The Visual Bible   Matthew

The Visual Bible Matthew

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The visual bible - Matthew 2 Parts Persian
ناشر Bardia13
ترجمه شده روی نسخه‌ی با کیفیتِ دو پارته، برای پیدا کردن فایل فیلم، وارد این کانال تلگرامی بشید @VisualBibleMatthew

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2022-08-28
تعداد دانلود: 27
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 197 خط.

عقایدی که در این فیلم گفته می‌شه کاملاً مسیحی‌ست و من هیچ مسئولیتی در قبال این حرف‌ها ندارم و فقط و فقط مسئولیتِ ترجمه‌ی اثر رو به عهده داشتم، بدون اینکه چیزی رو در زیرنویسم عوض کنم بخش‌هایی که راوی روی داستان حرف می‌زنه به صورت ادبی ترجمه شده، بخش‌هایی که دوربین از راوی فیلم می‌گیره و همینطور جایی که بازیگرها دیالوگ می‌گن، به صورت عامیانه‌تر کلمه‌ی برادر بارها در فیلم استفاده می‌شه، منظور از این کلمه در اون زمان لزوماً برادر نبوده و من بسته به منظور، ترجمه‌ی درستی برای این کلمه در نظر گرفتم

فیلم در زمانی جریان داره که اسرائیل، قومی که خدا برگزیده بود تا مسیحِ موعود ازش متولد بشه، مثل خیلی از کشورهای دیگه توسط امپراطوریِ روم تصرف شده و مردمش به اجبار، مالیات‌های زیادی به روم می‌دن و از همین جهت در فقر زندگی می‌کنن، خیلی از اسرائیلی‌ها هم برای منافع خودشون، خراجگیرِ روم شدن و مسئول جمع‌آوریِ مالیات مردم خودشون و خدمت به روم بودن. مردم اسرائیل هم طبق پیش‌گویی‌های شریعت یهود و نبوت‌های انبیا، معتقد بودن که قراره روزی مسیحِ موعود به دنیا بیاد تا آزادشون کنه

سال‌ها پیش که مردی جوون بودم

در حوالی ساحل دریاچه‌ی جلیل در شهر کفرناحوم زندگی می‌کردم

اون موقع امپراطوریِ روم، کلِ اسرائیل رو تحت کنترل داشت

من با اینکه اسرائیلی بودم، در جلیل برای پادشاه هیرودیس که به روم خراج می‌داد، خراجگیری می‌کردم (یعنی از مردم خودش مالیات می‌گرفته و به پادشاه هیرودیس که حاکمِ رومیِ بخشی از اسرائیل بوده خدمت می‌کرده)

کار کردنِ من برای روم باعث شد از طرف مردمم طرد بشم

با این‌حال، وقتی عیسی مسیح من رو نگاه کرد و گفت

دنبالم بیا"، همه چیزم رو" ترک کردم و شاگردش شدم

اسم من هست متی

من دارم این انجیل رو می‌نویسم تا ثابت کنم که پیش‌گویی های تورات، کتب انبیا و مزامیرِ داوود

درباره‌ی عیسای ناصریه که مسیحِ موعودِ خداونده

در زیرِ صفحه، شماره‌‌ی فصل به فصل و آیه به آیه‌ی انجیلِ متی نوشته می‌شه

کتاب شجره نامه‌ی عیسی :مسیح، پسر داوود، پسر ابراهیم

ابراهیم پدر اسحاق بود، اسحاق پدر یعقوب بود، یعقوب پدر یهودا و ۱۱ برادرش بود

یهودا پدر فرص و زراح بود که مادرشون تامار بود

فرص پدر حضرون بود حضرون پدر رام بود

رام پدر عمیناداب بود، عمیناداب پدر نحشون بود، نحشون پدر سلمون بود

سلمون پدر بوعز بود، بوعز از راحاب زاده شد، بوعز پدر عوبید بود، عوبید از روت زاده شده، عوبید پدر یسی بود

و یسی پدر پادشاه داوود بود

داوود پدر سلیمان بود سلیمان از بتشبع زاده شد

سلیمان پدر رحبعام بود، رحبعام پدر ابیا بود، ابیا پدر آسا بود

آسا پدر یهوشافاط بود، یهوشافاط پدر یورام بود، یورام پدر عزیا بود

اوزیا پدر یوتام بود، یوتام پدر آحاز بود، آحاز پدر حزقیا بود

حزقیا پدر منسی بود، منسی پدر امون بود، امون پدر یوشیا بود

و یوشیا پدر یکنیا و برادرهاش در دوره‌ی تبعید به بابل بود

بعد از تبعیدِ بابل: یکنیا پدر شئلتیئیل بود، شئلتیئیل پدر زروبابل بود

زروبابل پدر ابیهود بود، ابیهود پدر الیاقیم بود، الیاقیم پدر عازور بود

عازور پدر صادوق بود، صادوق پدر اخیم بود، اخیم پدر الیود بود

الیود پدر......العازار بود، العازار پدر متان بود، متان پدر یعقوب بود

یعقوب پدر یوسف بود، یعنی شوهر مریم زنی که عیسی ازش زاده شد، همون مسیح

پس، از ابراهیم تا داوود روی هم ۱۴ نسل و از داوود تا دوره‌ی تبعید به بابل هم ۱۴ نسل هستش

و ۱۴ نسل هم از دوره‌ی تبعید تا تولدِ مسیح

تولد عیسی مسیح :این چنین روی داد

مادرش مریم، نامزد یوسف بود، اما پیش از آنکه ازدواج کنند، معلوم شد که مریم از روح‌القدس آبستن است

از آنجا که یوسف مردی پارسا بود و نمی‌خواست مریم را رسوا کند، تصمیم گرفت بی سر و صدا از او جدا شود

اما پس از گرفتنِ این تصمیم، فرشته‌ی :خداوند در خواب بر او ظاهر شد و گفت

یوسف، پسر داوود"

از ازدواج کردن با مریم نترس

چون که نوزادی که در بدنشه از روح‌القدسه

اون پسری به دنیا میاره و تو اسمش رو می‌ذاری عیسی "چون که مردم رو از گناه‌هاشون نجات خواهد داد

همه‌ی این‌ها اتفاق افتاد تا پیش‌گویی‌ای که خدا :از طریق اشعیای پیامبر کرده بود تحقق پیدا کنه

باکره‌ای آبستن خواهد شد، و پسری به دنیا خواهد آورد" و او را عمانوئیل خواهند نامید" که یعنی: - خدا با ماست

وقتی یوسف بیدار شد، کاری که فرشته بهش گفته بود رو انجام داد و با مریم ازدواج کرد

اما تا زمانی که عیسی به دنیا آمد با او همبستر نشد، و اسمِ نوزاد را عیسی گذاشت

پس از تولدِ عیسی در بیت‌لحمِ یهودیه در دورانِ هیرودیسِ پادشاه، چند مُغ از شرق به اورشلیم آمدند

و پرسیدند: "اون مولود که پادشاهِ قومِ یهوده کجاست؟ "ما ستاره‌ش رو در راهمون دیدیم و اومدیم تا بپرستیمش

وقتی هیرودیسِ پادشاه این خبر را شنید او و تمامیِ اورشلیم با وی مضطرب شدند

پس او همه‌ی سرانِ کاهنان و علمای دینِ قوم را فرا خواند و از آنها پرسید که مسیح باید در کجا زاده شود

در بیت‌لحمِ یهودیه

:چون نوشته‌ی میکاهِ پیامبر اینه

اما تو ای بیت‌لحم که در یهودایی، تو در میان" فرمانروایان یهودا به هیچ روی کم‌ترین نیستی

زیرا از تو فرمانروایی ظهور خواهد کرد که "قوم من را شبانی خواهد نمود، یعنی اسرائیل

بعدش، هیرودیس مغ‌ها رو پنهانی فرا خوند و زمان دقیق ظهور اون ستاره رو ازشون پرسید

:او آنان را به بیت‌لحم فرستاد و بدیشان گفت برید و با دقت دنبال اون بچه بگردید -

به محض اینکه پیداش کردید، به من گزارش بدید تا منم بیام و بپرستمش

پس از شنیدن سخنانِ پادشاه، راه افتادند

و ستاره‌ای که در مشرق دیده بودند، پیشاپیش آن‌ها می‌رفت

تا سرانجام بر فراز مکانی که کودک در آنجا بود ایستاد

آن‌ها وقتی ستاره را دیدند، بی‌نهایت شاد شدند

وقتی وارد خانه شدند کودک را با مادرش مریم دیدند

و روی بر زمین نهادند و کودک را پرستش کردند

سپس صندوقچه‌های خود را گشودند

و هدیه‌هایی از طلا و کُندُر و مُر به وی پیشکش کردند

آن‌ها در خواب هشدار یافتند که نزد هیرودیس بر نگردند

بنابراین از مسیری دیگر رهسپار دیار خود شدند

پس از رفتن مُغان، فرشته‌ی خداوند در خواب بر یوسف ظاهر شد

بلند شو -فرشته گفت- نوزاد و مادرش رو به مصر ببر

تا وقتی بهت خبر بدم همونجا بمون، چون که هیرودیس قراره دنبال بچه بگرده تا بکُشتش

پس او برخاست، کودک و مادرش را برگرفت و رهسپار مصر شد

و تا مرگ هیرودیس در آنجا ماند

این واقع شد تا کلامی که هوشعِ پیامبر :از طرف خدا گفته بود به تحقق رسد

"پسر خود را از مصر فرا خواندم"

وقتی هیرودیس فهمید که مغان فریبش داده‌اند، سخت برآشفت

او دستور داد تمام پسران ۲ ساله و کمترِ بیت‌لحمی و اطرافش را طبق زمانی که از مغان پرسیده بود بکُشند

پس آنچه به زبان اِرمیای پیامبر :گفته شده بود به حقیقت پیوست

صدایی از رامَه به گوش می‌رسد"

صدای زاری و ماتمی عظیم

راحیل برای فرزندانش می‌گرید

"و تسلی نمی‌پذیرد، زیرا که دیگر نیستند

نکته: پادشاه هیرودیس اینجا مُرد، پس دقت کنید که هیرودیسی که از این به بعد ازش می‌شنوید، پسرشه، نه خود این

پس از مرگ هیرودیس، فرشته‌ی خداوند :در مصر به خواب یوسف آمد و گفت

بلند شو، بچه و مادرش رو" بردار و به اسرائیل برو

چون کسایی که می‌خواستن "جونِ بچه رو بگیرن مُردن

پس او برخاست، و کودک و مریم را برگرفت و به سرزمین اسرائیل رفت

اما چون شنید آرکلائوس به جای پدرش هیرودیس در یهودیه حکم می‌رانَد

ترسید به آنجا برود

و چون در خواب هشدار گرفته بود، به نواحیِ جلیل رفت

و در شهری به نام ناصره ساکن شد

این واقع شد تا کلام انبیا تحقق پیدا کنه که گفته بودن مسیح، "ناصری" خونده خواهد شد

در آن روزها یحیای تعمید دهنده آمد و در بیابان یهودیه موعظه می‌کرد

و می‌گفت: "توبه کنید، چون که "پادشاهیِ آسمان نزدیک شده

این همان است که اشعیای پیامبر درباره‌اش :این چنین پیش‌گویی کرده بود

:ندای آن که در بیابان فریاد می‌زند"

راه خداوند رو آماده کنید "طریق‌هاش رو هموار کنید

لباس یحیی از پشم شتر بود و کمربندی چرمین بر کمر می‌بست

خوراک او ملخ و عسل صحرایی بود

تمام مردم اورشلیم و سراسر یهودیه و تمامیِ نواحیِ اطراف رود اردن نزد او می‌رفتند

به گناهان خود اعتراف می‌کردند و در رود اردن از او تعمید می‌گرفتند

اما یحیی چون بسیاری از فریسیان و صدوقیان را دید :که به آنجا که او تعمید می‌داد می‌آمدند، به آنان گفت

ای افعی‌ زاده‌ها، کی بهتون هشدار داد تا از غضبی که نزدیکه فرار کنید؟

ثمری شایسته‌ی توبه بیارید

و از اینکه جد شما ابراهیمه خوشحال نباشید

بهتون اطمینان می‌دم که خدا حتی می‌تونه از این سنگ‌ها برای ابراهیم فرزند بیاره

حالا دیگه تیشه بر ریشه‌ی درخت‌ها نهاده شده

و هر درختی که میوه‌ی خوب نده بُریده می‌شه و در آتیش انداخته می‌شه

من برای توبه با آب تعمید می‌دم

ولی بعد از من کسی میاد که از من قدرتمندتره

که من حتی شایسته نیستم بندهای کفشش رو باز کنم

اون شما رو با روح‌القدس و آتیش تعمید می‌ده

کج‌بیلش در دستشه

و خرمنگاهش رو پاک می‌کنه

گندمش رو در انبار ذخیره می‌کنه اما کاه رو با آتیش می‌سوزونه

آنگاه عیسی از جلیل به رود اردن آمد تا از یحیی تعمید بگیرد

ولی یحیی کوشید او را :بازدارد و به او گفت

منم که باید از تو تعمید بگیرم بعد تو اومدی پیش من؟

:عیسی جواب داد

بذار من ازت تعمید بگیرم، شایسته‌ست که ما پارسایی رو به کمال به تحقق برسونیم

سپس یحیی رضایت داد

وقتی عیسی تعمید گرفت بی‌درنگ از آب بر آمد

همان دم آسمان گشوده شد

و او روح خدا را دید که همچون کبوتری فرود آمد و بر عیسی قرار گرفت

:و صدایی از آسمان گفت

این است پسر محبوبم که ازش خشنودم

سپس عیسی توسط روح‌القدس به بیابان هدایت شد تا توسط شیطان وسوسه‌ شود

پس از آنکه چهل شبانه‌ روز را در روزه سپری کرد، گرسنه شد

:سپس وسوسه‌گر نزدش آمد و گفت

اگر پسر خدایی، به این سنگ‌ها" "بگو تبدیل به نان شوند

عیسی جواب داد: در تورات نوشته شده که انسان فقط به نان زنده نیست و به هر کلامِ خدا زنده‌ست

سپس شیطان او را به شهر مقدس برد و بر فراز معبد قرار داد

اگر پسر خدایی -در ادامه" گفت- خود را به زیر پرتاب کن

زیرا در مزامیر نوشته شده: "فرشتگانِ خود را درباره‌ی تو فرمان خواهد داد و آن‌ها تو را خواهند گرفت

تا آسیب نبینی و "به سنگ نخوری

عیسی جواب داد: همچنین نوشته شده "که: "خدای یکتای خود را آزمایش نکن

دوباره شیطان او را به کوه بلندی برد و تمام حکومت‌های جهان را با تمام شکوه و جلالشان نشانش داد

تمام این‌ها را به تو خواهم داد -در ادامه" "گفت- البته اگر تعظیم کنی و مرا بپرستی

:عیسی به او گفت از من دور شو شیطان

چون در تورات نوشته شده که "خدای "یکتا را بپرست، و فقط به او خدمت کن

سپس شیطان او را رها کرد، و فرشتگان آمدند و عیسی را خدمت کردند

وقتی عیسی شنید که یحیی دستگیر شده، به جلیل برگشت

ناصره رو ترک کرد و رفت در کفرناحوم زندگی کرد

که در حوالیِ نواحیِ زبولون و نفتالی هستش

این واقع شد تا پیش‌گوییِ :اشعیای پیامبر به تحقق برسه

سرزمین زبولون و نفتالی"

راه دریا، فراسوی اردن، جلیلِ ملت‌ها

مردمی که در تاریکی به سر می‌بردند نوری عظیم دیدند

و بر آنان که در دیار سایه‌ی مرگ "ساکن بودند، روشنایی درخشید

در آن زمان عیسی شروع به موعظه‌ی این پیام کرد که توبه کنید، زیرا پادشاهیِ آسمان نزدیک است

زمانی که عیسی در کنار دریاچه‌ی جلیل راه می‌رفت، دو برادر را دید

شمعونِ ملقب به پطرس و برادرش آندریاس

آن‌ها داشتند تور به دریا می‌افکندند، زیرا ماهیگیر بودند

دنبالم بیاید" عیسی در ادامه گفت" "و شما رو صیادِ انسان‌ها می‌کنم"

آن‌ها سریع تورهای خود را زمین انداختند و دنبالش رفتند

چون به راه خود ادامه داد دو برادر دیگر را نیز دید

یعقوب پسر زبدی و برادرش یوحنا

آن‌ها با پدرشان زبدی در قایق بودند و تورهای خود را آماده می‌کردند

عیسی آنان را فرا خواند

آن‌ها بی‌درنگ قایق و پدر خود را ترک گفتند و پشت او رفتند

عیسی در سرتاسر جلیل می‌گشت و در کنیسه‌های ایشان تعلیم می‌داد و بشارتِ پادشاهی را اعلام می‌کرد

و هر درد و بیماریِ مردم را شفا می‌بخشید

آوازه‌‌ی او در سرتاسر سوریه پیچید

و مردم همه‌ی بیماران را که به انواع امراض و دردها دچار بودند

و دیوزدگان، و مصروعان و مفلوجان را نزدش می‌آوردند و او شفایشان می‌بخشید

جماعت‌های بزرگ از جلیل و دکاپولیس، اورشلیم و یهودیه و فراسوی اردن از پی او روانه شدند

چون عیسی آن جماعت‌ها را دید، به کوهی برآمد و نشست

شاگردانش هم آمدند

:و او به تعلیم دادن آغاز کرد و گفت

خوشا به حال فقیرهای در روح چون که پادشاهیِ آسمان مال اوناست

خوشا به حال ماتمیان چون که تسلی خواهند یافت

خوشا به حال فروتن‌ها چون که زمین رو به ارث خواهند برد

خوشا به حال گرسنه‌ها و تشنه‌های عدالت، چون که سیر خواهند شد

خوشا به حال رحیم‌ها، چون که بر اونا رحم خواهد شد

خوشا به حال پاکدل‌ها، چون که اونا خدا رو خواهند دید

خوشا به حال صلح‌جوها، چون که فرزندانِ خدا خواهند بود

خوشا به حال اونایی که در راه پارسایی آزار می‌بینن

چون که پادشاهیِ آسمان مال اوناست

خوشا به حال شما وقتی مردم به خاطر من

آزارتون بدن، و هر چیز بدی رو به دروغ بهتون نسبت بدن

شادی کنید و خوشحال باشید چون که پاداشتون در آسمون، عظیمه

چون اونا به همین شکل به پیامبرهایی که قبلاً زندگی می‌کردن هم آزار رسوندن

شما نمک جهانید، ولی اگه نمک خاصیتش رو از دست بده، چطور می‌شه دوباره نمکیش کرد؟

دیگه به هیچ دردی نمی‌خوره، مگر اینکه دور ریخته بشه و زیر پای مردم بیفته

شما نور جهانید، شهری که بر روی یه تپه بنا شده رو نمی‌شه پنهان کرد

هیچکس یه چراغ روشن نمی‌کنه تا زیر یه کاسه پنهانش کنه

بلکه می‌ذارتش روی چراغدان، تا نورش به همه‌ی کسایی که توی خونه هستن بتابه

پس شما هم، بذارید نورِتون به مردم بتابه تا کارهای زیباتون رو ببینن

و پدرِ آسمانیِ شما رو ستایش کنن (خدا)

فکر نکنید اومدم تا تورات و نوشته‌‌های پیامبرها رو نسخ کنم

نیومدم تا منسوخ کنم اومدم تا به کمال برسونمشون

مطمئن باشید تا زمین و آسمون زایل نشه

کوچیک‌ترین کلمه، یا حتی یه همزه‌ی کوچیک

از تورات زایل نمی‌شه و همه‌ش تحقق پیدا می‌کنه

هرکسی که کوچیک‌ترینِ این احکام رو کم‌اهمیت بدونه

و به بقیه هم آموزش بده که همین کار رو بکنن، در پادشاهیِ آسمان، کوچیک‌ترین خواهد بود

ولی هر کسی که این احکام رو انجام بده، و به بقیه هم یاد بده

در پادشاهیِ آسمان بزرگ خونده خواهد شد

پس بهتون می‌گم که تا وقتی پارساییِ شما از پارساییِ فریسی‌های ریاکار بهتر نباشه

The Visual Bible Matthew subtitles in other languages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left