نخستین 200 خط.
اومدم اینجا تا به جیمز کمک کنم
چون پسرته.
فلیپه گیلرمو اوستد، پزشکیقانونی اوستد
قبل از صادر کردن گواهیهای فوت دو روز صبر کن
یا ممکنه بیوفتی زندان.
باید دستم به اون جسدها برسه
چون عین گوه سمین.
و بهتره که تا فردا اینطور بشه مرد.
نظرت چیه؟
راجع به قضیهی رد شدن ماشین بزرگ از روی مادر و پدرت.
برای مراسم؟
تو باعث خشونت شدی برگ تازه.
حالا، اسلحه رو بده به من.
ماهیگیری؟
آره، با اورلی.
هرگز به این اشاره نکرد.
اکرثرش رو مست بود.
به کمکت نیاز داریم.
-دارم ازدواج میکنم -با کی؟
لانی شولز
لانی همجنسگراست.
"مافدرایور حرفهای"
هر از چندگاهی میپوشیدش...
منونم دیو
بچهای به اسم ترسا سینسیر ویلیامز.
اهل تگزاس و قربانی قتل.
عاشق جادو بود.
تنها کسی که تو زندگیم باهاش آشنا شدم که به اندازهی من عاشق جادو بود.
و یه اتفاق وحشتناک براش افتاد.
فکر کنم غرق شد مرد....
فقط سعی داشت تو این کار حرفهای شه.
وزلی، وقت رفتنه.
یه روز دیگه بهت وقت میدم.
چرا برنمیگردی این پایین
الا ندیگه باید این چیزو از پات در بیارم.
پیرمرد رو برگردون یا اینکه مجبور میشم این عکس خفن رو
به زنت نشون بدم.
پسرم؟
من بهش حمله کردم خانم، قبل اینکه اون حمله کنه.
میتونی دستگیرش کنی و عدالت رو برقرار کنی؟
پیرمرد رو تو زمین ول کن.
امروز
امروز همون روزه
یه روز مربوط به آزادی
آزادی ما از زندان.
و آزادی ما برای تقسیم پول...
اونم نه به طورم مساوی، یادتونه؟ 4 میلیون دلار...
اون تکاور خوشگل داره زیادی میفهمه
امروز باید از شرش خلاص شیم.
امروز باید یه مراسم بسازیم و توش حضور پیدا کنیم.
در غیر این صورت، مسئول دفن به
خدمات انسانی و سلامت و همچین و چرت و پرتایی زنگ میزنه.
و مچ همهمون رو میگیرن.
هنوزم به جسد نیاز داریم، پس...
اولیویت اولمون همونه.
برای امروز.
حالا من فقط...
فقط یه نقشه ریختم.
برای موفقیت، تو این انبار.
و میخوام دوباره بشنومش،
و میخوام از زبون گلن بشنومش
چون میخوام این نقشه اینقدر براتون واضح باشه
که حتی....ببخشید، یه نوجوون تحصیلنکرده هم
که سرش ضربه خورده و آسیب بزرگی دیده بفهمه.
گلن، نقشه چیه؟
اوکی، اونیکی دختر خوشگله...
مرسی مرد
الان تو مکزیک با یه عکس کلانتره
درحالی که یه توپ سکسی تو دهنشه. *میدونین چیو میگه که؟*
قراره ازش اذاخی کنه
چون میدونه اون دوباره عاشق زنش شده.
اذاخی؟
چی؟
اخاذی
قراره ازش اخاذی کنه، با توپ سکسی.
اوکی.
تا کشیش فراریمون رو بگیره.
و بعدش؟
بعدش قراره فضانورد شکست خوردهی مکزیکی رو پیدا کنه
و مجبورش کنه گواهیهای فوت جعلی درست کنه و برای مراسم بفرسته
تا اون مسئول دفن روحمانند راضی بشه.
تکاور چی میشه؟
قراره کاری کنیم اون سر خوشگلش قاط بزنه
و اون عوضی وسایلشو جمع کنه بره خونه.
قبل از اینکه، لعنتی همه چیز رو بفهمه.
اوکی خب ببین، من اونجوری نگفتمش ولی...
فقط داشتم واضحترش میکردم.
اوکی، خب پدرت چی میشه؟
اون یه نقش مقدماتی تو این نقشه داره
میدونی اون کلمه یعنی چی؟
-نه -اوکی
پدر منم نمیدونست.
مجبور بودی 4 بار براش توضیح بدی پس...
راجع به این بخش از نقشه نگرانم.
"مقدماتی" یعنی میتونه کل نقشه رو بگا بده
اگر درست انجامش نده.
اوکی
لعنت
همینطور"مقدماتی" یعنی دایی دیو
میتونه همهچیز رو بگا بده اگر به مراسم بیاد.
نمیاد، کلانتری بهش اجازه نمیده.
پس امروز اون جسدهارو همراه
تمام سوالایی که این اطراف پرسیده میشه دفن میکنیم.
به عنوان تنها فرزندپسر من میزبان مراسمم
بعد تنها کاری که میکنیم صبر کردنه
تا اینکه سوالا میخوابه
بعد از اینکه پا رو دوباره گرفتن
وقتی که دیگه هیچکس توجه نمیکنه
به اینکه پولها کجا میره.
و بعد 4 میلیون دلار رو تقسیم میکنیم.
نه به طور مساوی!
.:.:. با دنبال کردن اينستاگرامِ ما بروزترين باشيد .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
«: مـتـرجـم: نگار :» .:: Negar FD ::.
امیدواری با پیردو چطور پیش بره؟
قراره پیردو رو بیاری؟
اون پسره براون گفت رفتن ماهیگیری
وقتی خود براون گم شده بود.
شک دارم.
با پیردو حلش میکنم.
اگر دروغ بگه، احتمالا زیاد برام طول نمیکشه تا...
متوجهش بشم.
چجوری متوجهش میشی؟
وقتی یکی دروغ میگه، درجهی
هیستامین و آدرنالین بدنش میره بالا.
فرد شروع میکنه به نشون دادن علائم جسمی قابل تشخیص
کسب و کار خندهداریه
چی؟
پول زیادی داره.
اون کشیش پول زیادی درآورده.
یه ترکیبه
من اون بیرون بودم
اینجا عالیه
این یارو براون اخیرا مرده
حتما پول زیادی ازش مونده
و اون، به هر نحوی که شده
خاص بودن اینجا رو نشون میده.
معمولا همینجوریه.
اون علائم فیزیکی که گفتی چین؟
تو یه دروغگو؟
11 تا نشانه هست،
و نمایش هرکدومشون یعنی مطمئنا
طرف باهات صادق نیست.
اگر بیشتر از یکی نمایش داده بشه،
یعنی عین سگ دارن بهت دروغ میگن.
علائم اینان....
خاروندن بدن، سرفه کردن، کش دادن بدن،
بردن دستات لای موهات،
جابهجا شدن روی صندلی، صدا دادن گردن،
ضربه زدن با انگشت، دادن نفس توی سینه با یه حالت دراماتیک
چک کردن ساعت، تغیر ناگهانی صدا
و پلک زدن مداوم.
پاول آلن براون پیش تو بود اورلی؟
تو این دو روز اخیر؟
تو دریاچهی لیک ماری ماهیگیری میکردین؟
آره
تو این دو روز اخیر
تو دریاچهی لیک ماری ماهیگیری میکردیم.
با هم.
حالا بریم پیش برگتازه تا بهمون جسد
پدر و مادر عزیزش رو بده.
یادته چی باید بگی دیگه؟
-آره مرد -قراره چی بگی؟
اسم جدید روشناییش.
آقای موفقیت
خیلی خوبه
ترتیبش داده شد.
چی؟
اون.
کشیش پیر؟
اون یه کشیش پیر نیست.
مثل یه کشیش بداخلاق و خشن میمونه.
هنوزم نیست؟
تا جایی که فکرش رو بکنی نیست.
حست راجع به اون جسدها چیه...
جسد پدر و مادرت عزیز و خفنت، برگ تازه؟
آره مرد، حست نسبت به
اینکه امروز با ماشین لهشون میکنیم چیه
برگ تازه، به طرز قشنگی؟
تو بیسبال مجبور نیستی سریع توپ رو پرتاب کنی،
میتونی صبر کنی.
چی؟
میتونی بین پرتابها صبر کنی.
تو بیسبال.
هرچهقدر که میخوای.
خب که چی؟
من یکی از ستارههای ماینرلیگ بودم
اسپیدبال دست من بود، پاول
باید بفهمی جک
باید بری تو منطقهی لامصب فلو، میدونی؟ *فلو: زمانی که فرد در حال انجام یه عملیات، تمام تمرکز و قدرت خودش رو درگیر میکنه و ازش لذت میبره.*
و فلو قرار نیست تو رو پیدا کنه، تو پیداش میکنی.
و برای من میانگین 27 دقیقه طول کشید.
آره، که این باعث شد نتونم برم به میجرلیگ
چون عجیب بود.
وارد ریتم دنیا شدن سخته
و پیدا کردن راهی که ریتمت رو با ریتمش هماهنگ کنی.
*21 سال پیش*
حالا این کصکش از فارمینگتون دوستدخترم رو کرد
یه توپ بیسبال رو سردش کردم تا یخ بزنه
تا باهاش 90 بار بزنم تو صورت این عوضی.
و توی دادگاه درجا ویدیوی ضربه زدنم رو پخش کردن.
No comments yet. Be the first to leave one.