The Lying Game

The Lying Game

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

the lying game S01-E08
ناشر Mar Jan
www.imdb-dl.com --- ترجمه: مرجان (mpluszero)

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2011-10-14
تعداد دانلود: 25
مخصوص ناشنوایان: Yes

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

"...آنچه در بازي دروغين گذشت"

!ايتان

.واضحه که دلت پيش ساتين مونده

.الک به من پول داد

.منظورت رو نمي فهمم

.درباره تو

...تو بايد بري بيرون- ...نه، من-

،من اومدم تا مادر واقعيم رو پيدا کنم

.و تو برخلاف ميل من، من رو اينجا نگه داشتي

چي؟ چه خبره؟

.من فکر کردم مي رم خونه

.تو ايما هستي

.خونه تو لاس وگاسِ

.من مي خواستم امشب خاص باشه

.من واقعاً دارم عاشقت مي شم، لورا

لورا؟

من هيچ جا نمي خوام برم، باشه؟

.تو مجبوري

برادر خونده هيزِ من

برام توطئه چيد و گفت که من دزدي کردم

.سلام، ايما

.پس تو يه دوقلو داري

چي کارش کردي، کشتيش؟

"تاير"

.من واقعاً بايد جواب اون تلفن رو بدم

اون رو؟

ممکنٍ دوست داشته باشي .مانيکور هم بکني

.وسايلت اينجا مي موني .تو مي ري به سلولت

تراويس، مدرسه که جاي تو نيست

بهت گفتم کجا مي بينمت پس همونجا .بمون و اينجا رو فراموش کن

سلام، همه چي خوبه؟

.آره، خوبه

ساتين بود؟ تو جدي مي گي؟-

اون از وقتي عکس بوسه

جشن خوش آمدگويي ما رو ديده .ديگه به من زنگ نمي زنه

.خب، اونجا که خيلي از اين چيزا هست

.به گمونم از روي حسادتشِ

چرا؟ اون دوست نداره ما .با هم باشيم

.هيچ کس نمي گه که ما بوديم

تو مي خواي به من بگي چه خبر شده؟

منظورم اينه که ما تمام ديروز ،رو با هم خوب بوديم

و حالا، يکهويي، من لعنتي .تو رو اذيت کردم

بذار فقط بگم، که نمي توني .از گذشته ات فرار کني

.دير يا زود همه چي رو مي شه

نمي دونم آدماي دور و برت راجع

..به من و تو چي گفتن، اما .ايتان متأسفم

.اين.. مسأله تو نيستي

.مشکل زندگيِ منه

ساتينِ؟

.يا نه

.نمي تونم دير سر کلاس برم

.صبرکن، صبرکن، بيا اينجا

،ببين، من مي دونم داري من رو ميپيچوني درسته؟

.من و تو تيمِ خيلي خوبي هستيم

.فقط بذار کمکت کنم

ببخشيد...، من .. من خيلي .ديگه خسته شدم

.منتقل شده؟ نه، اين ممکن نيست

.من ديشب اونجا بوديم

خب، کجا انتقال پيدا کرده؟

خب، مي شه به من بگي

آدرس محل جديدش کجاست؟

محرمانه؟

چرا بايد محرمانه باشه؟

به درخواست مادرش بوده؟

.باشه، ممنون

.واي خدا

بچه ها، اونا ادواردو رو .منتقل کردن يه بيمارستان ديگه

،اگه من بهش نمي گفتم چه حسي بهش دارم

.هيچ کدوم از اين اتفاقا نميوفتاد

.اين درست نيست- .تو نمي توني اين رو بگي-

.خب، بچه ها ببخشيد

.من مي خوام برم .نه-

.از من دور نمي شي

،ببين، من مي دونم اين وحشتناکه

اما اگه تو فکر مي کني دوستات بهت اجازه مي دن

.تنها بموني، ديوانه اي

الان مي ريم تو خونه، يه خورده ،پاپ کورن درست مي کنيم

مثل خانم هاي خونه دار يه ،خورده سبزيجات پيدا مي کنيم

.از اين کارا

اما پيش همديگه مي مونيم، باشه؟

.مثل يه نقشه اس

.تو بهتريني

.من بعداً بهتون ملحق ميشم بچه ها

.واقعاً ببخشيد

.مجبورم برم ... يه کاري دارم

.براي مامان و بابام

منظورم اينه، جدي؟

.خب، اصلاً باحال نبود

چيه؟

اول اين که تو داري هذيون مي گي

متقاعد شدم يه نفر ديگه اين وسط هست

حالا بهترين دوستت حالش بده، و تو

داري مي ري، چي، بري کاغذ توالت بخري يا همچين کارايي؟

.تو درک نمي کني

.نه، نمي کنم

،براي اينکه به نظر من، داغون شدن يه ماشين

يه نفري که تقريباً مرده، همش به .خاطر اينه که تو مادرت رو پيدا کني

!راجع به اين موضوع نيست

پس به من بگو جريان چيه؟

براي اينکه من مي تونم الان برم اونجا

.و سعي کنم هواي تو رو داشته باشم

.الان نمي تونم اين کار رو بکنم

تو دوست داري همه کارها رو .تنهايي انجام بدي

.نه

.نه، من از اين کار بدم مياد

چرا نميايي پايين اينجوري که مي تونستيم ديشب

.تو اتاقت با هم حرف بزنيم

.قشنگ تر مي تونيم حرف بزنيم

خب نقشه ات چيه؟

مي خواي من رو برگردوني توي اون خونه توي وگاس دوباره؟

ببين، من نمي خوام به اين کارآگاه .بازيت گند بزنم

فقط مي خوام تو اين فيلمت .يه نقشي هم به من بدي

تو يه زماني رو پيدا کن که مرسرها .خونه نباشن

...بعدم در رو باز بذار

.نه، تراويس

نمي تونم. اونا با من .مثل يه خانواده رفتار مي کنن

و من مطمئنم تو هم به ازاش .مثل يه خانواده باهاشون رفتار کردي

.مي دوني، رک و راست

.بي خيال آبجي

.ما همه چي رو برنمي داريم

.فقط يه چيزايي رو برمي داريم

ما اين کار رو مي کنيم، مگه نه

.اونا حتي متوجه هم نمي شن

به طور مثال، همين

.منتظر زنگم باش

.مي دونم ميتونم روت حساب کنم

.به هرحال، ما يه خونواده ايم

mpluszero مترجم: مرجان

"بازي دروغين" "فصل اول - قسمت هشتم"

.آره، من از اون پسره خوشم ميومد

ولي وقتي اون رو توي رتختخواب ،با دخترم ديدم

.از علاقه لعنتيم کلي کم شد

.دوباره، هيچ اتفاقي نيوفتاد

...هيچ اتفاقي نيوفتاد" من فقط"

من فقط فکر مي کنم باورش خيلي سخته

ما به اين نتيجه رسيده بوديم که .آمادگيش رو نداريم

.اون مي خواست صبر کنيم

.اون گفت که من ارزش صبر کردن رو دارم

.خب، حق با اونه. تو ارزش داري

ميشه تشريح نکني

چطوري تو اون موقعيت تصميم ،گرفتين، منظورم اينه

روي زمين يک خونه که .براي فروش گذاشته بودن

اون نمي خواد اينجوري زندگي کنه، بابا

.اون به کمک احتياج داره

خب، عزيز دلم، من براي اون .پسره واقعاً متاسفم

اما کار منطقي اينه

.که با يه نفر مسئول تماس بگيريم

اون رو از آريو

.و تيم گلف پرتش مي کنن بيرون

.منظورم اينه، اون روياشه

ساتين، ميشه به اونا بگي

چه اتفاقي توي اون فيلم مستندي که تو ديدي افتاد؟

.آره، اون واقعاً بد بود

اون دختره از يه خانواده وحشتناک که به سرپرستي گرفته بودنش فرار کرد

.و تو خيابونا آواره شده بود

ديدي؟- .اين يه مثال بوده-

تو نمي توني اون رو عموميت بدي

که همه خانواده هاي ايالات متحده امريکا .که بچه اي رو به سرپرستي مي گيرن، اينجورين

خب، اين تقصير جاستينِ که پدر و مادر نداره و تنهاس؟

چرا اون بايد

مسئول اين باشه که اون اتفاق براي پدر و مادرش افتاده؟

.خب، من يه چند تا تلفن مي کنم

براي اون يه جايي پيدا مي کنم که بمونه

پس اينجوري اون مي تونه تو .آريو بمونه

.تو بهتريني- .بله-

اگه تو فکر مي کني که فقط خلاصم کردي

بايد بگم نمي تونم با اون مروارديدها .عوضت کنم

فقط خواستم بگم ممنون که هوام رو .اونجا داشتي

.آره، حتماً

.جاستين خيلي خوبه

.تو هيچ نظري نداري

.خيلي خوشحالم که صبر کردي

تو واقعاً همين فکر رو مي کني؟

هيچ صبري در کار نبود

.فقط بگم، اونجا بودم، کار هم انجام شد

فکر نمي کني يه خورده تند رفتي؟

..راستش رو بخواي، من

.يه جورايي ترسيده بودم

براي اولين بار بيشتر از اينکه .عجيب باشه، عالي بود

...اما اون فقط

.اون خيلي با ملاحظه و خوب بود

.و خيلي شب زيبايي بود

.فقط يه ارتباط معمولي نيست

.ما عاشق هم هستيم

منظورم اينه، دارم به کي اينا رو مي گم؟

مثل تو و ايتان

وقتي تو يه همچين عشق خوبي داري چرا بايد صبر کني؟

.سلام بچه ها

نظرتون چيه بريم کلوپ بومي و يه حالي ببريم؟

.من سرم شلوغه

.نه، من با شار و ساتين برنامه دارم

.من واقعاً راجع به ادواردو متأسفم

هوم؟

.گفتم راجع به ادواردو متأسفم

چرا؟ من ديگه احتمالاً اون رو .نخواهم ديد

.اين دقيقاً همونيه که تو مي خواستي

مدي، مي دونم که هميشه

.پدر خوبي نبودم

.مي خوام جبران کنم

يه شروع دوباره

More Farsi Persian subtitles for The Lying Game

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left