هماهنگ با نسخه‌های زیر

Fatal Promise E64 Mehdi KOreanDream
ناشر shahlaz
@KOreanDreamترجمه و زیر نویس شهلاز

برچسب‌ها

HD
تاریخ انتشار: 2020-07-03
تعداد دانلود: 7
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

دیوانه

تو بودی؟

می بینم که هنوز آی پی آدرس شو ردیابی نکردی

بهم بگو

به این میگن یک تصویر عالی

"به این میگن یک تصویر عالی"

این همون اوجی هستش که من ترسیم کردم

...تو

خودت با کانگ ته این برین به قهقرا

...چطوره خوشت میاد

توسط اوه هی وون فروخته شدی؟

داری با من بازی میکنی؟

آی پی آدرسش چک کن

ختم میشه به دفتر اوه هی وون

الان میتونی یک تصویر داشته باشی

اگه تونستی بگیری

خودت و هی وون برین به قهقرا

بگو

آی پی شو پیدا کردیم

کجاست؟

...خب

به نظر میرسه از دفتر اوه هی وون بوده

طبق آی پی آدرس یک ساختمون در سادانگ دونگه

جایی که رستوران مادر خانم اوه اونجاست

...چطوره

خوشت میاد توسط اوه هی وون فروخته شدی؟

!فوری ببین کی اونو ارسال کرده

تو چیکار کردی؟

...چطور تونستی - منظورت چیه؟ -

پیداش کن

چیکار میکنی؟

اشتباه میکنی کار من نبوده

البته

اینقدر احمق نیستی که خودت اینکارو بکنی

دیوونه شدی؟

من آی پی دارم

!از رستوران مادرت بوده

چی داره میگه؟

کی اینکارو کرده؟

اینطور نیست

...پس این تو بودی که عکس جون هیوک

تو وب سایت بیمارستان گذاشتی؟

گفتم کار من نبوده

میگه از رستوران مادرت بوده

چطور ممکنه عروس خودم اینکارو باهامون بکنه؟

یادت رفته کی بود که تو رو تو خانواده قبول کرد؟

چطور جرات میکنی اینکارو با ما بکنی؟

چطوری میتونی با دست خودت کار جون هیوک تموم کنی؟

...اونم وقتی هنوز خون من به جوشه

بخاطر حقه بازی که تو ازدواجت کردی

!جون هیوک

همه چی رو فراموش کن

من و تو باید امروز سنگهامون وا بکنیم

آی

بیا بیرون

چرا اینقدر شما پررویی

جون هیوکه که بچه شو قایم کرده

چرا منو سرزنش میکنید؟

چی؟ - چرا؟ -

میخوای منو بیرون کنی اون بچه رو بزرگ کنی؟

البته

تو زندگی بچه مو خراب کردی الان نوبت توئه

!بیا بیرون

هی ، یوبو

خدایا این دیگه چه خانوادئیه

رو شما حساب میکنم

بار روشونه هات سنگین شده

تا جایی که ممکنه تلاش میکنم

ممنون که امروز مارو دعوت کردید

من فقط خواب اومدن به مراسم تحلیف پسرم می دیدم

شرم آوره که هیچ کاری براش نکردم و بازم اینجام

بادیدن شما حالا متوجه میشم

چرا همیشه از شما حرف میزد

و بیش ارهر کسی شمارو تحسین میکنه

پدرتو با خیال راحت برسون خونه

با تو هم بعدا حرف میزنم جی هون

می بخشید آقای رئیس - بله -

اگه وقت داشتین

دوست داشتین بیاین خونه ما شام با هم بخوریم

نه خواهش میکنم

شما باید با خانواده خودتون جشن بگیرین

پس با اجازه

مراقب خودتون باشید - باشه ممنون -

یون دونگ ، کافیه زودباش بیا

باشه دارم میام - به نظر خوشمزه میاد -

تو عروسی شونی یا دخترشون؟

بعضی وقتها فکر میکنم واقعا بابامه

درسته اون آدم خوبیه

...اما هنوز نمی تونم باور کنم

که مادر جی هون همون مادر ته اینه

این باعث میشه اونها برادر باشن

...گرچه هم خون نیستن

ولی خانم یون ته این مثل بچه خودش بزرگ کرده

بخاطر همین فرقی با برادر ندارن

حتما گیج شدی

فکر کردی متوجه نمیشم؟

میدونم بین هان جی هون و کانگ ته این گیر کردی

تو کانگ ته این دوست داری؟

اونی

ولی بخاطر انتقام از خانواده چوی باید با هان جی هون ازدواج کنی

...اما بخاطر این عشق

کانگ ته این باید اشک بریزه

میدونم چه احساسی داری

پدر بزرگ گفت زود باش بیا نونا

باشه یون چان اینو با خودت ببر

باشه

...یون چونم

مثل نوه این خانواده است

خیلی طبیعی میگه مادر بزرگ ، پدر بزرگ

!خیلی خوشمزه است - به سلامتی -

تبریک میگم ته این

تمام فکر و ذکرت کار بود تا به اینجا رسیدی

خیلی برات خوشحالم

هی واقعا خیلی خوشحالی

مطمئنم بخاطر هان جی هون ناراحتی

چیه؟

تبریک میگم مدیر کانگ

ببخشید رئیس کانگ

من میدونستم خیلی بزرگ میشی

آجوشی واقعا شما رئیس شدی؟

ممنون از همه ازتمام زحمتهایی که برام کشیدی

حتی بخاطرم زخمی شدی

باعث افتخاره

لطفا کاملا از شر اون خانواده چوی خلاص شو

حالا دیگه ته این رئیس شده

و یون دونگ حسابرس افتحاری بنیاد پدرش

دیگه اتفاقات بد رو فرموش کنید

و تو زندگی فقط چیزای خوب در نظر بگیرین

چشم

نباید تک شاخه های تنهارو فراموش کنید

چشم

نگاشون کن مثل یک روح تو دو بدن می مونن

راستی

کی قراره یون دونگ با هان جی هون ازدواج کنه؟

از دست تو واقعا

نونا میخوای با جی هون ازدواج کنی؟

تو جی هون بیشتر دوست داری یا کانگ ته این؟

اونی

هر دوشون

بیا یون چان

حسابی بخور

چشم پدر بزرگ

حتما ازم نا امید شدی

نه حالا دیگه به خودم اومدم

باشه ممنون

...مطمئنم تو و کانگ ته این

شرکت من بدون مشکل مدیریت می کنین

سعی میکنم بهتر شم

...من نگران خواهرتم

اما اون همیشه روپاش می ایسته چون باهوشه

منم نگران شمام

من؟

امروز وقتی بابای کانگ ته این دیدم

به نظرم شما بی کس میومدی

...همه به شما حسادت میکنن

اما شما یک مرد تنهایی به چشم من

چرا من تنهام بچه؟

من تو رو دارم

بیا

درسته ، میتونی رو من حساب کنی بابا جون

خوبه

هی رابطه ات با یون دونگ زیاد خوب پیش نمیره؟

...من فقط منتظرشم

تا احساس من درک کنه

بله؟

چی؟

...به نظر میاد

عکس جون هیوک تو صفحه اطلاعات شرکت پخش شده

درسته

من اون تو وب سایت بیمارستان فرستادم حالا که چی

چی؟

"چون جون هیوک یک فرزند نامشروع پنهانی دارد

این ایده من بود

مامان دیونه ای؟ - میتونم دیونه نشم؟ -

از دخترم استفاده کردن و حالا میخواد طلاقش بدن

اما این پسر اونهاس که که بچه نامشروع داره

در ضمن

یکی با فرستادن ان برگه های آزمایش ازت باج میخواد

پس چطوری دیوونه نشم

بخاطر همه اینها من فحش خوردم

اونها فکر میکنن من به یکی دستور دادم اونهارو پخش کنه

چه فرقی داره کی اینکارو کرده

بذار حسابی حالش گرفته بشه

نه

...تو میتونی از این فرصت استفاده کنی

و بخاطر نفقه طلاق بهش فشار بیاری

نفقه طلاق فدای سرم

مادر و دختر پسر منو خراب کردین

الانم دنبال نفقه طلاقین؟

پس اگه خوشت نمیاد بایک نوشته مثبت همه چی تموم میشه

هی وون برگردونین خونه

و فکر کنین هیچ اتفاقی نیفتاده

چی فکر کنیم؟

برادرم آبروش رفته فکرکردی با یک یادداشت خوب همه چی تموم میشه؟

تو دهنت ببند و دخالت نکن

باشه تو

ادامه بده ببینم میتونی پاتو تو خونه من بذاری

اگه فکر کردی میتونی نوه من بزرگ کنی باشه امتحان کن

چی گفتی؟

پس چی

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left