The Righteous Gemstones

The Righteous Gemstones

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Righteous Gemstones S01E05 Interlude AMZN WEBRip NTb
The Righteous Gemstones S01E05 Interlude CONVOY-ION10
The Righteous Gemstones S01E05 Interlude 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
The Righteous Gemstones S01E05 Interlude 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
The Righteous Gemstones S01E05 WEB x264-PHOENiX
The Righteous Gemstones S01E05 720p WEB x265-MiNX
The Righteous Gemstones S01E05 720p WEB h264-CONVOY
The Righteous Gemstones S01E05 XviD-AFG
The Righteous Gemstones S01E05 1080p WEB h264-CONVOY
The Righteous Gemstones S01E05 480p WEB h264-CONVOY
ناشر RainyDay
█► مـانـی | Film2Movie ارائه ای از وبسایتِ◄█

برچسب‌ها

webrip
web
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
1080
x265
480p
480
x264
تاریخ انتشار: 2019-09-17
تعداد دانلود: 54
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

«وای، یه نگاه به این جمعیت بنداز «ایلای

واقعاً فکر می‌کنم خوش‌تیپ ترین دوستانی هستن

!که تاحالا باهاشون وقت گذروندیم

این خانوم با من ازدواج کرده، پس خوب می‌دونید که سلیقه‌ش جای شک و شبهه داره

!بس کن دیگه - !آخ

مادرتون همه رو کنار هم نگه می‌داشت

همه رو در مسیر خودش نگه می‌داشت

دیگه به اینجام رسیده

شاید حق با «جانی سیزنس» بود

شاید این خانواده تبدیل به یه چیز چندش‌آور شده

«بچه‌هات نگرانتن «ایلای

من نگرانتم

هنوز پاتو نذاشتی توی شهر داری بین من

و خانواده‌ام اختلاف می‌ندازی؟

تو یه کلاهبردار دوزاری هستی

بابا، تنها دلیلی که با بیبی بیلی» حرف زدیم»

این بود که نگران شما بودیم

آره، هیچکس نمی‌خواد شما رو ناراحت ببینه بابا

مامان همیشه بهمون یاد می‌داد که هیچوقت نباید به خانواده پشت کنیم

.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*

آزمایش می‌کنیم یک، دو، سه

«ممنون «جوزف

امروز خوشگل شدی

مثل تمام روزای دیگه

تو هر روز خوشگلی

اگه می‌خوای کنار من وایسی باید خوشگل باشی

نه اینکه تو خیلی خوشگلی

اوه عزیزم، از خوشگلی دارم می‌ترکم

!همگی سر جاهاشون

27ثانیه تا شروع

،ده، نه، هشت، هفت ...شش، پنج، چهار

ایلای»؟» - بله عشقم؟ -

من حامله‌ام

چی گفتی؟

« جم‌استون‌های درستکار »

عجب ذرتی

جودی» اینقدر چاقو به پام نزن»

به پات چاقو نمی‌زنم

یه بار دیگه بکن تا بزنم توی اون شکم کارد‌خورده‌ت

همگی چاقوها رو بذارین روی میز

یه خبرایی داریم

چه خبری؟ بالاخره «جودی» رو قراره به فرزندخوندگی قبول کنن؟

جسی» ایدز گرفته؟» - بسه -

من باردارم

قراره یه بچه کوچولوی دیگه به دنیا بیاریم

چی؟

آخه چرا همچین کاری می‌کنین؟

شما پیر و پاتالین

نباید بازم بچه بیارین

مطمئناً واکنش غیر منتظره‌ای بود

،ولی اگر خواست خدا باشد خواست او محقق خواهد شد

خدا کنه پسر باشه

اون‌وقت می‌تونم یادش بدم که چطوری سرپا بشاشه

.خدا نکنه خدا کنه بچه‌دار نشید

درواقع، خدا کنه اتفاقی بی‌افته

،نه اینکه بلایی چیزی سر مامان بیاد

مثلاً اشتباهی چیزی شده باشه

و اسهالی چیزی گرفته باشه

منظورم به این بود، نه به بچه

خب، شاید به محض اینکه چشمت به این فرشته کوچولو بی‌افته

نظرت عوض بشه - نه، عوض نمی‌شه -

اصلاً از بچه‌ها خوشم نمیاد

هیچوقت دوست من نمی‌شه

!آخ - !بس کنید -

توی این چند ماه آینده همگی باید کمک کنید

می‌تونید؟

مثل خدمتکار ویژه توی کارهای خونه کمک کنید؟

نمی‌شه از این آدمای بدبخت بیچاره استخدام کنید؟

نه عزیزم

خوشحال می‌شم کمک کنم

«ممنون «جودی جسی»؟»

ببینیم چطور پیش می‌ره

هیچ قولی نمی‌دم

خوب پیش رفت - آره -

« استودیوی خانواده جم‌استون »

یواشکی نگاه نکن

حاضری؟ حالا حاضری؟

حاضری؟

،بذار بهت بگم مردم از خوشحالی بال در میارن

اینو نگاه کن «بیبی بی» و «ایمی لی»

تو رو نمی‌دونم

ولی تلفن من مدام داره زنگ می‌خوره

همه می‌خوان «ایمی لی» و بیبی بیلی» رو ببینن»

که برای یه تور دیگه برگشتن

شما دوتا ذهنی با هم حرف می‌زنین؟

بیبی بیلی»، خبری داریم» که می‌خوایم بهت بگیم

خوبه

فقط خبر بد نباشه

نه، اصلاً خبر بدی نیست

راستش فوق‌العاده‌ است

خدا قراره یه بچه دیگه به ما بده

و تو ماه جولای زایمان می‌کنم

ماه جولای قراره توی تور باشیم

بیبی بیلی» نمی‌تونم تور بیام»

دارم بچه‌دار می‌شم

«خب، نمی‌تونیم این تور رو لغو کنیم، «ایمی لی

چی داری می‌گی؟

مردم روی ما حساب می‌کنن

خب، فقط کافیه نا امیدشون کنیم

یه چیزایی فراتر از اختیار ماست

یعنی چی که "فراتر از اختیار ماست"؟

تو بودی که اون اسپرم‌هات رو همه جاش ریختی

از لحاظ پزشکی غیر ممکنه

اصلاً چطور همچین اتفاقی افتاد «ایمی لی»؟

چهل سالگی رو رد کردی

یعنی تا الان تمام تخمک‌هات رو مصرف نکردی؟

بهتره با من اینطوری صحبت نکنی

تو باید بس کنی. تو باید بس کنی

نه، تو بس کن - تو باید بس کنی -

«فقط اینقدر مونده تا پشت‌دستی بخوری «بیلی خودتم می‌دونی

واقعیت اینه که، این

بخش کوچکی از کل موهبت الهیه

ما مثل حضرت ابراهیم و سارا هستیم

این یه معجزه کوفتیه

هیس

خدا بدزبونی منو ببخشه

بدزبونی منو ببخش عزیزم

هورمون‌هام زده بالا

هورمون‌هام زده بالا

بیبی بیلی» تمام حرفم اینه که» - چی؟ -

تمام حرفم اینه که

تو قراره یه خواهرزاده‌ی دختر

یا پسر داشته باشی

نمی‌تونی بابتش هیجان‌زده و برای ما خوشحال باشی؟

بله، «ایمی لی» برای تو خوشحالم

خیلی خوشحالم، فکرم لبریز شده از افکار مسرت‌بخش

فقط دارم در مورد

تعهدات کاری‌مون فکر می‌کنم. همین

زنم با این وضعیت باردار بودنش توی تور شرکت نمی‌کنه

امکان نداره

عجب حرومزاده‌ای

وضعیت رو می‌گم

نه، بچه‌ی داخل رحمت

نمی‌شه تور رو عقب بندازیم

تا بعد از زایمان؟

فقط تاریخ روی پوستر رو عوض کنیم؟

درست همینجا. بوم، بوم

درست همینطوری. حذف می‌شه

فکر کنم بهتره فعلاً دست نگه داریم

از تو نپرسیدم

از خواهرم می‌پرسم

بیلی»، فکر کنم بهتره که»

فعلاً روی این تمرکز کنم

«مثل همیشه، «ایمی لی

تو زندگی خودت رو داری

زندگی زیباست

«بیلی»

،اشکال نداره، نه چون من خوشحالم

نه، مشکلی نیست

همه چی خوبه

خوشحالم که عیسی مسیح مدام لطفش رو

با خیلی چیزهای معرکه، شامل حالت می‌کنه

بی‌صبرانه منتظر دعوت به مراسم حمام زایمان هستم

ثانیه‌شماری می‌کنم

!بزنش! ایول، بزنش

فنِ دی.دی.تی بزن «تو می‌تونی، «دیک

مشت خوبی بود

چیکار می‌کنی پسر؟

!یالا! جون بکن

«خسته شدم «جسی !بهم آبمیوه بده

بیخیال عزیز، بزنش

!هی، بسه! بسه

!دعوا تمومه

هی، بچه‌کشیش

دوباره گوه‌کاری کردی؟

می‌خوای انگشتم رو بو کنی مادرجنده؟

چی گفتی بچه پررو؟

!برگرد اینجا

ترتیب دادنِ دعوا؟

این چه‌جور مزخرفیه؟

ما اینطوری تو رو تربیت کردیم؟

که مثل گنگسترها رفتار کنی؟

فقط یه مسابقه تیمی اسمک‌داون* بود

به همه داشت خوش می‌گذشت

با مجبور کردن بچه‌های کوچیک به دعوا با همدیگه، برای پول؟

واقعاً جالبه

جسی»، جریان چیه پسرم؟»

خودتون می‌دونین

روشن‌مون کن

ببین، اونی که سعی می‌کنه آدمِ جدیدی به خانواده اضافه کنه، من نیستم

تازه، شما همیشه‌ی خدا کار می‌کنید

هیچوقت نیستین

حالا می‌خواین یه بچه دیگه بیارین

تا بقیه وقت‌تون رو براش بذارین؟

فکر می‌کنی وقت کافی برای تو نداریم؟

.فکر نمی‌کنم، مطمئنم تمام فکر و ذکرتون شده کار

منظورت همون کاریه که سقف بالای سرت رو تامین می‌کنه

و شکمت رو سیر می‌کنه؟

می‌خوای ما چیکار کنیم، «جسی»؟

دعا کنیم خدا برامون مرغ مک‌دونالد

از بهشت بفرسته؟

جودی» برو بالا عزیزم»

خوشم میاد «جسی» رو ببینم که تو دردسر افتاده

پرنده‌م رو به جنبش می‌ندازه

!«اوغ «جودی برو گمشو

پرنده دیگه چه کوفتیه؟

اوه، منظورش ناحیه‌ی خصوصیش‌ـه؟

بله که منظورم ناحیه خصوصیم‌ـه

!«برو بالا «جودی

پسر عزیزم

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left