نخستین 200 خط.
من در زير ستاره مرگ متولد شدم.
مقصد من،
تنهايي براي هميشه است.
عجيبه...توي جنوب برف مياد
مثل اينه که تو اپراست پرواز شبنم در ژوئن
عجله کن پدرت دنبالت ميگرده
ما چيني ها ميدونيم که چگونه به معلمانمون احترام بذاريم
استاد با افتخار ما هم ماهره و هم با فضليت
ما بسيار خوش شانسيم که اون تو رو به شاگردي بپذيره
بله آقا
بهش بده
سرده - کتت رو بپوش
ممنونم مادر
اين شمشير قرمز از دارايي خانواده ماست
و حالا من اون رو به تو ميدم، بگيرش
و در تمرين کونگفو با استاد به خوبي ازش استفاده کن
فکر ميکني کجا داري ميري؟ نشونت ميدم
ميدونم شماييد
برگرد اينجا
هيچ جايي نمي تونيد مخفي بشيد
تسليم نمي شید؟
!وايسا من تسليمم !وايسا من تسليمم
صبح از پنجره بيرون رو نگاه کردم، همه چي سفيد بود
قبلا همچين چيزيو نديده بودم خيلي زيباست
مادرم فکر ميکنه اين عجيبه...
برف در ژوئن طالع خوبي نيست
منم حس خيلي عجيبي دارم
استاد!
! شنگ مراقب شمشيرم باش اون ميراث خانواده ماست
! هيرو
برادر سايه
منو برادر صدا نزن تا وقتي که استاد بپذيرتت
منظورش چي بود ؟
استاد
آفرين هيرو،عالي بودي
من به عنوان يک شاگرد نزديک ميپذيرمت
هنگامي که ما از ژاپن برگشتيم،
من به تو "راز چين" رو آموزش ميدم
سپاس گذارم استاد
... اما من
شنگ،طول ميکشه تا هنر هاي رزمي رو ياد بگيري
تو با استعداد نيستي اما اگر سخت کار کني
بعد از تمرين هاي زياد موفق خواهي شد
سپاسگذارم استاد، سپاسگذارم، سپاسگذارم
! وانگ
! پدر
! تو سزاوارشي
! مادر
پدرت در روزنامه
در مورد مشکلات اجتماعي ناشي از ...
دزدها
و خارجي هايي که ترياک ميفروشن نوشت
اونها هم به همين دليل کشتنش
قاتل هم دست يک کمپاني تجارتيه ...پيتر
مادر
مادر،مادر
مادر
آقاي پيتر ميدوني
اين بانوهاي گل رو ما چي صدا ميزنيم ؟
!! مرغ ها، آدم احمق و رذل
اونا دختراي آب شوري هستن
چرا ؟ چون که آنها بسيار زيبا هستند
حالا تو ميدوني چرا من خيلي موفقم در اداره کردن اينجا
واسه اينه که من از چيني ها واسه کنترل چيني ها استفاده ميکنم
با تشکر فراوان از شما احمق ها
حالا اين براي هميشه است فعلا ميخوام برم دستشويي
اون کيه ؟ برو بيرون از اينجا
برو به بيرون
برو به جهنم
چه اتفاقي افتاده؟
تو کي هستي ؟
هيرو
حالت خوبه ؟
من کسي رو کشتم
خوب ميشي
نميخوام از دستت بدم
من هميشه در کنارت ميمونم
جيد
چشماتو ببند و يک ارزو کن
چه اتفاقي افتاد ؟
من آرزوت رو دريافت کردم
...آرزوي من آرزوت رو نگو
وگرنه به حقيقت نميپيونده
عجله کن،عجله کن
يکي يکي
اسمت چيه؟
هيرو هوآ
انگشت شستت رو اينجا بزن
عجله کنيد بريد توي کشتي به زودي راه مي اوفتيم
وقت رفتنه
هيرو
هيرو هيرو
هيرو
بعد از 20 روز در دريا,
بالاخره ما به آمريکا رسيديم
فکر ميکنم اين بايد مجسمه لايبرتي باشه
از کجا ميدوني؟
من هر روز در مورد آمريکا مطالعه ميکنم
شما اينجا بوديد اما من نه ،عمو
مادرت فکر ميکرد که اون الهه رحمت چينيه
کي پدر رو پيدا ميکنم؟
ميبينيمش بيا با یه کالسکه تا "خانه چين" در شهر چيني ها بريم
مراقب باش،مراقب باش
به اين ماشين ميگن مثل يک روستايي احمق نباش
من يه احمقم! چطوري ميتونم فراموش کنم؟
اين چيه،عمو؟
اگه اينو نگي،بهت نمي دمش
چه به من نميدي،عمو؟
امروز اولين روز ماه چيني است، سال نو چيني
"Kung Hei Fat Choy"اينو بگو يا بهت پول خوش شانسي نميدم
"Kung Hei Fat Choy",عمو "Kung Hei Fat Choy".
براي تو آرزوي سلامتي و يه روحيه خوب دارم
سعي کن هميشه صادق باشي
شوخي کردم
من هميشه به شما پول خوشانسي (همون هديه) در سال نو ميدهم
بيا اينجا
ممنون عمو
تو ديگه بزرگ شدي،بايد بهتر از اينها رفتار کني
بله عمو
بيا بريم
عمو،من نمي دونستم که سفيد پوست ها هم ميتونن رقص شير کنند!
هيچ کدوم از اينها سفيد پوست نيستند
اون رقصنده شيرها همشون چيني هستن
خانه چيني ها پيش روي ماست
من و مادرت اونجا بوديم وقتي که رسيديم
چطور من يادم نمياد؟
احمق، تو هنوز به دنيا نيومده بودي
اما مطمئنا اونجا تو اين سالها خيلي تغيير کرده
سال جديد مبارک آقايون
برنامه ما واسه ماندن اينجاست اما به کمکتون احتياج داريم
ما همه برادريم در اين سرزمين خارجي
ما همه چيني هستيم هر سوالي داريد راحت باشيد
اگه توي دردسر افتاديد
ما در "خانه چيني ها " هر کمکي از دستمون بربياد انجام مي دهيم
سپاسگذارم
من شگفت زده (خوشحال) ميشم اگر...
رئيس اينجا هنوز هم يک مرد با موهاي کوتاهه؟
ديگه نه، حالا يک رئيس جديد داريم
اون بيرون شيرهاي رقصنده رو رهبري ميکنه
"مردان خوبي از چين، اتحاد قلبي، در سراسر جهان"
"قهرماناني بزرگ، در شجاعت، در همه جا"
ببخشيد، ببخشيد
صبر کنيد امروز سال نو چِينيه نمي خوام براي مردم شما خرابش کنم
حالا رهبر شما کيه؟
شما چي گفتيد؟
من رئيس "خانه چيني ها "هستم چطور ميتونم کمکت کنم؟
تو واقعا خوبي دوست دارم روزي تک به تک با تو مبارزه کنم
هر وقتي باشه،خوش آمديد
ميدونم که اينجاست من دنبال اين مرد مي گردم
اينجا يک خونه چوبي و رستورانه
تو يک رهبر ميخواي شايد بهتر باشه بري به يک معبد
شما چيني ها هميشه پشت يکديگر رو مي گيريد
حالا من ميدونم که داخل قائم شده
من همين الآن مي گيرمش
ما چيني ها مردمي با حسن نيت و اصيل هستيم
اگر ميخواي که وارد بشي بايد اول با من مبارزه کني
اگر بردي، ميتوني وارد بشي
همونطور که شما چيني ها ميگين "کلماتت افتخارت آميزه"
اسب هاي وحشي نميتوانند مثل نجيب زادگان کلمات را پس بگيرند
همه باهم ،امروز سال جديد چيني هاست
نذاريد سفيد پوست ها خلق و خوي ما رو تغيير بدهند
من براي همه آرزوي خوش بختي و ثروتمند شدن ميکنم پاکت ها رو پخش کنيد
سپاسگذاريم رئيس
مرد جوان، تو تازه واردي؟
بله، من امروز رسيدم
بينايي شما حتي بهتر از هنرهاي رزمي تونه
چيني هاي زيادي در اينجا نيستند ما همه بايد متحد باشيم
با چه کسي اومدي؟
با عموم،عمو شنگ
اسورد(به معني شمشير اسم پسر هيرو هوآ)، ايشون دوست قديمي پدرته "راهب لوهان"
لوهان رو ميشناسي؟
بله آقا
تعجب ميکنم اگر چيزي راجع بهش شنيده باشيد
ادامه بده
هيرو هوآ
هيرو هوآ؟
من اسورد هستم، هيرو هوآ پدر منه
هرگز باهاش آشنا نشدم اما خيلي درباره اش شنيدم
و لوهان ؟
با من بياين
تو اسورد هستي؟
بله عمو لوهان
اسورد، تو خيلي شبيه اوني، چشماي هيرو هوآ رو داري
آيا شما ميدوني پدرم کجاست؟
من 10 ساله که دنبال اون هستم
1914ميلادي حدودأ 16 سال پيش درست مثل پدرت من چين رو ترک کردم
با کشتي براي کار به آمريکا آمديم
تقريبا 100 نفر در زير عرشه کشتی توي يه مکان فشرده بوديم
بدون هيچ آزادي
اينجا آبي نيست ؟ کمي به ما آب بديد
ما داريم از تشنگي ميميريم کمي به ما آب بديد
شما آب ميخواين؟ چه شده؟
چرا فرياد ميکشي؟
لطفأ اجازه بديد بيرون بريم
اينجا خيلي گرمه از گرما ميميريم
سر کارگر با ما مثل انسانها رفتار نمي کرد
مواد غذايي و آب رو از بالاي سرمون ميريختن
هيچ چاره اي جزء برداشتن غذا از کف عرشه نداشتيم
پدرت و من بسيار کم خورديم
من براي گرسنگي برمي داشتم
No comments yet. Be the first to leave one.