نخستین 194 خط.
.تخمهام یخ زدن
.زیادم بد نیست. یخها دارن باز میشن .چند ماه دیگه بهار میشه
بهار، ها؟
گوش کن، باید متوجه باشی .که روسا بهت لطف کردن فرستادنت اینجا
.از مرکز کنترل شهری به واحد دریایی - .واحد 7672، ادامه بده -
.مشکلی از طرف یه قایق خصوصی گزارش شده .یه قایق 18 متری سفید، موتورش از کار افتاده
موقعیتش کجاست، مرکز کنترل؟
.توی کانال نزدیک پل ."در حدود 1800 متری اسکله "آرمیستد
.دریافت شد، ما بررسی میکنیم
.پدرم قبلا اینجا کار میکرد
کارخونه فولاد "بث"؟ - .در محوطه کشتیرانی، آره -
.یه عمو داشتم که اونجا سرپرست بود .اگرچه سال 78 بازنشسته شد
.پدر من سال 73 بازنشسته شد
قایق تفریحی؟ - .خوشگله -
.بیشتر از یه موتور داره - .احتمالا مشکل برق داره -
اون قایق پلیس ـه؟
.امشب چطوری؟ خوشحالم که میبینمت هنری"، چطوری؟"
نوشیدنی؟ - .نه، ممنون -
ناخدا تویی؟ - آره، تو هم سرپرست بندری؟ -
.نه، از نیروی پلیس شهر هستم
پس توی آب موتورت از کار افتاده؟ - .فکر کنم از استارتش باشه -
مکانیک نیستی؟ - .من؟ نه -
.جلوی کشتی رو از عقبش تشخیص نمیدم
بهترین کاری که میتونم بکنم .اینه که یدکت کنم
.کلاود"، باید یدک بشن"
.دریافت شد، تا اسکله "هندرسون" یدک میکنیم - .خوبه -
امکانش هست انتقال ما .رو به تعویق بندازین؟ الان مهمونی خیلی جذاب شده
.نمیخوایم که برای مشکل فنی و موتور تمومش کنیم
.شما در کانال کشتیرانی هستین
چطوره ما رو به یه گوشهای ببرین و بذارین گروه موسیقی یکم بیشتر بنوازه؟
ترجمه از: داوود
هیچچیز مثل قدیما نیست لیتل بیگ روی
چونکه، میدونی من چی میبینم، درسته؟
یعنی میگم، سه سال در .بخش سرقت ماشین و هیچی یاد نگرفتم، برام مهم نیست
دارم بهت میگم، حتی نمیخواستم .دیگه پلیس باشم، واقعا نمیخواستم
فکر کنم به خاطر همین .هم اونطوری به ماشینم شلیک کردم
،اما این کاری که با "بارکزدیل" کردیم ...شنود و تمام بندوبساطش
،حس خوبی داشت .یه حسی که انگار دارم یه کاری میکنم
پس داشتم با خودم فکر میکردم .شاید بخش مبارزه با مواد مخدر بهتر باشه
سرگرد، میخواین اینو کجا بذارین؟ - .همینجا، رو به دیوار -
اگر هیچ جای خالی توی .بخش مبارزه با مواد نیست،شاید مصادره اموال یا همچین چیزی
.هی، هی، آروم، آروم، شکستنی ـه
."یعنی میگم، با وجود پرونده "بارکزدیل
لستر فریمون" ما رو حسابی" .دنبال پول برد، حسابی
میتونستیم املاک، پول نقد، ماشینها .همه چیزو مصادره کنیم
اگر روسا، یعنی میگم، اگر فرمانده .میذاشت پرونده جلو بره. روش کار میکردیم
.نگاهش کن، یه فاختهست- .درسته -
.نگاهش کن
خب چی فکر میکنی؟ - من چی فکر میکنم؟ -
فکر میکنم که بهتره .ماه بعد امتحان گروهبان شدن رو بدی
...و به خاطر اینکه من "اندی کرازکی" رو طرف خودم دارم
...و به خاطر اینکه اونم شهرداری رو طرف خودش داره
.میتونی گروهبان بشی
بعدش میای اینجا به جنوبشرقی ...چون من پدر زنت هستم
.تو یه بخش آروم، شیفت روز مشغول به کار میشی
بعدش امتحان ستوان شدن رو میدی .که اونجا هم نمره بالایی میگیری
نمیخوام همینطوری درجه بگیرم، میخوام .روی پروندهها کار کنم، پروندههای خوب
..."رونالد"
.بهم گوش کن
.کارت در مورد اون پرونده مواد خوب بود .خودتو اثبات کردی، کارت خوب بود
،به غیر از اون موضوع با هیئت منصفه دادگاه عالی .باید یکم توجه رو از خودت دور کنی
...اگر فقط خفه شی و به من گوش کنی
شاید واقعا بتونی یه شغل .درستوحسابی توی این سازمان داشته باشی
.این رادیو خوب کار نمیکنه - .داری گمش میکنی -
.داری ایستگاه رادیویی گم میکنی - منظورت چیه؟ -
اگر زیادی از بالتیمور دور بشیم .ایستگاه رادیویی رو دیگه نمیگیریم
.ایستگاه رادیویی فیلادلفیا یا از اینجور چیزا رو امتحان کن - رادیو فیلادلفیا فرق داره؟ -
سربهسرم میذاری؟ هیچوقت به ایستگاه به غیر از بالتیمور گوش نکردی؟
هیچوقت از بالتیمور نرفتم بیرون ."به غیر از اون یه روز لعنتی توی "روستای پسران
.اونجا هم که هیچ رادیویی گوش نکردم
.زود باش، مرد، داری منو میکشی، بس کن
.هوای خیلی گرم و دلپذیریه
...گرم، روزهای شرجی، و بعدش بارون شبانه
این ایستگاه فیلادلفیاست؟ - آخه من از کجا بدونم؟ -
چرا یکی باید بخواد بالتیمور رو ترک کنه؟ .این برام سواله
.هی، این باید همون خروجی باشه، از اونجا برو
.تا الان که به کارشون ادامه دادن
!آهای، رفیق
دخترا همیشه در مورد .مرد کوچولو در قایق میگفتن، حالا میفهمم منظورشون کی بوده
.بیا رو عرشه، مرد، میخوام بهت نشون بدم - .لعنتی، نه -
چی شده؟ - .بانک" نمیتونه شنا کنه" -
.منم زیاد تو شناور شدن خوب نیستم - خب چی باعث شده که بیای کنار آب؟ -
.ایلین ناتان" زنگ زد" .پرونده "گنت" چهار هفته دیگه شروع میشه
.میخواد اظهارت اولیه شاهدان ما رو بگیره
که میشه اون پیرزنه ساکن خونههای سازمانی ...که مشکلی نیست
.و آدم تو "عمر"، که خبری ازش نیست
یه شماره از "عمر" داری "جیمی"؟ - .خب، سمت راست کشتی که نیست -
.اون سمت چپه احمق - آخه من از کجا باید بدونم؟-
زود باش، بذار برات ناهار بخرم .و در مورد این اوضاع با هم فکر کنیم
.اگر قرار باشه برم، باید به گروهبانم خبر بدم
.که منو یاد این میندازه که "لندزمن" ده دلارش رو میخواد
ده دلار برای چی؟ - .برای شرطبندی سر اینکه تو قایق رو میرونی -
.به اون عوضی بگو رنگ پول رو نمیبینه .احتمالا اون به "راولز" گفته من کجا دوست ندارم برم
.جیمی"، اونجا بدون کون تو دیگه مثل قبل نیست"
نیست؟
.در واقع بهتر شده، هی، زود باش، بریم
.اگه کانال حفاری بشه، همگی کار میکنیم .افراد تو، افراد من
."کانال خیلی مهمه "نات
آره، میدونی چقدر پول باید خرج کنی که حتی بتونی باهاشون در این مورد صحبت کنی؟
اگر فرصتی پیدا نکنیم .احتمالا باید بریم و بمیریم
.نه، باید وادارشون کنی لنگرگاه غلات رو بازسازی کنن .اونجا صد تا کشتی داری
بهترین کاری که میکنی .اینه که یکی دو گروه به تماسهای تلفنی هفتگیشون اضافه میکنی
.در بهترین حالت گروههای شش هفت نفره هستن
آره،اگر براش تلاش کنی .شاید بتونی به یه چیزی برسی
"میری به "آناپولیس ...درخواست یه کانال کوفتی رو میدی
.با کون چروکیدهت و دست خالی برمیگردی اینجا
...بازم هست، اگه لنگرگاه غلات زود درست نشه
یه عوضی با ساختن آپارتمانهای اشتراکی .حسابمون رو میرسه
...نات"، اگر کانال 0.6 متر عمیقتر بود" - .گوربابای کانال -
.میخوام برم شورای شهر .میخوام بهشون بگم سر مسئله لنگرگاه پافشاری کنن
میفهمی چی میگم؟ - .نات"، آروم باش لعنتی" -
"امان از آدمهای محله کوفتی "چکرز .طوری رفتار میکنید که انگار چیزی سرتون میشه
...نات"، بهم گوش کن، اگر ما"
.همگی شماها باید بخزین تو سوراخ اونا
به خودتون یادآوری کنین .کی هستین و از کجا اومدین
."لعنتی "فرانک
فقط اینجا نشستیم و تماشا .کردیم که "نات کاکسون" هیکلت رو به گند کشید
و از اونجایی که یه حرومزاده آلت چروکیده هستی .قبولش کن
برای اطلاع شما، من هر .روز صبح با یه راستشدگی خیلی حسابی و شدید از خواب بیدار میشم
.باید برم ساکن محله 47 رو در جریان این موضوع بذارم- .خودش انتخاب کرد که بره-
.آلتم مثل فولاد میمونه آقایون- .محض رضای خدا -
.سه و نیم اینچ فولاد سخت
پسر "نیکی" امروز کار میکنی؟ - ."به عنوان مراقب برای گروه "بیگ روی -
.عجب پسری، باعث افتخار خونواده شدی
این اولین روزی ـه .که تو دو هفته این کار رو بهم دادن
اتو" این اطرافه؟" - .مثل همیشه، سرگرم کار خودشه -
عوضی آشغال 20 دلار .برای بلیطهای بختآزمایی بهم بدهکاره
."هی "نیک
.باید "گریک" (یونانی) رو ببینم و یه شماره ازش بگیرم .یکی توی راه داره
امروز؟ - .فردا -
.آتلانتیک لایت در بخش شمالی
.باشه
."هی "فرانک - چه خبر؟ -
.باید بری به "زیگی" یه سری بزنی، مرد .داره همه جا سرک میکشه
.من از ساعت هشت اینجام .میدونی که از ساعت هشت اینجام
.یه لحظه وایستا - .ای احمق بیشعور لعنتی -
.میخوام برات پیداش کنم .فقط خفهخون بگیر
اوضاعمون چطوره؟ - .مشکلی نیست رییس -
آره معلومه که نیست. از ساعت ...هشت اینجام تا جرثقیل سوار روی شاسی رو بگیرم
.و این سادهلوح کانتینرش رو گم کرده
.گم نشده
.درست همینجا در لیست بارهاست، به عنوان یه محفظه مهم کجاست "زیگ"؟
...یا در بخش 7 یا - .بخش 7 خالی ـه، مرد -
...یا تو 8. در اون مورد
.حتما یه جایی توی این محوطه هست
.لعنت عیسی مسیح به تو - .داری منو میکشی "زیگی"، داری منو میکشی لعنتی -
.یه شماره از مامور انتقالت بهم بده ...زنگ میزنم و سعی میکنم راستوریستش کنم. و تو
.برو ساعت بزن و وسایلت رو بردار .برم نگرد لعنتی
.شنیدی چی گفتم "زیگ"؟ اخراجی
.بعدا حتما میبینمت احمقجون
.عجب آدم بیشعوری ـه .همین الان شغلش رو از دست داد و اصلا خیالش نیست
.اخراج نشده، مرد - نشده؟ -
.اون پدرشه
اینو برای کِی میخوای؟ - .دادگاه یه ماه دیگهاس -
.باید این هفته شروع کنم به آماده کردنش
..."افسر "برنز
.کارآگاه
...شنیدم که فرستادنت این پایین، اما
.یعنی میگم، میدونی، لعنت
این حرومزادهها بازی سرشون نمیشه، مگه نه؟ - خب چی شده بیای این پایین؟ -
.داشتم مدارک پرونده "گنت" رو بررسی میکردم
تاریخ دادگاه برای "برد" ماه بعده .و "ایلین ناتان" میخواست همه چیز آماده باشه
.سلامم رو بهش برسون
به کی؟ - ."به "برد -
.مدرکی در کار نیست - منظورت چیه؟ -
،قبض مصادره میگه: ردیف بب، بخش 14 .قفسه سه، از سمت راست چهارم. همینو میگه
خب؟ - .همچین چیزی وجود نداره -
.ردیف بب، 12 بخش داره. این میگه بخش 14 .میفهمی چی میگم؟ هیچ مدرکی نیست
زمستونا انواع ضعیفتر ...کرمهای ابریشم رو میکشه
...لعنتی - .اون یه موجود دیگهس -
.لعنتی
هیچ حفاظی در برابر کرمهای ابریشم نیست ...اونا همه چیزو میخورن
.اما این یه جور سیستم هشداردهندهس
.اونا اینجان
.فارنوش"، موفق شدی بیای"
.سلام، پدر، اینجا هواتونو دارم
.زود باش بیا
میخوای پنجرهت رو ببینی؟
"فقط "فارنوش سوبوتکا .این همه راه تا "اسلینگن" میاد تا شیشه رنگی رو ببینه
.آلمانیها واقعگرا هستن .اما نمیتونی توی ساختن چیزا ازشون جلو بزنی
خوشحال شدم که انجامش دادم پدر .برای کلیسا، میدونید که
.حقیقتش اینه که باید یه چیزی در عوضش بخوام - .هر کاری بتونم انجام میدم -
.باید با سناتور رودررو صحبت کنم - باربارا"؟"-
،برای مراسم عشای ربانی یکشنبه میاد .اونی که لهستانی حرف میزنه
به مشکل برخوردیم. باید در مورد ساختوساز کانال .یه کاری بکنیم
لنگرگاه مخصوص بارگیری غلات .یک سال ـه که تعطیله
با این حال افرادی پیش من .میان تا به چیزایی اعتراف کنن که تا به حال نشنیدم
لازم نیست بهم بگی .که چقدر اوضاع اسکله بده
زود در مورد "میکولسکی" یه کاری میکنی؟
لازم نبود یه پنجره آلمانی برام ."بسازی تا اینو ازم بخوای "فرانسیس
از این گذشته، پیشکشهایی ...رو دادی که خیلی بیشتر از
.بردن اون پنجره به اون بالا ارزش داشته
چقدر از آخرین اعترافت گذشته؟
.میبینمت پدر
No comments yet. Be the first to leave one.