نخستین 200 خط.
فکر میکنیم آمریکاییه
اسم مستعارش «گوست»ـه. یارو داشت شکارم میکرد
این یه لیست تروره
یه اسم میخوام
امیدوارم بدونی داری چیکار میکنی
بذار حدس بزنم... مائوئی؟
مالیبویه، نه؟
خدایا، شما ینکیها خیلی پیشبینیپذیرین
من به مالیبو فکر نمیکنم، باشه؟
باشه دکترِ بدقلق، انگار نمیخوای بازیِ «فانتزیِ شب قطبی» رو انجام بدی
فهمیدم. اصلاً فکر کن نپرسیدم
متأسفم جِن. من فقط
حالم اصلاً خوب نیست
فکر کنم اون آمپول ویتامین دی بهم نساخته
آره، و مطمئنم هیچ ربطی به این نداره که قراره
شش ماه توی تاریکی مطلق بمونیم؟
منی که تا حالا شب قطبی رو ندیدم
میشه انقدر از این قضیه «تاریکی بیپایان» حرف نزنین؟
اوه، حالت خوب میشه پاول
فقط یه ذره شوخطبعی لازم داری
و یه چیزی که ذهنت رو از این جهنمدرّه یخزده ببره بیرون
وقتی خوندنشون تموم شد، میتونی ازم قرض بگیری
«وقایعنگاری سونویل»
عاشق اون مجموعهام. غافلگیریش چطوره؟
فکر میکنی اون قهرمانه
اما معلوم میشه از همون اول قاتل بوده
از خودش شبیهسازی کرده
ولی تا کتاب آخر متوجه این قضیه نمیشی
جدی میگی؟
قرار بود اینا برای کلِ این شش ماه سرگرمم کنن
ای بابا
اشتباه از من بود
عجب آدمِ عوضیایه
حدس میزنم فقط توی یه بازه زمانی محدود
توی سال میشه به اونجا پرواز کرد
چند وقت یه بار برای پایگاه آذوقه میبرین؟
اوم، سه یا شاید چهار بار در طول تابستون
عمدتاً غذا و دارو
همیشه یه چیزی خرابه
مخصوصاً تجهیزات معدن
جدی؟
فکر میکردم استخراج معدن توی قطب جنوب ممنوع شده
استخراج تجاری، آره
اینا دانشمندهای بینالمللیِ آبوهوا هستن
همون ابزارهاست، ولی قوانینش فرق میکنه
باید بگم، تعجب میکنم که داریم میریم اونجا
اونم این موقع از فصل
معمولاً اینقدر نزدیک به شب قطبی ریسک نمیکنن
مگه اینکه کسی مرده باشه یا در حال مرگ باشه
یه اقلیمشناس نیروی دریایی آمریکا
به یکی از همکاراش حمله کرده و اونو کشته
مهارش کردن و درخواست کمک فرستادن
کس دیگهای نزدیکتر نبود که جواب بده؟
کسی که وظیفهش
رسیدگی به جرایم نیروی دریایی آمریکا باشه، نه
متأسفانه دکتر کوهن یکی از مایه
منطقیه
رفیق، زیاد اونجا نذارشون
محلول ضدباکتری حتی رنگ رو هم میکنه، باور کن
اوه، آره، فقط منتظر یه پیام مهمم
اه، نه، احتمالاً کل مسیر رو میخوابه
حتماً، رُزی
بعضی نژادها قلق دارن
نسبت به بقیه، اما
خب، این یکی خیلی بیدردسر و کمتوقعه
البته در بین نژاد جک راسل
آهان
اه... گوش کن، اون
صبحانهاش رو وسط هفته ساعت ۸ میخوره
آخرهفتهها یه کم دیرتر
آهان، حتماً، حتماً. و، اه
مسلماً عاشق اینه که شکمش رو بمالی
مسلماً
نه، نه
آره، ولی نه زیاد چون
یه کم دلپیچه میگیره
و اینکه، اه، آموزشدیدهست
پس تا وقتی لازم باشه خودش رو نگه میداره
یه کمکی میکنی؟
راستش من بیشتر طرفدار گربههام
دوباره تکرار کن، پولپوینت
اینجا ویسکی-نوامبر-ناینر هست
تست رادیویی، پولپوینت. صدام رو داری؟
هنوز خبری نیست؟
اینجا طبیعیه
اگه ماهواره دقیقاً بالای سرمون نباشه
این کمکی نمیکنه
دختر، جدی میگی؟
فکر نمیکردم اهل فیلمهای ترسناک باشی
نیستم. ازشون متنفرم
باشه
همهچی روبهراهه؟
اوه، آره، آره
آره، چیزی نیست
گفته بودم که... توی اینترنت با کسی آشنا شدم؟
نه، ظاهراً نگفته بودی
آره، اوم، چیز مهمی نیست
خیلی رابطهی ساده و تفننیایه
یه مدت هستیم، یه مدت نه، خودت که میدونی چطوریه
آره
به هر حال، اه، سالگردمونه
یک ماه از وقتی که توی اون اپلیکیشن
بهش پیام دادم میگذره
اوه! آره
آره، نمیدونستم... هنوز این چیزها مده
امم
واسه همین امشب توی «میمی» میز رزرو کرده بودم
واسه سالگردمون
ولی خب تابلوعه که لحظه آخر مجبور شدم کنسلش کنم
اوه، مطمئنم درکت میکنه
نه، بحث اون نیست. فقط
از فرودگاه بهش پیام دادم
تا ببینم چطوری میتونم از دلش دربیارم و
اونم اینو جواب داد
به نظرت منظورش چیه؟
اگه لازمه من اینو برات توضیح بدم
پس احتمالاً اصلاً نباید با کسی وارد رابطه بشی
منم همین فکر رو میکردم
کاپیتان صحبت میکنه
داریم برای فرود توی پایگاه پولپوینت آماده میشیم
صندلیهاتون رو به حالت عمودی برگردونین
و هر چیزی که نمیخواین موقع فرود با سرعت بخوره تو صورتتون
جمع کنین
طبق برنامه پیش بریم، باشه؟
جنازه رو بردارین، دکتر کوهن رو بازداشت کنین، سریع بریم و برگردیم
من که حرفی ندارم
بیسیم رو بردار. تو نمیای تو؟
اوه، نه، میخوام یه کم بخوابم
از اون گذشته، اگه من نیام، کی میخواد اینجا بمونه
و موتورها رو روشن نگه داره؟
خاموش نمیکنی؟ الانم دما ۲۰ درجه زیر صفره
اگه خاموش کنم، تا وقتی شما برگردین
تمام لولهها یخ میزنن
این یعنی اگه تا ۴۰ دقیقه دیگه برنگردین
دیگه برگشتی در کار نیست
هیو
اوه
اوه! اوه
اوه، بیرون سگلرزه به معنای واقعی کلمه
گفته بودم که از سرما متنفرم؟
این سرما رو به گرمای داروین ترجیح میدم
انسیآیاس. کسی اینجا هست؟
انتظار فرش قرمز نداشتم
ولی یه سلامِ خشک و خالی هم زیاده؟
الو؟ کسی اینجا نیست؟
الو؟ انسیآیاس
دی
این چه وضعیه؟
این که آقای اشپیگلمن نیست
نه، این یکی هم اون نیست
طبق لیست پایگاه، کلاً باید ۱۰ نفر اینجا باشن
آره، من هفت نفرشون رو اینجا پیدا کردم
و به نظر نمیرسه هیچکدومشون دکترِ نیروی دریایی ما باشن
نمیتونن دور شده باشن
جدا بشین. بریم پیداشون کنیم
من و جِیدی اینجا میمونیم و به رُزی کمک میکنیم تا صحنه رو ثبت کنه
دی، ایوی، آمار دقیقِ اتفاقاتی که افتاده رو دربیارین
حله
و ببینین میتونین دکتر کوهن رو پیدا کنین یا نه
خب، بیا قدمبهقدم بررسی کنیم
دکتر کوهن بازی رو شروع میکنه
وقتی که از پشت سر، با ضربه به سرِ اشپیگلمن اونو میکشه
بقیه تیم مهارش میکنن
میبرنش یه جا و حبسش میکنن
خطر رفع میشه
پس این بساط رو چطوری توجیه میکنی؟
اسکوتر بفرما
حداکثر وزن برای بلند شدن چقدره؟
اه، باید بر اساس مقدار سوخت حسابش کنم. چطور مگه؟
چون قراره جنازههای بیشتری از اونی که فکر میکردیم با خودمون بیاریم
منظورت همهشونه؟ لعنتی
مطمئن نیستم اونقدر صندلی داشته باشیم
صندلی نمیخوام، فقط کفِ هواپیما جا باشه کافیه
در ضمن، وقت بیشتری هم لازم دارم
باشه، چقدر مثلاً؟
یه صحنه جرم با تلفات جمعی دارم که باید بررسی بشه
پس اگه عجله کنیم، دو شاید هم سه ساعت زمان میبره
اوه، که اینطور، پس راحت باش
چون تا اون موقع تمام روغنهای هواپیما یخ میزنن
و شش ماهِ آینده رو همینجا گیر میافتیم
من شش ماه اینجا نمیمونم رفیق. یه فکر دیگه کن
حدس میزنم بتونیم روغنها رو تخلیه کنیم و بیاریمشون داخل پایگاه
تا نذاریم یخ بزنن
اما این یعنی باید موتور رو خاموش کنیم
مشکلی پیش میاد؟
فقط مسئله اینه که تضمینی نیست دوباره روشن بشه
منتظر چی هستی؟
هر چی شما بگی رئیس
از این مدل قدیمیهاست
یکی میخواسته یه نفر دیگه رو اونجا زندانی کنه
یا یه چیزی رو
بسیار خب، هفت تا جنازه. بریم
خب، بریم سراغ شرح ماوقع
فکر کنم این پخش زندهشه
یه کمکی میکنی، رُزی؟
اوه، مطمئنم خودت از پسش برمیای جیم
فقط یادت باشه رفیق، با پاهات بلند کنی
اوهوهو! گاوصندوقِ اسلحه. ایول
ایوی، تو که خودت اسلحه داری
اسلحه هیچوقت زیاد نیست
No comments yet. Be the first to leave one.