نخستین 200 خط.
باید کمربندامونُ ببندیم
ممنون - تشکر نداره -
شین کوچولو
حرومزاده های چندش
اوهوم پس بخاطر همین اومدی سراغ من
آره - ..اما -
رابطه خواهرت مشکلی نداره
واسه چی بخاطرش استعفا دادی؟
آخه بین این همه آدم با آقای گی روهم ریخته
...فقط وقتی یاد بغل و ماچشون تو ماشین میفتم
به هر حال انگار آخرش به نفع من تموم شده ، اینطور نیست؟
به لطف اونها اومدی پیش من
خب یه جورایی آره
حالا که حرفش شد
سهم من چقدر میشه؟
سهمت؟
وایسا ببینم مگه من قول سهم داده بودم؟
نبض یه شرکت نوپا همین معامله سهامشه
الان ثبت شرکت کردی و یه استعداد ذاتی مثل منو داری
پس ده درصد بهم بده
باشه
اگه سیستم بازسازی رو تا امروز تکمیل کنی
شاید 0.01 در صد برات در نظر گرفتم
پس حداقل یه آمریکانوی سرد برام بگیر
تو اتاق هم قهوه است هم یخ برو برا خودت درست کن
سلام - سلام خانم دانگ -
شماهام با هم سَرو سِر دارین؟
ای بابا
...بالاخره
تصمیم گرفتی؟
آره ، بیا با هم انجامش بدیم
ایول بیا همین کارو بکنیم
خیلی خب خدایی تصمیم درستی گرفتی
واقعا که ذهن بازی داری - صبر کن -
...قبل از
قبول کردن این کار با اون حقوق مسخره
باید بگم من ده درصد از سهام رو میخوام
ده درصد؟ - آره -
قبول؟
باشه باشه قبول
بیا مشغول شیم - به تیم خوش اومدی -
آه ، تا الان باید میرسید
یکی دیگه هم هست که میخواد اینجا کار کنه
کی؟ - آه اومد -
سلام رئیس چوی
شنیدم فناوریت بر خلاف توانایی برنامه ریزیت فوق العاده است
خانم سئو شما هم میخوای اینجا کار کنی؟
شما بهش توصیه کردی؟ - نه -
اشتباه برداشت نکنید
من پتانسیل شرکت شمارو دیدم و تصمیم گفتم به شما پییوندم
در عوض میتونی به استعداد من به عنوان برنامه ریر اعتماد کنی و ازم تبعیت کنی؟
بله حتما ، خیلی هم عالی
شبیه نسخه دوم هانمیونگ الکترونیک شده
نخیرم
این نسخه اول کمپانی بانستون ـه
آقای شین بیا بترکونیم
حتما
بیاین امشب شام تیمی دور هم بخوریم
سرمایه گذارمون امشب یه غذای توپ برامون میگیره
سرمایه گذارم دارین؟
به حرفی که زدم اهمیت ندین
از غذاتون لذت ببرید
چشم
من که راحت میخورم
خیلی خوشمزس
به هر حال در مورد شرکت
واقعاً زمین پدرتونو رهن گذاشتین ؟
چقدر بوده؟
یه تیکه کوچک
پدر سوخته 6،600 متر مربع کمه؟
پس لابد تو 66 متر خفه میشی
با 80 متر اینجا مشکلی نداری؟
بابا قراره اینجارم رهن بدی؟
نه نه با خونه مون همچین کاری نمیتونیم بکنیم
اینجا اجاره ایه نگران نباش
اینجا اجاره ایه؟
خونه ندارین
چطوری به فکر شرکت زدن افتادی؟
خب دیگه کافیه
اینجوری اوقاتش تلخ میشه
ای بابا مادر الان چه وقت این حرف بود؟
کار بدی کردی
نگران نباشید مادر جان
راست میگی؟ - البته -
این روزها خیلی ها شرکت میزنن
بخاطرش خونه شون از دست میدن طلاق میگیرن و زندگیشون خراب میشه
ولی خدارو شکر آقای چوی خونه اش اجاره ایه و زنم نداره
چیزی نداره از دست بده پس مشکلی پیش نمیاد خیالتون راحت
این دیگه چه حرف مزخرفی بود؟
بیا عزیزم حسابی بخور
بیاین در مورد یه چیز دیگه حرف بزنیم
دور هم جمع شدیم تا بهم انرژی مثبت بدیم
بیاین به سلامتی بخویم و یک شب خوب بسازیم
فردا باید کار کنیم - آره باشه باشه -
خب به سلامتی کمپانی بانستون
به امید موفقیت - موفقیت -
به سلامتی
ممنون از شام - قابلی نداشت -
- خداحافظ. - خداحافظ.
به سلامت - باشه -
خداحافظ - فردا می بینمت -
میخوای یه ذره قدم بزنیم
چی باعث شد نظرت عوض بشه؟
اینکه بلیطت برنده شده شک نداره
میدونستم چقدر قراره موفق بشی
چطوری می تونستم نادیده بگیرم
جدی؟
واقعا فکر میکنی بلیط مون برنده است؟
البته
الان کجاس که ردپای دیجیتال نباشه
هر جا که میری نمایشگرهای دیجیتالی رو می بینی
...از ایستگاههای مترو و اتوبوس بگیر
تا فروشگاه های بزرگ و رستورانها
همه نیاز به سیستم پیش بینی ناهنجاری مارو تو نمایشگراشون دارن
فکرشو بکن هر ماه چقدر پول میگیری
خب مثلا چقدر؟
خب فقط مسئله زمانه که به درجه ثروتمندی برسیم
نکنه از قبل مدل بیزینس مونو برنامه ریزی کردی؟
خدایی خوشحالم که انتخابت کردم
پس اول حساب بانکی مارو بهمون بده
عجب ساختمونی
اول باید بریم اونجا
باید کارمون تبلیغ کنیم و دنبال مشتری باشیم
بعدش دنبال جمع کردن سرمایه گذار باشیم
باید ظاهرا یه شرکت درست و حسابی باشیم
دو طبقه است
عالیه
خوشت اومد؟ - آره -
خیلی قشنگه
خیلی بهتر از چیزیه که انتظار داشتم حسابی جا داره
واقعا؟
جلسات می تونیم اینجا بذاریم
بیا اینجا یه هدیه برات دارم
بفرما مدیر ارشد توسعه
من مدیر ارشد توسعه ام - مدیر ارشد شین -
مدیرتیم برنامه ریزی محصول
خیلی ممنون
اینم مدیر عامل
احتیاج نبود به منم بدی
خودت چی؟
بالاخره به آرزوت رسیدی
از حالا من مدیر اجرایی هستم
...هدفمون ارتقاء فناوریه
به شرکتهای دیگه در مدت زمان کوتاه
و یک لیست ثابت از مشتریان تصمینی
آقای چوی و آقای شین
تمرکز کنید DS Doctor لطفا رو ارتقاء
خانم سئو شما لطفا روی ارتقاء فناوریمون تمرکز کنید
...در ضمن خودمم
شدم مدیر ارشد
تقریبا 20 سال برا یه شرکت بزرگ کار کردی
اونوقت الان داری واسه یه شرکت نو پا کار میکنی
اون بیست سال به چه دردی خورد؟
هرگز من به عنوان مدیر اجرایی منصوب نکردن
حقوق سروقت میگیری؟
هنوز دیر نیست اگه بخوای بیای مهندسی هانمیونگ
ممنون که نگرانمی
...حالا که حرفش شد
میشه لطفا یه نگاه به این بندازین؟
- "DS Doctor?" - بله
...بهمون کمک کنیدE و Cلطفا با
شما اولین مشتری با باشین
میدونم که شما توانایی این کارو داری
خوب میشه اگه اینو روی آینه خانگی داشته باشیم
یه نگاهی بنداز
ای بابا چرا اینو داد به من؟
(هزینه عملیاتی: 100،000 دلار ، هزینه بازاریابی: 150،000 دلار)
(چوی بان سئوک ، دانگ جا یانگ ، شین هان سو ، سئو نا ری)
(چوی بان سئوک ، دانگ جا یانگ ، شین هان سو ، سئو نا ری)
ناری هم ؟
چرا همگی اونجان؟
واقعا که آدم دیوونه میشه
(چوی بان سئوک ، دانگ جا یانگ ، شین هان سو ، سئو نا ری)
که نیستE و Cفقط همین شرکت
وای خدا خیلی جا خوردم
چیه ؟E و C مگه مشکلی
..قراره سه هزار آینه دیجیتالی نصب کنن
تو آپارتمانهایی که دارن می سازن
اگه اون قرار داد امضا کنیم دیگه تمومه شانس بزرگی آوردیم
داری میگی برا اون هان سه گون عوضی دستمال یزدی بردارم؟
من که عمراً همچین کاری نمیکنم
چاین چه حرفیه ...هان؟
چه هان سه گون باشه چه هر کی دیگه باید اینکارو بکنی
میدونی که امضای قرار داد با یه شرکت بزرگ چقدر سخته
هرچقدرم بزرگ باش بازم اینکارو نمیکنم
آقای مدیر
خانم دانگ
واقعا به هان سه گوون اعتماد داری؟
بارها بهمون خیانت کرده
...دیگه ازدستش جون به لب شدم
میخوای بذاری تمام اعتبارمون از بین ببره
دنبال یه شرکت دیگه باشE و Cبه جای
اینو نگاه کن
این چیه؟ - خودت ببین -
لیست شرکتهاییه که باهاشون تماس گرفتم
می بینی همه شون روش خط کشیده شده
شرکتهای آبی اونهائین که نیومدن اصلا
قرمزاش اونائین که از همون اول دست رد به سینمون زدن
این وضعیت ما بوده
اینم تماس شماس
No comments yet. Be the first to leave one.