نخستین 200 خط.
.بلیطتون لطفاً - .آه، بله
.به خارج از کشور خوش آمدید، خانوم دبنهام .متشکرم -
« ،قایق بوسفوروس به زودی از » « ...ایستگاه سیرکِکت استانبول برای »
« .پیوستن به قطار سریع السیر شرق، حرکت میکند »
. بفرمایید بلیطتون، آقای پوآرو .ببخشید که هنوز، یه ساعت وقت دارید
.خُب، پس، لطفاً منتظر نمونید
منتظر نمونم؟ بعد از این همه کاری که برای ما کردید، آقای پوآرو؟
.آه
،دستورات ژنرال، برای اطمینان .از امن بودن سفر شما بود
،ضمناً ازم خواست که ...بازم از شما تشکر کنم
،به خاطر نجات شرافت .پادگان انگلیسی در اُردن
.اعتراف فرمانده بجا و به موقع بود میگم!!...چه جوری این کارو کردید؟
،همون روش قدیمی خورد کردن شست میدونی که، با شکنجه؟
،بله. خُب، شما میتونید به محض .رسیدن به استانبول، استراحت کنید
،کِلـ...کلیسای سانتا سوفیا .واقعاً باشکوهه
تا حالا دیدیش؟ - .نه -
.یالّا
.تکون بخورید، یالّا
.بلندشید. یالّا
چوپ-چوپ
...آه...امیدوارم کار درستی کرده باشیم
،که اسم شما رو بجای بخش آسیایی .تو یه هتل تو بخش اروپایی ثبت کردیم
،نسبت به هیچکدوم از قارّه ها .تعصّبی ندارم
.عبور از تنگه باید خوشایند باشه .بوسفور همیشه آرومه
از تنگه عبور کردین؟ - .نه -
، خوش آمدید، سرهنگ آربو ...آربو...آربوت
.آربوتنات
« ،قایق بوسفوروس به زودی از » « ...ایستگاه سیرکِکت استانبول برای »
« .پیوستن به قطار سریع السیر شرق، حرکت میکند »
.الآن نه. الآن نه. وقتی همه چی تموم شد .وقتی پشت سر گذاشتیم. بعداً
.چه کوتوله بامزه ای .شبیه قورباغه-س
.شب به خیر، آقا .از این طرف، لطفاً
،بفرمایید، بالاخره...یه .دوست...پیدا شد
.آقای...پوآرو
!آه..ها...ها...ها...بیانکی حالت چطوره، دوست من؟
.از دیدنت خوشحالم - .منو از سکته ناقص نجات دادی -
.بشین - .متشکرم -
خوب شام نخوردی، هان؟ - !نه -
.کیفیت سیخ هاش بهتر از خود کبابه
،بطری شرابش هم .مشهور تر از شراب توشه
.و...اینم از قهوه-ش
.خوشبختانه، از لندن منو خواستن .امشب حرکت میکنم
با قطار سریع السیر شرق؟ - راه دیگه ای هم هست؟ -
.به به! یه همسفر بامنه .عالیه
خُب، کجا شام بخوریم؟
.شرمنده ام، آقای پوآرو
،تو کلّ قطار یه تخت خواب .درجه یک، پیدا نمیشه
چی؟ تو ماه دسامبر؟ - .بله تو ماه دسامبر، آقا -
مگه بلغارستان علیه ترکیه، اعلان جنگ داده؟ حکومت اشرافی از کشور فرار میکنه؟
...من راهبر قطارم
،آقای هرکول پوآرو نه تنها یه کارآگاه ..بین المللی مشهور و ممتاز هستن
،بلکه یکی از دوستان .شخصی من هم هستن
...آقای بیانکی، آقای پوآرو
.آه، شجاع باش، دوست من .یه کاریش میکنیم! باید بریم
« ،قطار سریع السیر شرق، راس ساعت 9:00 » « .بعد از ظهر، سکّو را ترک میکند »
« ...به سمت اوزونکورپو، صوفیه، بلگراد »
« ،زاگرب، برُد، تِریست » « ...ونیز، میلان، لوزان »
« ،بازل، پاریس، کالِی » « .با اتصّال به خط لندن »
« تکرار به زبان فرانسه »
.شب به خیر، پی یر
!با احترام، بانو پرنسس .شماره 14
.فراولین اشمیت، خوش آمدید - .عصر به خیر -
.تخت شماره 6
.ممنونم - .خواهش میکنم -
« ،قطار سریع السیر شرق، راس ساعت 09:00 » « .بعد از ظهر، سکّو را ترک میکند »
.خانوم هابارد .باعث افتخاره، به شما سلام کنم
،شماره مورد علاقه-تون . تخت 111، مال شماست
.بفرمایید...آقای بیانکی، خوش آمدید .مثل همیشه، شماره 9
،ممنونم پی یر .میدونم که جا نداری
،باورنکردنیه، آقا. تمام دنیا .امشب رو برای مسافرت، انتخاب کردن
،با همه این حرفا، باید برای .آقای پوآرو، جا پیدا کنی
آقای هرکول...پوآرو ؟ ...همون، مشهورترین
،دقیقاً. و ایشون یکی از .دوستان شخصی من هستن
،لطفاً..منو...خوب ...راهنمایی کنید
.فروکن اولسون، عصر به خیر .تخت شماره هفت !هفت
چیزی گم کردین؟
،مدال کوچیک...سن کریستوفرم ...برام خوش شانسی میاره و از
.از...شرّ شیطون نجاتم میه
،خانوم، خانوم، دندون شانس .مال اسب آبی سن آگوستینه
بودای خوش یُمن، خانوم؟ -
.خدا رو شکر، سن کریستوفرم .سن کریستوفر
،ببین، از لندن دوستم رو ...فوری خواستن
.یه امر مهمّ بین المللیه
...و من شخصاً، بهش اطمینان دادم
،که شما، امنیت جاش رو .تا کالِی فراهم میکنید
،ولی، آقای بیانکی، من - ...هکتور -
،ببخشید، ببخشید، آقایون ...آقای رَچت از قبل رزرو کردن
..و باید خدا رو شکر کنیم .که میتونیم فوراَ سوار بشیم
.آه...آقای رَچت .به کوپه 10 خوش آمدید
،آقای بدوز .تخت پایین، کوپه 1
،آقای مک کوئین .تخت پایین، کوپه 4
.تخت بالایی، طبق قرارمون -
.حالا دیگه پی یر، هوا سرد شده
،میتونیم آقای پوآرو، رو تو کوپه 16 .که همیشه خالی نگه میداریم، جا بدیم
،اونجا اشغاله، آقا .آقای هاردمن اونجاست
،پس، در مقام راهبر قطار ...بهت دستور میدم، آقای پوآرو، رو
،همونجایی که میدونیم خالیه، تخت بالای .آقای مک کوئین، کوپه 4 جا بدی
آقا؟
.میتونی حداقل 2 تا انعام بگیری
.عذر میخوام آقا - .ببخشید -
.عذر میخوام
،خُب...شوهر دوّمم، آقای هابارد .شرّ به پا میکنه
،نه جایی برای کیف آرایشم هست ...نه یخ برای آب خوردن
،شیر آب گرم هم که انگار .آروغ میزنه تا آب بیاد
.عذر میخوام
.شجاع باش، دوست من .این آخرین کوپه قطاره، به جز یکی
.عذر میخوام
،نه. من...من...فکر کنم .فکر کنم اشتباه شده
« تکرار جمله به زبان فرانسه »
،آقای مک کوئین .تخت دیگه ای تو قطار نیست
.آقای پوآرو باید بیاد اینجا .بفرمایید آقا، همه چیز مرتبه
،تخت بالایی مال شماست .شماره 4. یک دقیقه دیگه حرکت میکنیم
،معذرت میخوام اگه اینجا .باعث زحمتتون شدم
،اگرچه، فقط یه شبه .تا برسیم به ایستگاه بلگراد
،آه، بله، ایستگاه بلگراد .شما...شما پیاده میشین
از غذای هتله بهتره؟
،شاید مِنو رو برای یادگاری .پیش خودم نگه دارم
،هکتور، من 3 تا کاسه مُشبّک اسلامی .مربوط به قرن 13، سفارش دادم
.و 6 تا هم جام
،فقط 5 تا جام تحویل دادن ...یکیشون هم لب پَر شده
.که موقع پول دادن سالم بود .دولّا، پهنا پولشو دادم
.از بلگراد یه تلگرام بفرست - .بله. بله، آقای رَچت -
موضوع چیه؟ .انگار خسته ای
.بد خوابیدم - جدّی، چرا؟ -
،یارو بلژیکیه .رو تخت بالایی خرخر میکرد
واقعاً؟ نامه بدون جوابی تو پوشه نمونده؟
.آآ... فقط یه تعداد ناشناس - نمیتونیم که بهشون جواب بدیم، میتونیم؟ -
...بهتره بری بگیری بخوابی
.تا اون بلژیکیه برنگشته تو کوپه
.برو
.سلام. هاردمن هستم .دیک صدام کنید
.فوسکارلّی. جینو صدام کنید - حالتون چطوره؟ -
.بدوز
.آقای...بدوز
.آه، به خاطر قلم بالزاک
،مدت 3 روز، تمام این افراد ...این افراد کاملاً غریبه
،در قطاری یکدیگر را ملاقات میکنند .که موتور آن، سرنوشتشان را رقم میزند
.بله، میدونم .هردومون به شوهره حسادت میکنیم
،شو...شوهره مثل پارچه کت شلوارش، انگلیسیه؟
.آه، خداوند منع کرده .یه مجارستانیه دمدمی مزاجه
،اگه به زنش نگاه کنی .طلاق میگیره تا دیپلمات باشه
.خدارو شکر که ما جوون نیستیم
،شوهر دوّمم گفت همیشه بقیه پولتو .به دلار بخواه، یا حداقل، لیره استرلینگ
محض رضای خدا، دراخما دیگه چیه؟
چیزه..بهش چی میگین؟ ...پول رایج
:علاوه بر این، شوهر دوّمم گفت "...یه کتاب آگهی غذا بگیر، مامان"
".و دیگه اصلاً مشکلی نخواهی داشت" .ولی اینطور نیست
.اول اینکه این 10%، انعامه - .فکر میکنم خانوم اولسون سرش درد میکنه -
میشه ما رو ببخشید؟ .میریم کوپه مون خانوم هابارد
،اگه واجبه، باعث خوشحالیه. اگه آسپیرین .نیاز دارید، من همیشه تو کیفم دارم
.به داروهای خارجی اعتماد ندارم
،باید ببخشید .خانوم هابارد داره میاد سراغمون
چش شده؟ قطارزدگیه یا چیز دیگه-س؟
،به قول گرتا گاربو مقدّس .میخوام تنها باشم
دستورتون، برای شام امشب؟
،لطف میکنی اگه برام .یه تخم مرغ آب پز سِرو کنید
،با یه سیب زمینی تازه .و یه سالاد سبزی کوچیک ساده
!هیلدگارد
اون بانوی باشکوه کی بود؟
.شاهزاده دراگومیروف - .آه، شنیده بودم -
،عذر میخوام، آقا. ممنون میشم .اگه لطف کنی آتیش بدی
.بله، حتماً
.متشکرم .من رَچت هستم
،میشه افتخار هم صحبتی با آقای هرکول پوآرو رو داشه باشم؟
،افتخار، احتمالاً آقای رَچت .ولی قصد و غرضتون، قطعاً
،از من آتیش خواستید. منم کبریت .دادم خدمتتون، و شما استفاده نکردید
،هر کس که خستگی روحی حاد .نداشته باشه، همین نتیجه رو میگیره
.فوق العاده-س .بشینید، قربان
.یه لحظه - .فقط یه لحظه -
.خیلی ممنونم
،خُب، آقای پِرو
.پوآرو - چطوری؟ -
.پوآرو - .آه، پرو. درسته -
،فقط خواستم بگم که تو مملکت من .سریع میریم سر، اصل مطلب
.میخوام، یه کار بهتون پیشنهاد کنم
.یعنی یه پول هنگفت .خیلی هنگفت
،مورد چیه، یا اینکه، به قول خودتون چه کاری رو میخوایید که قبول کنم؟
.آقای پرو، من ثروتمندم
،طبیعتاً، آدمایی در موقعیت من .دشمنانی هم دارن
.فقط یکی - منظورت از این حرف چیه؟ -
،صرفاً، زمانی یه نفر در موقعیت شما ...همونطور که میگید، دشمنانی داره
،که معمولاً، فقط با یک دشمن .موضوع رو حل و فصل نکرده باشه
.آه. آه، مطمئناً. مطمئناً .درک میکنم
حرفه شما چیه؟
.من بازنشسته ام
تو چه کاری؟ - .تجارت -
چه نوع تجارتی؟ .غذای بچه
آخه، چه اهمیتی داره؟ .چیزی که مهمّه، امنیت جونمه
جونت در خطره؟
.تهدید به مرگ شدم، آقای پِرو
،منشی من، دو تا نامه رو .تو پوشه مکاتباتم، نشونتون میده
،و من...میتونم این رو .نشونتون بدم
.زیر بالشم میذارم
...آقای پرو
.پنج هزار دلار
نه؟ ده هزار تا؟
.پونزده هزار تا
،آقای رَچت ...من به اندازه کافی، پول درآوردم
،هم برای تامین نیازهام .و هم برای ارضای هوس هام
،در حال حاضر مواردی رو قبول میکنم ...که جلب توجّهم کنه
No comments yet. Be the first to leave one.