Baabul

Baabul (बाबुल)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Baabul 2006 1080p Untouched WEBHD @being SalmanKhan
ناشر saman taghva
کاری مشترک از تیم هندی تیوی(سلمان فنز سابق)وبینگ سلمان خان نوروز 97برتمامی ایرانیان و سلمانیا مبارک یکی از فیلمهای پک نوروزی تیم بینگ سلمان خان

برچسب‌ها

web
1080
HD
تاریخ انتشار: 2018-03-17
تعداد دانلود: 47
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

"پدر ميگه اي دخترم"

"تو پاره تن مني"

"وقتي محبوبت بياد"

"تو رو مي دزده و مي بره"

"زمان بدون تو چطوري مي گذره...بگو"

"تنها بدون تو چطوري زندگي کنم...بگو"

"متاهل بموني...هميشه با محبوبت بموني الهي"

"براي اين خوشي من حاضرم همه غم ها رو تحمل کنم"

"غم رفتنت منو اذيت مي کنه عزيز من"

"من اين درد رو با لبخند تحمل مي کنم"

"پدر از ته دل دعات مي کنه"

"که زندگيت هميشه پر از خوشي باشه"

"پدر ميگه اي دخترم"

"تو پاره تن مني"

مترجم:هندي تي وي(سلمان فنز سابق) saman-khan:ويرايش نهايي radhe:تنظيم کاري مشترک از هندي تي وي و بينگ سلمان خان

رفيق ، اين تقلبه ... شما هميشه اين کارو مي کني

رفيق سوختم ... رفيق دستم سوخت ... دستم سوخت

اين رو نگاه کن زمان چقدر زود مي گذره و ما اصلا متوجه نمي شيم

انگار همين ديروز بود که انقدري توي بغلت بود

آره ، حالا اينقدر بزرگ شده

که آغوش ما رو ترک کرده و براي درس خوندن رفته آمريکا

الان هفت ساله که پسرمون رفته

خانم براي تو پسره

براي من فقط رفيقمه ، رفيق

روز بخير ، رفيق

بدون " اوي " اين خونه و زندگي خيلي ساکته

که اين طور ! منظورت اينه که من هيچي نيستم من تو صداي اين خونه سهيم نيستم؟

اين چه حرفيه که ميزني ، خانم جان؟ ! معلومه که تو هم سهيم هستي

نصفي ش سهم توئه ، نصفي ش سهم اون ! منم که اصلا سهمي ندارم

فردا صبح که بياد همه چي کامل ميشه

هي ! ... هي !

برادر ، ... مي دونين ؟

پسر من قرار امروز از آمريکا بياد بعد از هفت سال

منم از آمريکا ميام ! اونم بعد از هفت سال

که اين طور ؟... پسر منم از نيويورک مياد با هواپيمايي يه انگليس

منم از نيويورک اومدم ! با هواپيمايي يه انگليس

واقعا ؟...پسر من ، تو خيابون پنجم بلوار " بيلاويستا " زندگي مي کنه

چه اتفاق عجيبي ! منم همون جا زندگي مي کنم

شما چي گفتين ؟ اسم شما چيه برادر ؟

اويناش کاپور " ، چرا؟ " ! ببخشين ، مادرم منتظرمه

نکنه شما آقاي " بلراج کاپر " باشين !؟

نکنه شما ، رفيق من باشين !؟

... رفيق، رفيق اون خانم جوون و زيبا که اونجا ايستاده کيه ؟

اون مادرته ! اوه بريم ،ببينيمش ... سلام مامان -

! اه ، مادر ، چقدر لاغر شدين

رفيق ؟ ... رفيقم شما رو اذيت کرده؟

اوه ، نه ... به خاطر دوري يه تو

من حالا اينجام ... ديگه جايي نمي رم

! ديگه به خاطرم غصه نخور! ... داي جون

اي وروجک

پنچي " !؟ ... حالت چطوره ؟ "

من خوبم ، داداش

بيايد ... زودتر بريم

! آقاي بلراج شب مي بينم تون ، خب خب ! _ خداحافظ خواهر ، همگي خداحافظ _

يه دقيقه ... يه دقيقه ... يه دقيقه

اينم ماشين تو

اما رفيق من خيلي خسته ام ! ... رفيق ببين ، رفيق ... آره ، مي دونم خسته اي _

برو بشين تو اون ماشين ، ببينم تو اين هفت سال چيزي ياد گرفتي ، يا نه ... زودتر سوار شو

آخه ، اين چه کاريه مي کني ؟ خانم جان _

به کارهاي پسر و پدر دخالت نکن

مي دوني رفيق اين کار براي من مثل آب خوردن ه

مي خواي بهت فرجه بدم؟

نه فرجه ، مرجه نمي خوام تو که مي دوني من اصلا اهل تقلب نيستم

بيا خانم جان ، زودتر سوار شو آره ، آره -

مادر جون ، زنگ بزن خونه بگو زودتر

يه مقدار تخم مرغ با نون آماده کنن خيلي خب ، باشه _

بعدا مي بينمت پنچي ، زودتر برو بشين

امروز بهش نشون ميدم ، دوست من

موفق باشي ، پسرم

هيچ کاري نمي تونه بکنه

من که گفتم اين کارو نکن مي بازي

يه کم به فکر ماشين باش يه کمم به فکر من

من هنوز ازدواج نکردم چرا نمي خواي بفهمي ؟

! " زود باش رفيق زود باش " اوي _

خانمم ، به اوي زنگ بزن ... ازش بپرس

تا همين جا کافيه يا بازي اصلي مو شروع کنم ؟

آره ، زنگ بزن

شما هميشه از اون جلوترين

بله مامان ؟ _ پدرت مي پرسه _

تا همين جا بسه يا بازي اصلي مو شروع کنم ؟

بهش بگين ... من تا الان مراعات سن و سال شو کردم

وگرنه تا الان رسيده بوديم خونه

ميگه تا الان مراعات سن و سالت رو کرده

وگرنه تا الان رسيده بود خونه

خيلي خب ، بهش بگو ، عمرم هر چقدر باشه صبر و حوصله ام هيچ وقت تموم نمي شه

اين يه مسابقه اتومبيلراني يه احتياج به تجربه زياد داره

خودت شنيدي که ، تجربه زياد لازمه تجربه ، مجربه ي زياد مي خواد، فهميدم _

بهش بگين ،جوش و خروش ، اين خون داغ ! خون جوون رو از کجا مي خواد بياره، اينکه مي لنگه

خيلي خب ، بهش مي گم

تازه مادر من با اين وجود حاضرم تسليم بشم ولي رفيق ما هميشه سوئ استفاده مي کنه

بله قربان ، مشکلي پيش اومده ؟

اون ماشين قرمز رو اونجا مي بيني ؟ رانندش داره با موبايل صحبت مي کنه

تقلب ! متشکرم الان ميرم ببينم _

مادر آخه من پسرشم

اينو حتما بهش بگين اون بين من و ماشين مسابقه ي عالي گير کرده

اما من هم ماشينم از اون بهتره

هم خودم از اون بهترم ! و اون اينو ميدونه

گوش کن اوي بله مامان _

رفيق ، اين از کجا پيداش شد؟ چي شده ، جناب ؟

آقاي زرنگ ! شما در حين رانندگي از موبايل استفاده کردين ! _ موبايل؟

زود باشين ، ماشين رو بزن کنار گواهينامه تو ببينم

! کي بهتون گفت من با موبايل صحبت کردم

چيه ؟ باختي ! اشکال نداره دفعه بعد مي بري ، خودتو دفعه ديگه آماده کن

به بهشت متقلب ها خوش اومدي

اگه کسي بهت گفت ... تقلب هيچ سودي نداره

گوش نکن

چون خيلي هم سود و فايده داره

! اينو نگاش کن

من از تو خواهشي دارم ! بله _

که راه درست رو برو بله _

با شما هم هستم رفيق

هم باختي...هم گريه مي کني ؟

! چيزي نشده که انقدر گريه و زاري مي کني

ببين رفيق من نمي تونم از تو ببرم

تحمل باخت هم ندارم ... اينه که يه کم تقلب مي کنم

از همه اينا بگذريم ، من پدرتم

اون روزي که من پدر بشم . تلافي همه اين بلاها يي که سرم آوردي رو ، دونه دونه ازش مي گيرم

باشه ... اول بذار پدر بشي

فعلا بيا " پروتا " ( صبحونه ) تو بخور

قبل از خوردن صبحونه يه شعر مي خواستم بگم - بگو

يک ميليون گناه کردي ... هيچي فراموشش کن

همونجا وايستين برو کنار ببينم ، داداش کوچيکه

تو چي فکر کردي

مثلا پسرت بعد از هفت سال برگشته

نه به ما خبر دادين نه تلفن زدين

کوشي " اينجا کار داشت " به من زنگ زد، منم اومدم اينجا

اِ، پدر... اينا رو بذار براي بعد هي ، اوي ، حالت چطوره ؟

اِه ، مگه ديوونه شدي ! اول بايد خان داداش برن

! صبر کنين ! ... " شوبنا " ، ... شوبنا

! عرض ادب ، خان داداش ! هميشه زنده و برقرار باشي ، زن داداش _

يه چيزي رو بگم ؟ اين برادر کوچيکه ما

که از همون اول عقل نداشت

يعني شما همه چي رو فراموش کردي؟

بعد از هفت سال پسرتون برگشته خونه

نمي گي يه وقت ديگران چشمش بزنن

نمي خواي براش نظر قربوني کني ؟

داشتم سيني دعا رو مي آوردم

! " کيشن " ! بله خانم ، اومدم

واقعا !؟ بيا اينجا _

بله

باشه

رفيق

مادر اين کارها براي چيه؟ _ ساکت دعا کن وگرنه خان عموت همه مون رو تو هونگ مي کوبونه

سلام قربان

سلام ، سلام به همگي

به اين جا خوش اومدين

تو از قبل با همه آشنايي فقط يکي هست ، کجا بود ؟

ايشون تازه به ما اضافه شده " آقاي " روپ دي

ايشون چقدر خوش خنده ست ، پدر ؟

با من بيا مي خوام اتاقت رو نشون بدم

بيا پسرم اينم از اتاقت خوشم اومد ... چي کار کردي ؟ _

خوبه ؟ ... اينم صندلي يه رياستت خيلي ممنون ، متشکرم _

تو زندگي هرکس اون روز و اون لحظه اي قشنگ و مهمه

که پسرش مسئوليت هاي اون رو به عهده بگيره

و روي صندلي اون بشينه واقعا ! امروز فهميدم

پدر يه پسر جوون بودن چه احساس خوبيه

رفيق ، يه حسي تو دل و مغزم ميگه بايد به پاهاتون دست بزنم

دوستت دارم ، رفيق منم دوستت دارم _

عمرت دراز و کامروا باشي

ممنون

من تو زندگي به اندازه کافي کار کردم حالا فقط مي خوام استراحت کنم

درسته...تو اين سن و سال بايد هم استراحت کنيد

قرار نشد از سن و سال حرف بزني

از يه شاعر شعري يادم اومد ، ميگه اوني که دستاش ضعيفه ، هنوز چشماش قويه

پس بگذار در اين ميانه ... ( در پيشم پيمانه ( مينا

چي شد؟ ! خيلي بد بود _

خيلي بد بود ؟ ... متاسفم

من از شما اين توقع رو نداشتم

حالا اين پيمانه ( مينا ) ي که مي گفتين ، کيه ؟ مادر مي دونه يا نه؟

نه مادرت نمي دونه ! و تو هم به مادرت چيزي نمي گي

از شما ديگه گذشته ... بگين منشي من کجاست ؟ بله ، اون اينجا ست _

! " جني "

بله قربان ... شما منو صدا کردين ؟

مرسي ، رفيق

! " اون منشي يه منه ... " جولي ! بله _

اينه ... اين منشي تو

رفيق ! ... با اطمينان بگم حالم رو از هر چي الکل ه بهم زدي

اِه ، خان عمو؟ شما تنهايي اين جا چي کار مي کنين؟

مگه براي ورود اوي جشن نگرفتن

مي خوام چک کنم غذا و نوشيدني کم نباشه

غذا که اون طرف حاضره

نوشيدني هم مي توني اين طرف بنوشين

اي احمق ... ما نمي نوشيم تعارف مي کنيم

بله ، شما نمي نوشي ، فقط تعارف مي کني ! من با شما هم عقيده م

اما خان عمو ، يه دفعه که امتحان کني ديگه نمي توني ترکش کني ، من مي دونم

من بعدا يکي مي زنم تو دهنت تو برو " پانگرا " ت رو برقص

"پانگرا برقص...با دوستات"

"پانگرا برقص...با دوستات"

"پانگرا برقص...با دوستات"

"هي تو...اين راهش نيست"

"هي نذار شور و حالت کم بشه"

"همه به ما ملحق بشيد...همه بگيد بزن بريم"

"هي تو...اين راهش نيست"

"هي نذار شور و حالت کم بشه"

"همه به ما ملحق بشيد...همه بگيد بزن بريم"

"بيا با من پانگرا برقص"

"بيا با من گام بردار"

"بيا با من پانگرا برقص"

"بيا با من گام بردار"

"بيا عزيزم...محبوبم"

More Farsi Persian subtitles for Baabul

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left