نخستین 200 خط.
الان خوبي؟
بايد گرسنه ات باشه؟
يه کم نون ميخواي؟
دوک بوکّي
دلم دوک بوکّي ميخواد
باشه
بزن بريم
نوش جان
ممنون
حسابي بخور
تو هم بخور - چي؟ -
واي
.اونجوري نخورش. بيا
.بيا. چه خوب ميخوري تو
باشه
چيه؟
به خاطر کتک خوردن نميتوني بخوري؟
...ها
نه
چيه؟ - ...من چطور بخورم -
وقتي تو از درد نميتوني بخوري؟
بيا بسته بنديش کنيم ببريمش
نه بيا بخوريمش
اصلا هم درد نميکنه
خوبه؟
بخور
چه جالب
تا يه دقيقه پيش فکر ميکردم به خاطر سُن جين
دنيا رو سرم خراب شده
ولي عجيبه که ميتونم خوب غذا بخورم
خوشمزه اس؟
آره
.خوب بود. ديگه برو
يه کم ديگه باهات ميام
هنوزم درد ميکنه؟
چرا چسبيدي به پهلوت؟
ها؟ - نکنه دنده ات شکسته؟ -
نه من خوبِ خوبم
واقعا؟
سلام
سلام
راستي جونگ هي
دست مامانت که سوخته بود چطوره؟
ها؟ مامانم؟
تو نميدوني؟
ديروز بابات اومد براش بانداژ خريد
بابام؟
تو نميدونستي دست مامانت سوخته؟
...بابا از اين کارا نميکنه
جونگ هي کجا بودي؟
رفتم يه کم راه برم
اتفاقي نيفتاد؟
نه
...تموم شبُ کجا بودي تو
که اين وقت شب داري برميگردي؟
جلوي خونه بوده
مامان دست تو سوخته؟
چي داري ميگي؟
بيرون خوابت برده بود؟
...بابات که ميزُ پرت کرد
.دست خاله ات سوخت
...پس چرا بابا
.خانوم برين تو اتاقتون بخوابين
.انگار بعد از غذا نميتونم بيدار بمونم
من ميرم بخوابم
باز بابات رفته بيرون زهرماري خوردن؟
چرا هنوز برنگشته؟
خانوم بفرمايين
لگن لعنتي
شب بخير
رفته بودم کتابفروشي
هه جو کيه؟
شما باز رفته بودين تو اتاق من؟
نمره هات به خاطر اون افت کرده؟
اگه دانشگاه ملي سئول قبول نشي
باباتُ سرشکسته ميکني
ميدوني که نه؟ - بله -
برگشتي؟
تا ديروقت بيرون نمون
اين روزا اوضاع خيلي رو به راه نيست
چشم - ...يه کمونيست -
نميدونم از کجا اومده بود تو معدن
يه کمونيست؟
شنيدم استاد دانشگاه سئول بوده
چه اتفاقايي ميفته
فکر ميکني اِنگ چو گداس؟
من ازت خواستم اين کارُ بکني؟
هه جو - بابا -
برگشتي؟
کيونگ سو خوبه؟
بيا بريم تو
هِي اي جونگ هي
عاشق شدن که جرم نيست
.مغرور باش. اعتماد به نفس داشته باش
!جونگ هي - هِي -
سلام بچه ها
چه خبره؟ بانوي شايسته ي کره شدي؟
شنيدم رفتي جلو مدرسه ي که ريون
داداشم گفت ديدتت
ها؟
رفتي اونجا سُن جين اوپا رو ببيني؟
مگه تو غرور نداري؟
معلوم که دارم
ديروز فقط رفته بودم از يه چيزي مطمئن بشم
.من ديگه سُن جينُ دوست دارم
جدا؟ - آره -
.ديگه ميخوام راه خودمُ برم. برو کنار ببينم
جونگ هي
سلام بچه ها
سلام هه جو
ميشه با هم حرف بزنيم؟
آره
چرا بهم نگفتي؟
من ديروز همه چيزُ ديدم
ديدم سُن جين اوپا جلو خونه تون منتظره
...فکر نميکردم
لازم باشه بهت بگم
هيچ چي بين من و سُن جين نيست
من نميخواستم ميونه ي من و تو خراب بشه
ميترسيدم
مگه بهت نگفتم؟
نگفتنش منُ آروم نميکنه
فقط منُ يه احمق جلوه ميده
نه جونگ هي اينطور نيست
...اين
چيزيه که تو فکر ميکني
...به هرحال من
.الان احساس خوبي ندارم
ببخشيد
تقصير من بود که اونطوري فکر کردم
ببخشيد جونگ هي
...من ديگه الان هيچ علاقه اي به
.سُن جين ندارم
..ديگه هيچ .
...احساسي هم
.بهش ندارم
ديگه نگران احساسات من نباش
همين
کارت خوب بود اي جونگ هي
خيلي شجاع بودي. غرورتم دوباره به .دست آوردي
به به، دُنگ مون چه ميکني؟
همه ي غذاهاتم که هضم شده
!چرا همچين ميکني؟ نکن
!چته؟ گفتم نکن
اين چه حرکتي بود؟ - اين؟ -
حرکت کِرِمي بود
.پس يعني اين حرکت اِستروسل بود
وايسا وايسا
!درود
درود
چرا به يه آدم دو رو سلام ميکني؟
!گفتم نکن نونمُ انداختي
اون دامادمونه - ها؟ -
چه حرفا
به اضافه ي ax برابر است با مربع y c به اضافه ي bx
...بعدش بايد
اين امروز چشه؟
در نقطه ي منفيِ يک
نزديک ميشود x خط مستقيم به
از اين به بعد حسابي درس ميخونم و
.پوز هه جو رو به خاک ميمالم
هه جو و گوي جا ميتونين برين بشينين
يعني هنوز خيلي مونده بهش برسم؟
بقيه تون همون جايي که هستين وايسين
!آقا معلم
گفتم سر جاتون
شماها از خوکام خنگ ترين
نگاه کنيد هه جو چطوري حلش کرد
مگه کار هنريه که نميتونين؟
شماها عين بقيه غذا ميخورين
عين بقيه هم پسش ميدين
آخه چيتون فرق ميکنه؟
اي جونگ هي آماده اي؟
آماده اي؟
بله - خب -
حاضر
چرا آماده نميشي پس؟
آماده شو - آماده شو -
!آقا معلم
بله؟
لطفا اونجوري تنبيهشون نکنيد
چي؟ - ...من مطمئنم -
اونام دوست دارن مسئله ها رو درست حل کنن
و به نظرم کشيدن لباس زير دانش آموزاي دختر
اونا رو
.جلوي بقيه کوچيک ميکنه
تنبيهي که کسي رو جلوي ديگران کوچيک کنه
ديگه از تنبيه گذشته و
.يه توهين غيرقابل قبوله
اينطور نيست؟
چي؟
کوچيک کردن؟
توهين؟
اگه تو اينجوري فکر ميکني پس حتما همينطوره
خيلي خب من نظر هه جو رو قبول دارم
.ولي يادتون باشه هه جو نجاتتون داد
برين بشينين
آي گيس بريده چيکار ميکني؟ برو بشين ديگه
من نميدونستم
...فقط به خاطر تنبيهاش غر ميزدم و
No comments yet. Be the first to leave one.