Ahed's Knee

Ahed's Knee (הברך‎)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Aheds Knee 2021 [SARVSUB COM]
ناشر sarvsub_com
زیرنویس بیشتر در sarvsub.com

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2022-05-23
تعداد دانلود: 36
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

ترجمه اختصاصی سروفیلم - سرو ساب ** **

زانوی عهد

اسمم عهد تمیمیه

متولد 31ژانویه، سال 2001 شهر مدینه صالحه، فلسطین

تو شونزده سالگی، به خاطر سیلی زدن به یه سرباز افتادم زندان

این زانومه

تویتتون آقای اسموتریچ

خیلی ناراحتم که عهد تمیمی

به همین راحتی تحت بازداشت خانگیه

حداقل یه گلوله

تو کاسه زانوش داره

این باعث میشه بقیه زندگیش

تحت بازداشت خانگی باشه

الان بخونم؟

الیا زیو

شونزده و نیم ساله، آژانس گلوری

بزالل اسموتریچ

وزیر، نماینده مجلس

رهبر خانه یهودی

بچگیم

پدرت؟

تو زندان اسرائیل

خواهرش؟ - با شلیک پلیس زن کشته شده -

برادر زنش؟ - با تیراندازی یه سرباز کشته شده -

پسرعموش؟ - با تیراندازی یه سرباز کشته شده -

برادرزاده اش؟

یه شهرک نشین به ضرب گلوله کشت

مادرت

شونزده سالمه

مادرت

تو زندان اسرائیل باهامه

بلندتر

دختر عموت؟

باهامون زندانه

نوجوانی که اسرائیل رو در دادگاه به چالش میکشد

پسر خاله ات؟

یه سرباز به سرش شلیک کرد، بعد افتاد زندان

پیروزی کجاست؟

تو فداکاریم

و آزادیم؟

آزادی؟

میتونی سکوت کنی

... خیلی ناراحتم که عهد تمیمی

اسموتریچ

داری ور ور میکنی

عهد رو تو تلویزیون دیدی

دیوونه ات کرده

عمیقا ناراحتم

حداقل یه گلوله

تو کاسه زانوشه

دوباره

عین یه داماد هیجان زده ام

بزالل اسموتریچ هستم

چی میخواستم؟

یه گلوله تو کاسه زانوش

حالا

زانوت رو له و لورده میکنیم

مزاحم شدم؟

اصلا

وای

فیلمساز و ادیتور از ملاقاتتون خوشبختم

مایان، خلبان مسیر تل آویو-ساپیر تو آراوا

داری فیلم میگیری؟

نه

واسه فیلمی که میخوام بسازم فیلمبرداری دارم

تو ساپیر

فکرکنم تو یه کتابخونه عمومی

... میخوام یه

نیروهای رزمین

واسه یه ماموریت تو غزه

دارم واسه کسی یه فیلم شخصی میگیرم

بال هواپیما تو فیلمه

میشه از کابین خلبان فیلم بگیرم؟

تو دردسر نمیوفتم؟

بشین

مرسی

تا حالا فیلمی ساختی که معروف شده باشه؟

یه لحظه

سلام

امیدوارم دیشب شب خوبی بوده باشه

رسیدم آراوا

روز خوبی داشته باشی

دوستت دارم

سلام، یاهالوم هستم

یاهالوم؟

یاهالوم دیوید

معاون اداره کتابخونه ها تو وزارت فرهنگ

درسته، یاهالوم

یاهالوم تو ایمیل

یه جور دیگه تصورت کرده بودم

پرواز خوبی داشتی؟

خوب بود؟ ناهموار نبود؟

با اتوبوس چهار ساعت طول میکشه

مریض نشدی؟

نه

توقع نداشتم ببینمت، فکرمیکردم تو یه دفتر

توی اورشلیم یا تل آویو باشی

آره، وزارت خونه توی اورشلیمه

ولی برگشتم

اینجا بزرگ شدم

خب، دقیقا اینجا نه

یه روستایی این نزدیکیا

ولی همه بچه های محل دبیرستان رو اومدن اینجا

بعضی از پایه ها دانش آموز نداره

از جمعیت آراوا چیزی میدونی؟

نه

شرط میبندم تا حالا نیومدی

نه، اهل تل آویوم

کل زندگیت؟

آره

معرکه ست

خدمت سربازیم تو مرز لبنان و سوریه بود

وقتی که لبنان رو اشغال کردیم

میبینی پیرم

خب، جمعیت آراوا؟

عمرا بتونی حدس بزنی

پنجاه هزار

سه هزار

در کل، سه هزار نفر

باورنکردنیه، اندازه خیابونای اورشلیم

پس اینجا کسی رو نداری

خانواده‌ام اینجا زندگی میکنن

پدر و مادر، چندتا خواهر و برادر

میتونم خانوادم رو ببینم و کارت رو انجام بدیم

باید اعتراف کنم که واقعا فیلمات رو دوست دارم

راستش، خوشحالم که بهت گفتم

دیدیشون؟

اگه‌ ندیده بودم که نمیگفتم

مرسی

بریم تو؟

خونه‌ات رو دیدی؟

خوبه

خوشحالم خوشت اومد، رودربایستی نکن

هرچی شد، بهم خبر بده

باعث افتخار ساپیر و آراوا

و همینطور خودمه که اینجایی

مرسی

آب؟

از روی ایمیلات فکرمیکردم سنت بیشتر باشه

از روی تعریفام؟ مردم بهم میگن

و شغلت

... معاون مدیر، کتابخونه های عمومی

معاون بخش کتابخونه ها تو وزارت فرهنگ

کتابخونه ای که امروز عصر اکران فیلمت توشه رو من اداره میکنم

کل عصر توی تخت بودم

ساعت پنج، یادته؟

باشه؟

چطوری به فکر اداره کردن کتابخونه افتادی؟

میخوای بدونی؟

داستانش طولانی نیست

از بچگی عاشق مطالعه بودم

هر جور کتابی که میتونستم پیدا کنم

نمیدونستم از کجا گیرشون بیارم

خانواده ام خیلی اهل مطالعه نبودن، گهگاهی روزنامه میخوندن

ولی بدتر از اون

خواهر و برادرام

نهایتا پیامای واتساپ میخوندن

و تو؟ کارگردانی؟

مهم نیست، ادامه بده

پدرم، منتقد هنری. مادرم، نمایشنامه نویس و فیلمنامه نویس

تو چهار سالگی ناو جنگی پوتمکین طراحی میکردم

یا شوالیه های الکساندر نوسکی

نمیشناسیشون

فیلمای کارگردان روسی

نابغه رادیکال و کمونیست پر شور، نوشته استالین

راست میگی، نمیشناسمشون

میرم دنبالش

فیلمساز و کمونیست روسی

الکساندر نوسکی؟

آره

ادامه بده

وقتی اولین کتابخونه آراوا رو باز کردن

تازه خدمت سربازی رو تموم کردم

داشتن مدیر کتابخونه استخدام میکردن، ولی همه کارا گردن خودم بود

مدیریت، کتابخونه داری و حتی نظافت

آره، نظافت

بعد از سه چهار سالی، بودجمون زیاد شد

دیدم مردم میان برای مطالعه

یا فقط میان کتابخونه

به جلد کتابا نگاه میکنن

با خودشون میگن این در مورد چیه؟

بهم کارآموز دادن

و بعدش شدم مدیر کتابخونه تو آراوا

بعد دولت جدید اصلاحاتش رو اعلام کرد

باید رئیس جدید ستاد رو بشناسی

همیشه تو تلویزیونه، آدم آرومی نیست

نمیشناسمش

یه جلسه گذاشت و صدامون کرد

این شمایین که تصمیم میگیرین مردم چی مصرف کنن

از اینکه کسی واسه فیلم و کتاب کلمه مصرف رو استفاده کنه متنفرم

بعد گفت

شما فرهنگ و باور و افکار مردم و شکل میدین

که چی زشته و چی زیباست

در کل، اینکه کی هستن

یه دفعه، خیلی سنگین و بزرگ شد

حوصله ات سر رفت؟ وراجی کردم

نه، میرم هوایی تازه کنم

دیشب خوب نخوابیدم

میخوای یه چرت بزنی؟

آخرین بار کی اینجا مونده؟

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left