نخستین 200 خط.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
دارم میگم دو جین وو نمیتونه برگرده
واسه چی نتونه
وقتی گوکدو سالم و سرحال اینجاست اون چطوری میخواد برگرده
پس فکر کنم اگه تو بری همه چی حل میشه
ها؟
میگم ناپدید شو گوکدو
لطفا ناپدید شو
وایسا
... پروفسور
! پروفسور دو
پروفسور
پروفسور بیدار شو
پروفسور لطفا پاشو
پروفسور
!بیدار شو لطفا پروفسور
...من
برگشتم اون دنیا؟
...نبض نداره
پروفسور
بیدار شو لطفا پروفسور
من خیلی بد حرف زدم
ناپدید نشو
لطفا برگرد گوکدو
!لطفا برگرد گوکدو
چه پروفسور باشی چه گوکدو برام فرقی نداره
دیگه با نق زدنام اذیتت نمیکنم
لطفا فقط برگرد
لطفا برگرد گوکدو
حتما پای حرفت بمون
...گوکدو
باهام چیکار کردی؟
گوکدو حالت خوبه؟
جاییت درد نمیکنه؟
نه
واقعا از هر انگشتت یه هنر میریزه اولش منو میکشی بعد زندم میکنی
من واقعا فکر کردم
داری میمیری
...هوف واقعا
-اون روز بالاخره میرسه چطوری میتونی اون کار رو کنی؟-
-وقتی تو با مرگ بهم زندگی بدی زهره ترکم کردی-
تو برام مثل زهر میمونی دختر
منکه پام درد نمیکنه مجبوری همچین کنی؟
راستشو بگو
واقعا نیتت مراقبت از منه یا فقط میخوای دستمالیم کنی؟
دوست داری حالا که آویزونتم با اولین مهرهی گردنت آشنات کنم؟
اطلاعات عمومیت زیاد میشه
روزی یه بار منو بکش
چیِ مردن خوبه؟
تو گفتی پادشاه جادهی بعد از مرگ بودی
چه تو این دنیا چه اون دنیا
بیشتر زندگیت مرده نبودی؟
چرا بودم
بودم ولی
الانکه دوباره میبینمت
بودن تو این دنیا همچین بدم نیست
خب اگه از این دنیا خوشت میاد مواظب خودت باش
قلبت دوبار از کار افتاده نباید سرسری ازش رد شی
از اونجا که علت اصلی مشکل قلبیم تویی
اونی که باید مواظب باشه خودتی
مشکل؟
من؟
چطور مگر؟
آهاااا
از شدت خوشگلیم سکته میکنی؟
جدی از اعتماد به نفس زیادیت ممکنه سکته بزنم
هع
الان میفهمم چرا ملت با خشم سرکوب شده میرسن اون دنیا
یکم مزاح فرمودم فضا عوض شه
بیشتر چرند فرمودی
مزاح با چرند یکیه دیگه
مزاح یه جور اشتباهه ولی چرند از توهم زدن میاد
تو اشتباه نکردی توهم زدی که ممکنه آدم به فنا بده
شما پرفسور علوم انسانی تشریف دارین؟
چرا انقد مته به خشخاش میذاری؟
چه مته بذارم چه نه باید حواست به حرفات باشه
مواظب حرفام؟
یهویی چرا؟
چون با یه کلمه حرفت میتونی بفرستیم اون دنیا و برم گردونی
نکنه
داری میگی به خاطر حرف من سکته کردی؟
چون شوکه شدی؟
بروو
بیخیال الکی میگی نه؟
اونجوری فوشم دادی توقع داشتی شوکه نشم؟
چجوری دلم نشکنه؟
چون صورتم جوون و خوشگله که نباید
فکر کنی قلبمم همونجوریه
بعد هزاران سال رنج کشیدن
پیر و له و لورده شده
همین الانم بیوفتم بمیرم تعجب نکنی
اگه حرفای من چرندن حرفای تو هم زخم زبونن
زخم زبونایی که روان آدم رو به هم میریزن
"گوکدو شرم آوره، دوسش ندارم، گوکدو غیب شو"
به اینا میگن زخم زبون
ببخشید
هان گی جولِ دکتر میگه نباید تحت فشارت بذارم
ولی انگار هان گی جولِ انسان از پسش برنمیاد
از این به بعد یکم جلو خودمو میگیرم و بیشتر تلاش میکنم
با یکم جلو خودتو گرفتن حل نمیشه
کلمات قدرت کشتن و نجات دادن دارن
پس
هیچوقت نگو
گوکدو باید ناپدید شه
وگرنه
اون گوکدویی که میشناسی مثل حباب غیب میشه میره هوا
مثل پری دریایی کوچولو؟
واقعا مثل داستان بچه ها میمونه
آخر همه ی افسانه ها تلخه
چون آدما همون کاری رو میکنن که بقیه گفتن انجامش ندن
نگران نباش
بهت که گفتم پایان های تلخ سلیقم نیستن
دیگه اصلا اصلا اصلا
بهت نمیگم گم شی
قول؟
سعی میکنم سرنوشتمو بسپارم دستت
گفتم خوبم که
برات وقت آزمایش عصبشناسی و قلبشناسی گرفتم باید آزمایش بدی
اینهمه؟
من واقعا خوبم برا چی سری که درد نمیکنه رو دستمال ببندیم؟
نه نباید مریض باشی
چیه؟
چه خبره؟ شما چه خری هستین؟
کی هستین؟
آماده ایم جناب مدیر
جناب مدیر وارد میشوند
رئیس مافیایی؟واسه چی لشکرکشی کردی اینهمه؟
مافیا چیه؟
مدیر لی اونگ چول؟
درسته لی اونگ چول مدیر شرکت بولها هستم
بعله منو میشناسه
وقتی حتی اخبارم نگاه نمیکنی اونگ چول رو از کجا میشناسی؟
منم تو کمپانیش سهام دارم
شیش تا
احتمالا به خاطر سقوط سهامتون سرتون شلوغه
چرا تشریف آوردین اینجا جناب مدیر؟
...وضعم به اون وخیمی که شما میگی هم نیست حالا
واسه چی میخواد اومده باشه؟ اومده منو همراهی کنه دیگه
وایسا ببینم از کجا همو میشناسین که اومده همراهیت کنه؟
...من- بسپارش به من-
بنده توضیح میدم
یک مدیر موفق باید به زندگی تک تک کارمندانش اهمیت بده
این است راز طول عمر کمپانی بولها با بیش از یک قرن تجربه
نگران نباش ورشکست نمیشیم
هوی کارمند بزن بریم
"کارمند بزن بریم"؟
کارمند چشه مگه؟
بیا بریم
"بیام بریم"؟
لطفا بیاین؟
!هیونگ
اونگچول هیونگ؟
چرا مثل غریبه ها حرف میزنی؟
از من خجالت میکشی؟
...هیووونگ- ...وایسا-
!سهامم سقوط میکنه
هیونگ؟
هیونگ؟
!گفتم سهامم سقوط میکنه عنتر نکبت
درسته
هر مدیر موفق خرپولی یکی دو تا فامیل قایمکی داره
بله درسته
در هر حال که سهاممون تهِ چاهه
قبل از اینکه برسه مرکز زمین اون نکبت رو با خودم میبرم
!ای نکبت بریم! زود باش بریم
بیا- به به چه کیفی داد-
یه لحظه
هرچقدرم که نگران سهامتون باشین
چطور دلتون میاد یه آدم مریض رو قبل از اینکه خوب بشه مرخص کنین
آها که اینطور
لابد پروفسورمون براتون
فقط یه مزاحمه
هی الان اگه بزنی زیر گریه عجیب غریب میشه
نه آخه من نمیتونم ناحقی رو تحمل کنم
نمیشه اجازه همچین چیزی رو بدم
همینجا خووب استراحت کنید
هروقت همه آزمایش ها تموم شدن اونوقت مرخصشون میکنم
نه آزمایشا خیلی زیادن من حالم خوبه
همین الانم میتونم برم اونگچول بزن بریم
هنوز دوتا آزمایش دیگم میخواد بگیره- ها؟ گفتم باید استراحت کنی-
زودباش دراز شو رو تخت چشماتم ببند
خب بریم
جان؟
ها؟- آفرین-
حالا راحت بخواب
..خُرخرم میکنه
هان گی جول مثل نوکرش بهتون دستور میده؟
با عقل جور درمیاد؟
نه که نمیاد
اگه با چشمای خودم ندیده بودم باور نمیکردم
نبودی ببینی مثل سگ خونگیش به حرفش گوش میکرد
چند بار بگم بهتون؟
از عوارض لطفی که به مامانش کردمه
افتادم تو چاهی که خودم برا خودم کندم- به هر حال-
اینکه فرستادتتون اون دنیا حقیقت داره؟
ولی چجور آدمی انقدر قدرت داره؟
اینجوری پیش بره مرده رو هم نمیتونه زنده کنه؟
داری زر مفت میزنی
کسی که رفته اون دنیا رو چجوری میخوای برگردونی؟
فقط نگرانم
No comments yet. Be the first to leave one.