نخستین 141 خط.
گابلینا اگه گروهی باشن مشکل سازن
اما می تونم از ساختار دخمه استفاده کنم تا به نبرد تک تک بکشمشون
.اونجا دیگه هیچ شانسی ندارن
.موجودیم به یه غول تبدیل شد و الان یکم عضله دارم
.الان خیلی چابک تر از زمانیم که اسکلت بودم
و بزرگترین سورپرایز این بود که مانام، انرژی روحانیم
.و قداستم بیشتر شدن
.الان می تونم نه تنها خودمو، بلکه شمشیرم هم تقویت کنم
.شاید...الان قویتر از زمانی باشم که انسان بودم
تازه کار و کهنه کار
.از آخرین باری که یه انسان دیدم خیلی می گذره
نه، نمی تونم اینطوری برم بیرون
.من یه غولم. اون یا می زنه منو می کشه یا فرار می کنه
.پس فاصلهمو حفظ می کنم
.بهش حسودیم می شه که یه انسانه
نمی شناسمش. تازه کاره؟
.من ماجراجوهای زیادی توی مالت می شناسم
دلیل اینکه می شناسمشون اینه که ماجراجو ها می تونن جمعیت خشنی باشن
و بسیاری از اونا افراد ضعیفی مثل منو مسخره می کنن
.یا سعی می کنن کاریو که کردن گردن ما بندازن
.دونستن توانایی ها و متحداشون می تونه خیلی کمک کنه
هرچی آدمای بدی اطرف مطراف باشن .باعث می شه مالت هم جای بهتری باشه
.و ظاهرا انجمن دوست داره منو این اطراف داشته باشه
با اینکه اینقدر ضعیفم ولی بازنشسته نیستم
...مسیری که می رسه به
خوب آموزش دیده
ولی ضعیفه، پس باید ضربات زیادی بزنه
احتمالا نقشه داره بدون عجله و با جاخالی دادن ...شکستش بده
.ولی اصلا حواسش به اطراف نیست
.من می خوام یه ماجراجوی واقعی بشم
!نمی ذارم یه اسکلت شکستم بده
گمونم چارهای نیست
!یه غول؟
.زودباش...دشمن الان پشتشو بهت کرد! حمله کن
.نه، فکر کنم جا خورده
.وای
...آم
...خوشحالم حالت خوبه
...سلام...من رنتم
!رنت
!ازم دور شو
!لطفا گوش کن
...من دشمنت نیستم
...لطفا
حرف.. می زنه؟
!آره
...من رنتم
...یه ماجراجو
ماجراجو؟ ماجراجو؟
.آره
!من یه ماجراجوئم
!اسمم رنته
رندو؟
!رنرو...رنت
!رنت
!بله
پس، چرا این شکلیای، رنت؟
یجور استتاره؟
...نه، من مردم
.ولی...زندهام
.آره، شبیه یه هیولا معمولی نیستی
.ممنون نجاتم دادی
...ماجراجوها...هوای همو دارن
آم..ممنون بابتش
...چیزه...دوست ندارم بپرسم، ولی
چیه؟
می شه برگردم؟
تو که نمی خوای منو بکشی، نه؟
...من نمی کشمت
...ولی به کمکت نیاز دارم
کمک؟
.ازت می خوام...برام لباس بخری
لباس؟
.من می خوام به مالت برگردم
اوه...پس یه ردا باید برای پوشوندنت کافی باشه؟
...ممنون
...پول
اگه... لباس بخری...بقیهاش برای خودت
..لطفا
.اسم من رینا روپاجه
.به عنوان دختر یه شوالیه، دینمو بهت ادا می کنم
...فقط صبر کن، رنت
.اطراف من خیلی محتاطه
برای یه ماجراجو، این راه درستشه
یه ماجراجوی معمولی طبیعتا غولی مثل من رو
.فورا به انجمن گزارش می ده
.ولی فکر نکنم بهم خیانت کنه
.حتی اگه اشتباه کنم، دیگه راه برگشتی ندارم
!ببخشید
...تو
.به نظر صدمه ندیدی. خوبه
.نگران شدم آخه بعد از غروب برنگشتی
.خب، کلی اتفاق افتاد
...راستش یه چیزی می خوام ازت بپرسم
.باورم نمی شه...ولی الان از زمانی که انسان بودم قویترم
نه تنها قویترم
.بلکه بدنم هم همونطو که می خوام تکون می خوره
...و فکر میکنم بیناییم هم بهتر شده
.نه، احتمالا به این می گن غریزه مبارزه
.چیزی که از آموزش و مطالعه یاد نمی گیری
پس جهان به همه ماجراجویای موفق ...اینطوری نگاه می کرد
فکر کنم فقط بعد از اینکه تو این بدن قرار گرفتم ...به قدرتی که بیشتر از همیشه می خواستم رسیدم
رنت؟
رنت، کجایی؟
رنت؟
...واقعا برگشت
!رنت
آم، تو رنتی، نه؟
یا یه غول دیگه هستی؟
.من رنتم
.غول ها توی همچین سطح پایینی پیداشون نمی شه
...که اینطور
.حس میکنم توی حرف زدن بهتر شدی
...تمرین کردم
!آفرین
.اوه درسته. چیزی که می خواستی و بقیه پولت اینجاست
.ببخشید...من هنوز یکم می ترسم
.یکم بیشتر بهم زمان بده...فقط یکم دیگه تا عادت کنم
...نه، اشکال نداره
حالا می شه به لباسا یه نگاهی بندازم؟
!البته. بفرما
.وای
خوشت اومد؟
.بله
یه رنگ ساده که هیچ کس بهش نگاه نمی کنه
.و ردایی که کل بدنو می پوشونه. مثل یه جادوگر !عالیه
!بی نقصه
.یه سری چیزای دیگه هم آوردم که گفتم نیازت می شه
من تازه به مالت اومدم، پس از یکی خواستم .بهترین مغازه های شهرو نشونم بده
...به نطر فکر بدی میومد که بذاری بقیه دست و پاهاتو ببینن
.چه دختر با ملاحظه و مهربونی
! الانه که گریهام بگیره !فقط از لحاظ فیزیکی نمی تونم
رنت؟
...نه، چیزی نیست
.همین الان می پوشمشون
حرکت تو اینا آسونتر از چیزیه که فکر می کردم
یه ذره دیدمو از دست می دم ولی باید بتونم ...یکی دوتا هیولا بکشم
خوشت میاد؟
.اینا عالین
.خوبه
.تازه خیلی با ایهت هم به نظر میای. مثل یه گردن کلفت
No comments yet. Be the first to leave one.