Once Upon a Time

Once Upon a Time

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 7

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Once Upon a Time S07E13 HDTV x264-SVA
Once Upon a Time S07E13 720p HDTV x264-AVS
ناشر ShirinDC
Gold و مهرناز DC مترجمین: شیرین l DibaMoviez.Com , LiLMeDiA.TV

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
تاریخ انتشار: 2018-03-17
تعداد دانلود: 45
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

...آنچه در "روزی روزگاری" گذشت

هرکی که دکترمون رو کشت سعی کرد قنادمون رو هم بکشه

یکی داره جادوگرها رو میکشه

میخوای این بچه رو همینجا ول کنی؟

تنها راهی که میتونم از این زندان فرار کنم

اینه که یه نفر هم‌خون خودم رو بذارم تا جام رو پر کنه

آشناست؟ بخشی از طلسم قلب مسمومه

زمانی پدیدار میشه که توسط کسی که

نمیتونی کنارش باشه لمس بشی

امشب شبیه که بالاخره قراره با

بوسه‌ی عشق واقعی مادرم رو ببوسی

اگر بوسه‌ی عشق واقعی طلسم رو بشکنه"

"هنری میلز مطمئنا خواهد مرد

!مامان

اون نقاشی حیرت انگیزه، آلیس

آرامش قبل از توفان

فکر نکنم خودم دوسش داشته باشم

چطور ممکنه؟

احتمالا بهترین نقاشیته

نقاشی... قشنگیه

...فقط

باعث میشه دلم بخواد اقیانوس واقعی رو ببینم

دیگه نمیخوام تا مدتی نقاشی بکشم

متاسفم اینجا گیر افتادی، ستاره‌ی دریایی من

میدونم منصفانه نیست

ولی میدونی چیه؟

ممکنه چیزی داشته باشم که خنده به لبات میاره

برای تولدت نگهش داشته بودم

ولی امروز فرصت بهتریه

ماسه‌ست؟

خب، با خودم گفتم اگر نمیتونم تو رو دریا ببرم

پس یه تکه از دریا رو برات میارم

ممنون، بابا

دوستت دارم

منم دوستت دارم

بابا! چی شده؟

!بابا؟! چه بلایی سرت اومد

!بابا

کار منه

!نه

هی

نگران نباش

فقط یه خواب بده

دوباره اون جادوگر رو دیدم

داره دنبالم میاد

فقط یه کابوس بود

!نیست! واقعیه باید حرفمو باور کنی

تو دنیا رو به شکل خاصی می‌بینی، آلیس

اگر میگی خوابت یه معنایی داره پس حرفت رو باور میکنم

داری چیکار میکنی؟

مطمئن میشم خوابت تحقق پیدا نمیکنه

یکبار و برای همیشه تو رو از این برج میبرم

ولی چطوری؟ تو همه چیزو امتحان کردی

تقریبا همه چیز

...حقیقت اینه که

یه کار دیگه هست که میتونم امتحان کنم

یه مسیر تاریکه که همیشه میترسیدم توش قدم بردارم

ولی چاره‌ی دیگه‌ای ندارم

اینو کنار خودت نگه دار

تا منو به یاد داشته باشی

میترسم، بابا

اگه بلایی سرت بیاد، چی؟

چه بلایی سرم بیاد؟ بیخیال

چیزیم نمیشه

...و قسم میخورم

به محض اینکه بتونم برمیگردم

پس اینو ببر تا منو به یاد داشته باشی

رخ کوچیک من

تو شجاعترین دختری هستی که میشناسم

ببین، به زودی همه‌ی اینا تموم میشن

و تمام مهره‌های شطرنج دوباره کنار هم برمیگردن

«روزي روزگاري» قـسـمـت سیزده از فـصـل هفتم "سقوط مهره‌ی اسب"

و مهرناز DCمترجمين: شيرين Shirin DC , Mary Gold

!صبح بخیر، کاراگاه

خوشحالم که اینجایی

الان واقعا یه دست بازی خوب حالمو جا میاره

ببین، دارم کار میکنم وقت بازی ندارم

همه میتونن برای بازی کمی وقت بذارن

بازی میتونه توی روزای بد کمکمون کنه

یه حسی میگه امروز برات روز بدیه

از چی حرف میزنی؟

...خب فقط یه حسی میگه

یه اتفاق وحشتناک قراره بیفته

سرم یه کم گیجه

!ولی یه بازی خوب درستش میکنه

مطمئنم همینطوره

ولی الان باید روی پرونده‌م تمرکز کنم

مردم در خطرن. مهمه

من مهم نیستم؟- من اینو نگفتم-

...فقط

الان واقعا میخوام بری خونه

آره؟

صحیح

باشه، البته

سلام، تیلی

چه‌ش شده؟

مطمئن نیستم

...فقط

تیلی طبق معمول تیلی بازی درمیاره

خب، قناد نابینامون چی شد؟

از بهترین مراقبتهای پزشکی هایپریون هایتز لذت میبره

بیرون اتاقش نگهبان گذاشتم

شک کردم این قاتل دنبال طعمه‌های آسون میره

بخاطر همین همه چیز رو کمی سختتر کردم

اگر کمی شانس بیاریم باعث میشه خودشو نشون بده

پس همه‌ی افراد اون فرقه در خطرن

ولیهیچ سرنخی نداریم کی هستن

خب، ما نداریم ولی الوییز گاردنر داره

ممکنه تصمیم گرفته بخاطر مرگ ویکتوریا بلفری ناپدید بشه

ولی باعث نمیشه پیداش نکنیم

پیداش میکنیم

اون کلیدیه که تمام درها رو باز میکنه

پس بفرما بازشون کنیم

فکر کنم وقتشه کمی حرف بزنیم

رانی

سلام، چه خبر؟

اینجا چیکار میکنی؟

شیفت شب طولانیم تموم شد

با توجه به اینکه اسم شرکت سوییفته

آدم فکر میکنه مثل اسمش سریعه ولی زهی خیال باطل

تو اینجا چیکار میکنی؟

چون اصلا از اون دسته آدمای سحرخیز نیستی

...راستش یه قرار ملاقات داشتم

با یکی از کارپردازهام

شیش صبح آخه؟

با اون لباس؟

خیلی خب،باشه. ملاقاتی در کار نبود

حالا دیگه اونجوری نگام نکن

با یه دوست پسر سابق یاد ایام قدیم کردیم

خیلی خب؟

حداقل یکی از ما شب خوبی داشته

اوه

هنری، اگر مشکلی پیش اومده میتونی بهم بگی

دیشب پیش جسیندا رفتم

اوه

متاسفم. نمیدونستم شما دو تا

دوباره با هم هستین

خب، دیگه نیستیم

چون یهویی لوسی جدامون کرد

و بعد... خیلی عجیب رفتار میکرد

...انگار یهویی

من دیگه به درد مادرش نمیخورم

هوم

...خب

بچه‌ها خیلی پیچیده‌ن، نه؟

آره

هی، چرا نمیای داخل؟

برات کمی تخم مرغ درست میکنم و میتونی درد دل کنی

ممنون. به جفتش نیاز دارم

فرصتی داری تا جون مردم رو نجات بدی، خیلی خب؟

فقط یه لیست میخوایم

،از اعضای فرقه

اونوقت میتونیم قبل از قاتل پیداشون کنیم

ما یه فرقه نیستیم

یه گروه زن همفکر هستیم

چرا آدمایی مثل شما

همیشه باید روش برچسب بزنن؟

...مثل فرقه و محفل و چمیدونم

جادوگر؟

یعینی این برچسب خیلی اشتباهه؟

شب مرگ ویکتوریا بلفری کجا بودی؟

ببخشید. یعنی الان من یه مظنونم؟

و از کی تا حالا این مسائل به من ربط پیدا کردن، کاراگاه ویور؟

اومدم اینجا

تا کمکتون کنم یه قاتل رو پیدا کنید

البته که اومدی

بخاطر همکارم عذرخواهی میکنم

عذرخواهی نمیخوام

میخوام بره

من و تو همیشه گفتگوهای

جالبی داریم، کاراگاه روجرز

پس اگر نتونم تنها باهات حرف بزنم اصلا هیچ حرفی نمیزنم

مطمئن باش دلت نمیخواد تنهایی اونجا بری

کار اون زن گول زدنه

آره، دخترای تنها و گمشده رو گول میزنه

و منهیچکدوم از این گزینه‌ها نیستم

چیزیم نمیشه. اون که واقعا جادوگر نیست

آره، خب هر چی که هست بهت اطمینان میدم

به این آسونی بهت جواب نمیده

چرا؟ چون با تو حرف نمیزنه؟

من سالها دنبالش گشتم

آره با چیزی که انتظار داشتم فرق میکنه

ولی من میشناسمش

میخواد کنترل دستش باشه

آره، همین یه دونه رو درست فهمیدی

آره، پس میذارم فکر کنه کنترل دست اونه

اونوقت بهش رو دست میزنم و پرونده رو باز میکنم

هی، هی، هی

سعی دارم بهت کمک کنم

منم مثل تو خیلی میخوام این پرونده رو حل کنم

پس برو اون داخل به جوابت برس

...ولی هر اتفاقی که افتاد

نذار اون زن وارد ذهنت بشه

بیا بیرون بتونم ببینمت

!اوه! کاپیتان هوکه

!صفا آوردی

بیا نزدیکتر، نزدیکــــتر

میدونی، از وقتی با کسی غیر از

موش و زالو حرف زدم خیلی میگذره

اوه، من برای گفتگو نیومدم

More Farsi Persian subtitles for Once Upon a Time

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left