نخستین 200 خط.
= قسمت 07=-
پاره وقت گامی
دلم برات تنگ شده
کارا خوب پیش میره مگه نه؟
بله آقای نام منم دلم براتون تنگ شده
امیدوارم کارهای شمام خوب پیش بره
...تنهایی رفته
سالار دایونی
عوضی
اوه یس
لطفا برام یه هدیه بیار
قراره بارون بیاد؟ تمام بدنم درد میکنه
ایوای
صدای چی بود؟
اینجا چیکار میکنی؟
شما خونه ای؟
بخاطر همین زنت از من خوشش نمیاد
عروس از مادرشوهرش بخاطر همین بدش میاد
بخاطر رفتار همچین پسرایی ـه
مامان چرا رنگت پریده
منظورت چیه؟
...من هنوزم بین پیرمردها محبوبم
فقط کافیه یه دست به سرو روم بکشم
اونوقت دیگه پیرمردا دست از سرم بر نمی دارن
بخاطر همین نمی تونم به خودم برسم
بیا بریم ناهار مهمون من
ایوای
چرا وقتی خونه غذا هست بریم بیرون بخوریم
حتما خیلی پولداری
اگه پاهات درد میکنه بیا پشتم سوار شو
بیا - اینقدر حرف بیخود نزن -
شرکتت داره بسته میشه؟
چرا داری واسه خودت ول می چرخی؟
اینطور نیست مامان اون دوستم شلوار کتونی رو یادته
همونی که با من دوست بود؟
مال خیلی وقت پیشه چطوری یادم باشه؟
آره یادم اومد همونی که خانوادش فقیر بود
برای کلاس ورزش لباس ورزش نداشت
بخاطر همین لباسهای بابا بزرگش می پوشید
دوستاش بهش می خندیدن
یادت میاد ...آره همونو میگم
شما دلت براش سوخت چند بار براش ناهار گذاشتی
شنیدم خیلی وضعش خوب شده
چه خوب ، چطوری پولدار شده؟
برا خودش رستوران باز کرده
شنیدم بعدش خیلی کارو بارش گرفته
نمی دونم چند تا شعبه داره
به هر حال داره پول چاپ میکنه
بهم گفت تو رو با خودم ببرم رستورانش
من غذا خوردم
در ضمن غذای تند دوست ندارم
به هر حال خیلی براش خوشحال شدم
خدایا ازت ممنونم که مراقبش بودی
تو چرا ممنونی مادر؟
...ممنونم که یه آدم بیچاره و فقیر مثل اون
الان تونسته موفق بشه
شما برای بچه های خودت دعا کن
هر روز همین کارو میکنم
...صبر کن
فروشگاهش شعبه جدید نمیزنه؟
چطور مگه؟
میخوای برای جونگ یونگ بگیری؟
من کی اینو گفتم؟
همینطوری سوال کردم
شنیدم فروشگاه جونگ یونگ خوب کار میکنه
مامان قول دادی دیگه از جونگ یونک حمایت نکنی
باید کاری کنیم به خودش بیاد
باشه فهمیدم
راستی اسم دوستت چی بود؟
دونگ مونگ یه همچین چیزی بود مگه نه
گی دونگ بود
راست میگی گی دونگ بود
راست میگی اسمش دونگ بود
باید مالک همیشه هم چی رو چک کنه؟
اومدین
بسپار دست کارکنان
قبلا امتحان پس دادن
هنوزم باید خودم بچشم
بخاطر همین اشتیاق توئه که گامی موفق هستش
بیا یه دقیقه کارت دارم
باشه شما برو بالا منم الان میام
دیگه بیشترش نکنید
چشم قربان
آشپزخونه رو حسابی تمیز کنید
آقای لی - بله -
نمیدونم پسرتون باید این کارهارو بکنه یا نه
ساکت
شاید بخاطرش احساس ناراحتی کنی ولی وانمود کن اونو نمی شناسی
میخواد کار مارو از پایه یاد بگیره
نشون نده ...تظاهر کن نمی شناسیش
متوجه شدم
کارش چطوره؟
خیلی کار می کنه؟
همونطور که می بینید سخت تلاش میکنه
داره سطل خالی میکنه
اون هیچ وقت حتی اتاقش تمیز نکرده
باورم نمیشه بخاطر دیدن دوست دختر سابقم دارم اینکارارو میکنم
از دست خودم دارم حرص میخورم
آفرین
ببین چقدر عاشقم
من یه مرد رمانتیکم
گفتم زباله های مواد غذایی رو بریزی دور چیکار داری میکنی؟
گفتم باید استخونهارو از زباله ها جدا کنی
بدش به من باید استخونهارو جدا کنیم
اون داره بهش آموزش میده - باید اینطوری انجامش بدی -
یونگ ها خیلی باهوشه - باشه -
همونیه که ته ایل آوردش؟ - بله -
...خب امیدوارم پسرم
با یه زن سخت کوش مثل اون ازدواج کنه
یه لحظه میرم بالا - باشه -
مشغول باش
این چیه؟ - سند باک -
فقط باید امضاش کنی
ته ایل به زودی میاد
بهش میگم به این موضوع رسیدگی کنه
بعضی کارها در تخصص مدیریت امور مالیه
خودمون بهش رسیدگی میکنیم ته ایل خیلی کار داره خیلی
میدونی که
میترسم اذیت بشه
منم در موردش نگرانم
من بهش میگم استراحت کنه ولی اون گوش نمیده
اینجارو مهر کنم؟
هر دوشو مهر کن
...باشه ، واقعا مطمئنی
که اشکالی نداره امضاش کنم ؟ - ای بابا -
از قدیم گفتن زن و شوره لنگه هم می شن
سوهی به تو رفته؟
تو فقط امضاش کن
باشه - چطوری میتونی به من شک داشته باشی؟ -
خیلی خب
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
وقتی برگشتی
میتونی با سوهی آشتی کنی
...بعد از اینکه با تو کار شروع کنم دیگه با من حرف نمیزنه
این پروزه برای گسترش کار در آمریکاس
باید بذاری این کارانجام بشه
مشکل خودشه
واقعیت اینه
این یک فوبیا است که ازش میترسه
اون از تخریب میترسه
من تا حدودی در مورد ناراحتی هاش میدونم
اون توی زندگیش دوبار بدبختی کشیده
حتی از بد شانسی اون بگذریم
در اولین ازدواجش بدشانسی آورد
و اولین شکست و ناکامی اونو ترسوند
اون یک تاجر امیدواربود
اما بخاطر بحران اقتصادی مملکت تجارتش ورشکست شد
بخاطر همین هر وقت یه موضوع مشابه پیش میاد میترسه
...ترسش از اینه که
بک حرکت اشتباه کارو کاسبی اونو نابود کنه
راست میگی وقتی فریزینگ رستوران شروع کردیم اون خیلی می ترسید
من خانه رو به اسمش زدم
حتی براش مدارک طلاق امضا کردم
دقیقا
چه کمکی میتونم بهش بکنم؟
باید بهش اطمینان بدی
...بهش بگو کاملا مراقبشی
و به عنوان شوهرش نمیذاری اتفاق بدی براش بیفته
بهش بگو نگران نباشه
این تنها کاریه که میتونی براش بکنی
گفتنش بهش کمک میکنه
نگران نباش بهتر میشه
من دیگه باید برم
نمیری گانگ نام - میخوای با هم بریم -
اجازه بده با ماشین برسونمت
هی آقای چوی ، هیو دونگ
هی من اونجا ندیدمش
چی؟
هر وقت ته ایل نیست واسه خودش ول می چرخه
این مرتیکه کجاس - مرتیکه -
دوباره رفته قمار؟
دیگه قمار نمیره
ترک کرده
هی - یالا سریع تر -
برو برو
هی هی - سریع تر برو -
یالا برو
برو برو
دونگ گی یالا برو ...برو
سریعتر برو ...سریعتر
همینه ! اوکی
خدای من هنوزم خوب حدس میزنم
خیلی خب حالا دیگه پشت سر هم برنده میشم
برای گوشتهایی که از استخون جدا میکنید بهتره از چاشنی چینی استفاده کنید
کیمچی رو بذارین روی گوشت
درست مثل این بالای بشقاب بذارید
بعدش می تونین با لذت بخورین
اوکی - متوجه شدین ؟ -
بله - خیلی ممنون -
خوبه - خب بود ؟ خلی هم عالی -
شما سلیقه خوبی دارین
نوش جون کنید
- متشکرم. - متشکرم.
امتحانش کن فوق العاده است
آقای گوانگ جه
بله؟
میز پاک کن
مشتری ها دارن نگاه می کنن
بی سرو صدا تمیز کن
یونگ ها ، یونگ ها خدای من
No comments yet. Be the first to leave one.