The Secret Circle

The Secret Circle

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Secret Circle Season 01 Ep 16 Lucky Translated By anewage
ناشر anewage
ارائه ای از تیم فیلم باران

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2012-03-16
تعداد دانلود: 110
مخصوص ناشنوایان: Yes

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

...آنچه در حلقه های پنهان گذشت

اسم من "جان بلک ول" ــه

من پدرتم

تو اینجا چیکار میکنی؟

یبار تو مدال رو فعال کردی

میدونستم که تو دردسر میفتی

تو حتی مطمئن نیستی که میتونی به من اعتماد کنی یا نه

مطمئنم که بهت اعتماد نمیکنم

16سال پیش, این آتش بس, یه تله بوده

حلقه هرکسی برای هرکسی که باور داشت نابود شد و از هم جدا شدن

درست قبل اینکه آتیش سوزی شروع شه, پدرت رو تو قایق دیدم

پدر من اونروز اونجا نبود

یکی از آدمای همون انجمن ..."اِبِن"

اون داشت راجب مراسمی که واسه کشتن پدرت بود صحبت میکرد

اِبِن" منو جادو کرد"

وقتایی که آدمای معمولی از این کارا میکنن

بهشون میگن جادوگر

ولی خاطر جمع ـت میکنم که اون جادوگر نیست

ولی اون داره با یکی مثل تو با "جیک" کار میکنه

نمیدونم چجوریاس, ولی تا وقتی ...که از اینا اطلاعی پیدا کنم

همینجا تو "چانس هاربور" میمونم...

فی" ما باید حبت کنیم"

در رو گذاشتن, که موقع اومدن در بزنین

بیا یه قرار باهات بزارم ...من موقع اومدن تو اتاقت در میزنم

تو ام باید رفتاراتو مثل دختر... خانوم "پرینسپال" بکنی

ولی من خودم دختر خانوم "پرینسپال" ـم دیگه مامان

من که دیگه احتیاج ندارم که رفتارامو عوض کنم

"جدی میگم, "فی

میخوام که جشن جمع آوری کمک بدون مشکل برگزار شه

بدون هیچ نمایشی

تو باید یه دوست پسر پیدا کنی

تا بتونی کارهارو به یکی به غیر از من بسپاری و خیالتو به اون تخت کنی

همینجوریشم راحتم, ممنون

معلومه که آقای "مید" نمیاد باهات دوست شه

بابای "کسی" چطوره؟

گفتی بابای "کسی"؟

مگه نشنیدی؟ !روحش برگشته به جسمش

امیر حقیقتی :ترجمه و زيرنويس

نمیدونم قهوه چقدر دوست داری

نمیدونم اصلاً قهوه دوست داری یا نه

قهوه عالیه مرسی

بلک" من تاریکی و مبهم بودن رو" بهتر فهمیدم

من داشتم به این فکر میکردم که شاید اینجا موندم

البته تا وقتی که مامان بزرگت برگرده

من که میگم ایده خوبی نیست

...دیدن اینکه تو یه غریبه ای

اگه ملت ببیننت معلومه که میترسن...

البته اهانت نباشه

نه چیزی نیست

فقط از این متنفرم که برات یه غریبه ام

...من

من میخوام شرایط رو عوض کنم

میدونم که تو سوالاتی داری, کسی

منم دوست دارم که به اونا جواب بدم

باشه

مامانمو دوست داشتی؟

بیشتر از هرکس دیگه ای تو دنیا

پس چرا اون تا بحال راجب تو حرف نزده؟

چون که من بهش آسیب رسوندم

احتمالاً با خودش گفته که این به نفع هردوی شماست که منو فراموش کنه

!من به چی تبدیل شده بودم

به چی تبدیل شده بودی؟

یکی که مادرت ازش میترسید

و حق هم داشت

جادوی سیاه منو عوض کرد

نه این یه بهونه ـست

ببین, منم تو چشمام به لطف شما ...جادوی سیاه دارم

ولی عوض نشدم... - ...فعلاً عوض نشدی -

ولی این چیزی نیست که بتونی کنترلش کنی...

شاید تو نتونی کنترلش کنی ولی من میتونم

بسه دیگه

.این کار اشتباهی نبود که خودم خواستم اینکارو بکنم

مهم نیست

.جادوی سیاه یه حُقه خودمونی نیست که

هرچقدر بیشتر ازش استفاده کنی اونم بیشتر تورو در بر میگیره

من ازش استفاده میکنم تا به مردم کمک کنم

استفاده میکنم تا از حلقه محافظت کنم

منم فکر میکردم همون کارو میتونم بکنم

ولی تاریکی منو انتقام جو و ویرانگر کرد

آدمایی که سعی داشتم ازشون محافظت کنم رو از دست دادم

یبار که جادوی سیاه تورو در بر میگیره

دیگه غیر ممکنه که بتونی ازش خلاص شی

تو منو به خوبی نمیشناسی

تو دخترمو میپایی, مگه نه؟؟

خوبه

تو این 16 سال پس کجا بوده؟

دقیق نمیدونم

فقط گفت که این واسه من و مامانم ...امن میشد, که ملت فکر کنن

که اون مُرده..

...اینجور که من شنیدم, اینا همش بهونه یه مرد هست

که یه خوانواده دیگه تو یه جای دیگه... رو میخواد قایم کنه و شلوارش دو تا شده

"فی" - ...یا خدا -

فکر کنین که اگه یه "کسی" دیگه تو این اطراف باشه

!بعدش تو میتونیاز هر نسخه یکیشو داشته باشی

اگه "بلک ول" یه جادوی سیاه ...عظیم تو وجودش داره

چرا اون کاری برای متوقف کردن شکارچیا نکرد؟

قدرت اون, جون نداشت مثل همه والدین ما

هیچکدوم ما نمیتونست جلوی "اِبِن" رو بگیره

بعد اینکه چوب رفت تو شکمش, به طور معجزه آسایی از اونجا رفت

میبینم که تو همون آدمی هستی که هنوزم با شکارچیا مبادله میکنه

بهمون بگو, کی به "اِبِن" اون قدرت رو داد؟

نمیدونم, ازش پرسیدم

ولی سرش خفن شلوغ بود چون میخواست منو بکشه

شما دو تا مچ اندازی میکنین؟؟ یا خلاصه یه همچین چیزی؟

به نظر من که تو خوش شانسی - آخه چرا؟ -

چون که همه ما آرزو داریم

ای کاش میتونستیم والدینمون رو که از دست دادیم, دوباره پس بگیریم

...آره, ولی تا وقتی این آرزو رو داریم که

اون والدین, تو روزایی که نبودن شیطان نبوده باشن

من میرم

من باید تو این موارد بیرون اومدن ها و قرار گذاشتن ها یکم صرفه جویی کنم

چون که شب مهمونی داریم

نمیخوام "دایانا" رو ناراحت کنم

"عالی بود "فی

خیله خب, کی به من کمک میکنه تا واسه شب آماده شم؟

بعداً میبینمت

خدافظ

چه با قدرت, چه بی قدرت, پدرت میتونه کمکمون کنه

اِبِن" بازم برمیگرده"

...و "جان بلک ول" راجب شکارچیا داره

از هرکس دیگه ای بیشتر میدونه...

میدوننی, "جیک" شاید راست میگه

من به اندازه کافی به پدرم اعتماد ندارم که حالا بخوام کمکمون هم کنه

سرزنشت نمیکنم

"کسی"

زنگ تفریح دیگه تموم شد

باهم به مهمونی شبونه میریم دیگه؟

منظورت اینه که مثل دو تا دوست

تو یه مکان عمومی بریم؟ یه جور قرار گذاشتنه؟

آره

پس, قبوله

صبح بخیر

صبح بخیر عزیزم

نگو که اون چایی ـه "جازمین" ـه

خودشم عین همون چایی که تو اون قصه هه بود که عاشقش بودی

حالت چطوره؟

خوبم

حدس میزنم یکم باید ضعیف باشم

حتماً که اینجوریه

تو جون منو نجات دادی

من کاری کردم که هر پسری انجام میداد

لی" من اونهمه قرص خورده بودم" اگه به خاطر تو نبود, من الان مُرده بودم

...تو کنارم موندی

و ازم پرستاری کردی... تا سلامتیم برگرده

الان نوبت منه که کنارت بمونم

دیگه هیچوقت از پیشت نمیرم

ایوا" میدونم تو از قوم و خویشت خوشت نمیاد"

ولی شاید بهتر باشه تو بهشون زنگ بزنی

عمراً

اونا هم میخوان بدونن چه اتفاقی افتاد

اونا بیخیال من شدن

همه بیخیالم شدن

الان تو قوم و خویشمی

سلام

کمیته برنامه ریز دلیر

همه اینا به مال ماست؟

بله, استکون ها, نعلبکی ها و بشقاب ها چوب های چینی واسه غذا خوری

وای, دستمال های کوکتل همی الان برمیگردم

ملت با لیوان معمولی هم میتونن چیز میز بخورن دیگه مگه نه؟

ما که به لیوان مخصوص شامپاین احتیاجی نداریم

لیوان های نازک و دراز

ببخشید؟

لیوانهای نازک و درازی که توش شامپاین میخورن

و مسلماً بهشون نیاز دارین

اونا مخصوصاً نازک درست شدن تا کف رو نگه دارن

واسه اون انگوری که جونش تو این راه در رفته مایه خجالته که تو این لیوانها ریخته شه

و تو این لیوانهایی که همه جاشون صاف و صوفه برن تو شکم آدم

اینجوری فکر نمیکنی؟

پس تو یه جورایی بازاریابی؟

تابستون رو تو تاکستان گذروندم

مجبور خواهی شد که از تمامی پروسه هایی که سر راهت قرار گرفت قدردانی کنی

پروسه, اسم میانی ـه "دایانا" ـه

ما باید اینارو به مدرسه برسونیم

تو همی الان یه جوری از کنار این یارو رفتی

که انگار یه چیزی یه جایزه ای برنده شدی

مگه من قراره با یه پسر معمولی دوست شم؟

چرا که نه؟

...چون که من نمیخوام تمامی یه رابطه رو

صرف این کنم, که هی دقیقه هارو بشمارم... که چقدر دیگه باید باهم حرف بزنیم

پس چرا مستقیماً نمیری که فقط یه رابطه برقرار کنی؟

چرا به چیزای ظاهری مثل لبخند سکسی اون توجه نمیکنی؟

تو که مجبور نیستی به طرف اون روی جادوگریت رو نشون بدی

خودشم تو اولین قرارتون

کمک نمیخواین که اینارو حمل کنین؟

همینجوری راحتیم مرسی

میخواین جشن بگیرین؟

راستش یه جور جشن جمع آوری کمک هستش

بازدید برای عموم آزاده

امشب مهمونی تو مدرسه هست

واقعیتش, من امروز عصر باید قایقرونی بکنم

چند تا از دوستام رو باید فردا تو "پرینس ویلیام ساند" ببینم

به هرحال, من "گرند" ـَم

من "ملیسا" هستم اینم "دایانا" ـه

این روزا "دایانا" خیلی زیاد شده

نه اصلاً هم اینجوری نیست اسم من خیلی کم یابه

خب, خوش بگذره

یادت باشه, همیشه کارت های شماره 8 رو تو بازی پاسور 21 از هم جدا کن

اس ام اس ـت بهم رسید چی شده؟

من دیدم بابام دزدکی رفته تو خونه متروکه و یکارایی میکنه

خودشم دنبال یه چیزی بود

More Farsi Persian subtitles for The Secret Circle

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left