نخستین 190 خط.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(جهنم سینگلی)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(جهنم سینگلی)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
ببینیم
چند تا هست؟- واوو، میدونستم-
سهتا ست، نه؟
فعلا دوتا رو حتما هست- کلا دوتاست؟-
عه؟- دوتا ست؟-
دوتا ست؟
همین دوتا؟- دوتا؟-
معلومه برای کیه-
برای سه جونگه- آره-
چه حسی داری؟ هیجانزده ای؟
جالبه
واوو- دونگ وو دوتا کارت پستال گرفت-
یکی قبلا اینو گفته بود- بریم آب بیاریم"؟"-
بنفش؟
برگشتی
چطور بود؟
خب، یکم گیج شدم
منم
ممکنه بهخاطر چیزهای مختلف گیج شده باشیم
ممکنم هست بهخاطر یه چیز باشه
من کارت پستالم رو به سو اون دادم
وقتی داشتیم شام رو آماده میکردیم واقعا خیلی زحمت کشید
موقع آشپزی باهم صحبت کردیم
و اونم خیلی خندید
بهخاطر همین انتخابش کردم
من کارت پستالم رو به جونگ وو دادم
موقع شام هنوز یکم معذب بودم
بنابراین نشد خیلی صحبت کنیم
ولی وقتی روبهروم نشسته بود دیدم خیلی لبخند میزنه
من شین سولگی رو انتخاب کردم
...فکرمیکنم به تایپ ایده آلم نزدیکه
و جذابیتی داره که باعث میشه بخوام بیشتر بشناسمش
بهخاطر همین سولگی رو انتخاب کردم
من کارت پستالم رو به دونگ وو دادم
دیروز که باهم رفتیم آب بیاریم خیلی آروم بهنظر میرسید
و حس کردم که باهم شیمی خوبی داریم
فکرمیکنم که یکمی بهم نزدیک شدیم
نه
حدس میزنم که دونگ وو هم برام کارت پستال نوشته باشه
...مدام باهام حرف میزد
و حس میکردم که همش نگاهش به منه
فکرمیکنم که بهم یه کارت پستال داده باشه
من اولین کارت پستالم توی جهنم رو به نادین دادم
...اون اولش که ناشی
و سر به هوا بهنظر میرسید
اون شخصیت حامی بودنم رو قلقلک داد
و شخصی که دوستدارم بیشتر باهاش آشنا بشم
شین سولگیه
...سولگی یه جذابیت زلال و معصومانه ای داره
بهخاطرهمین دلم میخواد بیشتر بشناسمش
من برای دونگ وو کارت پستال فرستادم
...اون اول
که توی جزیره قدم میزدیم خاطرش داخل ذهنم مونده بود
فکرمیکنم خیلی مراقب من بود
و ازم کلی سوال هم پرسید
این بخش ازش رو دوست داشتم
...من دیروز کارت پستالم رو
به یونگ جه دادم
وقتی باهم توی جزیره میگشتیم
خیلی رفتار گرمی داشت و کلی صحبت کردیم
اونم خیلی تلاش کرد کمکم کنه
فکرکنم خار رفته تو پام
خوبین، کمک میخواین؟
بله
خيلی خوش رفتار بود و منم یونگ جه رو انتخاب کردم
...حدس میزنم که شاید
یونگ جه هم کارت پستالش رو به من داده باشه
...اولین کارت پستالم رو
به سه جونگ دادم
انتخابش کردم چون جذب ظاهرش شدم
و اینکه صحبتهامون رو موقع گشتن ...توی جزیره دوست داشتم
مکالمه خیلی خوبی داشتیم
...خب، من
کارت پستالم رو به یونگ جه دادم
من خیلی خجالتیم بهخاطر همین راحت نمیتونم سر صحبت رو باز کنم
ولی دیروز توی صحبت با یونگ جه، احساس راحتی میکردم
و اونم خیلی بالغ بهنظر میرسید
بنابراین حس کردم که دلم میخواد بیشتر باهاش صحبت کنم
پس الان، هان بین، سو اون رو انتخاب کرد ...ولی سو اون، جونگ وو رو انتخاب کرد
...و جونگ وونم سولگی رو انتخاب کرد
و سولگی هم دونگ وو رو انتخاب کرد و دونگ وو هم نادین رو انتخاب کرد
هیچکدوم همدیگه رو انتخاب نکردن
خط رابطه هرکی یه سمته
...تا الان، اونایی که همديگه رو انتخاب کردن
فقط دونگ وو و نادین هستن
بله
همینطور یونگ جه و سه جونگ
دوتا کاپل
فقط دوتا کاپل باهم مطابق شدن
...و متاسفانه هان بین و سویی
هیچ کارتی نگرفتن
پس از هر سمت یه نفر موند
ولی خب، هنوز نمیدونیم تهش چی پیش میاد
قشنگیه جهنم سینگلی هم به همینه
...و با اینکه، دونگ وو کارتش رو به نادین داده
ولی کسیکه میخواد بیشتر بشناسه، سولگیه
...پس اینا فقط اولین برداشت اونا
از اولین باریه که هم رو ملاقات کردن
توی جهنم سینگلی احساس آدما عوض میشه
...تازه سر یونگ جه هم یه مثلث عشقی داریم
سویی و سه جونگ هر دو یونگ جه رو انتخاب کردن
ولی از اونجایی که یونگ جه سه جونگ رو انتخاب کرد
سویی هیچ کارت پستالی نگرفت
ولی بهنظر من سویی از این به بعد خیلی بیشتر خودش رو نشون میده
درسته- ...بهنظرم بعد اینکه هیچ کارتی نگرفت-
احساسش یکم تغییر میکنه- درسته-
چی میخونی؟
گزارش میخونم
چه گزارشی؟
...خب
دربارهی مواد غذایی جایگزین- چی؟-
مواد غذایی جایگزین
میخواستم درباره این بخونم
تا حالا نشنیدم- حوصله سر بره؟-
نه نه- نیست؟-
نه واقعا
میخواستم یه کتاب بخونم
ولی گفتم شاید کتاب زیادی باشه
برای تحقیق میخونی؟
...نه نه، فقط برام- نه؟-
جالبه؟
آره، اگه به موضوعی علاقه دارم باید دربارش بدونم
جالبه
داشتم توی دفترم مینوشتم- دفترت؟-
حالا دیروز چطور بود؟
...خیلی خجالتی
و دست و پا چلفتی بودم
...انگار که یه ترکیبی از خود واقعیم
و بقیه قسمتهایی از خودم بودم که ازشون خبر نداشتم
چون استرس داشتی- آره-
برای منم همینطور بود
ولی بازم دیروز با تو خیلی صحبت کردم
آره آره
فکرمیکنم وقتی بیشتر صحبت میکنیم باحال میشه
بیا همدیگه رو بشناسیم
مثل سرنوشته
واقعا
خیلی رک حرف میزنه- آره-
قدت چنده؟- حدس بزن-
صدوپنجاه و هشت؟- آره-
صدوپنجاه و هشتی؟- خیلی کوتاهم؟ خیلی ناراحتم-
کاش صد و شصت- اصلا کوتاه نيستی-
جدی میگم- واقعا؟-
منم قدت رو حدس میزنم
یه لحظه پاشو وایسا
...حدود
...حدود
...صد و....یه لحظه
...صد و
صدوهشتاد و پنج؟- هشتاد و پنج؟-
درسته، بین هشتاد و پنج، ششم
شاید حتی هشتاد و هفت
واوو، واقعا قدت بلنده
میشه پنج سانتش رو به من بدی؟
الان میاد
"الان میاد"
من طرف این دوتام- "الان میاد"-
من از این دوتا حمایت میکنم- آره، منم-
انگار کمیک عاشقانهست- دوستشون دارم-
گشنمه
خیلی گشنمه- ببینیم صبحونه غلات داریم یا نه-
غلات، نون، شیر و آبمیوه
وایسا، اول میخوام آبمیوه بخورم
پس اول یکم آبمیوه بخور
من شیر میخوام
سلام
بهخاطر شام دیشب ممنون
با ما صبحونه میخورین؟- بله-
آب پرتقال و شیر هست
کدوم رو میخواین؟- اومدم-
آب پرتقال یا شیر؟- آب پرتقال، لطفا-
بفرمایین
اولین صبحمونه- صبحمون بخیر-
صبحمون بخیر
انگار دارن شیک پروتئین میخورن
سلام- سلام-
خوب خوابیدی؟
...بعضی وقتها میمونم- سلام-
میوه داریم، خیلی خوب شد
بذارین کمک کنم- عالی میشه-
توی میوه قاچ کردن استعداد دارم
بذارین کمک کنم
باید خوشمزه باشن
میتونم اینجا بشینم؟
بله، بفرمایین- ممنونم-
صبح چیکار کردی؟
آرایش کردیم- آره-
No comments yet. Be the first to leave one.