خيلي براش سختش نکن
اگه پيدا کردن چيزي ساده باشه که ديگه ارزش پيدا کردن نداره
وقتي بزرگ بشه ميخواد چجور آدمي بشه؟
نميدونم. بخاطر همين تو اينجايي
ميخواد يکي از اون مردهايي بشه ... که در اولين نگاه عاشق يکي از اون زنهاي ارباب منش
مراقب حرف زدنت باش - ... منظورم خوشگل -
با موهاي لطيف ميشه که بهش ميگه چيکار کنه
مثل پاس کردن چکها - ...آه -
چقدره؟- اين آخريشه. 70 تا 71دلار و 40 سنت -
هفتاد و يک دلار و چهل سنت - کجا ميري؟-
!وقت خوابه
واقعا منطقه ششمي وجود داره؟
مثل بقيه چيزا،اگه ميخواي باورش کني بايد دليلي براش داشته باشي
چه دلايلي؟
معلومه اون سرنخها
کدوم سرنخها؟
چه سرنخهايي؟ همون سرنخها
مدارک عجيب قديمي پارک مرکزي
براساس ميزان اسيديته آب اونجا
و اين سرنخها ما رو به اين تابهاي بازي ميرسونه
...حالا...براساس روزنامههاي بايگاني
نوشتهاي در زير يکي از اون تابهاي پارک مرکزي پيدا شده
... براساس آزمايشات علمي زيادي که
تو براي فهميدنشون خيلي کوچيکي و من خيلي احمق
...اونها تونستن که مشخص کنن که اون نوشته
در منطقه ششم نوشته شده
توش چي نوشته؟
چه سوال خوبي
!بيا بفهميم
آه... چيزي نگفته بايد ميگفت ولي نگفته
ميتونم ببينمش؟- ميخواي اينو ببيني؟-
ميخواي اينو ببيني؟ !نه! نه
اين آخرين گفتگويي بود که با هم داشتيم
!بدش به من - !پشت سرت! پشت سرت! صبر کن-
...دفعه ديگهاي که صداي پدرم رو شنيدم
صبح " بدترين روز" بود،وقتي که از مدرسه برگشتم
!ديوونه
بخاطر اتفاقي که افتاده بود مدرسه رو زودتر تعطيل کردن
دوباره تصاويري از حادثه اين صدايي است که ميشنويد
!وحشتناکه
ميدوني،نبايد در لابي سيگار بکشي توي دردسر ميفتي
امروز ديگه دردسري وجود نداره پدر و مادرت کجان؟
رفتن مرکز شهر؟
مامانم سر کاره پدرم هم جايي با يه نفر قرار داشته
بهرحال،به جاي حرف زدن به کارت برس
گم شو،اسکار
!برن گم شن
!خداي من
پيغام اول - 11 سپتامبر - ساعت 8:56 صبح
اونجايي؟ الو؟
عزيزم اگه اونجايي گوشي رو بردار
الان با ادارهات تماس گرفتم ولي کسي جواب نداد
خب،گوش کن. يه اتفاقي افتاده. من حالم خوبه
بهمون گفتن همينجايي که هستيم بمونيم و منتظر آتشنشانها باشيم
مطمئنم که چيزيمون نميشه وقتي که فهميدم چه خبره باز هم بهت زنگ ميزنم
فقط ميخواستم بگم حالم خوبه و جاي نگراني نيست
و به زودي زنگ ميزنم خداحافظ
پيغام دوم - 11 سپتامبر - ساعت 9:12 صبح
اونجايي؟اونجايي؟ دوباره منم
الو؟
ببخشيد. اميدوار بودم خونه باشي. نميدونم ... شنيدي چه اتفاقي افتاده يا نه،اما
فقط ميخواستم بهت بگم که حالم خوبه
.و همه چيز مرتبه همه منتظريم ببينيم چيکار بايد بکنيم
اوضاع خيلي بهم ريختهاس ...قرار بود آتشنشانها بيان. اما
...اگه يه وقت خورشيد منفجر بشه
هشت دقيقه بعدش ميفهميم که چي شده
چون اين مقدار زمان طول ميکشه تا نور خورشيد به ما برسه
...براي هشت دقيقه،دنيا همچنان روشن و
و گرم ميمونه
...يه سالي ميشد که پدرم مرده بود
و احساس ميکردم اون هشت...دقيقه فاصله بين من و اون
داشت به آخر ميرسيد
بحث دموکراتها اين است که ...استرادا بسيار محافظه کار است
و جواب تمامي سوالات آنها را نداده است
استرادا اولين بار در ماه مي 2001 نامزد دريافت اين پست بوده
کابينه بوش درخواست افزايش بودجه 4.2 درصدي در بخش تسليحاتي را داشته است
يعني اين بودجه از 365 ميليارد دلار به 380 ميليارد دلار برسد
...که البته اين شامل
از زمان "بدترين روز" سراغ کمد پدرم نرفته بودم
مامان به وسايلش دست نزده بود
همشون همونجا بود
اسکار،حالت خوبه؟
"منم "اسکار شل
مامان بزرگ؟ مامان بزرگ،بيداري؟
تمام
مامان بزرگ؟
منم مامان بزرگ. چي شده عزيزم؟ خوابت نميبره؟
ميخواي بيام پيشت؟ تمام
بابا هيچوقت بهت چيزي در مورد يه کليد خاص نگفته بود؟تمام
کليد خاص؟
فکر نکنم. کليد خاص چي؟براي چي؟
اين... اين کليد خاص براي چيه؟
تمام
مستاجرت خونهاس؟ تمام
مستاجرم؟ نه،نه. اون هيچوقت به اين زودي نمياد. تمام
مادربزرگ اتاقي رو به يه مرد کرايه داده بود
سه هفته بعد از بدترين روز
چرا در اتاق مستاجرت هميشه بسته است چرا هيچوقت اونو نديدم؟
اون دوست داره در آرامش باشه
چرا هيچي در موردش بهم نميگي؟
اون رو از زمانهاي قديم ميشناسم !حالا پيانو بزن
چند وقت اينجا ميمونه؟
اون هيچوقت مدت زيادي يه جا نميمونه
اون... خطرناکه؟
!اگه اونو ديدي،هيچي نگو
اون خيلي عصباني ميشه. حالا پيانو بزن
No comments yet. Be the first to leave one.