هماهنگ با نسخه‌های زیر

한 번 다녀왔습니다Once Again E91-E92 Asianmoviee ir-KOrean-Angels ir
ناشر shahlaz
ترجمه مشترک آسیا مووی و فرشتگان کره

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2020-09-23
تعداد دانلود: 14
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

مشترک مورد نظر در دسترس نمی باش

...تو رو خدا

حالا چی میشه؟

فکر میکنی مامان کجا رفته؟

!اونی

سلام الان برگشتی؟

آره ، به چی اینقدر فکر میکردی که صدای منو نشنیدی؟

هی صدات کردم نشنیدی

...جدی ، متوجه نشدم

این چیه دستت؟

کیک رولت

جه سوک و من میخواستیم بریم دیدن مامانش

فکر کردیم شاید اینو بخوره

اما یهویی گوشی شو چک کرد و گفت بعدا بهت زنگ میزنم

من از نگرانی دارم میمیرم نکنه چیزی شده باشه

اونی تو میدونی چی شده؟

چی شده ...چیز بدی پیش اومده؟

دا هی

...راستش

بله گیو جین

چی ...خونه نیست؟

بله بله ، اگه مامانم باهاتون تماس گرفت لطفا به من خبر بدین

بله حتما

بله لطفا بهم زنگ بزنین ممنون

هیونگ فکر کنم به همه دوستهاش زنگ زدم

مامان دوستهاش انگشت شماره

اوه ...وایسا

ناهی و داهی اومدن

...چی شده ..چرا مامانت

...منم نمی دونم

چی شده

باید خیلی سال پیش مشروب ازش میگرفتم

باورم نمیشه وقتی دوتا پسرش دکترن چرا باید کار به اینجا ها بکشه

..جه سوک

با دوستهای مادر تماس گرفتین؟

هیچ کدوم ازش خبر نداشتن

به هر حال دوستهای زیادی نداره

کیفش چی؟

با خودش کیفشو برده؟

آره با خودش برده

پس شایده رفته بیرون هواش عوض بشه

...زیاد نگران نباش

دوباره بریم دنبالش بگردین

راست میگه ، باید بریم دنبالش بگردیم

نشستن تو خونه فقط بیشتر نگرانمون میکنه

بریم

سلام

خانمی حدود 60 ساله به نام چوی یون جونگ نیومده اینجا؟

چوی یون جونگ؟

اوه خانم چوی؟

بله اینجان؟

نه نیومده اینجا

دیروزم اینجا وقت داشت ولی دیروزم نیومد

بله

خانم چوی صاحب کافه؟ - بله -

ایشون معمولا میاد اینجا

ولی امروز نیومده

که اینطور

اما ...شما؟

شما باید پسرش باشی

بله

خانم چوی خیلی در باره شما حرف میزنه

نمی دونین چقدر بهتون افتخار میکنه

بله

مامان؟

ایوای

می بخشید

معذرت میخوام

.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.: ( شهنــاز (شـــهلاز :.:.

باشه داهی ، نوبتی میگردیم

باشه

اونهام هنوز پیداش نکردن

جای دیگه ای به ذهنت نمیرسه که رفته باشه؟

...گیوجین

...میدونی چی باعث میشه

احساس وحشتناکی بهم دست بده؟

من در مورد همه جاهایی که مامان میتونست بهش فکر کنه فکر کردم

اما جای زیادی به ذهنم نرسید

کافه ، آژانس مسکن

آبگرم و ماساژ

این تنها جاهایی بود که مادر میرفت

...نه دوستی داره

نه خواهر و برادر

اگه سخت به ما چسبیده بود چون فقط مارو داشته

...اما

...من همش فکر میکردم این کارش وسواس شده

.ودر حالی که ازش عصبانی بودم پسش میزدم

...من باید بیشتر هوای

مادرمُ می داشتم

از حالا میتونی باهاش بهتر رفتار کنی

پس فعلا رو پیدا کردنش تمرکز کن

بعدا در موردکارهای اشتباهت تامل کن

..از حالا

اگه پیدا نشد باید به پلیس گزارش بدیم

پاشو بریم

!یونگ سوک تو بهترینی

با اینکه یک مدت کلاس نیومدی

اما هنوزم از بقیه بهتری

راست میگه ، از اولم حرکاتت عالی بود

خواهرمه ، خودهر منه

همش برا اینه که میخواد عالی باشه

وای ممنون

...فقط کاشکی پدر و مادرت این استعدادو

با برادرت عادلانه تقسیم میکرن

فقط این استعدادو به یکی دادن

به من چیکار داری نون زیر کباب؟

تا همینجا برای کلاس امروز کافیه

همگی خسته نباشید

خیلی ممنون

.متشکرم - .متشکرم -

به سلامت - شب بخیر -

عرق کردن قطعا استرس از بین میبره

دقیقا - ای بابا شماها مثلا چه استرسی دارین؟ -

چی میخوای باشه؟

خوب فروش نکردن استرس میبره بالا

هر چی فروشگاه بزرگتر باشه کارش سخت تره

همه همینطورن خب

چطور ممکنه برا همه یکسان باشه

شما و آقای سانگ تو فروشگاه خودتون کار می کنین

اما ماها باید اجاره بدیم

این ماهم دوباره باید با بدختی کرایه رو بدم

خیلی نگرانم

منم باهاشون موافقم

منم تازه دوباره مغازه رو اجاره کردم

اما مشتریها میرن یه جای دیگه

هر فروشگاهی بعد از افتتاح خوب فروش میکنن

مخوصاصا سوپر مارکتی ها

...حتما خیلی تبلیغات میکنن

که این همه مشتری دارن

منم دیدم خیلی براش تبلیغات کردن

این مراسم تبلیغاتی به زودی جادوشو از دست میده

پس بیاید صبر کنیم و با آرامش منتظر بمونیم

باشه خدا کنه

همینو بگو

پلیس گفت حواسش هست

پس خونه بمونیم و منتظر بمونیم تا تماس بگیرن

فکر کنم این تنها کاریه که میتونیم بکنیم

ناهی از همه چی ممنونم

تو هم همینطور داهی

کاری نکردم

منم کار سختی نکردم

ای بابا کل شبو داشتین می دویدین

دیگه باید برید خونه استراحت کنین

نه من پیشت میمونم

منم می خوام بمونم گیوجین

تو فردا باید بری سر کار سخترانی هم داری

اگه خبری شد بهت میگم

داهی برو خونه استراحت کن

باشه ، پس شمادوتام به نوبت بخوابین

برو بهت زنگ میزنم

ایوای پختم ازگرما - به خونه خوش اومدین پدر بزرگ مادر بزرگ -

دیر اومدین خونه

دوباره رفته بودیم کلاس رقص

مادر بزرگ پدربزرگ مامان میخواد یه خبر خوب بهتون بده

چی...خبر خوب؟ چیه؟

اول برین یه آب به سرو صورتتون بزنین منم براتون هندونه قاچ میکنم

بعدش حرف میزنیم

مامان منم گشنمه تنقلات بخوریم

باشه

کنجکاو شدم ....چی میخواست بگه؟

هر چی بالاخره خبر خوبه از خبر بد که بهتره

من اومدم

ما اومدیم

چرا شما دوتا دوباره با همین ؟

نکنه چهارتایی رفته بودین خوشگذرنی؟

نه مامان اینطورنیست

مامان

راستش

...مادر شوهرم

مادرشوهرت؟ کی ..یون جونگ؟

ای بابا چقدر زود یادت رفته

هنوزم با همه اون مسائل مادر صداش میزنی؟

حالا یون جونگ چیکار کرده؟

...خانم چوی

مریض شده مامان

...اعتیادش به مشروب

باعث آلزایمر شده

چی گفتی؟

چی ...آلزایمر؟

زیاد پیشرفته نیست مامان

یک عارضه زود رسه

بنابر این اگه مشروب ترک کنه و افسردگی شو کنترل کنه

درمان میشه

مشکل اینجاست که

این یک شوک بزرگ بوده براش

الان نمی دونیم کجاست

..ای خدا مگه میشه

چطور همچین چیزی اتفاق افتاده؟

...خدای من ...ایوای

یوبو - حال چی میشه؟ -

ایوای

به گیو جین گفتم اول هوای مادرشو داشته باشه

نکنه همین موضوع باعث شده یون جونگ حالش اینجوری بشه

اگه چیزی که من گفتم باعث ناراحتیش شده باشه؟

اگه واقعا درست باشه چی؟

نه مامان

این یک مریضی نیست که ظرف چند روز بوجود اومده باشه

حالا یون جونگ بیچاره چی میشه؟

حالا چی به سرش میاد؟

ای بابا ممکنه برای ما هم پیش بیاد

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left