نخستین 199 خط.
!خواهش میکنم
.لطفاً کمکم کنید
.خواهش میکنم
.خواهش میکنم بهم کمک کنید
.لطفاً
کسی نیست؟
خواهش میکنم؟ لطفاً؟
!یهنفر بهم کمک کنه
.خواهش میکنم. بهم حمله کردن
.هی، هی، هی، آروم باش، آروم باش
...تونستم فرار کنم، ولی - چی شده؟ -
.صدمه دیدم
کجات؟ ...کجات صدمه
.بشین
میتونی انگلیسی صحبت کنی؟
.آره، یهکم
اسمت چیه؟
.رائول .ولی من فقط اینجا کار میکنم
.اینجا خونهی من نیست
کس دیگهای هم تو خونه هست؟ - .نه -
.اونا بریتانیاییان .فقط واسه تعطیلاتِ آخر هفته میان اینجا
.زیاد اینجا نمیمونیم
.هیچ حرکت احمقانهای ازت سر نزنه
باشه؟
.خیلیخب
حالت خوبه؟
.ازم فاصله بگیر
.فقط بذار توضیح بدم - ،تمامِ این مدت -
میدونستی که قراره اون رو بکشی؟
.میخواستم جلوی این اتفاق رو بگیرم - پس چرا اینکار رو نکردی؟ -
،هرکاری میگیم رو انجام بده
.اونوقت بهخوبی باهم کنار میایم
باشه؟
.نگران نباش، کَت
.همهچی روبهراه میشه
«هانا»
خب... اوضاع و احوالت چطوره؟
راستش، یه چیزی هست
.که میخواستم راجع بهش باهات صحبت کنم
«مارتا»، افراد سفارت آمریکا اینجا هستن.
.مارتا فران
.جیم هوگان هستم، مشاور ویژه وزارت امورخارجه
.آشنایی با شما باعث افتخاره
طرفمون کی بوده؟
.آقای گِلدر از همکارهای بنده بودن
ایشون از طرفِ وزارت
.برای یه کار محرمانه اینجا بود
دولتهامون دارن صحبت میکنن .و همهچیز داره شفافسازی میشه
هیچ ایدهای در رابطه با اینکه ضارب ممکنه چه کسی باشه ندارین؟
.هیچی .تلویزیون مدار بسته از کار افتاده بود
.چهجوریش رو نمیدونیم
و چهچیزی توی اتاق باقی مونده بود؟
.فقط وسایلش
.انگار دیگه کم کم میخواسته اینجا رو ترک کنه
کارِ متخصصین پزشکی قانونی اینجا تموم شده؟ اجازه هست؟
همهش همین بود؟ چیز دیگهای نیست؟
هیچ کیف یا کیفِ لپتاپای نیست؟
باید باشه؟
.باید با دقت بیشتری محیط رو بررسی کنیم
سندی؟
سندی؟
سندی؟ .یه مرد اینجاست
.میگه که عموتـه
.خونهی قشنگی دارین
.ممنون. این خونه رو دوست داریم
.نگو که دوباره تو عالم خماری هستی
.یهکم
همین امروز با پرواز برای حضور تو یه جلسه اومدم
و با خودم گفتم یه سری به .برادرزادهی موردعلاقهم بزنم
.من تنها برادرزادهایام که داری
آره، خب، میشه بیام تو
یا نکنه یه پسر اون تو پیشت هست؟
.خوشتیپـه ازدواج کرده؟
.آره .با زن عموم
دیشب بدون مشکل برگشتی؟
اینا همون لباسهاییان که پوشیده بودی؟
اسلحه؟
حموم کردی؟
.وقتی رفتم باید حموم کنی
.و این ملافهها رو دمدست بذار .قدیمیها رو بنداز دور
فرار کردن؟
میدونی ممکنه کجا رفته باشن؟
.سعی میکنن که از اینجا برن .حالا یا از طریق بندرگاه یا فرودگاه
.هردو مکان رو تحتنظر داریم
.نگران نباش .پیداشون میکنیم
.همین کار رو انجام بدین
.قبل از اینکه هویتم رو افشاء کنن
.ساعتِ ۹ کنفرانس داری
.باید بری بهش برسی
.باید اون رو به یه جای امن ببریم
اونا تمام فرودگاهها و ترمینالهای خروجی
.رو تحتنظر دارن
.اگه سعی کنیم اون رو جابهجا کنیم، میکشنش
پس چیکار کنیم؟
.رابرت گِلدر داشت یهچیزی رو به بارسلونا میآورد
.یه لیست سوژهها
.باید پیداش کنم
.کَت
.درک میکنم چی میکشی
اونا پدر من رو هم کُشتن
.داری اینو از خودت درمیاری
.اینطور نیست
.من اونجا بودم
.کَت، گوش کن ببین چی میگم
...اگه میخوای زنده از اینجا خارج بشی
ازت میخوام هرچیزی .که میدونی رو بهم بگی
.بابام گفت که توی خطره
.گفت که یهجور سند و مدرک همراه شه
.باید اون رو میداد به یهنفر
نیکولا گاف؟
.ولی اون توی لندن کشته شد - .نه -
.به یهنفر توی بارسلونا - کی؟ -
.نمیدونم
.هانا
ازم خواسته شد وقتی که اون رو کشتیم
.برم یه کیف رو از تو اتاقش بیارم
.من که هیچ چیزی توی اتاق ندیدم
بهنظرم
.ممکنه کیف رو مخفی کرده باشه
،وقتی که رسیدم طبقهی پنجم دیدم که یه کارمند هتل
.داشت اتاقش رو ترک میکرد
.اسمش برنَت بود
.یه چیزی زیر بغل زده بود
.باید برگردم اونجا
یک دستورِ جستجوی مستقیم
برای هویتهای
،کلمنسی جونز، میا وُلف، کاترین گِلدر .صادر میکنیم
همچنین به دنبالِ کیف قهوهای رنگی
که متعلق به متوفی، رابرت گِلدر است
.و معتقدیم که حاوی لیستِ سوژهها میباشد، هستیم
.میلر
ازت میخوام تمامی فعالیتهای آنلاینِ کلمنسی جونز
و نظراتش در شبکههای اجتماعی رو .تحتنظر داشته باشی
،حتی اگه کوچیکترین چیزی ازش به چشمت خورد
.یه راست میای به خودم میگی مفهومه؟
.به بندرِ بارسلونا خوش آمدید
،معمای مرگِ وکیل آمریکایی، رابرت گلدر
در هتلی واقع در مرکزِ منطقهی ایشامپل در بارسلونا .همچنان سر به مهر باقی مانده است
...هیچگونه جزئیاتی منتشر نشده
اون کدوم هتلـه؟
«گواهینامه رانندگی، «ایالات متحده «گارت جاش»
.این درست نیست .اونی که باید بره منم
.من میخوام اینکار رو انجام بدم
.حداقل تفنگ رو با خودت ببر
.لازمت میشه - .نه، لازمش ندارم -
.تفنگ رو بگیر
.میبینم که درش آوردی
.آره، همین چند لحظه پیش
.توی دستشویی
.دیگه باهاشون کار نمیکنم
هنوز با مادرت ارتباط برقرار نکردی؟
و؟
.هنوز هیچ خبری نیست
.حواست به اون یارو باشه
و با کَت هم حرف بزن، میدونی که؟
.بهتازگی پدرش رو ازدست داده
کنارش باش، مثل همون موقعای .که کنار من بودی
.موفق باشی
.زودی میبینمت
.سلام - .سلام -
چه بلایی سرت اومده؟
دیشب من و کَت واسه مشروب خوری .زدیم بیرون
.تو راهِ برگشتن به خونه، خوردم زمین - چی؟ -
اون مجسمهی اسبی که کنارِ بندرگاهه رو میدونی که؟
آره، خب؟
.پام گیر کرد به پاهای عقبیش
.عجب آدم دستوپا چلفتیایام
.از جوری که اونو میگی خوشم میاد
کَت رو ندیدی؟
.گوشیش رو جواب نمیده
.احتمالاً یه جایی تو ساحل خوابیده
.اگه اینطور باشه هم جای تعجب نداره
.آخه زیادی مَست بود
.عادت همیشگیِ کَت - مگه نه؟ -
اینجا چه خبره؟
.خیلیخب، لطفاً گوش کنین
.متأسفانه کنفرانسِ امروز صبح لغوه
کارآگاه بازرس فران میخوان با هر کسی که
کاترین گِلدر رو در طول ۲۴ ساعتِ گذشته .دیده، صحبت کنن
پس، تو دیشب باهاش بودی؟
.آره .گفت که میخواد بره بیرون
.ادامه بده - برای همین، رفتیم به کلوپشبانهای -
.که نزدیکِ ساحلـه
.زیاد اونجا نموندیم
بعد اون گذاشت رفت؟
بدون اینکه چیزی بگه؟
.آره
حالش خوبه؟
پدرش رو وقتی که اینجا بود ملاقات کردی؟
.البته .اونا باهم ناهار خوردن
.خودم رسوندمش اونجا
و از دیشب تاحالا باهات تماس نگرفته؟
چـ... چه اتفاقی افتاده؟
.پدرش مُرده
.خدای من
چهجوری؟
.نمیتونم بگم
کَت کجاست؟
حالش خوبه؟
No comments yet. Be the first to leave one.