نخستین 200 خط.
«ترجمه و تطبیق متن زیرنویس با اثر »
.:: ::.
NEW UNDERGROUND HISTORY OF VENGEANCE DEMON
تاریخ نوین ِغیر رسمی ِخشونت در ژاپن: دیو انتقام
Planning and Production by Koji Wakamatsu برنامه ریزی و تولید : کوجی واکاماتسو
Written by Izuru Deguchi نوشته ی ایزورو دیگوچی
Cinematography by Hideo ito Music by Takashi Sugisaki فیلمبرداری : هیدئو ایتو موسیقی: تاکاشی سوگی ساکی
Fukushûki
دیو انتقام
Ken Yoshizawa کِن یوشیزاوا
Akiko Tsushima آکیکو سوشیما
Directed by Koji Wakamatsu کارگردان : کوجی واکاماتسو
نکن
نه
برادر
نه
خواهش می کنم
!برادر
! برادر
! برادر
! برادر
! برادر
! برادر ! کمکم کن
! برادر
! برادر
! چی یه
خفه شو
! برادر
! برادر
بَس کنید
خب ؟
از حالا مزرعه گندم متعلّق به همه ی اهالی یه
اگه من هم باغ توت و کرم های ابریشم رو تصاحب کنم کسی که اعتراضی نداره داره ؟
نه . اشکالی نداره. مگه نه بچه ها ؟ آره مشکلی نیست
فصل درو که رسید در مورد مزرعه گندم تصمیم می گیریم
می گیم که دختر و پسر کِبارا به خاطر اون بیماری اجدادی که تو خون ِشونه دیوونه شده ن
می تونیم به پلیس و ادارات دولتی اطلاع بدیم
با جسد آریو چی کار کنیم ؟
می گیم از زندگی نا اُمید شده بود و تصمیم گرفت خودکشی کنه
وانمود می کنیم که خودشو دار زده یا یه داستانی مثل این
خب دیگه ، خیلی کار ناتموم داریم ؛ پس...
بیاین برنامه فردامونو بچینیم
هی ! هی ! هی ! روانی
- خانواده کبارا همه شون دیوونه اَن - دیوونگی توی خون ِ شونه
خونه رو خراب کنین
! چی یه
! چی یه
عجوزه ی پیر
... هرزه
شوهر و پسرت همین کارو با من کرده ن
شوهرت کجاست ؟
کجاست ؟ ها ؟ کجاست ؟
رفته به شهرداری شهر. اینجا نیست
کی برمی گرده ؟
تا غروب برنمی گرده ... جلسه داره
! آریو ! ...به من رحم کن
... توی باغ توت پشت خونه
... اینکارو نکن ! از جون من بگذر
اگه می خوای جیغ بزنی بزن
-بیا یه کم استراحت کنیم - باشه
چرا کمکم نکردی ؟
... من
داشتن منو شکنجه می کردند چرا به کمکم نیومدی ؟
بدبختانه نَمُردم
شوهر من دلش برات می سوزه
اون بهشون گفت که تو هیچ عیبی نداری
دلسوزی ؟
درسته. اون با اهالی دهکده حرف زد
فکر می کرد شاید از جونت بگذرن
درسته . ولی مهم نبود چند بار بهشون بگم همه ش به خاطر خیر و صلاح دهکده بود ....
دیگه خیلی دیره
- پس خواهرم چی ؟ - حق با توئه. گوش کن
خواهش می کنم
لطفاً به ما رحم کن
چرا همونطور نیمه جون اونجا ولَم کردین ؟ چرا به خواهرم تجاوز کردین ؟
چرا ؟
- لابد به خاطر اینکه خانواده ی کبارا ، جنون توی خون ِ شونه ؟ - اِاِ...
حرف بزن
همه اهالی با هم بحث کردند و این تصمیم رو گرفتند من بین شون نبودم . پدرم بود
شما حروم زاده ها فقط دنبال این بودین که من و خواهرمو بکُشین و زمین هامون رو بردارین برا خودتون . مگه غیر اینه ؟
پس می دونی که حالا قراره چی بشه ها ؟ من قطعاً انتقام می گیرم
! دقیقاً همون کاری رو باهاتون می کنم که با من کردین -صبر کن
من دیروز کشته شدم دیگه زنده نیستم
یه کارایی قابل بخشیدن نیستن
پس خواهر من چی می شه ؟
خوب نگاه کن
لطفاً به حرف ما گوش بده
ما رو ببخش
تو رو خدا صبر کن
بهت التماس می کنم... التماس می کنم به خدا راست می گم ! ما رو عفو کن
نکن
لطفاً نکن
نکن ! بس کن ! تو رو خدا بس کن
دارم راستشو می گم گوش کن
دارم حقیقتو می گم . من خبر نداشتم منو نَکُش
صبرکن صبر کن
نکن . نکُش . بس کن
! برادر
! برادر
! برادر ! کمکم کن
! برادر
! برادر
! برادر ! کمکم کن
! برادر
! برادر ! کمکم کن
! برادر
! برادر
! برادر
! برادر
... چی یِه
- هی ! بیا اینجا - چی می خوای ؟
بیا کمی حال کنیم
- چی ؟ الان که میونه ی روزه - بی خیال . بیا دیگه
باشه. ولی الانه که میچیو از مدرسه بیاد خونه عزیزم
پس با عجله کارو می کنیم
زود باش . بخواب
عزیزم....
حال می ده عزیزم ؟
وای خدااا...
وای ، عزیزم
- ... اوه عزیزم - ... زندگی من
چی کار می کنی ؟ دزدکی می ری خونه ی مردم ؟ کثافت ! گم شو بیرون از اینجا روانی
! قاتل
! قاتل
! به من رحم کن
! رحم کن ! منو نکش ! منو نکش
این انتقام فقط برای من نیست به خاطر خواهرم هم هست. برو به درک اسفل
! قاتل
کمی آب می خوای برادر ؟
بیا
- ترتیبشو بدین - چی کار می کنید ؟
بس کنید ! نه
- دختره رو نگه دارین - ! شما حروم زاده ها
! بس کنید
! لعنتی
- ! چی کار دارین می کنین ؟ نه - چه غلطی می کنین ؟
! ولم کنید
! برادر
آخه چرا اینکارو می کنید ؟
- ! حروم زاده - ! ولم کنید
! بذارین برم
! ترسوها
! نذارین پسره در بره
! شکنجه ش نکنید
! نه ، نکنید ! نه
! برادر
! نه
! تو رو خدا نزنیدش ! نه
! برادر
خواهش می کنم بس کنین . التماس می کنم
! برادر
! بس کنید ! برادر
بس کنید
! برادر
! برادر
! تمومش کنید
! لطفاً ! دیگه تمومش کنید. نزنیدش
آخه چرا اینکارو می کنید ؟
توافق جمعی همه اهالی بوده کینه ای در کار نیست
خانواده ی من به خاطر بیماری سِل از دهکده طرد شدند
و ما بی سرو صدا این رفتار بی رحمانه رو تحمّل کردیم
هنوز هم داریم تحمّل می کنیم دیگه چی کار باید می کردیم ؟
به خاطر خیر و صلاح همه اهالی بمیر
- بمیرم ؟ - درسته
طاعون خانواده کبارا به زودی از این دهکده می ره
هیگو و ماساجی می خوان ازدواج کنند . ولی هیچ کس حاضر نیست دخترهاشو بفرسته جایی که بیماری سِل تو خون ِ مَردمشه
این هم برای متقاضی ازدواج و هم برای کسانی که قراره عروس باشند ، یه مشکل دو جانبه ست
ولی این حرفها همه ش خرافاته
سِل که ذاتاً تو خون کسی نیست خود دکتر هم گفت که یه بیماری ویروسی یه
خُب ... نظر بقیه دهکده ها این نیست
به خاطر شما ، اونا ما رو عجیب الخلقه صدا می زنن
- ! برادر - بزنش
! برادر
! برادر ! برادر
! برادر
! برادر
... برادر
! ولم کنید ! ولم کنید
- ! ولم کنید - ساکت باش
- ! برادر ! کمکم کن - محکم نگهش دارین
! بذارین برم
! ولم کنین
... چی یه
! چی یه
! چی یه
... نکن
... نه
نه
ولی تو که قراره به زودی ازدواج کنی
- ... پس - گفتم که نه
پس چرا به ماساجی دادی ؟ مگه ندادی ؟
پس به منم بده
ولی همه به خاطر همین بذار بودنم با دیده ی تحقیر آمیز به من نگاه می کنن
من که ندیدم کسی با تحقیر به تو نگاه کنه همه می گن که تو دختر محشری هستی
- از من خوشت میاد ؟ - آره
پس به کسی نگو
... هی - چان
... ازت خوشم میاد
... ازت خوشم میاد
... هی - چان
No comments yet. Be the first to leave one.