A Working Man

A Working Man

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

01 A Working Man 2025 1080p WEB-DL H 264-YG[Fa]
ناشر Sam_24

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-04-12
تعداد دانلود: 696
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫« یـک مـرد کـارگـر »

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫ترجمه از «امــیــررضــا» ‫ARZ_110_SUB@

‫رئیس، این برای توئه

‫نه، نه، نه، بیخیال

‫نمی‌تونم به خانواده‌ت زحمت بدم

‫نه، جسمین این رو برای تو درست کرده

‫رئیس، لطفاً

‫بگیرش

‫از طرف من ازش تشکر کن

‫خب، گوش کنید

‫امروز خیلی کار داریم

‫تمام روز بازرسی داریم

‫فرم‌های ساخت، فرم‌های تخریب،

‫و قراره جنس هم بیارن ‫که مانع کار میشن

‫اگه امروز خوب کار کنیم،

‫یه پاداش براتون در نظر گرفته میشه

‫فهمیدید؟

‫تمام توانتون رو بذارید، بچه‌ها

‫بیاید با همون تعداد انگشتی ‫که امروز صبح بیدار شدیم

‫برگردیم خونه‌هامون

‫خیلی‌خب

‫برادرها

‫روز خوبی داشته باشید. ‫بریم سر کار

‫- صبح بخیر، جس ‫- صبح بخیر، لوین

‫چطوری؟

‫- خوبم ‫- هی، لوین

‫امروز کسی درخواست پول نکرده؟

‫نه

‫- چرا؟ ‫- چون ظاهراً من تنها عضوی از خانواده‌ام

‫که می‌تونه حساب ‫فروشنده‌ها رو مدیریت کنه

‫اوه، ببخشید

‫پس حدس می‌زنم ما پدر ‫و مادر خبیثی هستیم، عزیزم، ها؟

‫چون مجبورش می‌کنیم ‫چند ساعت در روز کار بکنه

‫امروز نه

‫چطوره اول پرداخت‌ها رو انجام بدی، ها؟

‫یه عالمه کامیون اون بیرون منتظرن ‫تا پولشون رو بگیرن

‫می‌تونی به من پول بدی

‫برای چی بهت پول بدم؟

‫برای اینکه ۱۹ سال توی ‫خونه‌م بودی و غذا خوردی

‫و شهریه‌ی دبیرستان، دانشگاه، ‫آرایش، کلاس کاراته...

‫- می‌خوای ادامه بدم؟ ‫- واقعاً؟ نه، فهمیدم

‫لوین، میشه لطفاً امضاش کنی؟

‫بابا؟

‫- چیه؟ ‫- امروز هرج‌ومرج میشه

‫- می‌دونم ‫- و سه تا کار رو برای امروز برنامه‌ریزی کردی

‫حرفش اشتباه نیست

‫سلام، آره، ساختمان‌سازی ‫گارسیا و خانواده‌ست

‫آره، داری با کارلا حرف می‌زنی

‫مدتیه که منتظرم

‫امروز تحویل‌ها انجام میشن، درسته؟

‫- بابایی، بیا اینجا ‫- باشه، منتظر می‌مونم

‫برای امشب اینقدر پول می‌خوام ‫

‫خیلی زیاده

‫برای چیه؟ ‫هزینه‌ی عروسیته یا همچین چیزی؟

‫نه، برای امشبه

‫این ترم رو تموم کردیم، ‫پس می‌خوایم جشن بگیریم

‫فقط یه ترم رو تموم کردید

‫درسته، کار بزرگی کردیم

‫- واقعاً؟ ‫- آره

‫همچین چیزی طبیعیه؟

‫ببین، می‌تونه خیلی بدتر باشه، باشه؟

‫- ببین، خرید کلاه‌ها رو خط زدم ‫- آره

‫- با پولش یه ماشین می‌گیریم ‫- وای، خدا

‫- و یه اتاق خصوصی هم برای شام می‌گیریم ‫- خیلی داری کم خرج می‌کنی

‫آره، فقط یه کارت اعتباری می‌خوام

‫دخترم، نمی‌تونم. من...

‫دخترم...

‫خیلی‌خب. باشه

‫- نمی‌خوام ‫- چیزی که می‌خواد رو بهش بده

‫نه، مامان

‫خودم می‌تونم حقم رو بگیرم

‫اوه، نه، نه، شکی توش نیست

‫وقتی یه ترم تموم میشه

‫همه یه اتوبوس برای جشن ‫کرایه می‌کنن، نه؟

‫ممنون

‫سلام، کیت

‫مادرجنده

‫ببخشید

‫باید برگرده سر کارش

‫گورت رو گم کن. ‫به تو ربطی نداره

‫من خوبم، رئیس

‫پنج دقیقه بیش‌تر طول نمی‌کشه

‫هی!

‫صبر کنید. تفنگ‌هاتون رو بذارید روی زمین

‫من محترمانه رفتار کردم

‫ولی شما نه

‫گورتون رو گم کنید

‫بلند شو ببینم

‫دیگه هم برنگردید

‫- یالا ‫- بجنبید

‫خوبی؟

‫چطور اون کار رو کردی؟

‫باید برگردیم سر کارمون

‫این یکی. به سمت راست

‫- حله ‫- ممنون، کیت

‫لوین، پشمام!

‫اون کارها رو توی ارتش یاد گرفتی؟

‫چیزی ندیدی

‫اگه بابا بفهمه، وحشت‌زده میشه

‫می‌تونی یادم بدی؟

‫ببین، پدربزرگم یه سرباز چترباز بود

‫یادم داد چطور انگشت بشکونم

‫و رد حیوون‌ها رو بزنم

‫انگشت بشکونی؟

‫آره

‫مادربزرگ برات «تینگا» درست کرده

‫مرغِ رشته‌شده

‫خوش‌مزه‌ست

‫و مادربزرگ برات نون تورتیای ‫پخت خونگی درست کرده

‫چرا همه بهم غذا میدن؟

‫اگه بهت غذا ندیم، همه‌ش کنسرو ماهی ‫و کره‌ی بادوم زمینی می‌خوری

‫چیزی ندیدی، باشه؟

‫خبرچینی آخر و عاقبت نداره

‫فقط اگه کمک خواستم ‫هوام رو داشته باشه

‫به روی چشم، جنی

‫بعداً می‌بینمت

‫دوستت دارم، بابایی

‫منم دوستت دارم، عزیزم

‫برو سوار شو

‫مناسبتش چیه؟

‫مناسبتی نداره

‫مریدیث فقط داره چند تا ‫از دوست‌ها رو سرگرم می‌کنه

‫- آره ‫- من...

‫نمی‌دونستم که امروز وقت دیدارتونه

‫می‌تونی بذاری همین‌جا بمونه

‫آره، لطفاً، دکتر راث، ‫نیاز نیست این بحث رو داشته باشیم

‫وقتی مادرش بهت ‫نیاز داشت، پیشش نبود

‫و وقتی مریدیث بهت نیاز ‫داشته باشه هم پیشش نیستی

‫اما من پیششم

‫اوه، می‌دونم

‫دوست داری با مشت بزنیم

‫تنها جوابت توی همه‌ی شرایط همینه

‫خشونت

‫پدر خطرناکی هستی

‫یه قاتلی

‫نمی‌تونی وانمود کنی که قاتل نیستی

‫ببخشید، دکتر راث

‫امروز مال منی

‫چرا بابابزرگت توی روز مخصوص من ‫مهمونی گرفته؟

‫خیلی گرسنمه

‫چیزی نخوردم

‫منتظر تو بودم

‫جدی؟

‫آره

‫باشه

‫بریم

‫- بفرمایید ‫- ممنون

‫- ممنون ‫- نوش جان

‫نیاز نیست برام هدیه بخری

‫بگیرش

‫بازش کن

‫مامانه

‫این عکس رو با دوربین ‫فیلمبرداری قدیمی گرفتم

‫پدرم بهم داده بودش

‫بابابزرگ همه‌ی عکس‌های ‫مامان رو جمع کرده

‫بعضی‌وقت‌ها از یادم میره ‫که قیافه‌ش چه شکلیه

‫شبیه خودته

‫بابا، می‌تونم یه چیزی بگم؟

‫هر چیزی که دلت می‌خواد

‫از دست مامان عصبانی‌ام ‫که مُرد و تنهامون گذاشت

‫اشکالی نداره

‫منم ناراحتم

‫مت الان شما رو می‌بینه

‫وقتی میرم برای وقت دیدارم با دخترم ‫اونا مهمونی گرفتن

‫با خنده بهم نگاه می‌کنن

‫داره تحریکت می‌کنه، ‫می‌خواد با مشت بزنیش

‫آه...

‫پس برنده میشه

‫وکیل طرف مقابل ادعا می‌کنه که تو ‫به‌خاطر دوران خدمت نظامیت

‫اختلال استرس پس از سانحه‌ی ‫درمان‌نشده داری و آسیب مغزی دیدی،

‫که تو رو مستعد خشونت می‌کنه

‫به مدت ۲۲ سال برای بریتانیا، ‫کشوی که توش متولد شدم خدمت کردم

‫و الان به‌خاطر خدمتم شدم آدم بده؟

‫بدتر هم میشه

‫درخواست دادن ملاقات‌ها ‫تحت نظارت باشه

‫و فاصله‌شون هم بیش‌تر بشه

‫یعنی به جای دو ساعت در هفته ‫بشه یک ساعت هر دو هفته

‫باید در مقابلشون بایستم

‫‏۱۰ هزار دلار دارم

‫پس‌انداز کردم

‫چون توی ماشینت می‌خوابی؟

‫دادگاه از اینکه محل سکونت ثابت ‫نداری، خوشحال نمیشه

‫یه کاریش می‌کنم

‫چرا دکتر راث اینقدر ازت متنفره؟

‫فکر می‌کنه من دخترش رو کشتم

‫واقعاً تو کشتیش؟

‫خودکشی کرد

‫اون موقع خارج از کشور ‫توی یه ماموریت بودم

‫کل زندگیش با افسردگی ‫دست‌وپنجه نرم می‌کرد

‫می‌دونی جنگ فرسایشی چیه؟

‫آره، دشمن رو آروم‌آروم از پا درمیاری

‫طرف یه تیم از وکلا جمع کرده ‫که ساعتی هزار دلار می‌گیرن،

‫کسایی که تا آخرین ‫قطره‌ی خونت رو می‌خورن

‫تا تبدیل به خاک بشی ‫و پخش و پلا بشی

‫بهترین کار اینه که توافق کنیم ‫و تسلیم بشیم

‫دختر داری؟

‫یه چیزی براتون گرفتم

More Farsi Persian subtitles for A Working Man

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left