Outlander

Outlander

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Outlander S01E09 HDTV All Versions
ناشر EILIA
AminGeneral

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
HD
تاریخ انتشار: 2015-04-05
تعداد دانلود: 48
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

...‏آنچه گذشت

‏کالوم زیاد سفر نمی‌کنه، پس سرکِشی به ‏مستاجرها

‏ و زمین‌دارهایی که نتونستن ‏ به گردهمایی بیان، بر عهده‌ی منه

‏تاحالا دیدین هیچکدوم از همراهان اسکاتلندی‌تون ‏برای شورشی‌ها پول جمع کنن؟

‏شروع کنین

‏چرا دوگال مک‌کنزی تو رو به عنوان اقوام خودش پذیرفت

‏و نذاشت ازت بازجویی کنم؟

‏می‌خواستم بدونم که معجونی داری تا ‏پسری رو عاشقِ یه دختر بکنه

‏- اسمش چیه؟ ‏- ها

‏هاراکس؟

‏یه شانس دارم تا جایزه‌ای که ‏واسه سرم گذاشتن رو بردارم

‏یه سرباز فراری میگه که اونجا بوده ‏و دیده کی گروهبان رو کشته

‏من بدون نیاز به سوالی می‌دونستم کجا دارم میرم

‏به قلمرو مَردی که بدبختانه خیلی خوب می‌شناختمش

‏ممنون میشم اگه دستتو از روی زنم برداری

‏چیزهایی که به یاد می‌آوری، عجیبند

‏آدم‌ها، مکان‌ها، لحظاتی که برای همیشه ‏در قلبت ثبت شده‌اند

‏درحالی که دیگران در هاله‌ای از غبار محو می‌شوند

‏همیشه می‌دانستم که زندگی‌ام ‏با دیگران متفاوت بوده

‏وقتی جوان بودم، هیچ راهی در برابرم نمی‌دیدم

،‏فقط قدم از قدم برمی‌داشتم

،‏با هر قدمی به جلو، به جاهایی می‌رسیدم

‏که نمی‌دانستم کجا هستند

‏و یک روز برگشتم و به عقب نگاه کردم

‏و دیدم هر قدمی که برداشتم یک تصمیم بوده

.‏به چپ، به راست، به جلو، یا حتی قدم برنداشتن

‏در هر روزی، هر مَردی تصمیمی می‌گیرد

،‏بینِ خوبی و بدی، بینِ عشق و نفرت

‏بعضی وقت‌ها بینِ زندگی و مرگ

،‏و مجموعه‌ی اون انتخاب‌ها ‏زندگيِ انسان می‌شود

،‏روزی که این را فهمیدم ‏همان روزی بود که یک مَرد شدم

‏به چی فکر می‌کنی، بچه؟

‏هاراکس منتظره

‏بهش طلا رو بده

‏به حرفش اعتماد دارم

‏ارتش بریتانیا هم بهش اعتماد داشت

‏شاید امروز واسه معامله کردن اصلاً مناسب نباشه

‏اینکه شما از ارتش فراری هستین ‏به ما مربوط نیست، آقای هاراکس

‏تازه ممنونت هم هستیم

‏من مسافت طولانی اومدم ‏و خطرات زیادی رو واسه فرار

‏از گشت‌های ارتشی‌ها به جون خریدم

،‏مَردی که به گروهبان شلیک کرد ‏خودِ کاپیتان جاناتان رندال بود

،‏انتظار داری باور کنیم که یه فرمانده

،‏حتی به خباثتِ بلک جک ‏به یکی از افرادش شلیک کرده؟

،‏خودت رندال رو میشناسی ‏گمونم جوابش رو بدونی

‏نمی‌تونم واسه تبرئه‌ی خودم ‏از اسم رندال استفاده کنم

،‏تو یه اسم رو معامله کردی

‏و یه اسم هم گرفتی

‏روز خوش دوستان

‏- بذار بره !‏- جیمی! جیمی

‏کلیر

‏حواسم بهش بود، قسم می‌خورم

...‏- رفتم دستشویی و ‏- اون کجاست؟

‏حتماً راه رو گم کرده بود

،‏وقتی بهش رسیدم ‏سربازهای انگلیسی گرفته بودنش

،‏اون مقاومت می‌کرد و باهاشون می‌جنگید ‏ولی اونو گرفتن

‏بطرف جنوب رفتن

ارائه‌ای مشترک از IranFilm, TVWorld, CafeFilm

‏ترجمه از امیـن و ایلیـا AminGeneral ‏& EILIA

‏- اون زنِ انگلیسی کجاست؟ ‏- نمی‌دونم کی رو میگی

‏این جوابت به مذاق دوستم خوش نمیاد

‏قسم می‌خورم، نمی‌دونم

‏دعا کن بدونی، وگرنه مثل دختربچه‌ها ‏به گریه ميُفتی

‏اتاق فرمانده، داخل بُرج

‏تشکر

‏مورتا، زیاد منتظر ما نمون

!‏کمک

‏ممنون میشم دستتو از روی زنم برداری

‏خدای بزرگ

‏دوگال مک‌کنزی نگفته بود که با ‏یه دزد شلاق‌خورده ازدواج کردی

‏کاردستيِ من این روزها چطوره؟

‏خیلی خوب

‏برخلاف زحمت بی‌نتیجه‌ات

‏گمون نکنم که... جاش رو نشونم بدی

‏آخرین چیزی میشه که می‌بینی

‏خب، فقط با خطر کردن میشه به موفقیت رسید، ها؟

‏این حروم‌زاده رو بکش، جیمی

‏بزن، شلیک کن، به جفتمون شلیک کن

‏و تموم قلعه رو از حضورت مطلع کن

‏اوه، ظاهراً قراره یه تماشاچی داشته باشیم، خانوم

‏گمونم بهتره با همدیگه خوش بگذرونیم

‏مخصوصاً خودم

،‏حالا، اون تپانچه رو بذار روی میز

‏و اجازه بده تا عیش‌ونوش شبانگاهی رو شروع کنیم

‏زودباش

‏آروم

‏به خدا قسم گلوش رو پاره می‌کنم

‏آروم

‏زیاد سخت نبود

‏برگرد عقب

!‏یالا

‏از اینجا برو جیمی

‏فقط برو، برو

‏همه آروم باشن

‏خیلی راحت بود

،‏اوه، اول بهت میگه شلیک کن ‏حالا میگه فرار کن

‏کدومتون توی این ازدواج ‏نقش مَرد رو دارین، فریزر؟

‏بیضه‌هاتو از جا در میارم، قسم می‌خورم

‏عجب هرزه‌ی بددهنی هستی

...‏اصلاً درک نمی‌کنم که چرا مَردی

...‏جونش رو بخاطر ‏یه زن به خطر میندازه

‏خصوصاً هرزه‌ی دروغگویی مثل این یکی

‏دوست داری شوهرت بهمون ملحق بشه؟

‏نظر تو چیه فریزر؟

‏ها؟

‏ترجیح میدی نظاره‌گر باشی؟

‏تو با یه تپانچه خالی اومدی اینجا؟

‏نِد گفت کسی رو نکشیم، واسه همین ‏همه تفنگ‌ها رو خالی کردم

‏از این طرف

‏وایسا

‏بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم که چرا ‏تصمیم گرفتم جانش را نگیرم

‏ولی در آن زمان، فقط به این فکر می‌کردم که ‏زنگ خطر را به صدا در نیاورد

،‏حتی به فکرم هم نرسید که همچین آدم درمانده‌ای را بُکشم ‏حتی آدمی مثلِ رندال

!‏خطر! زنگ خطر رو بزنید

!‏- آماده !‏- آتش

‏از این بالا

‏مطمئنی که اون پایین آب هست، مگه نه؟

‏آره، فکر کنم

‏هنوز دو ساعتی راه مونده

‏بهتره به اسب‌ها آب بدیم

‏به اسب منم آب بده، باشه؟

‏باشه

‏حالت خوبه؟

‏رندال... اون... بهت آسیب زد؟

‏نه، وقتش رو نداشت، به لطفِ تو

،‏منتظرم تا یه چیزی ازت بشنوم ‏هر چیزی تو مایه‌های یه عذرخواهی

‏عذرخواهی؟

‏جک رندال منو گروگان گرفته بود

‏یعنی می‌خوای بگی این تقصیر منه؟

‏خب، تقصیر تو هست

،‏اگه به حرفم گوش می‌دادی و تکون نمی‌خوردی ‏هیچ کدوم اینا اتفاق نمی‌افتاد

‏ولی نه، تو به حرف من گوش نمیدی

‏چرا گوش بدی آخه؟ ‏من فقط شوهرت هستم

،‏تو هرکاری دوست داشته باشی می‌کنی

‏و بعدش من تو رو با دامن بالا و ‏خوابیده روی میز می‌بینم

‏درحالیکه کثیف‌ترین موجود دنیا

‏جلوی چشمای من بینِ پاهات داره عقب جلو میره

‏التماست کردم که منو با خودت ببری

‏گفتم هیچ خطری نداره اگه من باهات بیام

‏تو به من گوش دادی؟

‏نه، نه، من فقط یه زنم

‏چرا باید به حرف‌های من گوش بدی آخه؟

‏زن‌ها فقط واسه این خوبن که ‏به دستورات بقیه عمل کنن

‏اگه عمل کرده بودی

‏الان توسط صد تا ارتشی تعقیب نمی‌شدیم

‏یه بار دیگه این کارو بکنی، چنان می‌زنمت ‏که دیگه از جات بلند نشی

!‏تو بی‌رحم و نادانی

‏واقعاً فکر می‌کنی عمداً توسط ‏انگلیسی‌ها دستگیر شدم؟

‏آره، فکر می‌کنم عمداً این کارو کردی

‏تا بخاطر اتفاق توی علفزار ازم انتقام بگیری

‏علفزار؟

‏بخاطر بریتانیا‌های فراری؟

،‏فکر می‌کنی واسه تنبیه کردن تو ‏میرم توی جنگل قدم بزنم

‏تا شاید سربازهای بریتانیایی از اونجا رد بشن؟

!‏خدایا از دست تو جیمی، فقط رفتم قدم بزنم

!‏بهت گفتم جایی نری

‏من که مجبور نیستم هر کاری میگی انجام بدم

‏چرا، مجبوری

‏تو زن منی

‏اوه، زن تو

‏زن تو

‏فکر می‌کنی جزئی از اموالت هستم، مگه نه؟

،‏فکر می‌کنی من متعلق به توئم

‏و نمی‌تونی تحمل کنی که یه نفر ‏چیزی که متعلق به توئه رو داشته باشه

،‏تو متعلق به منی، و زنم هستی ‏چه دلت بخواد چه نخواد

!‏خب، دلم نمی‌خواد !‏حتی یه ذره هم دلم نمی‌خواد

‏ولی اصلاً برات مهم هست؟

،‏تا وقتی پیشت باشم و تختت رو گرم کنم ‏برات مهم نیست چه احساسی داشته باشم

،‏همسر فقط این معنا رو برات داره

‏یه چیزی که هر موقع حشری میشی ‏کیرت رو بکنی توش

!‏ولم کن، حرومزاده‌ی گاییده

‏هرزه‌ی بددهن! حق نداری !‏اینجوری باهام حرف بزنی

،‏من بخاطر تو اومدم به فورت ویلیام

‏با یه تپانچه بدون تیر و دست‌های خالی

...‏وقتی جیغ می‌زدی

‏منو از درون داغون می‌کردی، کلیر

‏متاسفم

...‏جیمی

‏منو ببخش

‏بخشیدم

‏منم متاسفم

‏بابت چیزایی که گفتم معذرت می‌خوام

‏عصبانی بودم

‏زیاده‌روی کردم

‏تو هم منو می‌بخشی؟

‏بخشیدم

‏ازم طلب بخشش کرد، و من هم بخشیدم

‏اما در حقیقت، او را بخاطر تمام کارهایی که ‏انجام داده بود

،‏و کارهایی که می‌توانست انجام دهد ‏از مدت‌ها پیش بخشیده بودم

‏برای من، این یک انتخاب نبود

‏این عشق بود

‏انگار به چندتا ظرف بیشتر نیاز داریم

‏وقتی مورتا داشت وقت تلف می‌کرد

،‏و باروت‌ها رو کار می‌ذاشت

!‏من سه تا از اونا رو فرستادم به رحمت ایزدی

‏من این حرفا رو باور نمی‌کنم

‏وقتی صدای انفجار رو شنیدم

‏فکر کردم دیوارهای قلعه داره می‌ریزه پایین

‏واسه شکست دادنشون از بوی دهنت استفاده کردی ‏یا بوی گوزت؟

‏بهم میگی دروغگو؟

More Farsi Persian subtitles for Outlander

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left