نخستین 200 خط.
نه
کات. لعنتی
صحنه رو نگرفتیم
بهت گفتم اون باید از کادر بیفته بیرون
نباید با دوربین تا روی تشک دنبالش کنی
یه بار دیگه بریم
نه پسر. یه لحظه بهم وقت بده
اه، هی، ریپ، حاضری دوباره بری یا نه؟
نه، با این تشک نه
خیلی سفته. این
خیلی کهنه شده
دیگه این کارو نمیکنم داداش
هی، گفتی طرف حرفهایه. آره، بذار ببینم چیکار میتونم بکنم
آره، فقط برش گردون وگرنه بعدِ این هفته کار هر دوتاتون تمومه
باشه
ریپ
اوه، خدای من
رندی، چی داری؟
یو، کُلت سیورز
مردِ بدلکار
میشناسیش دیگه. دیدی؟
میدونستم میشناسیش. لی میجرز، ایول
گوش کن، فقط زنگ زدم ببینم
از اون موردی که برات فرستادم خوشت اومده یا نه
بدلکار مفقود شده
آره. هیل ریپلی
گوش کن، من یه جورایی طرفدار پر و پا قرص این یاروام
اون یکی از اولین بدلکارهای سیاهپوسته که
تونست از زادگاهش بزنه بیرون و به جایی برسه
کلی سابقه کار داره رفیق
یه مدت ساکن هالیوود بود
و حالا تو دیترویته و داره توی یه فیلم مستقل کمهزینه کار میکنه
بعد از یه بدلکاری سنگین غیبش زده
کی مژدگانی گذاشته؟ دوستدخترش
لورا
هزار تا میده. بسیار خب ۱۲
خیلی دور نیستم
همین الان راه میافتم. ممنون رندی
لورا؟
شما باید کولتر شاو باشید
ممنون که اومدین
خب، دوستپسرتون از دیشب غیبش زده؟
آره. موتورش توی محوطه نیست
گوشیش میره روی پیغامگیر
خونه هم نیومده
سابقه نداشته این کارو بکنه
متوجهم
خانواده دیگهای هم داره؟
یه همسر سابق داره و یه پسر بیست و چند ساله
زنسابقش خبری ازش نداره، ظاهراً تمایلی هم نداره داشته باشه
و به پسرش پیام دادم
که اگه باهاش تماس گرفت، بهم زنگ بزنه
ولی هنوز خبری ازش نشده
اون و پسرش با هم صمیمیان؟ نه واقعاً
دالتون زیاد بهش سر نمیزنه، بهندرت هم زنگ میزنه
فکر نکنم از این بابت زیاد خوشحال باشه
ولی خب، من دخالت نمیکنم
خب. و آخرین باری که کسی دیدتش
وقتی بود که محوطه رو ترک کرد؟ وقتی از سرِ صحنه رفت؟
آره. نمیدونم این دفعه چی عصبانیش کرده بود
ولی میگفت این پروژه خیلی داغونه
ناامن، ساعتهای کاری طولانی، ماستمالی کردن کارها
راستش میگفت میخواد سعی کنه منم توی این فیلم بیاره
اما بعد از اولین روز فیلمبرداری، نظرش عوض شد
شما هم توی همین حرفهاید؟ آره
یه جورایی همینطوری با هم آشنا شدیم. من بدلکارِ تصادف با ماشینم
اون توی این پروژه بدلکارِ سقوط از ارتفاعه
ولی هر کار دیگهای هم از دستش برمیآد
یعنی، قبلاً برمیاومد
اولین باری که با هم شروع به کار کردیم
میفهمیدم که داره سختی میکشه
برای همین بردمش به یه جلسهی «ان.ای»
مشکلش قرصهای مسکن بود؟
توی شغل ما خیلی رایجه
آره. همهمون این دوران رو گذروندیم
زانوها، پینهای تیتانیومی توی شونه، کمرش
ممکنه که، اوم
دوستپسرتون دوباره لغزش کرده باشه؟ حالش خوب بود
وقتی دیروز دیدمش
میدونی، ما رفتیم جلسه
اول صبح، مثل همیشه
باشه. بسیار خب
در موردِ... محوطه و سرِ صحنه چی؟
اونجا مشکلی، چیزی نداشت؟
با کسی به مشکل نخورده بود؟
آره. یعنی با همه
جز شاید با اونایی که غذا میآوردن
میدونی، از اون آدمایی نبود که بتونه دهنش رو بسته نگه داره
خب. کسی چیزی ندیده؟
کسی ایدهای نداره که
کجا ممکنه رفته باشه یا چیکار ممکنه کرده باشه؟
همکارِ بدلکارش کمکم کرد قایمکی برم توی محوطه
ولی یکی مچم رو گرفت
حتی فرصت نکردم تریلر رو ببینم
یه نگهبانِ دوزاری بهم دستدرازی کرد
گفت اگه دوباره امتحان کنم، زنگ میزنه به پلیس
بعد از اینکه ریپلی از سرِ صحنه رفت، یه اتفاقی براش افتاد
این آدما دارن یه چیزی رو مخفی میکنن
حسش میکنم
باشه
یه گشتی میزنم ببینم چی دستگیرم میشه
کارت شناسایی داری؟ نمیدانستم لازم دارم
نه، نمیتونی... شرمنده
نه، صحنه ضبطه، ورود ممنوعه
درسته. آهان، فهمیدم. باشه
داشتم دنبالِ، اوم، هیل ریپلی میگشتم
آره، نه، اینجا نیست
میخوای با مدیر بخشش حرف بزنی؟
بخش بدلکاری، درسته؟ جیک هریس مسئولشه
میتونم باهاش تماس بگیرم. این تنها کاریه که از دستم برمیآد
جیک هریس. باشه. نه، راستش لازم نیست
خیلی ممنون. لطف کردید
اوه، اوم
اوم، حراست
بله؟
دنبال هیل ریپلی میگردم
اینجا نیست
اون ردیفه. کولتر: اِهم
نگرانش نباش
همون پایین بمون
همونجا بمون
بهت دست زد؟ نه
چیزی مصرف کردی؟
نه. گفتم که نمیخوام
بیا اینجا
هی، هی، هی. اینجا چه خبره؟
تو جیکی؟ مسئول بدلکاری؟
آره. آره؟ خب
فکر نکنم از اتفاقی که داره میافته
توی تریلرت خوشت بیاد
اخراجی. برو
حالت خوبه؟
برو سمت چادر کمکهای اولیه
یه لحظه دیگه میام پیشت، باشه؟
ممنون
خواهش میکنم
تو دیگه کدوم خری هستی؟
کولتر شاو
دنبال هیل ریپلی میگردم
پلیسی؟ پلیس نیستم. نه
دوستدخترش منو استخدام کرده پیداش کنم
دیشب از سر کار برنگشته خونه
خب، اعصابش خرد بود
صحنه رو ول کرد و رفت
آخه اون آخرین بدلکاریش خیلی سنگین بود
ریپلی، پسر، اون
اصلاً تو حال خودش نبود
حواسش پرت بود، مدام گوشیش رو چک میکرد
نمیدونم چه مرگش شده بود
تا تریلرش دنبالش رفتم و همون باعث شد از کوره در بره
گفت میخواد بره با تهیهکنندهها صحبت کنه
دربارهی بدلکاری؟
احتمالا. خب
اینا از اون آدمایی نیستن که
بخوای باهاشون دربیفتی
اسم اون تهیهکننده رو داری؟
آره
رندی: خب، بنت کرنستون
پس یکی از تهیهکنندههای این فیلم
سابقهی باجگیری و ارعاب داره
و به نظر میرسه با یه دارودستهی جرایم سازمانیافته هم دستش توی یه کاسهست
پس داره پولش رو از طریق فیلماش میشوره
خب، این رو بهت بگم که قطعا برای بردن اسکار این کار رو نمیکنه
به نظر نمیرسه از اون آدمایی باشه که
ریپلی باید میرفت سراغش
نه، اصلا. خب
هماهنگکنندهی بدلکاری گفت که ریپلی تمام روز سرش توی گوشیش بوده
چیزی در این مورد پیدا کردی؟
اِم
یه لحظه
هیچی پیدا نکردم
شاید منتظر تماسی بوده که هیچوقت گرفته نشده؟
و این یارو کرنستون رو کجا میتونم پیدا کنم؟
بذار ببینم
خب. به نظر میرسه عوامل تولید براش یه جا گرفتن
توی یه برج شیک مرکز شهر
لوکیشنش رو الان برات میفرستم
رسید. ممنون
ببین برای کی کار میکنه، باشه؟
اوه، مطمئن باش همین کار رو میکنم. ممنون رندی
هی، تونستی ردیفش کنی
اون شام امشب رو با مکسین؟
بله، میز گوشه، ساعت ۷ عصر توی رستوران ویکتور
عالیه. آمادهای؟
کم و بیش. هر چی بیشتر باشه بهتره
اِم، شاید بتونی یه خلاصهی تکصفحهای آماده کنی
از اینکه پروندههایی که میخواست بهشون رسیدگی کنیم در چه مرحلهای هستن
اون همین الان توی اینباکست هست ولی یه کپی هم برات میگیرم
در ضمن، کار بررسی اون دسته از
فایلهایی که دیشب فرستاده بودن رو تموم کردم
ببین چه تلاشی میکنی. خوشم اومد
و ۶ قسمت از اون سریال
"تاور آو گاد" که بهم معرفی کردی رو پشت سر هم دیدم
بعد از اینکه کارم تموم شد
اصلا نمیفهمم چی داری میگی
بعدا بهت یاد میدم
قدم به قدم
ببخشید. قدم به قدم
خواهش میکنم
چطوری؟
No comments yet. Be the first to leave one.