Red Shoes (Without Blood or Tears / Bbalgang Gudu / 빨강 구두)

Red Shoes (Without Blood or Tears / Bbalgang Gudu / 빨강 구두)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

빨강 구두Red Shoes E63-HDTV&WEB KoreanAngels
ناشر shahlaz
@KoreanAngelsترجمه و زیر نویس شهلاز

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
web
HD
تاریخ انتشار: 2021-10-22
تعداد دانلود: 21
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

داری میری سرکار؟

اوهوم

جما چی شده؟

اگه دوستمی ، راستش بهم بگو

واقعا عروسی برادر رئیس بخاطر تو به هم خورد؟

اینطور نیست مگه نه؟

درسته ، واقعیت داره

چی؟

دیوونه شدی کیم جما؟

الو؟

منم ، بعدا یه سر بیا اینجا

باورم نمیشه تو همچین کاری نمیکنی

...حتماً سوء تفاهم بوده

نه ، نبوده

من برادر رئیس اغوا کردم

تا جلوی ازدواجش با کوون هه بین بگیرم

هی ، جما

سعی نکن نظرمو عوض کنی

هر چقدرم سعی کنی بی فایدس

بعدش میخوای چیکار کنی؟

وقتی اغواش کردی میخوای باهاش ازدواج کنی؟

آره می کنم

چی؟

عفریته عوضی

...چون دوستم بودی

میخواستم کمکت کنم

چون دیدم چقدر درد کشیدی

به خودم فکر نمی کردم...

و هر کاری که از دستم براومد برای کمک بهت کردم

آخرشم بچه ـمو از دست دادم

اما چی؟

...برادر رئیس اغوا کردی که با

دختر اون عروسی نکنه؟

به رئیس خیانت کردی و گذاشتیش کنار؟

هی این همون انتقامیه که دنبالش بودی؟

ببخشید یو کیونگ

من مطمئنم که تو اینو کثیف و حقیر می بینی

اما این تنها انتقامه که می تونم در حال حاضر بگیرم

هه بین کجاس؟

طبقه بالا

.هه بین

.هه بین

خوب بخوابه حالش بهتر میشه

پس زیاد نگران نباش

...من واقعا

خیلی ناراحتم

نه عصبانیم

بازوی هی بینو دیدی؟

گفت جما هولش داده

من باید از زبون هر دو طرف بشنوم

...داری میگی

بازم فکر میکنی هه بین الکی میگه؟

عروسیش بخاطر جما به هم خورده

اما هنوزم باورش نمی کنید؟

خانم مین کافیه

...میدونی چقدر دلت کباب میشه

وقتی بچه ات آسیب می بینه

چرا مدام طرف جما رو می گیرید؟

همیشه یه سر مشکلات جماس

خانم مین ، گفتم بس کن

با یک دست نمیشه کف زد

پس اون دست دیگه کیه؟

داری میگی هه بینه؟

پس هیون سو بوده؟ کی بوده

...خانم مین داری با من

شروع میکنی؟

متاسفم

من خیلی ناراحتم

آجوما یک لیوان آب سرد برم بیار

برو بیرون نمیخوام ببینمت

باید حرف بزنیم

مرد و مردونه بی پرده

گفتم از جلوی چشمم گمشو

پاشو من بزن

پاشو هر چقدر دلت میخواد من بزن

میدونم که میخوای من بکشی

حقمه

الان داری مسخره ام می کنی؟

جدی میگم

در ضمن در مورد دوست داشتن جمام جدی ام

عوضی

اگه واقعا دوستش داری

بذار داشته باشمش

تو هرگز نمیتونی کیم جمارو خوشحال کنی

چی؟

به یون چو فکر کن

یادت بیاد چقدر بخاطر تو گریه کرده

یاد کارهایی که خانم مین و هه بین باهاش کردن بیفت

شده یکبار در مقابل اونها ازش حمایت کرده باشی؟

حتمی مادربزرگ به عنوان زنت قبولش نکرد

تو چی میدونی؟

خودت چی میدونی؟

فکر کردی جما دوستت داره؟ اشتباه برداشت نکن

...کسی که جما واقعا دوست داره

من بودم - لطفا -

.لطفا

حرف نزن ، چون تو هیچی نمی دونی

من چی رو نمی دونم؟ تو چی؟

چقدر میدونی؟

خفه شو ای نفهم

چی؟ بذارم جمارو داشته باشی؟

جما اسباب بازیه؟

بعدشم ...فکر میکنی جما میاد پیش تو؟

اگه بیاد چی؟

اگه خودش بخواد چی؟

اونوقت خودتو میکشی عقب؟

گفتم وقتی هیچی نمی دونی حرفمو قطع نکن

تو فکر می کنی جما این کارو می کنه چون واقعاً تو رو دوست داره؟

ای احمق بیشعور

...جما ، کیم جما

جما چی ...تو رو دوست داره؟

گفتم اینقدر خودت دست بالا نگیر

برو بیرون

برو بیرون عوضی

فکرکنم جما دیگه تو لورا نمیخواد کار کنه

منم نمی دونم

واقعا دارم دیوونه میشم

نونا من باید چیکار کنم؟

باید برای آقای یون کار کنم؟

چی میگی تو؟

جما آقای یونُ به کلی نابود کرد...

و خانواده صاحب لورا رو

بین برادرها جنگ راه انداخته

چگونه می تونم براش کار کنم؟

آره درست میگی

...البته وقتی فکر کنی برای

برادر آقای یون بد نشد

اگه بفهمه کوون هیوک سانگ به یکی زده و فرار کرده

خیلی ناراحت میشد

ساکت باش بابا

ته گیل تو کاری به جما نداشته باش

اون که به هر حال به حرف ما گوش نمی ده

لعنتی

با من کار داشتین؟

همین الان میز کیم جمارو تمیز کن

- ببخشید؟ - کر هستی؟

همین الان میز گما رو تمیز کن

هر چی مال اونه بریز بیرون

اخراجش میکنید؟

از این لحظه به بعد

کیم جما دیگه حق نداره اینجا کار کنه

چطور همچین اتفاق غیر معمولی افتاده؟

بالاخره درست گفتم

بین این سه نفر اتفاقی افتاد

مثلا؟ - ...خب-

نمی تونم بگم

اونقدر بده که اخراجش کردن

ممنون خودم تمومش میکنم

چیکار کردی که اخراجت کردن؟

...واسه چی شما قبول کردی

برای همه چیز ممنون

خانم کیم

اینطوری نباش

باید بجنگی و اعتراض کنی

راست میگه این درست نیست که یک شبه اخراجت کنن

این فقط در مورد شما نیست

حق با شماست

چرا باید خوشحال اونها بشه ؟ درسته؟

همه کاراتو تموم کردی؟ - بله قربان -

متاسفم

...ما رو کمتر از خودت نمی بینی

و خانواده من دست کم نمیگیری

با این وجود این کارو کردی

خوبه

این یه بار از کاری که کردی میگذرم

اما بار دومی وجود نداره

تو اصلا عاشق هه بین نیستی

دنبال ثروت منم نیستی

...تو فقط

یک دختر باز پستی که با دخترم بازی کردی

...اما این آدم سطحی اگه خوب آموزش ببینه

میتونه به راحتی یه شرکتُ اداره کنه

دست از این کارا بکش و کاری که من میگم بکن

با هه بین ازدواج کن و صاحب شرکت شو

اونوقت منم تو رو می بخشم

متوجه شدی؟

متاسفم قربان

همونطور که قبلاً گفتم من نمی تونم باهاش ازدواج کنم

هه بین هنوز درسش تموم نشده ، با هم برین نیویورک

اونجا بعد از گرفتن ام بی ای برگرد

من نایب رئیست میکنم

این ازدواج از اول اشتباه بود

این اشتباه من بود

فکرکردم روشنت کردم

حتما باید اینکارو بکنی؟

همونطور که گفتید ، من به ثروت شما علاقه ای ندارم

بلکه شما و خانم مین

کسانی بودین که دنبال پول بودین

شما دنبال پول مادربزرگم بودین که من به ارث میبرم

چی؟

اما این کافی نبود

خانم مین ارث برادرم رو هم می خواست

فکر می کرد برنامه اش دود می شه...

اگه جما با برادرم ازدواج میکرد

بخاطر همین دست به جنایات مشمئز کننده زد

چی داری میگی تو؟

خبر نداشتی؟

خانم مین همسر سابق برادرمو استخدام کرد

برا اینکه بین برادرم و جمارو به هم بزنه

حتی یک پسر الکی هم درست کرد ولی گیر افتاد

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left