نخستین 200 خط.
مـــــترجـــــم شـــهلاز
کی باعث شده من تبدیل به همچین آدمی بشم؟
پول؟ بهش دادم برای اینکه خودش می خواست
کجاش تقصیر من بوده؟
! من فقط گفتم نمی خوام پسرمو بدم به همچین خونواده ای چطوری جرات کردی برای بردن پسرم بیای دنبالش؟
! نمی خوام بیشتر از این باهات حرف بزنم !از خونه من برو بیرون
!بیرون ! بیرون
باید قبل از رفتنم یه چیزی بگم
حالا که پسر تو اینقدر نقاط مثبت داره
یعنی اینکه خیلی عالیه ، درسته؟
چی؟
شنیدن حرفهای تو باعث شد من بیشتر اونو بخوام
.مامان
حالا که پسرت اینقدر عالیه
پس حتما باید دامادم بشه
چی ، چی؟ چی گفتی؟
سو جه وو لطفا دنبالم بیا
جه وو اگه بری واقعا نمی بخشمت
نمی خوای بیای؟
سو جه وو - داری چیکار می کنی؟ -
نمی خوای به حرفش گوش بدی دنبالش بری؟
!عزیزم
تو هم دنبال من بیا
= قسمت 30 =-
!مامان
تو چرا اینجایی ؟ - چیزهای عچیبی توی معازه کیک برنجی شنیدم -
اتفاقی افتاده؟
البته که نه اشکالی نداره ساعت کارت اینطوری میای و میری؟
زود باش برگرد سر کارت
واقعا اینجا اتفاقی نیفتاه؟
من که بهت گفتم
میخواستم یه چیزی به سو جه وو بگم برای همین ازش خواستم دنبالم بیاد
تو نمی خوای حتی یه چند لحظه اونو بدیش به من؟
باشه پس
سو جه وو بیا تو
.بله
چطوری اجازه دادی جه وو دنبالش بره؟
نشنیدی اون چی گفت؟
تاره تو برای چی جلوی اون صداتو برای من بلند کردی؟
مگه من چیکار کرده بودم؟
کیم شین یه
عز...عزیزم
چطوری تونستی همچین کاری بکنی؟
...تو واقعا
زن من کیم شین یه ای؟
تو هم نمی تونی منو درک کنی؟
خودتم گفتی دا جونگُ به عنوان جفت جه وو دوست نداری
هر چی میگم و هر کاری می کنم اونها بازم با هم به هم نمی زنن
من الان بیشترم ازش متنفرم ، انتظار داری چیکار کنم؟
فکر کردی منم خوشم میاد اینکارارو می کنم؟
!بازم باید برای کارات یه حد و مرزی داشته باشی
رفتی سراغ آدمی که نباید میرفتی چطوری تونستی همچین کاری بکنی ، هان؟
تو که می دونی اون چطور آدمیه
چطوری تونستی بهش بگی برگرده پیش نویسنده هان؟
برای چی فقط با من این کارو می کنی؟
!مگه نشنیدی نویسنده هان چی گفت
سونگ جونگ تا حالا خیلی تحمل کرده
حتی اگه با گوشای خودم نشنیده باشم بازم می تونم حدس بزنم تقصیر کی بوده
چی؟
چطوری می تونی این حرف بزنی؟
نمی تونی بدون هیچ حرفی طرف من باشی؟
برای جداکردن داجونگ و جه وو
حاضری یه خونواده رو از بین ببری
حتی اگه زنمم باشی بازم چطوری می تونم طرف تو رو بگیرم؟
بعدش تو ازم متنفر نمی شی؟
!فقط باید بگی که اشتباه کرده بودی !فقط باید بگی که عقلت از دست داده بودی
!تنها کاری که باید بکنی معذرت خواهیه
فکر نمی کردم اینطوری توی گل گیر کرده باشی
امروز من واقعا ازت نا امید شدم
نا امید شدی؟
حالا که چی؟
پس میخوای بگی دیگه نمی تونی با من زندگی کنی؟
میخوای با من تموم کنی؟
باشه بیا جدا شیم
بیا از هم جداشیم !لازم نکرده دیگه با هم زندگی کنیم
چطوری می تونی این کلمات اینقدر راحت به زبون بیاری؟
....توی این وضعیت ، تو واقعا
چرا؟ چرا؟ چرا فقط داری این کارارو با من می کنی؟
چرا فقط با من اینجوری می کنی؟
لطفا راحت بشین
. متاسفم
تو کاری نکردی که بخاطرش عذر خواهی کنی
من نمی دونستم مادرم دست به همچین کاری میزنه
مطمئنم مادرم بخاطر این کار متاسفه
تو می دونستی؟
.بله
راستش ، پدر داجونگ اومده بود محل برگزاری عروسی دائه
برای همین موقع برگزاری مراسم نبودی؟
.بله من بردمش جایی که بتونه مراسم ببینه
چیزی نگفتم برای اینکه نمی خواستم شمارو نگران کنم
امیدوارم تمام اتفاقات امروزرو به عنوان یه راز از دخترام پنهان کنی
.بله ، من چیزی بهشون نمی گم
خیلی خوش تیپم؟
مادرم بهت چی گفت؟
ازم تشکر کرد بخاطر دوست داشتن دختر کم عقلش
چی؟ دروغگو
راست می گم
داره مهارت دروغ گفتنت بهتر میشه
نمی خوای حرفهای منو باور کنی؟
حالا که تو حرف منو باور نداری منم میخواست یه روش سری رو بهت بگم ولی دیگه نمی گم
چه روش پنهانی؟
کیک برنجی
واقعا؟
اینکه چه مقدار آبی کافیه
وایسا
آب بیشتری لازمه
دوباره
....وقتی این کارو می کنی
حالا
وایسا ، وایسا
اوه ، خرابش کردم
...پس یه همچین حسی باید داشته باشم
اگه بتونی کیک برنجی رو درست از آب در بیاری میخوای اولین کیکی رو که پختی به کی بدی؟
به مامانت
پس داجونگ بلده چطوری کیک برنجی درست کنه هاه؟
فکر نمی کنی به کم بیشتر دوستم بداره؟
ولی سخته
می دونم حسی که الان دارم چیه
اما می تونم همین کارو توی مغازه کیک برنچی انجام بدم؟
چیکار می کنی؟
این بهترین راهه که روی دستات تمرکز کنی و حسی که داری رو به خاطر بسپاری
مگه نشنیدی که میگن وقتی نتونی ببینی حواس دیگه بهتر کار میکنند و حساس تر میشن
مثل پودر کیک برنج مرطوب
و کمی کرکی ماننده؟
فکر کنم دیگه الان کاملا بدونم
حالا که چشمم بسته است حواس دیگه ام فعالتره
متشکرم
دیگه تموم شد
نمی تونم ببینم
احساسی تر نبود؟
سو جه وو
!لباسمو کثیف کردی
...به هیچ وجه
نمی خوای که اونو بریزی روی لباس من؟
تو بودی که اول لباس منو کثیف کردی یالا باید تلافی کنم
نمی خوام
وایسا ، وایسا - چرا ؟چرا؟ -
منم
بازم شمایی مادر بزرگ؟ !دارم میمیرم
!زود باشین داره توالتم میریزه
یه کم دیگه صبر کن
خیلی وقته رفته اونتو
شما اینجا خوابیده بودی؟
اوه بله
بیا بریم پایین
!مادر بزرگ
برای چی با اینا اومدی ؟
برای اینکه اتاق یه کمی گرم بود
امسال تابستون گرمی بود
نمی خواستی بیای بیرون؟
روده های منم بازی در آورده
!داماد اوه بله بله بله
پدر بذار منم ببینم
"دنبال من نیای" چرا؟
این چیه؟ آیگو این دیگه چیه؟
مامان فرار کرده؟
منظورم منم همین بود؟
نکنه بخاطراین رفته که این چند روزه بهش گفته بودم کارای خونه رو بکنه
ما دیروز یه کم با هم دعوامون شد
معذرت میخوام
بازم بخاطر همچین چیزی اون باید خونه رو ترک کنه؟
تو ی این 50 سال سنش چی یاد گرفته؟
!اشکالی نداره بیاین اول غذامونُ بخوریم
بیخیال
. متاسفم
تقصیر من بوده که نتونستم به درستی همسرم کنترل کنم
اما پدر و مادر اگه شما ناراحت نمی شین
این موضوع رو بسپرین به من
الان وقتشه که یه درس درست و حسابی به زنم بدم
البته که باید این کارو بکنی
شما هام خوب به حرفم گوش بدین
چون این موضوع بین من و مادرتونه برای همین میخوام خودم حلش کنم
بهتره بدون اجازه من با مادرتون تماس نگرین
مامان خیلی زود بر میگرده
چون خودمم وقتی بچه تر بودم یه چند باری این کارو کردم می دونم
وقتی که جایی نداری بری چه فایده داره خونه رو ترک کنی؟
بهت گفتم غذا بخوری ، چرا اومدی بیرون؟
موضوع پدر جونگ دا جونگ و مادرُ
شما هم میدونین ، درسته؟
الان واقعا من از مادرت نا امید شدم
Should I just take this chance to not live with her anymore?
!پدر
وقتی احساس من اینه ، ببین تو چه حسی داری؟
. متاسفم
من دیگه نمی ذارم همچین اتفاقی بیفته خیالت راحت باشه
پدر شما هم یه کم راحت باشین
این حقه بازو ببین
می خوای بری دنبال مامان ، درسته؟
اون اینجا نیومده
وقتی تصمیم گرفته از خونه بره مطمئن باش اینجا نمی خواسته بیاد
آیگو از دست این زن داداش فکر کرده چند سالشه که از خونه فرار کرده؟
اگه اومد اونجا به من خبر بدین
حتما
حتی اجازه نمی دم بهش اتاق بدن برای اینکه آخرین بار منو راه نداد
این یه فرصته برای انتقام گیری
عمو - دارم بهت میگم زیاد نگران نباش -
مادرت زیاد شجاعت اینو نداره که خیلی جلو تر بره
اون اومده - مادرم ؟ -
مادرت؟ نه بابا جونگ دا جونگ
چرا به من نگفتی؟
No comments yet. Be the first to leave one.