نخستین 143 خط.
Translate by DarkWorld
من کجا هستم؟
دارم از آسمان مي افتم
عجيبه
چرا من نمي ترسم؟
تو نگران من هستي؟
من کجا هستم؟
،چه نرم و گرم ولي من از درون آشفته هستم
،من نترسيدم ولي قلبم يخ زده
تو نمي توني
ولي ممنون
پيله
روياي سقوط از آسمان
خانه قديمي
!بزار ببينم
اوه، اينجا رو ببين
!خداي من، خداي من
افراد کم و سن وسال
نبايد وارد بشوند
Reki
تقريبا رسيديم. تقريبا رسيديم
همين جا
اه، همه اينجا هستند
شهر خيلي از اينجا دوره
دوچرخه رکي هم فقط يه رکاب داره
افراد کم و سن وسال
نبايد وارد بشوند
Reki
اين که فقط اونها رو بيشتر تحريک مي کنه
پيله در اين منطقه است
!!بيرون بايستيد
شما مگه اون برگه اخطار من رو نديدن، چرا حرف گوش نمي کنيد؟
!ما مي خوايم ببينيم
گفتم که نميشه
!چرا
!بايد بزاري ببينيم
مي دونستم
!هوي
!اگه همين الان نرين، يه سير کتک مي خورين
تو خيلي با بچه ها نرم برخورد مي کني، رکي
خب، انگار ديگه بايد کار رو شروع کنيم
البته
اين يه اتفاق بزرگ براي ما "هيباين ها" حساب ميشه
من نمي تونم از دست بدم
من هم مي تونم وقت بزارم
ولي فقط براي سه روز، از فردا شروع ميشه
خب، اين اتفاق بزرگ الان کجاست؟
!واو
!خيلي بزرگه
واقعا يه چيزي انگار هست
دير کردي
الان وقت گفتن اين حرفا نيست
خودت مي دوني خيلي سخته از سر کار بخواي بياي
الان شروع يه يک سفر دور و درازه، درسته؟
آروزه داشتم من مي تونستم اونجا باشم
از حالا به بعد بايد مدام اطراف اين بچرخيم
...اگه رکي تصادفا پيداش نمي کرد
بدون اينکه ما بفهميم ممکن بود ترک برداره
!بي خيال
هيچ راهي نداره که ما پنچ نفر همچين تخم مرغ بزرگي رو پوشش بده
به هرحال، خيلي سخته که بخواد همچين هيولايي گم بشه
درسته
روي سطح اون خط هاي سياه خاکستري پيچيده
ممکنه به زودي بشکنه
مهم تر از همه، چرا اينجا رو نبايد يه تميزي کنيم
خيلي ستمه آدم توي همچين اتاقي به دنيا بياد
واقعا يه کسي اون تو هست؟
بله
...همينطور که من و تو اون تو بوديم
همه هيباين ها همينطور به دنيا ميان
!واو، چه تخم هيولاي بزرگي
!يه هيولا
!چي؟ هنوز اونجا وايسادين
!يه هيولا !يه هيولا
شما حتما يادتون رفته که نبايد اينجا بياين
!واقعا که. عجب موشهاي فضولي
اون کسي که اينجا از همه بيشتر هيجان داره
اون شاده
من هم هيجان زده شدم !يه عضو جديد
کو هم هيجان زده شده
من اميدوارم اين مثل يه خواهر کوچک تر براي من بشه
خب راستش کو، اين پيله خيلي بزرگ تر از مال تو هست
چي؟
زودباش، بايد اتاق رو تميز کنيم
!خيلي بدجنسي
...اين
يه روياست؟
مي تونم نفس بکشم
فکر کنم هنوز توي رويا باشم
مي تونم يه صداهايي بشنوم
بابا بي خيال شو ديکه به اندازه کافي تميز شده
کساني اون بيرون هستند
الان همه جا تميز شده
مردم از خستگي
اينجا
خب حالا بايد قرعه کشي کنيم تا نوبتي کشيک بديم
!!درسته
چه گرفتاري شديم
...چرا ما نمي زنيم اين رو تا بشکنه با
چکشي، چيزي تا زودتر بياد بيرون و خلاص بشيم
چطور مي توني همچين چيزي بگي؟
نمي تونيم اين کار رو بکنيم هر چيزي راهي داره
اگه تو نتوني خودت پوسته رو بشکني، هيچ وقت قوي نميشي
پس ما الان جوجه ماشيني هستيم؟
بعد اينکه نوبت تو تمام بشه مي توني بخوابي
!اينکه نشد مواظب بودن
گوش کن، داره يه صدايي ميده
گوش کردي؟
!!به هيچ وجه اطراف نباشيد !!منطقه شکستن پيله
هنوز تو ابرها هستم؟
بايد توي روياي خيلي قوي باشم
چي؟
من کجام؟
چقدر زبره
ولي همه چي مثل توي رويا سبک مي مونه
بوي حبوبات رو ميده
!اوخ
اه، بيدار شدي
شرمنده، ما مجبور شديم سريع بريم خريد بکنيم
تو کل روز رو خوابيده بودي
محشر بود
ديدي، من بايد اينجا مي موندم
ولي تو بايد چرخ رو مي روندي
...خب
- چه حسي داري؟ - گرسنه نيستي؟
چيزي مي خواي از چيزهايي که از مغازه گرفتيم؟
ما خيلي هيجان زده شديم وقتي بيدار شدي
هي! همه با هم صحبت نکنين
بيچاره رو گيج کردين
چشم
بخاطر اين همهمه عذر مي خوام
من رکي هستم
،اين اتاق من است ...و همينطور به عنوان اتاق مهمان
پس اگه دوست داري مي توني ازش استفاده کني
برداشتي اتاق مهمان رو اتاق خودت کردي. يه ذره بيشتر صادق باش
براي همين وسايل خودم رو بيرون گذاشتم
خب، بزار همه چيز رو از اول توضيح بدم
مشکلي نيست سيگار بکشم؟
راحت باش
خب اول در مورد روياي خودت بگو
روياي خودم؟
بله، ديدي، مگه نه؟
تا موقعي که توي پيله خواب بودي
No comments yet. Be the first to leave one.