نخستین 52 خط.
....ببخشید.....طوریه اگه
اینجا یه کشوره آزاده
این چیه؟_ هیچی_
مطمئن باشم که یه ماشین زمان یک دقیقهای نیست؟
لعنتی
....ببخشید....طوریه اگه
اینجا یه کشور آزاده
این چیه؟
خب قطعا یه ماشین زمان یک دقیقهای نیست
لعنتی
ظرف غذامه_ عجیبه_
من عجیب بودن رو دوست دارم_ خوبه_
من لمسم
من جیمزم
جیمز
داری سعی میکنی مخم رو بزنی؟
برو بابا.....اینطوری به نظر میرسه؟
داری سعی میکنی مخم رو بزنی؟
آره....منظورم اینه که
دارم تلاش میکنم
سختتر تلاش کن
!سلام_ سختتر_
قهوه؟_ سختتر_
شام
میتونیم بریم خونهی من
الان؟
و یه سکس درست و حسابی بکنیم
جوری که مغزامون به گا بره
!بالاخره
خسته شدم از مردایی که نمیتونن حرف دلشون رو بزنن
میخوام که یه ضربه بزنی در کون خوشگلم
برو بابا.....فکر کردم که تو
میخوام بهت در کونی بزنم
بیا الان بریم
هی....تو به علوم علاقه داری_ !علوم_
خواهرزادهی پنج سالهم علوم دوست داره
من دکترای مکانیک کوانتوم دارم
تو یه متخصص مکانیک کوانتومی
که میخوای به برداشت جسورانهای از زمان برسی
و داری تلاش میکنی که نحوهی برخورد با جغزافیای مکانی جهان رو درک کنی
خب....آره
قسمت مورد علاقهت کجاست؟_ کون_
ما هنوز داریم دربارهی علوم صحبت میکنیم
سفر در زمان_ منم همینطور_
خیلی چیز وحشتناکیه، نه؟
میدونم، وایسا....چی؟
فصل کاربردهای عملی رو خوندی؟
البته که فصل کاربردهای عملی رو خوندم
و_ و_
میخوام همین الان این دکمهی قرمز رو فشار بدم
!ببخشید
ببخشی، شما کی هستین و با کتاب من چیکار دارین؟
No comments yet. Be the first to leave one.