نخستین 200 خط.
...من
...میخوام از هسونگ گروپ برم
و برای خودم زندگی کنم
چوی دو کیونگ
مثل اینکه واقعا عقل از سرت پریده دیونه شدی؟
چطور به خودت جرات میکنی به من اینو بدی؟
...میخوام
برای خودم یه کسب و کار راه بندازم
گفتی میخوای برای خودت تجارت راه بندازی؟
بله
داری جدی اینهارو میگی؟
...پس منظورت چی بود وقتی گفتی
نمی تونی با جانگ سو را ازدواج کنی؟
منظورم همون بود
...فکر کردم
...دیدم میخوام خودم
زندگی خودم رو مدیریت کنم
برا همین میخوای از شرکت بری؟
....داری میگی میخوای با رفتنت
دست از جانشینی بکشی؟
بله
دو کیونگ
بله
برای قبول این کارت یه دلیل قانع کننده بهم بده
میخوام دلیل صادقانه تو رو بدونم
بهتون که گفتم
فکر کردی این شد دلیل؟
...نمیدونی این کار
چطوری رو شرکت اثر میذاره؟
آره میدونی ، خیلی هم خوب خبر داری
جانشین رئیس شرکت هسونگ گروپ ترک کرد
کی میتونه اینو باور کنه؟
کی باورش میشه خودت با پای خودت رفتی؟
...اینقدر میگردن تا یه شایعه درست کنن
برای اینکه از شرکت رفتی
قمار، مواد مخدر، زنان، یا مشکلات روانی
چطوری میتونی وقتی اینهارو میدونی استعفا بدی؟
...اگه من درست انجامش بدم
تمام این شایعه ها تموم میشه
...تو هسونگ گروپ می شناسی
این ممکنه روی سهام هم اثر بذاره
تازه از همه مهمتر رئیس آبروش براش از همه چی مهمتره
بخاطر همین
...من 33 سال از زندگی مو
به عنوان جانشین هسونگ گروپ زندگی کردم
...من
هرگز کاری رو که میخواستم نکردم
خب که چی؟ مگه چه ضرری کردی
...فکر کردی چند نفر به عنوان
یه جانشین یک شرکت بزرگ توی کره به دنیا اومدن؟
...من
هرگز این چیزی نبوده که میخواستم
متوجه شدم
...من بودم که میخواستم
جانشین یک شرکت باشم؟
نه
...من میخوام
...راهی پیدا کنم
تا بتونم برای خودم
یه زندگی شاد داشته باشم
...بخاطر همین رفتی به خانواده سورا گفتی
نمی تونی باهاش ازدواج کنی و حالام داری استعفا میدی؟
...در واقع خوشحالم
قبل از اینکه دیر بشه اینکارو انجام بدم
...یادت میاد وقتی گفتی میخوای با جانگ سورا ازدواج کنی
بهت چی گفتم؟
...پدر بزرگت
طبق برنامه خودش پیش میره دو کیونگ
مطمئنی میتونی مسئولیت همه اینهارو قبول کنی؟
...انتخاب
با مسئولیت میاد
...پس
با اجازه میرم
پای یه زن وسطه
دو کیونگ یکی رو داره
فکر میکنم دو کیونگ جدی میگفت
حتما دلیلی برای این جدیت داره
..حالا دیگه
کسی رو که زیر نظرش داره رو می پیچونه
تو براش بپا گذاشتی؟
...اون یه چیزی داره
که نمی خواد ما متوجه بشیم
بخاطر همینه که نمیخواد بره اروپا
...فکر میکنی دو کیونگ برای اینکه نره اروپا
استعفا داده؟
اگه نه
این کارشو چطوری میتونی برداشت کنی؟
به چه جراتی اینکارو کرده؟
...فرستادنت به اروپا
یه هشدار بزرگه
دو راه برای جواب یک هشدار هست
اول اینکه مراقب اخطار دهنده باشی
دوم اینکه مرز اخطار رو ترک کنی
مرز اخطار رد کنی؟
...یعنی
میخوای بیخیال جانشینی هسونگ گروپ شی
بهتره رو کار تمرکز کنیم
...خودت گفتی اگه من تصمیم به تجارت بگیرم
شریک تجاریم میشی
باورم نمی شه
چرا باورت نمیشه؟
...تو بهتر از هر کسی میدونی من
برای رسیدن به اینجا چیکارا کردم
دو کیونگ
جانشینی شرکت هسونگ
و بعد ریاست
این چیزیه که تو داریش
اگه ولش کنی میفته روی پات
و این پاهای تو رو میشکنه
در صورتی که ولش کنم
میتونم پرتش کنم
تو نمی تونی پرتش کنی چون خیلی سنگینه
میتونم قبل از انداختنش پاهامو بکشم کنار
یعنی اینقدر این دختره رو دوست داری؟
اینقدر بد میخوایش؟
راههای زیادی برای بدست آوردن اون هست
فقط بخاطر جی آن نیست
...میخوای هر طور دلم میخواد زندگی کنم
قبل از اینکه خیلی دیر بشه
زده به سرش مرتیکه
وقتی صورت شخص رو ثبت کنه
درو باز میکنه ، درسته؟
بودجه اش چی؟
فعلا پول نقد که ندارم
میتونم تمام سهامم رو بفروشم
فکرکنم کافی باشه
تا وقتی که ساختمون کانگنام بفروش بره
ما توی آمریکا یه سری آشنا داریم
ولی تو اروپا آسون نیست
امکان ترور بیشتری هست
ولی تو اروپا شانس بیشتری هست
و اینکه من چندتا مدرک تحصیلی از اروپا دارم
اما این خیلی کار میبره
من کاری به رابطه مون ندارم
...این سیستم تشخیص چهره
برای من خیلی اهمیت داره
برای منم خیلی اهمیت داره
این اولین تجارت من بعد از مستقل شدنه
برای من جایی پیدا کردی؟
پیدا کردن خونه خالی اونم به این سرعت سخته
خودتونم میدونین دارین عجله می کنین
چی؟
فعلا یه خونه اجاره کنین
تا بعدا به سلیقه خودتون یه جارو بگیرین
حالا واقعا شما استعفا دادی؟
داری میگی برم موقت توی یه آپارتمان زندگی کنم؟
نگاش کن
فعلا میتونم توی هتل بمونم
چیه؟
اینطوری بهم نگاه نکن
تو باید همین شرکت بمونی
بهتر از اینه که سرگردون بشی
باید خودم برم دیدنش؟
کی رو؟
عشقت
عشق من؟
...فکر کردین با این همه کنترلهای شما
من تونستم با کسی قرار بذارم؟
...امیدوارم همونی رو که بهتون گفتم
قبول کرده باشین
میتونیم در موردش خونه صحبت کنیم
باید یه سری از کارهارو رو به راه کنم
شنیدم یه سفارش شانسی آباژور داشتی
چی ...آهان
عجب مشتری عجیب غریبی
...300دلار به عنوان پیش پرداخت داده
گفت در صورت اعلام مبلغ بقیه شو کامل میده
زنگ زد که قیمت تموم شده رو بپرسه
واقعا؟
یونگ گوک گفت هر کدومش میشه 300 دلار
صبر کن بذار اینو تموم کنم
تو از این واقعیت که ما گمت کردیم استفاده کردی
برای اینکه هر کار دلت میخواد بکنی
امروز دیگه تموم شد
قربان
...باید به حرفهای جی سو هم گوش کنیم
تو دهنتو ببند
اگه تو کافی بودی
فکر میکنی لباسهای سو جی آن تنت میکردیم؟
دلیلش اینکه که تو کافی نیستی
جی سو
در فروشگاه ببند میخوام یادت بدم چطوری خمیر درست کنی
الان یادم میدین؟
وقتی کارت تموم شد بیا خونه
امروز آموزش داری
امروز با خونوادم قرار دارم
بخاطر همین باید زود برم
کل امروز اوقاتت تلخ بود
نمی دونم چرا دوتامون این روزها اینطوری شدیم
متاسفم
واقعا معذرت میخوام
نمی دونم چی باید بگم
خجالت آوره
پسرتون به اندازه کافی بزرگ شده
همه چی رو باید خوب بلد باشه
خودش گفت از سو را خوشش میاد
بعد از اینکه معاون رئیس شد
کلی کار سرش ریخت
حتما سو را خیلی ناراحت شده
نه گفت درکش میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.