Hell in the City

Hell in the City (Nella città l'inferno)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Nella città l'inferno 1959 DVDRip
ناشر bamdad
بامداد از تیم ترجمه فارسی سابتایتل

برچسب‌ها

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
تاریخ انتشار: 2014-09-15
تعداد دانلود: 41
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

جهنم در شهر

زندان زنان

به سفارش فرهاد کوثرنژاد

. دستاتو بيار جلو

. کف دستت

. بشين - ! گوش کنين -

. حتما اشتباهي شده

چون کميسر گفت که ميخواد منو . به خونه بفرسته

! لينا بُرساني

. مشخصات کامل - . کميسر مي‌خواد منو با يه حکم اخراج به خونه بفرسته -

. ولي من قبول نکردم . اشتباهي از من سرنزده

. اگه حکمي باشه من ميرم

. هر کاري بخواين براتون انجام ميدم

! مشخصات کامل ، صفات پدري

آخه من کاري نکردم . افسر به من . گفت که ميتونم برم خونه

، نام ، نام پدر . و ماهيت جرم

... لينا بورساني

. از آنتونيو ...

. همدستي در سرقت

... افراد جديدي اينجا هستن - . از روي تخت من پاشو -

. بذار ببينيم کدومش احمقتره

. تکون بخور

. برو اونطرف ، احمق

. بذار من ميبرمت

. اين يکي انگار از همه احمقتره - . منم همين نظر رو دارم -

داره بارون مياد ؟

! اوه ، بالاخره بيدار شد

مي‌خوام بهت يه ... عروسک صورتي بدم

... که به اندازه خودم کوچيک باشه ...

. بذار داد و فرياد اون عوضي تموم شه

! سبزي فروش ، خفه شو

! اون گاله رو ببند ، سبزي فروش

! ريدم تو هيکلت

اين تخت ها هم روز به روز . دارن بدتر ميشن

با اين عجله کجا رفتن ؟

دخترها کجان ؟ - . بزودي ميان . هنوز توي کليسان -

اون کيه ؟ - . دو نفرن -

. يکيش بغل دسته خودته - . دو ساعته که داره گريه مي‌کنه -

اون کوچيکه رو ميگي ؟

. جياکومينو داره نگات مي‌کنه

. ميگن که جرمشون سرقته

ميشنوي چي ميگم ، ايگله ؟ . اينو بپرس

کي داره منو صدا مي‌کنه ؟

. آسونتا داره صدات ميزنه ، ايگله - . آسونتا داره صدات ميزنه -

. بسه ديگه . بگو من خوابم

اين کيه ؟ - . بهت که گفتم ، يکي از اون جديداست -

. تختش بغلِ تخت توئه - . قبلا هم ديديش -

. ما که دوباره رفتيم - . شب بخير -

الان مي‌خواد بگيره بخوابه . و بعد شب از خواب بيدار ميشه

... موبي ديک

. بسه ديگه . هممون مشکل داريم

! خفه شو ديگه

. رناتا ، گوش کن

آخر يه بار توبيخ ميشي ؟ - واسه چي ؟ -

. چون با صداي سوت بيدار نميشي

... مادر عشق من

. يه زن فوق العاده‌ست

کي سيگار داره ؟ - . يکي بهت دادم -

. لاي پستوناته - . چه حماقتي . روش خوابيده بودم -

... آسونتا

. امروز خيلي ساکت بودي چيکار مي‌کني ؟

. بيا اينجا . بايد يه چيزي بهت بگم

کي تا حالا تونسته که اينجا يه کم بخوابه ؟

. يه کبريت بهم بده

مي‌خوام خوابمو برات تعريف کنم . تا بدوني که حق با منه

! يکي ميتونه اونو خفه کنه

موبي ديک ، کونت هميشه . جلوي ديد منو مي‌گيره

. برو توي گه خودت بشين

. ساکت باشين و چراغ‌ها رو خاموش کنين

اين کيه ؟ - . دوباره داره ميره -

تو کي هستي ؟ . بذار شکلتو ببينم

. اون ظرف رو تميز کنين . من بايد يه دوش بگيرم

الان ؟ . خودت فردا بشورش

. نه ، مي‌خوام الان شسته بشه

مي‌خواد دعوا بشه ؟ - اين مال کيه ؟ -

. به من دست نزن . نزديک اون ظرف نشو

. لطفا ، خفه خون بگير

. مي‌خوام دوش بگيرم

مال کيه ؟ ... سريع ، اوه ، اوه

ديوونه شدي ؟

همه چيز مرتبه ، خواهر سلسته ؟ - . همه چيز خوبه -

خواهر ، فکر کنم سرپرست بايد بدونه . که امشب چه اتفاقي افتاد

جدي ميگين ، خواهر جوزپينا ؟ - . آره ، فکر کنم اينجور بهتره -

. خودش هميشه همه چيزو ميدونه . ولي تظاهر مي‌کنه که نميدونه

. همه چيزو ميفهمه

. خواهش مي‌کنم اينو گزارش نديم

. کنترل خودشو از دست داده بود . شايد بي‌گناه باشه

. شايد واقعا بي‌گناه باشه

بگو واسه چي اينجايي ؟

بخاطر سرقت از ويلاي . که توش کار مي‌کردم

رئيست تو رو تسليم کرد ؟ - . من حتي اونجا نبودم -

کجا بودي ؟ - . با دوست پسرم بيرون بودم -

... و زماني که بيرون بودي - . قفل در شکسته شده بود -

اونها کليد داشتن و ميدونستن . هر چيزي کجا قرار گرفته

، جواهرات ، نقره‌جات . اسناد و مدارک

... زماني که داشتن تحقيق مي‌کردن

اثر انگشتي رو روي ... ... قفل در پيدا کردن

. و گفتن که اثر انگشت منه ...

. بخاطر همين منو متهم کردن

. بگو ببينم ، دختر از نامزدت هم بازجويي شده ؟

نه اون توي شهر خودش بود . که ترتيب عروسيمون رو بده

، اگه شما با هم بودين . به دادگاه فراخونده ميشد

. آره ، اون بايد شهادت بده - . درسته -

. بهشون نگفتم که ما با هم بوديم

واسه چي همچين کاري کردي ؟ - چرا ؟ -

... چونکه - . چون قبلا آورده بوديش توي خونه -

. آره ، ولي خيلي کوتاه . فقط واسه يه لحظه

. واسه اون همين کافي بود

اون گفت که ما نبايد ... اين فرصت رو از دست بديم

. و منو با خودش برد سينما ...

چه فيلمي ديدين ؟ - . بر باد رفته -

کجاش خنده داره ؟

... نامزدت توي خونه بود

و بعد يه فيلمي انتخاب کرد که ... . که چهار ساعت مدت زمانش بود

چي بهشون گفتي ؟

. گفتم رفته بودم سينما - تنهايي ؟ -

. آره ، گفتم که تنها بودم

ولي يه نفر منو با يه . مرد ديگه توي تراموا ديد

بعد پرسيدن که با کي بودي ؟

. توي تراموا من با يه مرد ملاقات کردم

اسمش چيه ؟ - . نميدونم ، ماريو -

توي کدوم تراموا ؟ - . نميدونم ، هيچي نميدونم -

... افسر گفت . تو به سارقين اجازه ورود دادي

و من گفتم ... نه من . نذاشتم کسي بياد توي خونه

. به هيچکس اجازه ورود ندادم

چون اگه مي‌گفتم که ... اون توي خونه بوده

. بهش مظنون ميشدن ...

. چون اونها ديوونه هستن

اونها فقط ميگن که تو ... گناهکاري و ميندازنت زندان ، مثه من

. زياد هم ديوونه نيستن . توي دردسر بزرگي افتادي

. من هيچکاري نکردم

رئيست ، نامزدت رو ميشناسه ؟ والدينت ميدونستن که نامزد داري ؟

گفت تا با والدينش صحبت نکرده . بهتره که به کسي نگم

! پس بهت گفت که به کسي نگي - . آره -

ايگله ، متوجه شدي ؟

... به من بگو

چطوري با اون آقاي بي‌گناه آشنا شدي ؟

، از طريق يه پيرمرد مهربون . يه دوست

دوسته کي ؟ - . دوسته من -

. در واقع يه دوست نبود

يه نجيب‌زاده‌ي مهربون . که واسه اولين بار ميديدمش

چون زماني که اونجا شروع به کار کردم . هيچکي رو نميشناختم

با کمک پسر عموم از روستامون . اومدم اينجا کار کنم

: بعد از اينکه رسيدم بهم گفتن . " فريب نخوري "

. " بعدازظهرها دوساعت حق خروج داري "

بعد من پرسيدم چه روزهايي ؟

من فقط بعدازظهرهاي . پنجشنبه و يکشنبه رو حق خروج داشتم

رفتم بيرون ولي . نميدونستم بايد چيکار کنم

بخاطر همين معمولا . ميرفتم به يه پارک و روي نيمکت مينشستم

کلي همونجا منتظر ميشدم . و بعد برمي‌گشتم خونه

... بعدازظهر يه پنجشنبه

بچه‌ها داشتن ... ... با يه توپ بازي مي‌کردن

يه نجيب‌زاده اومد ... ... و کنار من نشست

و با ظرافت ... . سر صحبت رو با من باز کرد

ازم پرسيد که . توي رُم بودن رو دست داري

" . گفتم : " آره دوست دارم

بعد ازم پرسيد . که تا حالا چي ديدم

: گفتم . " تا حالا هيچي "

به صحبتش ادامه داد و گفت ... اگه دوست داشته باشم ميتونم باهاش برم

. و بعد رفتيم و سوار تراموا شديم ...

اون کليساي سن پيتر و . تماشاخانه‌ي کولوسئوم رو نشونم داد

... : و توي يکي از روزهاي يکشنبه بهم گفت

امروز ميخوايم بريم بستني بخوريم " ... ... ، و توي ميدان اِسِدرا

نزديک ايستگاه راه‌آهن ... " . اجراي زنده موسيقي ببينيم

زماني که اونجا ... داشتيم بستنيمون رو ميخورديم

... و گروه موسيقي هم داشت اجرا مي‌کرد ...

يه مرد جوون اومد ... ... و کنار ما نشست

و اونم يه بستني ... . سفارش داد

... داشت منو نگاه مي‌کرد

بعد منم نگاش کردم ... . و يه علاقه کوچيکي بوجود اومد

بعد با هم نامزد کردين ؟ - . آره نامزد کرديم -

مي‌خواستيم زود ... ازدواج کنيم ، چون

حامله اي ؟

... نه ، ولي - . خب ميتونست پيش بياد -

. ما عاشق همديگه بوديم

... عاشق اوني اسمش چيه ؟

. آدونيس

. عجب اسمي

. بيشتر درموردش بگو

. شايد ما بشناسيمش کي ميتونه باشه ؟

. شايد رايتو باشه - ... شما اونو نميشناسين -

چون اون يه مرد جدي و ... . درستکار بود

و اگه بفهمه که ... ... من اينجا زنداني شدم

خودش متوجه ميشه ... . که يه اشتباهي رخ داده

. گريه نکن

. منم بخاطر يه اشتباه اينجا هستم

توي زندگيم فقط . کارهاي خوب کردم

. من مسئول قرعه کشي‌هاي موسسه خيريه بودم

و حتي گاهي به در خونه هاي مردم . مي‌رفتم و بليط ميفروختم

و يه نفر گزارش منو به پليس داد . و الان اينجام

الان داري چي بهش ميگي ؟

. نگران آينده‌ت نباش

من با آدم‌هاي مهم زيادي . رابطه دارم

به چندتا دختر کمک ... کردم تا آزاد شدن

. که مقداري پس انداز داشتن ...

هيچ پول پس‌اندازي داري ؟

. خيلي آسونتر ميشه . خودت ميبيني

ميخواي رختخوابمو مرتب کني ؟

. کمرم واقعا درد ميکنه

مراقب اون باش . به اندازه کافي . فريب خوردي

Hell in the City subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Hell in the City

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left