نخستین 200 خط.
انجام شد
مشکلی نیست برو بیرون
ممنونم آقا
از اینکه این کار رو بهم دادید متشکرم
بسیار خب
مقصدمون کجاست ؟
لاس وگاس
ای بابا
خیلی دوره
بریم
میشه نکشی ؟
هدفتون کی بود ؟
کار ناتمام یکی از دوستان رو تمام کردم
شما قبلا مخابرات کار میکردید ؟
نه اونجا نبودم
تو پیتسبورگ بودید تا حالا ؟
ببین میشه حواست به رانندگی باشه ؟
شرمنده
ببخشید
خیلی وقت میشه که با کسی صحبت نکردم
آیا شما داستان هامازاکی رو شنیدید ؟
بله
پسرِ این آدم یک هیولای واقعیه
میتونست مثل پدرش یک آدم باشعور باشه
قبول دارید
برای این آدم جوان، پیر، زن یا مرد هیچ فرقی نمیکرد
در نهایت همهشون رو میکُشت
معلوم نبود چیکار میکنه و چند نفر رو قربانی میکنه
طوری برنامه چیده بود که تمام آثار رو از بین میبرد
با پولی که اون داشت رد همه چیز رو میشد پاک کرد
واقعا جالب بود
پسرِ یک سیاستمدار با فرهنگ
چطور میتونه یک هیولای وحشی و آدمکش باشه ؟
حتی ممکن بود پدرش رو هم بکُشه
زمانیکه هامازاکیِ پدر در یوکوهاما فوت کرد اطرافیانش وقت رو هدر ندادند
میراث عظیمی به پسرش دادند و به کل اون رو از یوکوهاما بیرون کردند
ولی فقط به یک شرط اون میراث رو بهش دادند
اینکه نباید تو ژاپن باشه
به عبارت دیگه
به طور مودبانه اون رو از کشور بیرون کردند
پسرش تقریبا به همه جای دنیا سفر کرد و در پایان لسآنجلس رو انتخاب کرد
لسآنجلس فضای دلنشینی براش بود و باعث شد میزان خشونت و سکسش چند برابر بشه
بیشرف سیریناپذیر بود
میدونی کی دنبال پسرِ هامازاکی بود ؟
بله شنیدم
یک پزشکِ ژاپنی - درسته -
از اون بیشرف کینهی بزرگی داشت
از بختِ بد همسرِ اون پزشک، قربانیِ این عوضی شد
ولم کن
ولم کن
ولم کن
کمکم کنید
کمک
بذار برم
کِیکو
عزیزم
کِیکو ولش کنید
تو رو نمیکُشم
تا به دنیا بگی من کی هستم
من یک افسانهام
من یه چیز دیگه هم شنیدم
شنیدم اون پزشک خودش رو از یک ساختمون پرت کرده
و قصد خودکشی داشته
عوضیها این پزشک بیچاره رو فلج هم کردند
بگذریم
یه چیزی برام سوال شده
چرا پسرِ هامازاکی همسر پزشک رو کُشت ؟
میدونم بیدلیل نبوده
این شخص پزشکِ هامازاکیِ پدر بوده
پسرش گمون میکرده که پدرش رو اون پزشک کشته
خیلی مزخرفه
پدرش سرطان بدخیم داشت و از دست کسی کاری برنمیومد
نشون میده حتی اگر این پسره یک بیشرف باشه
بالاخره بچه یکی هست
و پدرش رو دوست داره
نقشه انتقام پزشکه چی بود ؟
از پسرِ هامازاکی بیست و چهار ساعته محافظت میشد
خونهی این عوضی مثل یک قلعه بود
از اون مهمتر
یه چلاق که نمیتونه کاری بکنه
اون یک نابغه بود
نقشهش واقعا دقیق بود
زنی به نام اسلحه
معتاد به متادون هست
زندگیِ داغونی داره
کسی روش تف هم نمیندازه
بعید میدونم بتونه چیزی یاد بگیره
شماره چهار رو بیارید
یعنی چی ؟
چرا یک عملی رو انتخاب کرد ؟
چه میدونم
من که جای اون نیستم
شاید چیزی داخل اون زن دیده بود
شاید
بخورش
بگیر
بخورش
چند ماه بعد تونست اعتیاد دختره رو تمام کنه
بخور
یعنی این انتقام بزرگ رو یک زن معتاد انجام داده ؟
این نابغه یا داره با ما بازی میکنه
یا احمقه
اسمش مایومی بود
نمونه کاملِ یک زن فروپاشیده
والدینش انسانهای معمولی بودند
بچهگیش هم عادی بود و میتونست زندگیِ عادی داشته باشه
ولی با یک مرد عوضی بُر خورد
تو هفده سالگی مشروب خوردن رو شروع میکنه
وقتی مست میکرد براش فرق نمیکرد با کی میخوابه
مردِ بعدی زندگیش عوضیتر از اولی بود
که باعث شد دختره مواد رو شروع کنه
مدتی بعد هم مصرف ماری جوانا رو شروع کرد
بعدش هم معلومه دیگه
آخرین مرد بدترینش بود
دختره افتاد به متادون
برای امرار معاش شروع کرد به فروختن مواد
ولی درآمدش مکفی نبود
پس فاحشهگی رو شروع کرد
این نقشه رو همون مردِ آخری براش کشیده بود
اونقدر اوضاعش خراب شد که با خارجیها هم میخوابید
چون ژاپنی بود برای خارجیها ارزون میافتاد
بگذریم
دختره رو بذاریم کنار
در مورد نقشه نابغه چی میدونید ؟
بهوسیله دختره چیکار میخواست بکنه ؟
خیلی حرف زدم
یه جا نگهدار چیزی بخوریم
نابغه قصد داشت از مایومی، ماشین آدمکشی بسازه
این ژاپنیه چی فکر کرده ؟ فیلم لوک بسون رو بازسازی کنه ؟
مگه میشه یک معتاد رو تبدیل به آدمکش کرد ؟
باید میرفت یک آدمکُش استخدام میکرد
دقیقا راهش همینه - البته، ولی مثل مایومی باید باشه -
اونقدر باید جذاب باشه که بتونه هدف رو جذب کنه
یادت باشه هدفِ نابغه، پسر هامازاکی هست و تو قلعهای زندگی میکنه که قابل نفوذ نیست
افراد حرفهای تمام شبانهروز از اونجا محافظت میکنند
باشه حق با شماست، قانع شدم
راه حلی که پیدا شد چی بود ؟
تا حالا از سکس با مُردهها چیزی شنیدی ؟
وای لعنتی
اصلا علاقهای ندارم
این عمل قرنهاست که انجام میشه
رومیان، مصرِ کهن و چین باستان
روزگاران قدیم
انحراف یا عمل غیرعادی نبوده
مطمئنا انحراف وحشتناکیه
بگذریم
ادامه داستان رو بگید لطفا
اون توی مکان مرموزی که توسط مهندسین نابغه طراحی شده بود، این کار رو انجام میداد
اسم این مکان رو اتاقِ امن گذاشته بودند
مکانی برای سکس با مُردگان
کسانی که به اجساد عشق میورزیدند
پسرِ منحرف هامازاکی هم جزو اینها بود
دوست داشت به زندهها تجاوز کنه و وقتی میمُردند باهاشون سکس کنه
مراقبت از اون مکان واقعا کار مشکلی بود
این اتاقِ سکس با مُردگان در درون انبار ضایعات هستهای ساخته شده
این منطقه اثرات مخرب رادیواکتیو داره و شهروندان عادی اونجا رفت و آمد ندارند
اگر کسی بدون اطلاع پلیس اونجا پیداش بشه مسوولیت مرگش به عهده خودشه
به عبارت دیگه اون اتاق وجود خارجی نداره
اگر به جهانهای موازی معتقد باشی
میشه گفت این مکان رو نابغه ساخته تا پسر هامازاکی رو زندانی کنه
اگر مشکلی برای اون عوضی پیش بیاد هیچ کس نمیتونه به دادش برسه
هیچ محافظی حق نداره وارد اتاق بشه
اگر شخصی بخواد وارد ساختمان بشه
محافظ ها پنج کیلومتر با ساختمان فاصله خواهند داشت
و چهار ساعت بعد میان دنبال اون شخص
همچنین
هیچ یک از اعضای اتاق نباید با خودشون سلاح حمل کنند
قبل از ورود به اتاق افراد بازرسی بدنی میشند
حتی تمام سوراخهاشون بررسی میشه
وگرنه نمیتونند وارد بشند
به اندازه کافی وقت دارید
تا اونجایی که میتونید لذت ببرید
صبر کنید
نمیخوام جزئیات این یکی رو بدونم
خوردن آدمها هزینه بیشتری داره
در صورتیکه نابغه، موقعیت این مکان رو برای کُشتن پسر هامازاکی نشون بده
داخل اتاق جایی بدون سیستم ایمنی است
بسیار خب
متوجه شدم
پس باید برای مایومی یک مرگ ساختگی درست کرد
و جسد اون رو به اتاق فرستاد
تا به هدف برسه
ولی اسلحه چی میشه ؟
بسیار خب پس بذار داستانم رو تمام کنم
تا لاس وگاس خیلی مونده
حالا میخوام با برنامه آموزشیِ نابغه آشنا بشی
برنامهای که مایومی رو به یک آدمکُش ماشینی تبدیل کرد
جونت رو نجات ندادم که بیایی اینجا و وقت تلف کنی
من به تو زندگی دادم تا ابزار خواستههای من باشی
برای من تو انسان نیستی بلکه یکی از ابزارهام هستی، فهمیدی ؟
ابزار
گذشته و آینده تو برای من اصلا مهم نیست
من از تو مرگبارترین آدمکش رو خواهم ساخت
اگر نخواهی آموزش نبینی خودم میکُشمت
و اگر بمیری
میرم یکی دیگه میخرم
به همین سادگی
قبلا چند بار خودکشی کردی ؟
الان مرگت دست من هست
از این به بعد من صاحب تو هستم
No comments yet. Be the first to leave one.